به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از اطلاعات آنلاین، جملهای منسوب به چرچیل وجود دارد که میگوید: «نقشه بزرگی در سر داشته باش و با لحن آدمهای احمق صحبت کن» برای اجرای چنین ایدهای نیاز است که سیاستمدار بتواند نقش خود را به خوبی ایفا کند شاید به همین دلیل باشد در تاریخ معاصر تعداد زیادی از دنیای هنر به دنیای سیاست کوچ کردهاند.
از دیگر دلایل موفقیت بازیگران در رقابهای سیاسی شاید این باشد که بزرگترین دارایی یک سیاستمدار، عنصر شهرت و محبوبیت است. بازیگران برخلاف سیاستمداران سنتی، نیازی به صرف هزینههای گزاف برای معرفی خود به مردم ندارند. آنها از قبل در خانههای مردم حضور داشتهاند و نوعی اعتماد کاذب یا صمیمیت پیشساخته میان آنها و رایدهندگان وجود دارد. گذشته از این بازیگران اغلب نقش قهرمانانی را بازی کردهاند که با بیعدالتی میجنگند یا مشکلات پیچیده را حل میکنند از اینرو بخشی از جامعه بهصورت ناخودآگاه، ویژگیهای مثبت نقشهای سینمایی را به شخصیت واقعی بازیگر تعمیم میدهد. برای مثال، مردم ممکن است از آرنولد شوارتزنگر انتظار داشته باشند همانقدر که در فیلمها قاطع است، در مدیریت ایالتی هم بر مشکلات غلبه کند. البته حضور بازیگران در عرصه سیاست گاه با حسن نیت همراه بوده و از میل به تغییر ناشی میشود؛ چرا که برخی آنها پس از سالها فعالیت هنری و رسیدن به اوج شهرت و ثروت، دچار نوعی اشباع شهرت میشوند و تصمیم میگیرند تاثیر ملموستری بر جامعه بگذارند. آنها از شهرت خود به عنوان اهرمی برای پیشبرد دغدغههای اجتماعی یا سیاسیشان (مثل محیط زیست یا حقوق مدنی) استفاده میکنند.
از جمله شخصیتهای هنری که در دهههای گذشته وارد عالم سیاست شدهاند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
رونالد ریگان (آمریکا)
او مشهورترین نمونه در تاریخ است. ریگان پیش از آنکه چهلمین رئیسجمهور ایالات متحده شود، از بازیگران موفق در هالیوود بهشمار میرفت و در بیش از ۵۰ فیلم بازی کرده بود. او همچنین ریاست صنف بازیگران را بر عهده داشت و بعد از فرمانداری کالیفرنیا، به کاخ سفید راه یافت.
آرنولد شوارتزنگر (آمریکا)
ستاره فیلمهای اکشن مثل «ترمیناتور»، با وجود اینکه متولد اتریش بود، توانست در سیاست آمریکا جایگاه مهمی پیدا کند. او دو دوره به عنوان فرماندار کالیفرنیا (۲۰۰۳ تا ۲۰۱۱) فعالیت کرد و به او لقب «گاورنیتور» (ترکیبی از فرماندار و ترمیناتور) داده بودند.
ولودیمیر زلنسکی (اوکراین)
داستان زلنسکی شبیه به یک فیلم سینمایی است. او در یک سریال طنز به نام «خادم ملت»، نقش معلمی را بازی میکرد که به طور اتفاقی رئیسجمهور اوکراین میشود. در واقعیت هم او در سال ۲۰۱۹ نامزد شد و با رای بسیار بالایی به مقام ریاستجمهوری رسید.
آمیتاب باچان (هند)
در هند، پیوند سینما و سیاست بسیار قوی است. باچان، ابرستاره سینمای هند، در سال ۱۹۸۴ به حمایت از دوست خانوادگیاش راجیو گاندی وارد پارلمان هند شد. البته او پس از چند سال از سیاست کنارهگیری کرد و آن را «لجنزار» نامید.
جوزف استرادا (فیلیپین)
او یکی از محبوبترین بازیگران فیلمهای اکشن در فیلیپین بود که از شهرت خود استفاده کرد و در سال ۱۹۹۸ به عنوان رئیسجمهور این کشور انتخاب شد. دوران قدرت او با جنجالهای زیادی همراه بود و در نهایت با اعتراضات مردمی برکنار شد.
ویجی استیکس (هند)
ویجی استیکس جدیدترین ستارهای است که به آسمان سیاست وارد شده است.ویجی که پدرش اس.ای.چاندراسخار کارگردان سینما و مادرش شوبا خواننده است، اولین بازی خود را به عنوان بازیگر کودک در فیلم «وتری» در سال ۱۹۸۴ انجام داد و اولین نقش اصلی خود را در فیلم «حکم فردا» در سال ۱۹۹۲ در حالی که ۱۸ سال داشت ایفا کرد. موفقیت او با فیلمهای موفق «داماد کویمباتور» و» گل برای توست» در سال ۱۹۹۶ رقم خورد و او از قهرمان رمانتیک فیلمهایی مانند «احترام عشق» که جایزه بهترین بازیگر مرد را برای او به ارمغان آورد، به یک ستاره اکشن با فیلم پرفروش «تیرومالای» در سال ۲۰۰۳ بدل شد. اقدام ویجی برای کسب قدرت سیاسی به سنت دیرینه نمادهای سینمایی تامیل بر میگردد پیش از این نیز بسیاری از هنرمندان این ایالت هند به دنبال کسب قدرت بودند.
مسیر معکوس
رابطه سینما و سیاست مسیری دو طرفه است؛ هر چند ورود سیاستمداران به عالم هنر برخلاف انتظار معمولا سختتر صورت میگیرد شاید دلیل این امر این باشد که سیاستمداران اغلب چهرهای جدی و خشک دارند و شکستن آن قالب برای مخاطب سینما دشوار است. با این حال، نمونههای جالبی وجود دارد:
دونالد ترامپ (آمریکا)
شاید او برجستهترین نمونه باشد. ترامپ پیش از ریاستجمهوری، حضور پررنگی در دنیای سرگرمی داشت. او علاوه بر اجرای برنامه واقعنمای The Apprentice، در فیلمها و سریالهای معروفی مثل «تنها در خانه ۲» و در نقش خودش بازی کرد. در واقع، او از پرده سینما و تلویزیون به کاخ سفید رسید و دوباره پس از دوران ریاستجمهوری، حضور رسانهای خود را حفظ کرد.
بیل کلینتون و باراک اوباما (آمریکا)
این دو نفر پس از دوران ریاستجمهوری، به جای بازیگری به معنای سنتی، به صنعت تولید محتوا روی آوردند.
اوباما و همسرش با تأسیس شرکت فیلمسازی «Higher Ground»، با نتفلیکس قرارداد بستند و مستندهایی تولید کردند که حتی برنده جایزه اسکار و امی شد.
کلینتون نیز با حضور در مستندها و برخی برنامههای گفتگومحور، پیوند خود را با دنیای تصویر حفظ کرده است.
ولادیمیر پوتین (روسیه)
البته او بازیگر حرفهای نیست، اما به شدت از هنر اجرا برای سیاست استفاده میکند. ویدیوهایی که از او در حال شکار، جودو، سوارکاری بدون پیراهن یا نوازندگی پیانو منتشر شده، دقیقاً با متد بازیگری برای خلق یک شخصیت قدرتمند ساخته شدهاند؛ البته او در چند فیلم مستند تبلیغاتی نیز نقشهای محوری ایفا کرده است.
به گزارش اطلاعات آنلاین، جملهای منسوب به چرچیل وجود دارد که میگوید: «نقشه بزرگی در سر داشته باش و با لحن آدمهای احمق صحبت کن» برای اجرای چنین ایدهای نیاز است که سیاستمدار بتواند نقش خود را به خوبی ایفا کند شاید به همین دلیل باشد در تاریخ معاصر تعداد زیادی از دنیای هنر به دنیای سیاست کوچ کردهاند.
از دیگر دلایل موفقیت بازیگران در رقابهای سیاسی شاید این باشد که بزرگترین دارایی یک سیاستمدار، عنصر شهرت و محبوبیت است. بازیگران برخلاف سیاستمداران سنتی، نیازی به صرف هزینههای گزاف برای معرفی خود به مردم ندارند. آنها از قبل در خانههای مردم حضور داشتهاند و نوعی اعتماد کاذب یا صمیمیت پیشساخته میان آنها و رایدهندگان وجود دارد. گذشته از این بازیگران اغلب نقش قهرمانانی را بازی کردهاند که با بیعدالتی میجنگند یا مشکلات پیچیده را حل میکنند از اینرو بخشی از جامعه بهصورت ناخودآگاه، ویژگیهای مثبت نقشهای سینمایی را به شخصیت واقعی بازیگر تعمیم میدهد. برای مثال، مردم ممکن است از آرنولد شوارتزنگر انتظار داشته باشند همانقدر که در فیلمها قاطع است، در مدیریت ایالتی هم بر مشکلات غلبه کند. البته حضور بازیگران در عرصه سیاست گاه با حسن نیت همراه بوده و از میل به تغییر ناشی میشود؛ چرا که برخی آنها پس از سالها فعالیت هنری و رسیدن به اوج شهرت و ثروت، دچار نوعی اشباع شهرت میشوند و تصمیم میگیرند تاثیر ملموستری بر جامعه بگذارند. آنها از شهرت خود به عنوان اهرمی برای پیشبرد دغدغههای اجتماعی یا سیاسیشان (مثل محیط زیست یا حقوق مدنی) استفاده میکنند.
از جمله شخصیتهای هنری که در دهههای گذشته وارد عالم سیاست شدهاند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
رونالد ریگان (آمریکا)
او مشهورترین نمونه در تاریخ است. ریگان پیش از آنکه چهلمین رئیسجمهور ایالات متحده شود، از بازیگران موفق در هالیوود بهشمار میرفت و در بیش از ۵۰ فیلم بازی کرده بود. او همچنین ریاست صنف بازیگران را بر عهده داشت و بعد از فرمانداری کالیفرنیا، به کاخ سفید راه یافت.
آرنولد شوارتزنگر (آمریکا)
ستاره فیلمهای اکشن مثل «ترمیناتور»، با وجود اینکه متولد اتریش بود، توانست در سیاست آمریکا جایگاه مهمی پیدا کند. او دو دوره به عنوان فرماندار کالیفرنیا (۲۰۰۳ تا ۲۰۱۱) فعالیت کرد و به او لقب «گاورنیتور» (ترکیبی از فرماندار و ترمیناتور) داده بودند.
ولودیمیر زلنسکی (اوکراین)
داستان زلنسکی شبیه به یک فیلم سینمایی است. او در یک سریال طنز به نام «خادم ملت»، نقش معلمی را بازی میکرد که به طور اتفاقی رئیسجمهور اوکراین میشود. در واقعیت هم او در سال ۲۰۱۹ نامزد شد و با رای بسیار بالایی به مقام ریاستجمهوری رسید.
آمیتاب باچان (هند)
در هند، پیوند سینما و سیاست بسیار قوی است. باچان، ابرستاره سینمای هند، در سال ۱۹۸۴ به حمایت از دوست خانوادگیاش راجیو گاندی وارد پارلمان هند شد. البته او پس از چند سال از سیاست کنارهگیری کرد و آن را «لجنزار» نامید.
جوزف استرادا (فیلیپین)
او یکی از محبوبترین بازیگران فیلمهای اکشن در فیلیپین بود که از شهرت خود استفاده کرد و در سال ۱۹۹۸ به عنوان رئیسجمهور این کشور انتخاب شد. دوران قدرت او با جنجالهای زیادی همراه بود و در نهایت با اعتراضات مردمی برکنار شد.
ویجی استیکس (هند)
ویجی استیکس جدیدترین ستارهای است که به آسمان سیاست وارد شده است.ویجی که پدرش اس.ای.چاندراسخار کارگردان سینما و مادرش شوبا خواننده است، اولین بازی خود را به عنوان بازیگر کودک در فیلم «وتری» در سال ۱۹۸۴ انجام داد و اولین نقش اصلی خود را در فیلم «حکم فردا» در سال ۱۹۹۲ در حالی که ۱۸ سال داشت ایفا کرد. موفقیت او با فیلمهای موفق «داماد کویمباتور» و» گل برای توست» در سال ۱۹۹۶ رقم خورد و او از قهرمان رمانتیک فیلمهایی مانند «احترام عشق» که جایزه بهترین بازیگر مرد را برای او به ارمغان آورد، به یک ستاره اکشن با فیلم پرفروش «تیرومالای» در سال ۲۰۰۳ بدل شد. اقدام ویجی برای کسب قدرت سیاسی به سنت دیرینه نمادهای سینمایی تامیل بر میگردد پیش از این نیز بسیاری از هنرمندان این ایالت هند به دنبال کسب قدرت بودند.
مسیر معکوس
رابطه سینما و سیاست مسیری دو طرفه است؛ هر چند ورود سیاستمداران به عالم هنر برخلاف انتظار معمولا سختتر صورت میگیرد شاید دلیل این امر این باشد که سیاستمداران اغلب چهرهای جدی و خشک دارند و شکستن آن قالب برای مخاطب سینما دشوار است. با این حال، نمونههای جالبی وجود دارد:
دونالد ترامپ (آمریکا)
شاید او برجستهترین نمونه باشد. ترامپ پیش از ریاستجمهوری، حضور پررنگی در دنیای سرگرمی داشت. او علاوه بر اجرای برنامه واقعنمای The Apprentice، در فیلمها و سریالهای معروفی مثل «تنها در خانه ۲» و در نقش خودش بازی کرد. در واقع، او از پرده سینما و تلویزیون به کاخ سفید رسید و دوباره پس از دوران ریاستجمهوری، حضور رسانهای خود را حفظ کرد.
بیل کلینتون و باراک اوباما (آمریکا)
این دو نفر پس از دوران ریاستجمهوری، به جای بازیگری به معنای سنتی، به صنعت تولید محتوا روی آوردند.
اوباما و همسرش با تأسیس شرکت فیلمسازی «Higher Ground»، با نتفلیکس قرارداد بستند و مستندهایی تولید کردند که حتی برنده جایزه اسکار و امی شد.
کلینتون نیز با حضور در مستندها و برخی برنامههای گفتگومحور، پیوند خود را با دنیای تصویر حفظ کرده است.
ولادیمیر پوتین (روسیه)
البته او بازیگر حرفهای نیست، اما به شدت از هنر اجرا برای سیاست استفاده میکند. ویدیوهایی که از او در حال شکار، جودو، سوارکاری بدون پیراهن یا نوازندگی پیانو منتشر شده، دقیقاً با متد بازیگری برای خلق یک شخصیت قدرتمند ساخته شدهاند؛ البته او در چند فیلم مستند تبلیغاتی نیز نقشهای محوری ایفا کرده است.
59243




نظر شما