مظاهر گودرزی: خیلی از شیوع ویروس کرونا نگذشته، حافظه تاریخیمان هنوز آن روزها را یاآور است، مواجهه با ویروسی ناشناخته سبب شده بود پروتکلهای بهداشتی پستسرهم تغییر کنند، یکبار گفته شد استفاده از ماسک ضرورت ندارد اما بعدتر اعلام شد حتما از ماسک استفاده شود. مدارس و دانشگاهها تعطیل شدند و خیابانها خلوت شد، برخی از کشورها ایده قرنطینه را اجرا کردند و کسی اجازه نداشت از خانه خارج شود، در تمام آن روزها یک صدا زیاد شنیده میشد، اینکه دانشمندان مشغول ساختن واکسن هستند، انتظاری که با حواشی زیادی مواجه شد، همان روزها بود که گروههای ضد واکسن در همه جای دنیا فعال شده بودند، تبلیغات میکردند و آدمها را از تزریق واکسن میترساندند، در ایران هم چنین گروههایی بودند، اما ما در اینجا علاوه بر ایدههای ضد واکسن با برخی محدودیتها درباره واردات واکسن هم مواجه بودیم، مسئلهای که بهجای بحث علمی تبدیل به مناقشه سیاسی هم شده بود، تحریمهای بانکی و محدودیتهای دسترسی به واکسنهای ساخته شده در جهان باعث شد در این دسترسی اختلال ایجاد شود، اما بالاخره واکسنها از جاییکه امکان داشت رسیدند، تزریقها انجام شد، اتفاقی که خیلی از کشورها بسیار قبلتر از ایران تجربه کردند، روند ایمنی عمومی سیر صعودی گرفت و ویروس کرونا هم کمتر فرصت کرد جهشهای خطرناکی داشته باشد تا اینکه بالاخره همه چیز دوباره عادی شد.
ما در آن بازهی تاریخی و در تجربه شیوع ویروس کرونا شاهد تاثیر واکسن بودیم، اینکه اگر به علم تکیه بزنیم بالاخره راهی پیدا میکند، البته این ایده قبلتر هم پاسخ داده بود، شاید یکی از جالبترین آنها ساخت واکسن فلج اطقال باشد، واکسنی که آدمها را از «ریههای آهنی» نجات داد. بیبیسی جهانی درهمینباره گزارشی نوشته است، این گزارش درباره پزشکی است که بالاخره موفق شد واکسن فلج اطفال را بسازد اما اصلاً برای ثبت اختراع آن به نام خودش تلاش نکرد، او اولین واکسنهای فلج اطفال را برای خانوادهاش تزریق کرد، این واکسن فقط یک سال زمان لازم داشت تا تاثیر فوقالعاده خودش را نشان بدهد.

ورود به تاریخ
در گزارش بیبیسی آمده که: «در ۱۲ آوریل ۱۹۵۵، دکتر جونا سالک ( Jonas Salk) اعلام کرد که واکسن فلج اطفال او ایمن و مؤثر است. این خبر نه تنها یک دستاورد علمی بزرگ بود، بلکه امیدی تازه به میلیونها خانواده در سراسر جهان بخشید. واکسن سالک جان بیشمار کودکان را نجات داد، اما سالک از سود مالی آن صرفنظر کرد و این نوآوری را به هدیهای عمومی تبدیل کرد. یک خبرنگار آمریکایی آن زمان نوشت: «انسانیت یکی از روشنترین اخبار تاریخ خود را دریافت کرد.»
یکی از جنبههای برجسته شخصیت سالک، دیدگاه او درباره مالکیت علمی بود. وقتی در تلویزیون از او پرسیده شد که مالکیت حق اختراع واکسن با چه کسی است، پاسخ داد: «میتوان گفت مردم. هیچ حق اختراعی وجود ندارد. آیا میتوان خورشید را حق ثبت اختراع کرد؟»
این جمله نشاندهنده نگرش منحصر به فرد سالک به علم و اخلاق حرفهای است؛ او باور داشت که علم و دستاوردهای پزشکی باید در خدمت همه انسانها باشد و نه برای سود شخصی. این تصمیم باعث شد واکسن فلج اطفال به یک هدیه جهانی برای کودکان بدل شود و الهامبخش بسیاری از پژوهشگران و خیریهها در سراسر جهان گردد.
بحران فلج اطفال
پولیو یا فلج اطفال، بیماریای بود که تا آن زمان هیچ درمان یا پیشگیری مؤثری نداشت. در سال ۱۹۵۲، ایالات متحده رکورد ۵۷,۶۲۸ مورد ابتلا را ثبت کرد. این بیماری میتوانست فلج ستون فقرات و مشکلات تنفسی ایجاد کند و بیماران برای تنفس در دستگاههای بزرگ فلزی به نام «ریه آهنی» قرار میگرفتند. این دستگاهها همراه با بریسهای پای کودکان به نماد همیشگی فلج اطفال تبدیل شدند. مردم از رسیدن تابستان، زمانی که شیوع بیماری بیشتر بود، به شدت هراس داشتند.
جودی زوگران، پرستاری که در بیمارستان پیتسبرگ کار میکرد، به بیبیسی گفت: «یک روز پسر کوچکی فوتبال بازی میکرد و روز بعد در ریه آهنی محبوس بود، فریاد میزد و نمیدانست چه اتفاقی میافتد.» هرچند کمتر از ۱٪ مبتلایان دچار فلج میشدند، اما تعداد بیماران بسیار زیاد بود و بسیاری روزها، ماهها یا حتی سالها در ریه آهنی باقی میماندند. پرستاران تنها با شستوشوی مداوم دستها از خود محافظت میکردند و بارها دچار درد و زخم دست میشدند.
رقابت علمی و مسیر توسعه واکسن
تا اواخر دهه ۱۹۴۰، دانشمندان دریافتند که ویروس فلج اطفال از طریق روده وارد جریان خون میشود. در این زمان، دو محقق مسیرهای متفاوتی را برای تولید واکسن انتخاب کردند. دکتر آلبرت سابین، استاد پزشکی کودکان دانشگاه سینسیناتی، معتقد بود که باید آهسته و با دقت حرکت کرد و کشفیات خود را گام به گام انجام داد. در مقابل، سالک پژوهشی سریع و هدفمند در دانشگاه پیتسبرگ انجام میداد و پیشتر واکسن موفق آنفلوآنزا را برای نیروهای نظامی تولید کرده بود.
حمایتهای مالی به سالک امکان داد آزمایشگاه خود را در قلب بیمارستان تأسیس کند، در محاصره بیماران مبتلا به فلج اطفال. او و تیمش از ویروس غیر فعال برای ساخت واکسن استفاده میکردند و بارها تلاش کردند آنتیبادیهای مورد نیاز برای مقابله با ویروس را تولید کنند. سالک درباره مسیر پژوهش گفت: «راهحلها نیازمند تلاش مداوم و صبورانه بودند. در طول کار، فرصتهای پیشبینینشدهای ظاهر شدند و باید آنها را بهسرعت غنیمت میشمردیم.»

آزمایش واکسن روی خانواده و تیم
سالک ابتدا واکسن را روی خود و خانوادهاش آزمایش کرد تا از ایمنی آن اطمینان حاصل شود. در سال ۱۹۵۲، او همسر و سه فرزندش و همه کارکنان آزمایشگاه را واکسینه کرد. پسرش، پیتر سالک، در مصاحبهای در سال ۲۰۲۰ یادآور شد که پدرشان به خانه آمد، سرنگها و سوزنها را در قابلمهای در آشپزخانه استریل کرد و سپس واکسن آزمایشی را روی آنها تزریق کرد.
برای اثبات اثربخشی واکسن، بزرگترین آزمایش پزشکی تاریخ انجام شد. در آوریل ۱۹۵۴، بیش از ۵۰,۰۰۰ معلم در سراسر آمریکا همکاری کردند و تقریباً دو میلیون کودک واکسینه شدند. نتایج یک سال بعد تأیید کرد که واکسن ایمن و مؤثر است.
موفقیت و پیامدهای آن
اعلام موفقیت واکسن در ۱۲ آوریل ۱۹۵۵ انجام شد. ناقوس کلیساها به صدا درآمد، سوت کارخانهها زده شد و مردم با شادی و آرامش در خیابانها اشک ریختند. تنها ظرف یک سال، تعداد مبتلایان در آمریکا از ۶۰,۰۰۰ به ۲,۰۰۰ کاهش یافت و ظرف یک دهه فلج اطفال در آمریکا تقریباً ریشهکن شد.
با موفقیت واکسن، سالک به شهرت جهانی رسید، اما او این توجه را صرفاً به عنوان «تسکین از ترس مردم» میدید و نه معیار تواناییهای علمی خود. برای تمرکز بر پژوهش، مؤسسه غیرانتفاعی سالک را در کالیفرنیا تأسیس کرد تا محلی برای گردهمایی نخبگان علمی جهان باشد.
واکسن سابین، که به صورت خوراکی بود، برای کمپینهای واکسیناسیون جمعی برای حفظ هزینه پایین واکسن مناسبتر شد، نه سابین و نه سالک اختراع خود را ثبت نکردند. سابین درباره این تصمیم گفت: «این هدیه من به همه کودکان جهان است.»
منبع: BBC
۲۳۳۲۳۳




نظر شما