کد راهبردی قرآن برای شناسایی فتنه‌گران چیست؟

سامری در فرهنگ قرآن، نه‌تنها یک صنعتگر ماهر و دارای موقعیت معتبر اجتماعی، بلکه فتنه‌گری است که با سوارشدن بر بستر جهل و سطحی‌نگری جامعه و با بهره‌گیری از سرمایه‌ اعتماد عمومی، حقایق را وارونه‌سازی می‌کند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پیام مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای به‌مناسبت چهلمین روز شهادت رهبر شهید، فراتر از یک پیام تسلیت مرسوم، متنی سرشار از اشارات دقیق قرآنی و نمادهای تاریخی است. استفاده از استعاره‌های «میقات» و «اربعین موسوی» و تقابل آن با فتنه‌گری‌های «سامری»، دریچه‌ای تازه به‌سوی فهم چرایی بحران‌های سیاسی در جوامع دینی گشوده است.

بنابر روایت ایکنا، در همین راستا، برای واکاوی این اشارات حکیمانه و تطبیق سنت‌های الهی قوم بنی‌اسرائیل با مختصات عصر کنونی، به سراغ علی‌اکبر توحیدیان، دکترای علوم قرآن و حدیث و پژوهشگر عرصه قرآن و تاریخ رفتیم تا از خوان گسترده‌ قرآن و ولایت، درس‌هایی برای بصیرت‌آموزی امروز استخراج کنیم. آنچه در ادامه می‌خوانیم، بخش نخست این گفت‌وگوست.

با توجه به انتخاب دقیق واژگان قرآنی در پیام رهبر معظم انقلاب، به نظر می‌رسد ایشان عامدانه از استعاره‌های «میقات» و «اربعین موسوی» برای توصیف یک واقعه سیاسی و اجتماعی معاصر استفاده کرده‌اند. از منظر تحلیل محتوا، این پیونددادن تاریخ انبیا با وقایع جاری را توضیح دهید. 

در پیام رهبر رشید انقلاب(مدظله‌العالی) به‌مناسبت چهلمین روز شهادت رهبر شهید (اعلی الله مقامه الشریف)، نکته‌های بدیع، عالمانه، حکیمانه و هوشمندانه فراوانی وجود دارد که لازم است از سوی محققان و صاحب‌نظران عرصه‌های گوناگون تشریح و تبیین شود. به این بخش از بیانیه معظم‌له توجه کنید: «۴٠ شب و روز است که خداوند متعال پیشوای این امت را به میقات خود فراخوانده، اما این بار برخلاف آنچه در عصر کلیم‌الله رخ داد، اصحاب رهبر شهید و امت او برای اقامه‌ حق و مقابله‌ با باطل مبعوث شدند و چون کوه‌های استوار در برابر سامری و گوساله‌اش ایستادگی کردند و همچون گدازه‌های آتشین بر سر متجاوزان و فرعونیان فرود آمدند.» 

از ویژگی‌های بیانیه‌های مکتوب مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) علاوه بر رعایت ایجاز و سلاست متن، انتخاب حساب‌شده، دقیق و عمیق واژه‌ها، به‌ویژه واژه‌های قرآنی است که در عمق تاریخ انبیا(ع)، به‌ویژه ماجراهای عبرت‌آمیز و درس‌آموز قوم بنی‌اسرائیل با محوریت پیامبر اولواالعزم، حضرت موسی کلیم‌الله(ع) ریشه دارد.

واژه‌های اربعین (۴٠)، میقات، عصر کلیم‌الله، اقامه حق، مقابله‌ با باطل، مبعوث، سامری و گوساله‌اش(عِجل)، متجاوزان و فرعونیان، از جمله واژه‌های قرآنی هستند که در همین بخش کوتاه از بیانیه، چشم‌ها و گوش‌ها را می‌نوازد. حسن اتفاق، زمان طرح این بحث در ایام و لیالی معنوی و عرفانی، یعنی هم‌اکنون واقع شده است و جای بسی شکر دارد که در ابتدای ماه ذی‌الحجةالحرام، ماه بیعت و ولایت، زبان‌مان به میقات کلیمی و اربعین موسوی گشوده شده و با الهام از پیام مقام معظم رهبری(ادام الله ظله الوارف)، نکاتی را از خوان گسترده قرآن و ولایت بازگو می‌کنیم.

ماجرای اربعین موسوی در تمام ماه ذی‌القعده (۳٠ شبانه‌روز) و ابتدای ماه ذی‌الحجةالحرام(۱٠ شبانه‌روز)، جمعاً ۴٠ شبانه‌روز اتفاق افتاده است که علمای اخلاق آن را چله‌ موسوی یا کلیمی هم نامیده و در این ۴٠ شبانه‌روز، به ترک امور دنیوی، انجام عبادات در خلوت، تحمل ریاضات، تزکیه نفس و تهذیب روح می‌پردازند و به درک کمالات و مقامات معنوی می‌رسند.

واقعه‌ میقات موسوی در طور سینا و گرفتن الواح تورات در آیات متعدد قرآن کریم آمده است که به بعضی از آن‌ها اشاره‌ای می‌کنیم. میقات به معنای وعده‌گاه است که هم در جایگاه اسم مکان و هم در جایگاه اسم زمان به‌کار می‌رود و در هفت آیه قرآن آمده است. معروف‌ترین آیه در ماجرای میقات و اتفاقات حادث‌شده در آن وعده‌گاه، آیه ۱۴۲ سوره مبارکه اعراف است که در نماز مستحب دهه‌ اول ذی‌الحجه میان نماز مغرب و عشا خوانده و نمازگزار در ثواب عبادت حج حج‌گزاران شریک می‌شود. البته آیات ۱۴۳ و ۱۵۵ همین سوره مبارکه، واجد واژه‌ میقات به همین مفهوم است. میقات به معنای روز قیامت هم سه بار در قرآن (دخان/ ۴۰، واقعه/ ۵۰ و نبأ/ ۱۷) و یک بار هم در سوره شعراء، آیه ۳۸ در ماجرای تجمع ساحران و مقابله آن‌ها با حضرت موسی(ع) آمده است.

در جریان مناسک حج به مکان‌هایی که مسلمانان در آنجا مُحرم می‌شوند، لباس احرام می‌پوشند و تلبیه می‌کنند، یعنی لبیک می‌گویند و نیت حج می‌کنند و به‌سوی مکه روانه می‌شوند هم میقات می‌گویند و جمع آن مواقیت است که درواقع کاربرد اسم مکان دارد.

میقات با واژه‌های میعاد، موعد و موعود، قرابت معنایی زیادی دارد: «وَ وَاعَدْنَا مُوسَیٰ ثَلَاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَ قَالَ مُوسَیٰ لِأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ؛ و با موسی ۳٠ شب وعده گذاشتیم و آن را با افزودن ۱٠ شب کامل کردیم، پس میعادگاه پروردگارش به ۴٠ شب پایان گرفت و موسی به برادرش هارون گفت: در میان قومم جانشین من باش و به اصلاح برخیز و از راه و روش مفسدان پیروی نکن.» (سوره اعراف، آیه ۱۴۲)

«وَلَمَّا جَاءَ مُوسَیٰ لِمِیقَاتِنَا وَکَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنْظُرْ إِلَیْکَ ۚ قَالَ لَنْ تَرَانِی وَلَٰکِنِ انْظُرْ إِلَی الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّیٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَخَرَّ مُوسَیٰ صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ؛ زمانی که موسی به میعادگاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا، جمال با کمال ذات بی‌نهایتت را بنمای تا تو را بنگرم. خدا فرمود: هرگز مرا نخواهی دید، ولی به این کوه بنگر، اگر بر جای خود ثابت و برقرار ماند، تو هم مرا خواهی دید. چون پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را متلاشی کرد و موسی بی‌هوش شد، پس هنگامی که به هوش آمد، گفت: تو منزهی، به سویت بازگشتم و من نخستین باورکننده هستم.» (سوره اعراف، آیه ۱۴۳)

«وَاخْتَارَ مُوسَیٰ قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلًا لِمِیقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَکْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَإِیَّایَ أَتُهْلِکُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا إِنْ هِیَ إِلَّا فِتْنَتُکَ تُضِلُّ بِهَا مَنْ تَشَاءُ وَتَهْدِی مَنْ تَشَاءُ أَنْتَ وَلِیُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَیْرُ الْغَافِرِینَ؛ موسی از میان قومش ۷٠ مرد را برای میعادگاه ما برگزید، پس هنگامی که آن زلزله شدید نابودکننده، آنان را فراگرفت، گفت: پروردگارا، اگر می‌خواستی، می‌توانستی همه آنان و مرا پیش از این هلاک کنی. آیا ما را به‌دلیل گناهی که سبک‌مغزان‌مان مرتکب شدند، هلاک می‌کنی؟ این چیزی جز آزمایش تو نیست، هر که را بخواهی، گمراه می‌کنی و هر که را بخواهی، هدایت می‌کنی، تو سرپرست و یاور مایی، ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین آمرزندگانی.» (سوره اعراف، آیه ۱۵۵)

به‌طور کلی، حوادث قوم بنی‌اسرائیل تشابه بسیاری با حوادث امت پیامبر خاتم(ص) دارد و آگاهی به آن‌ها خصوصاً از طریق قرآن و تفاسیر معتبر برای مسلمانان لازم است. بنابراین، در حدود یک‌ششم آیات قرآن (نزدیک به هزار آیه) به بیان اتفاقات این قوم عجیب پرداخته است.

آیا می‌توان گفت که از نظرگاه قرآنی، داستان بنی‌اسرائیل صرفاً روایتی تاریخی نیست، بلکه کدی راهبردی برای شناسایی چالش‌های تمدنی امت پیامبر خاتم(ص) است؟
نظر به تأیید این پرسش باید عرض کنم که نام حضرت موسی(ع) ۱۳۶ مرتبه در قرآن تکرار شده و از میان همه پیامبران، بیشترین نام از ایشان در قرآن مشاهده می‌شود و این واقعیت حاکی از حکمت الهی و در راستای هدایت و راهنمایی امت‌های پس از آن قوم است. در مقام مقایسه، نام دیگر پیامبر اولواالعزم، حضرت عیسی(ع) در قرآن ۲۸ مرتبه با واژه‌های مسیح، ابن مریم، ابن الله و عیسی آمده است. نام حضرت ابراهیم(ع) ۶۹ مرتبه، نام حضرت نوح(ع) ۴۳ بار و نام پیامبر خاتم(ص)، صرف نظر از القاب ایشان و نداها و خطابات رسول و نبی با واژه مبارک محمد(ص)، چهار بار و با واژه آسمانی احمد(ص)، یک بار در قرآن مجید آمده است.

با بررسی بیانات رهبر شهید(قدس‌ الله نفسه‌الزکیه) به این نتیجه معنادار می‌رسیم که ایشان نیز در بیاناتشان به ماجراهای قوم بنی‌اسرائیل با محوریت حضرت موسی(ع) بیشترین عنایت را داشتند و به تفسیر و استناد آیات فراوانی از قرآن کریم در این مقوله پرداختند.

با توجه به ماجرای گوساله سامری در قرآن، آیا می‌توان گفت که از منظر آیات الهی، خطرناک‌ترین فتنه‌گران در جوامع دینی، نه از میان دشمنان بیرونی، بلکه از میان نخبگان دارای تخصص و نفوذ اجتماعی ظهور می‌کنند که از سرمایه اعتماد عمومی برای وارونه‌سازی حقایق بهره می‌برند؟

برای پاسخ به این پرسش، یک‌ بار دیگر به بخش مورد نظرمان در بیانیه مقام معظم رهبری رشید رجوع می‌کنیم و به‌دلیل ضیق وقت، از توضیح موارد متعددی که ذکر کردیم و واقعاً جای بحث و شرح هم دارند، صرف نظر می‌کنیم و فقط به شرح مختصری راجع به سامری و گوساله‌اش می‌پردازیم.

«سامر» یا «سامره»، نام شهری در فلسطین و قبیله‌ای در قوم بنی‌اسرائیل بوده و «سامری» منسوب به آن به زبان عبری و متعلق به قوم سامار است. سامر در زبان عربی به معنای شب تاریک، «سمر» به معنای گفت‌وگوی شبانه و «سمراء» به معنای گندم‌گون است. نام اصلی سامری، موسی بن‌ ظفر بود. شغلش زرگری، صنعتگری ماهر، آگاه به علوم غریبه و سحر و جادو و مرتبط با اجنه، فرصت‌طلب و کودتاچی، دارای موقعیت معتبر اجتماعی و به نوعی عالم به دین یهود، ولی در فرهنگ قرآن، یک فتنه‌گر منافق گمراه، گمراه‌کننده و فرصت‌طلب بوده است.

نام سامری سه مرتبه در قرآن کریم و در سوره مبارکه طه آمده، ولی داستانش در آیات بیشتری آورده شده است: «قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَکَ مِنْ بَعْدِکَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِیُّ؛ خدا گفت: ای موسی، ما به راستی قوم تو را پس از آمدن تو امتحان کردیم و سامری آنان را گمراه کرد.» (سوره طه، آیه ۸۵)

«قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَکَ بِمَلْکِنَا وَلَٰکِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَارًا مِنْ زِینَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنَاهَا فَکَذَٰلِکَ أَلْقَی السَّامِرِیُّ؛ گفتند: ما با اراده خود با وعده تو مخالفت نکردیم، بلکه ما را وادار کردند که بارهایی سنگین از زیور و زینت این قوم را حمل کنیم، پس آنان را در آتش انداختیم و به همین صورت، سامری هم در آتش انداخت.» (سوره طه، آیه ۸۷) و «قَالَ فَمَا خَطْبُکَ یَا سَامِرِیُّ؛ موسی گفت: ای سامری، سبب کار تو چه بود؟» (سوره طه، آیه ۹۵)

او در غیاب حضرت موسی(ع) که به میقات مشرف شده بودند، با طرح و نقشه‌ای از پیش برنامه‌ریزی‌شده، جامعه توحیدی و یگانه‌پرست را به سمت شرک و بت‌پرستی منحرف کرد. سامریّ برای اجرای طرح شیطانی خود از چند عامل که درواقع نقاط ضعف جامعه بود، استفاده کرد؛

اول، از مردم کمک خواست، یعنی کار خودش را مردمی معرفی کرد. بنابراین، با توجه به اعتباری که در جامعه داشت، اعتماد مردم را جلب کرد و از مردم خواست طلاهای خود را برای او بیاورند تا او به‌وسیله آن طلاها مردم را نجات و پناه بدهد. 

دوم، از فرهنگ مصر باستان در خصوص توجه خاص به گاو و گوساله تا حد قداست و پرستش استفاده کرد. بنابراین، طلاهای جمع‌آوری‌شده را ذوب کرد و با هنر و مهارت فوق‌العاده‌ای که در صنعت زرگری داشت، جسم گوساله‌ای از طلا ساخت (عِجلاً جَسَدَاً) که حتماً فاقد روح بوده است.

سوم، از جهل، ناآگاهی، ظاهربینی و سطحی‌نگری جامعه بهره برد و با سوارشدن بر بستر جهل مردم، گوساله‌ دست‌ساز خودش را با عنوان «إلٰه» و معبود به مردم معرفی کرد. بنابراین، از آن‌ها خواست تا از پرستش خدای نادیدنی موسی و هارون صرف نظر کنند و مانند جوامع بت‌پرست، به پرستش خدایی روی آورند که دیده می‌شود و حتی صوتی شبیه به صدای گاو (خوار) از خود بیرون می‌دهد: «وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَیٰ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِیِّهِمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ أَلَمْ یَرَوْا أَنَّهُ لَا یُکَلِّمُهُمْ وَلَا یَهْدِیهِمْ سَبِیلًا اتَّخَذُوهُ وَکَانُوا ظَالِمِینَ؛ و قوم موسی پس از او از زیورهای خود مجسمه گوساله‌ای ساختند که صدای گاو داشت. آیا نمی‌دیدند که آن مجسمه با آنان سخن نمی‌گوید و آنان را به راهی هدایت نمی‌کند؟! آن را گرفتند و از ستمکاران بودند.» (سوره اعراف، آیه ۱۴۸) و «فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَٰذَا إِلَٰهُکُمْ وَإِلَٰهُ مُوسَیٰ فَنَسِیَ؛ پس برای آنان مجسمه گوساله‌ای که صدای گاو داشت، بیرون آورد، آن‌گاه گفتند: این معبود شما و معبود موسی است که موسی آن را فراموش کرد.» (سوره طه، آیه ۸۸)

درباره صوتی که از مجسمه‌ زرین سامری خارج می‌شده، برخی گفته‌اند او با استفاده از فن و هنری که داشت، با تعبیه لوله‌هایی در درون مجسمه و عبور هوا از آن‌ها، به‌خصوص در هنگام وزش باد، صدایی شبیه به صدای گوساله تولید می‌کرده و مردم فریب‌خورده آن‌ را نشانه‌ تقدس و نوعی معجزه تلقی می‌کرده‌اند. برخی دیگر گفته‌اند که سامری با استفاده از علوم غریبه و سحر و جادو و یا با کمک اجنه، این صوت را از درون مجسمه گوساله خارج می‌کرده است.

چهارم، بهره‌برداری زیرکانه از سابقه‌ تاریخی و ذائقه‌ مردم و آمادگی ذهنی‌شان برای بت‌پرستی نیز از حرکت آگاهانه سامری برای انحراف جامعه حکایت می‌کند. آیه ۱۳۸ سوره مبارکه اعراف این آمادگی ذهنی مردم را نشان می‌دهد: «وَجَاوَزْنَا بِبَنِی إِسْرَائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَیٰ قَوْمٍ یَعْکُفُونَ عَلَیٰ أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا یَا مُوسَی اجْعَلْ لَنَا إِلَٰهًا کَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ؛ و بنی‌اسرائیل را از دریا عبور دادیم، پس به گروهی گذر کردند که همواره بر پرستش بت‌های خود ملازمت داشتند، گفتند: ای موسی، همان‌گونه که برای آنان معبودانی است، تو هم برای ما معبودی قرار بده. موسی گفت: قطعاً شما گروهی هستید که جهالت و نادانی می‌ورزید.» نکته‌ جالب و عجیب در این ماجراها، واکنش‌های بت‌پرستانه و ارتجاعی قوم بنی‌اسرائیل پس از دیدن آن همه بینات، معجزات و نجات از مهلکه‌هاست.

کد مطلب 2223256

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 0 =

آخرین اخبار