مذاكرات اسلام آباد

یک گیگابایت اینترنت ۵ میلیون تومان؛ وقتی تبعیض، «حجاب خرد» و خنجری بر پیکر همبستگی می‌شود / چرا تحلیلگرانِ «برخوردار» نمی‌توانند از عدالت سخن بگویند؟

یک سال پیش، من نیز برای سه ماه به این «اینترنتِ سفیدِ» انحصاری دسترسی داشتم؛ اما با تکیه بر همین منطقِ علوی، از آن انصراف دادم. حتی در این روزهای پرالتهاب و کورانِ اضطراب‌آورِ جنگ نیز، وسوسه‌ی بازگشت به آن حصارِ امنِ دیجیتال به سراغم آمد، اما عقب نشستم. چرا که به لحاظِ علمی و اخلاقی باورِ عمیق دارم بهره‌مندی از امکاناتِ ویژه و گلخانه‌ای در زمانه‌ی رنجِ عمومی، تنها به انباشتِ خشم و بازتولیدِ نفرتِ پنهان در کالبدِ جامعه می‌انجامد.حقیقتِ عریان این است دوستانِ من: ما هرگز نمی‌توانیم با شمشیرِ «تبعیض»، به جنگِ «تبعیض» برویم.

گروه اندیشه: دکتر جواد حیدری در مطلبی که در اختیار خبرآنلاین قرار داده، در باره ماجرای اینترنت سیاه و سفید نوشته است. او در مطلب خود نشان می دهد که نه فقط به انسداد دیجیتال معترض است، بلکه در صدد کالبدشکافی اخلاقی پدیده‌ای است که آن را «مهلک‌ترین بیماری تاریخ» یعنی تبعیض و رانت ارتباطی می‌نامد. روایت حیدری از یک گیگابایت اینترنت پنج میلیون تومانی آغاز می‌شود و به یک پرسش بنیادین ختم می‌گردد: آیا می‌توان در حالی که از «رانت ارتباطی» (اینترنت سفید) بهره‌مندیم، نسخه‌ای برای عدالت و صلح بپیچیم؟

حیدری با گره زدن مفاهیم مدرنی چون «تضاد منافع» (Conflict of Interest) به حکایت‌های فقهی و سیره علوی، استدلال می‌کند که ذی‌نفع بودن، حجاب خرد است. او با نقدِ صریح چهره‌های سیاسی و فکری، مدعی است که برخورداری از امکانات ویژه در زمانه‌ی رنج عمومی، تنها به بازتولید خشم و نفرت می‌انجامد. پیام اصلی مطلب یک نهیب اخلاقی است: برای مبارزه با تبعیض‌های بزرگ، ابتدا باید از سکوی تبعیض‌های کوچکی که در آن ایستاده‌ایم، پایین بیاییم؛ چرا که با شمشیر تبعیض نمی‌توان به جنگ تبعیض رفت. نویسنده با پیوند زدن این تناقض مدرن به یک حکایت فقهی درباره «تضاد منافع» و مانیفست عدالت‌خواهی علوی، نشان می‌دهد که ذی‌نفع بودن در یک ساختار نابرابر، ناخودآگاه خرد و حقیقت را ذبح می‌کند. او با نقد صریح اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبانی که پشت دیوارهای امن اینترنت انحصاری پناه گرفته‌اند، هشدار می‌دهد که این بهره‌مندی گلخانه‌ای از امکانات ویژه در روزگار رنج عمومی، نه تنها کمکی به حل بحران‌ها نمی‌کند، بلکه به انباشت خشم و تولید نفرت در کالبد جامعه دامن می‌زند. صلح و عدالت هرگز از مسیر سازش با رانت و تبعیض حاصل نخواهند شد. این مطلب را در ادامه می خوانید: 

****

پس از چندین هفته تبعیدِ ناخواسته از جهانِ آزادِ اطلاعات، سرانجام با پرداخت بهایی گزاف — پنج میلیون تومان تنها برای یک گیگابایت حجمِ نیمه‌جان — توانستم از سدِ فیتلرینگ عبور کنم. سرعت چنان نحیف است که تنها مجالی برای خواندنِ کلماتِ مکتوبِ مخاطبانم یافتم. درنگی کردم؛ با این «یک گیگابایت» که با هزینه‌ای چنین سنگین به دست آمده، چه کلامی می‌توان گفت که حقِ مطلب را ادا کند و بارِ اخلاقیِ آن بر دوشم سنگینی نکند؟

نگاهم به پیام‌های دوستان عزیز افتاد و دریافتم که در این انسداد دیجیتال، بسیاری از شما عزیزان از موهبتِ «اینترنتِ سفید و بدون محدودیت» برخوردارید. همین تضادِ ظاهراً ساده، مرا به تأمل در بابِ مهلک‌ترین و مزمن‌ترین بیماریِ تاریخِ بشر واداشت: «تبعیض».

تبعیض، صرفاً یک نابرابریِ گذرا نیست؛ شبکه‌ای درهم‌تنیده و زاینده است که تمامِ شرورِ بشری — از جنگ‌های خونین تا فقرِ ساختاری و فسادِ نهادینه — از رَحِمِ آن متولد می‌شود.در روزگارِ تحصیلِ فقه در دانشگاه امام صادق ع، حکایتی عمیق از یکی از فقیهانِ سلف آموختم که امروز بیش از هر زمانِ دیگری معنا می‌یابد. از ایشان درباره‌ی حکمِ شرعیِ چاهِ آبی که موشی در آن افتاده و مردار شده بود، استفتاء کردند.

آن عالمِ بزرگوار، پیش از صدورِ فتوا، دستور داد تا چاهِ آبِ خانه‌ی خودش را با خاک پُر و کور کنند. چرا؟ چون به‌خوبی دریافته بود که «ذی‌نفع بودن»، بزرگ‌ترین حجابِ خرد و عدالت است. او از منظرِ روان‌شناسیِ اخلاق می‌دانست تا زمانی که خود از چاهِ آب بهره‌مند است، «تضادِ منافع» (Conflict of Interest) مانع از صدورِ حکمی بی‌طرفانه می‌شود و ناخودآگاهِ او، استنباطِ علمی‌اش را به سودِ منافعِ شخصی‌اش مصادره خواهد کرد.

اکنون، در این ده روزِ غیبتِ من، دیدم که قریب به هفت هزار پیام در این گروه تبادل شده است؛ تحلیل‌هایی درباره‌ی پدیده‌ی شومِ جنگ و راهکارهای برون‌رفت از آن. اما پرسشِ بنیادین و تلخِ من از بزرگواران (از ... که از دیدن ما در انقلاب به وجد آمده است و از ... و ... که مستأصل شده اند) این است: آیا می‌توان بر سکویِ «تبعیض» (داشتن اینترنت سفید در برابرِ جامعه‌ی محروم) ایستاد و برای محوِ «تبعیضی» دیگر به نامِ جنگ، نسخه‌ی شفابخش پیچید؟ آیا تحلیلِ جنگ از موضعِ یک شهروندِ برخوردار از رانتِ ارتباطی، به همان خطایِ شناختیِ آن فقیهِ صاحبِ چاه دچار نمی‌شود؟

در اوراقِ تاریخ، دیالوگی تکان‌دهنده میان علی (ع) و فاطمه (س) ثبت است که فراتر از یک روایتِ مذهبی، یک مانیفستِ بی‌نظیر در جامعه‌شناسیِ «همبستگیِ اجتماعی» است. روزی فاطمه (س) از همسرش می‌پرسد که چرا برای فرزندانمان، حسن (ع) و حسین (ع)، کفش تهیه نمی‌کنی؟ پاسخِ علی (ع)، تجلیِ درکِ عمیق از روانِ جامعه است. او می‌گوید: «نمی‌خرم، تا اگر شبی مردی تهی‌دست به خانه رفت و توانِ خریدِ کفش برای فرزندانش را نداشت، در برابرِ همسرش سرشکسته نشود و بگوید: باکی نیست، فرزندانِ علی نیز پابرهنه‌اند.»

علی (ع) می‌دانست که به عنوان یک فرد، قادر نیست فقرِ ساختاریِ کل جامعه را یک‌شبه ریشه‌کن کند؛ اما می‌دانست که با «زیستِ هم‌دلانه» می‌تواند زهرِ کشنده‌ی فقر را برای آسیب‌دیدگان تقلیل دهد. او می‌دانست که رنجِ مشترک قابلِ تحمل‌تر از رنجِ آمیخته با تبعیض است. آیا کسی که اینترنت سفید دارد برای اکثریت مطلق جامعه که اینترنت سیاه دارند می‌تواند دم از عدالت بزند؟ می‌تواند دم از انصاف بزند؟ یا بر عکس، در جامعه تولید خشم و نفرت خواهد کرد که همچنان کرده است. آیا اصول‌گرایی که خط سفید دارد به اصلی پایبند است؟ آیا اصلاح‌طلبی که خط سفید دارد به اصلاح اعتقاد دارد؟

یک سال پیش، من نیز برای سه ماه به این «اینترنتِ سفیدِ» انحصاری دسترسی داشتم؛ اما با تکیه بر همین منطقِ علوی، از آن انصراف دادم. حتی در این روزهای پرالتهاب و کورانِ اضطراب‌آورِ جنگ نیز، وسوسه‌ی بازگشت به آن حصارِ امنِ دیجیتال به سراغم آمد، اما عقب نشستم. چرا که به لحاظِ علمی و اخلاقی باورِ عمیق دارم بهره‌مندی از امکاناتِ ویژه و گلخانه‌ای در زمانه‌ی رنجِ عمومی، تنها به انباشتِ خشم و بازتولیدِ نفرتِ پنهان در کالبدِ جامعه می‌انجامد.حقیقتِ عریان این است دوستانِ من: ما هرگز نمی‌توانیم با شمشیرِ «تبعیض»، به جنگِ «تبعیض» برویم.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2215321

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =