به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در روزهایی که همزمانی جنگ، نااطمینانیهای سیاسی و محدودیتها یا اختلالهای گسترده اینترنتی بر فضای اقتصادی و اجتماعی کشور سایه انداخته، بخش نظرات کاربران خبرآنلاین در یک نظرسنجی ساده، به یکی از مهمترین منابع رسمی برای درک وضعیت معیشت تبدیل شده است. این کامنتها در کنار هم تصویری چندلایه و گاه متناقض از زندگی روزمره مردم ارائه میدهند؛ تصویری که در آن از توقف کامل درآمد تا کاهش تدریجی معیشت، از نگاههای امنیتی تا طنزهای تلخ، همه در کنار هم دیده میشود.
آنچه در این حجم از نظرات جلب توجه میکند، تغییر جایگاه اینترنت در زندگی مردم است. اینترنت دیگر صرفاً یک ابزار ارتباطی یا سرگرمی نیست، بلکه برای بخش بزرگی از جامعه به زیرساخت اصلی کار، درآمد و حتی هویت شغلی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در آن، بهطور مستقیم به اقتصاد خانوارها و کسبوکارهای کوچک و بزرگ سرایت کرده است.
یکی از کاربران در توصیف وضعیت خود نوشته است: «از دیماه با قطع نت یک ریال درآمد نداشتم، پیج کاری اینستاگرامم تنها منبع درآمدم بود.» این جمله، که در میان دهها روایت مشابه تکرار میشود، نشان میدهد اینترنت برای بخشی از جامعه معادل مستقیم «کار» شده است. کاربر دیگری نوشته: «حدود ۲۰۰ میلیون ضرر کردم، برای ارسال یک ایمیل مجبور شدم زمینی برم عراق.» این روایت نشان میدهد که حتی یک اختلال ساده ارتباطی میتواند هزینههای مستقیم اقتصادی ایجاد کند.
در سطحی گستردهتر، کاربران متعددی از تعطیلی کامل کسبوکارهای خود خبر دادهاند. یکی نوشته است: «شرکت تولید محتوا داشتم با ۳۰ کارمند، درآمدمون صفر مطلق شد.» کاربر دیگری گفته است: «از وقتی اینترنت قطع شد، حتی یک پروژه هم نتوانستم تحویل بدهم.» در نمونهای دیگر آمده است: «کسبوکار اینترنتی ما کاملاً خوابیده و هیچ سفارشی ثبت نمیشود.» این دسته از نظرات نشان میدهد بخشی از اقتصاد دیجیتال عملاً با اختلال اینترنت متوقف شده است.
در کنار این گروه، بسیاری از کاربران از کاهش شدید درآمد بدون توقف کامل فعالیتها سخن گفتهاند. یکی نوشته است: «درآمد آنلاین همسرم صفر شد، درآمد من هم نزدیک به صفر رسید.» کاربر دیگری گفته است: «فروش کم شده، هم به خاطر اینترنت و هم به خاطر تورم، اما نبود اینترنت ضربه را چند برابر کرده است.» این روایتها نشان میدهد بخش قابل توجهی از جامعه با پدیده «فرسایش درآمد» مواجه شده است؛ یعنی نه بیکاری کامل، بلکه کاهش تدریجی و مستمر توان اقتصادی.
بخش مهمی از کامنتها مربوط به فریلنسرها، برنامهنویسان، طراحان و فعالان بازارهای مالی است. کاربری نوشته است: «درآمدم از بازارهای مالی بینالمللی بود، با قطع اینترنت عملاً نابود شدم.» فرد دیگری گفته است: «بدون دسترسی به بروکرها و صرافیها هیچ کاری نمیشود انجام داد.» برنامهنویس دیگری نوشته است: «زندگی کاری من از زمان قطع اینترنت رو به نابودی رفت، انگار باید همهچیز را از صفر شروع کنم.» این گروه از کاربران بیش از دیگران به اینترنت بینالملل وابستهاند و بیشترین آسیب را گزارش کردهاند.
در همین حوزه، برخی کاربران به مشکلات ابزارهای کاری نیز اشاره کردهاند. یکی نوشته است: «برای انجام پروژهها مجبورم VPN بخرم، اما هم هزینهاش بالاست هم کیفیتش پایین.» کاربر دیگری گفته است: «ابزارهای هوش مصنوعی که استفاده میکردم پولی شده و جایگزین داخلی کیفیت لازم را ندارد.» این روایتها نشان میدهد محدودیت اینترنت فقط دسترسی ارتباطی را تحت تأثیر قرار نداده، بلکه زنجیره ابزارهای کاری را نیز دچار اختلال کرده است.
در حوزه تولید محتوا و شبکههای اجتماعی نیز وضعیت مشابهی دیده میشود. کاربری نوشته است: «پیج اینستاگرامی داشتم، تمام درآمدم از بین رفت.» دیگری گفته است: «سالها هزینه تبلیغات کردم و یکباره همهچیز نابود شد.» برخی نیز اشاره کردهاند: «بازار فروش ما فقط اینستاگرام بود و حالا عملاً هیچ مشتری نداریم.» این بخش از نظرات نشان میدهد اقتصاد مبتنی بر پلتفرمهای اجتماعی بهشدت آسیبپذیر بوده است.
در کسبوکارهای سنتیتر اما متصل به اینترنت نیز شرایط مشابهی گزارش شده است. یکی نوشته است: «کار تولیدی داشتیم، مجبور به تعدیل نیرو شدیم.» کاربر دیگری گفته است: «دفتر کار را جمع کردیم چون سفارش آنلاین نداریم.» این گروه نشان میدهند که حتی کسبوکارهای غیرکاملاً دیجیتال نیز به زیرساخت اینترنت وابسته شدهاند.
در کنار این روایتهای اقتصادی، بخش قابل توجهی از کاربران به حوزه آموزش و پژوهش اشاره کردهاند. یکی از دانشجویان نوشته است: «دفاع پایاننامهام عقب افتاد چون دسترسی به منابع ندارم.» کاربر دیگری گفته است: «برای کارهای دانشگاهی مجبورم فیلترشکن بخرم، ولی همیشه کار نمیکند.» یک پژوهشگر نیز نوشته است: «دسترسی به ایمیلها و مقالات علمی قطع شده و پروژهها متوقف ماندهاند.» این موارد نشان میدهد اینترنت به ابزار حیاتی آموزش و تولید علم تبدیل شده است.
در کنار مسائل اقتصادی و آموزشی، بسیاری از کاربران به پیامدهای روانی نیز اشاره کردهاند. یکی نوشته است: «زندگیمون داره فرو میپاشه، اینترنت رو وصل کنید.» کاربر دیگری گفته است: «فقط بحث درآمد نیست، ناامنی روانی هم اضافه شده، شبها خواب نداریم.» این روایتها نشان میدهد اثرات بحران فراتر از اقتصاد رفته و به کیفیت زندگی و سلامت روان نیز رسیده است.
با این حال، همه دیدگاهها یکسان نیستند. برخی کاربران نگاه متفاوتی دارند. یکی نوشته است: «در شرایط جنگی باید محدودیتها را پذیرفت.» کاربر دیگری گفته است: «اینترنت ابزار دوگانه است، هم فرصت است هم تهدید.» در نمونهای دیگر آمده است: «یکی از محسناتش این بود که مردم کمتر درگیر فضای مجازی شدند.» این دیدگاهها هرچند در اقلیت هستند، اما نشاندهنده وجود شکاف فکری در جامعه هستند.
در کنار اینها، لحن طنز و کنایه نیز در بسیاری از کامنتها دیده میشود. یکی نوشته است: «الان همه برگشتیم به عصر حجر.» دیگری گفته است: «خانوادهها بیشتر همدیگر را میبینند، اینترنت نعمت شد!» در مقابل، کاربران بسیاری با لحن احساسی نوشتهاند: «نابود شدیم»، «زندگیمون از بین رفت»، یا «دیگه چیزی برای ادامه نمانده.»
در بخش دیگری از نظرات، موضوع ارتباط با جهان بیرون برجسته شده است. یکی نوشته است: «ما دوست داریم با جهان در ارتباط باشیم.» دیگری گفته است: «قطع اینترنت فقط معیشت نیست، ارتباط با دنیا را هم قطع کرده است.» این دیدگاهها نشان میدهد اینترنت برای بخشی از جامعه، نقش پنجره ارتباطی با اقتصاد و جامعه جهانی را دارد.
همچنین برخی کاربران به مسئله بیصدایی و بیاثر بودن نظرات اشاره کردهاند. یکی نوشته است: «چند ماه است همه نظر میدهند اما هیچ تغییری نمیبینیم.» کاربر دیگری گفته است: «نظر مردم اهمیتی ندارد.» این حس فاصله از تصمیمگیری در بسیاری از کامنتها تکرار شده است.
در مجموع، آنچه از دل این نظرات بیرون میآید، تصویری چندلایه از یک بحران پیچیده است؛ بحرانی که تنها به اینترنت محدود نمیشود، بلکه بهطور مستقیم با معیشت، آموزش، ارتباطات، ابزارهای کاری و حتی سلامت روان جامعه گره خورده است. برای بخشی از مردم، اینترنت ستون اصلی درآمد است؛ برای بخشی دیگر ابزار آموزش و ارتباط؛ و برای گروهی نیز تنها مسیر اتصال به جهان بیرون.
با وجود همه این تفاوت دیدگاهها، یک نکته در اغلب کامنتها مشترک است: اینترنت در ایران امروز از یک ابزار ارتباطی ساده عبور کرده و به زیرساخت حیاتی زندگی روزمره تبدیل شده است؛ زیرساختی که هرگونه اختلال در آن، مستقیماً به کار، درآمد، آموزش و کیفیت زندگی میلیونها نفر سرایت میکند.
۲۲۳۲۲۴


نظر شما