مذاكرات اسلام آباد

چرا در زمان جنگ ایران و عراق، تنگه هرمز بسته نشد؟/ عباس ملکی: سناریوهای حمله عراق به ایران را داشتیم

عباس ملکی گفت: همیشه این بحث مطرح بود که اگر تنگه هرمز را ببنیدیم، یک خنجر به خودمان زده‌ایم، بنابراین هیچ وقت موضوع به بسته شدن تنگه نرسید و در جنگ نفتکش‌ها آغاز شد اما در یک لحظه، همه چیز عوض شد و آن هم لحظه‌ای بود که آمریکایی‌ها به هواپیمایی مسافربری ایرباس شلیک کردند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، عباس ملکی، عضو هیئت مذاکره‌کننده‌ قطعنامه‌ ۵۹۸ و معاون پیشین وزارت امور خارجه، در بخشی از گفت و گوی خود در خبرگزاری خبرآنلاین، به بیان نکاتی درباره بحث بسته شدن تنگه هرمز در زمان جنگ ایران و عراق پرداخت. در ادامه بخشی از این گفت و گو را می خوانید؛

* در زمان جنگ ایران و عراق، بحث بسته شدن تنگه هرمز مطرح شده بود؟

بله، عراق کشور عجیبی است. اگر ما عراقی بودیم همیشه به ایران حسادت می‌کردیم که چطور کشوری ۲۵۰۰ کیلومتر و یک کشور ۶۰ کیلومتر ساحل با دریاهای آزاد دارد، آن هم با جزر و مد. از سال ۱۹۵۸ که در عراق تحولاتی رخ داده و نظامیان روی کار آمدند و سپس در سال ۱۹۶۸ که حزب بعث آمد، ایران همیشه در سناریوهایش تهدید اول را عراق می‌دانست. به همین دلیل سناریوهای مختلفی چیده بود که اگر حزب بعث عراق و صدام حسین به ایران حمله کند، که از ۱۹۷۹ او روی کار آمد، ما باید چه کاری کنیم. پس سناریوهای حمله عراق به ایران را داشتیم. فردای روزی که به فرودگاه‌های ایران حمله کردند، نیروی هوایی ایران دو ترمینال مهم عراق – البکر و الامیه – در دهانه فاو در خلیج فارس را بمباران کرد. بنابراین ترمینال‌ها دیگر نمی‌توانستند نفت بفرستند. عراق یک خط لوله به سوریه به نام کرکوک بانیاس داشت که دو حزب بعث عراق و سوریه باهم تفاهم کرده بودند و روزانه یک میلیون بشکه نفت عراق از آن جا صادر می‌شد و صد هزار بشکه از این نفت را سوریه بر می‌داشت.

در یکی از سفرهایی که با آقای ولایتی داشتیم، آقای حافظ اسد گفتند که این خط لوله به عراق کمک می‌کند ولی ما هم صد هزار بشکه از آن نفت می‌بریم. در عالم دیپلماسی اینطور است که دیپلمات هیچ وقت نه نمی‌گوید؛ این جا متوجه شدیم که او چه می‌گوید. در سفر بعد دکتر ولایتی به ایشان پیشنهاد کردند که نفت سوریه را ایران تامین کند. آن خط لوله کرکوک بانیاس را سوریه بست و بعد در جنگ‌های داعش از بین رفت. پس تا اینجا دو میلیون بشکه شد و همینطور ۱.۲ میلیون بشکه از کرکوک به جیهان می‌رفت که الآن هم کار می‌کند و آن را هم کردها منفجر کردند.

صدام حسین خیلی عصبانی بود؛ چون آن جا مجبور شد مقداری پول از عربستان، کویت، قطر و امارات بگیرد. بعد از مدتی به این نتیجه رسید که چطور ایران به این راحتی می‌تواند نفت خود را صادر کند و او نمی‌تواند. بنابراین خارک را چند بار بمباران کرد و به کشتی‌های نفتکش ایران حمله می‌کرد. همچنین عراق با سیستم‌های جدیدی مانند هواپیماهای سوپر اتاندارد اجاره‌ای از فرانسه و موشک‌های هوشمندی که به نام اگزا۳ معروف بودند، باعث شد صادرات ما مقداری دچار مشکل شود.

ایران چند کار انجام داد. برای کشتی‌هایی که می‌خواستند به شمال خلیج فارس بیایند، مدیرعامل کشتی‌رانی روی عرشه می‌رفت. بارها آقای داجمر خودش به روی عرشه می‌رفت که ناخدا، ملوان و بقیه بدانند که اگر اتفاقی رخ دهد او هم در کنارشان هست و برایشان دلگرمی بود. دومین کار این بود که خط لوله‌ای از نزدیکی خارک و گوره به آن طرف بندرعباس درست کردند که سوپر اتانداردها به آن جا هم می‌رسیدند ولی در این فاصله، نیروی هوایی می‌توانست آن‌ها را رهگیری کند. بعد هم جنگ نفتکش‌ها شروع شد.

اگر تنگه هرمز بسته می‌شد، ایران بیشتر ضربه می‌دید

از جایی ایران احساس کرد فشارهای عراق زیاد است و کشورهای عربی پول‌های زیادی به عراق داده‌ و کمک‌های نظامی می‌کردند. اسلحه‌ای که عراق می‌خرید، مقداری را با هواپیما از اتحاد شوروی می‌آورد و آن‌هایی که را می‌خواست با کشتی بیاورد، به مینا الاحمدی در کویت می‌برد و در آنجا تخلیه می‌شد. از طریق کویت، جاده زبیر به بصره و بغداد می‌آورد. کویت و عربستان سعودی نقش زیادی در کمک به صدام داشتند. یک زمانی کشتی‌های آن‌ها هم مورد اصابت قرار گرفت و ری فلگینگ رخ داد. یعنی برای کمک به کشورهای عربی، کشورهای بزرگ تصمیم گرفتند که پرچم خود را بگذارند. نفتکش‌های اتحاد شوروی و آمریکا که می‌خواستند از کویت راه بیافتند، می‌دیدیم پرچم فرانسه را دارند.

ایران خیلی عقلایی رفتار کرد و آن‌ها رد شدند. ولی بحث بسته شدن یا باز بودن تنگه هرمز در آن‌جا مطرح شد. بسته شدن با محدود شدن تفاوت دارد. بحث این بود که اگر تنگه هرمز بسته می‌شد، ایران بیشتر ضربه می‌دید، چرا که آن زمان بیشتر از الآن به بنادر جنوبی وابسته بودیم. در حال حاضر، نسبتا راه‌های ما با جمهوری آذربایجان، ترکیه، ترکمنستان، ارمنستان و افغانستان وجود دارد. فکر نمی‌کردیم که افغانستان برای حمل و نقل و رفت و آمد ایرانیان کمک کند. چقدر ایرانیان در این جنگ بیرون از کشور مانده بودند و از طریق هرات و پاکستان به کشور بازگشتند. آن زمان بحث بسته شدن تنگه هرمز مطرح شد و چندبار هم در سطح بالا بحث صورت گرفت.

همیشه این بحث مطرح بود که اگر تنگه هرمز را ببنیدیم، یک خنجر به خودمان زده‌ایم، بنابراین هیچ وقت موضوع به بسته شدن تنگه نرسید و در جنگ نفتکش‌ها آغاز شد اما در یک لحظه، همه چیز عوض شد و آن هم لحظه‌ای بود که آمریکایی‌ها به هواپیمایی مسافربری ایرباس شلیک کردند. از آن زمان به بعد ایران به دنبال این بود که جنگ را به نوعی محدود کند. جنگ از نزدیک شیلر تا بندرعباس، در این مرزهای وسیع گسترش پیدا کرده بود. در جایی عراق و جای دیگر آمریکا و جای دیگر، کشورهای عربی جلوی ما بودند.

آمریکایی‌ها در ابتدا گفتند که ما هواپیمای ایرباس را نزدیم. یادم است که یک بار با آقای دکتر ولایتی به نیویورک رفته بودیم و شورای امنیت جلسه‌ای گذاشته بود. جورج بوش پدر، معاون وقت رئیس جمهوری آقای ریگان به عنوان نماینده آمریکا در آن جلسه بود. او در صحبت‌هایی تند گفت که کل خاورمیانه در حال به آتش کشیده شدن است و ما مقاومت می‌کنیم. بعد که صحبت‌هایش تمام شد، خدمت آقای ولایتی آمد، دست داد و گفت ما همه غرامت‌ها را پرداخت می‌کنیم ولی شما این جنگ را تمام کنید. پس قبول کرد که آن‌ها به هواپیمای ایرباس شلیک کردند. واقعیت این بود که غرامت‌ها را پرداخت کردند و از آن به بعد، جنگ به سمتی رفت که قطعنامه ۵۹۸ پذیرفته شود.

29215

کد مطلب 2216167

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین