به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ فدراسیون فوتبال در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، به جای شفافیت و نقدپذیری، مسیری از کنترل رسانهای و تصمیمات دوگانه را پیش گرفته است؛ از سختگیری بیسابقه در اعتباربخشی به تنها چند خبرنگار از میان ۶۵ متقاضی و تحمیل هزینههای سنگین سفر شخصی برای ویزا، تا دعوت هماهنگ از نفرات نزدیک به اردوی آنتالیا و بازتاب روایتهای از پیش طراحیشده. چیزی که به وضوح دیده میشود نشانههای مدیریت تصویر به جای مدیریت واقعیت و خطر حذف نقد سازنده در حساسترین مقطع آمادهسازی تیم ملی است.
فیلتر عجیب رسانهها؛ فقط چند نفر از ۶۵ نفر!
در شرایطی که انتظار میرود پوشش رسانهای تیم ملی در آستانه جام جهانی گستردهتر و حرفهایتر از همیشه باشد، فدراسیون فوتبال تصمیمی گرفته که بیشتر شبیه محدودسازی است تا ساماندهی. از میان ۶۵ خبرنگار و فعال رسانهای، تنها چند نفر موفق به دریافت تأییدیه حضور از سمت ایران در جام جهانی شدهاند(عنوان شده ۱۰ نفر)؛ عددی که بهتنهایی نشان میدهد فدراسیون به جز خبرنگارانی که همه جا همراه آنها حضور دارند و به تعریف از آنهامیپردازند، تنها ۳۵ درصد از بقیه خبرنگاران در حلقه خاکستری فدراسیون قرار میگیرند. پس شما اگر خبرنگار هستید ممکن است در سه دسته قرار بگیرید، سوگولیهای فدراسیون، خاکستریهای مایل به فدراسیون، که بود و نبودشان زیاد مهم نیست و قشر آخر که اکثریت را تشکیل میدهند، یعنی خبرنگارانی که ممکن است تیمملی را به چالش بکشند!
ماجرا به همینجا ختم نمیشود. فدراسیون در تماس با این ۱۰ خبرنگار (به گفته خود خبرنگاران) اعلام کرده که برای انجام مصاحبه ویزای آمریکا، خودشان باید هزینه سفر به آنکارا را تقبل کنند. این در حالی است که هزینه بلیت در سادهترین حالت حدود ۵۰ میلیون تومان است و اگر سفر هوایی انتخاب شود، این رقم تا حدود ۱۵۰ میلیون تومان هم افزایش پیدا میکند. نکته عجیبتر اینکه هیچ تضمینی هم برای دریافت ویزا وجود ندارد؛ یعنی خبرنگار باید هزینه سنگینی پرداخت کند، به آنکارا برود و در نهایت حتی ممکن است با ریجکت مواجه شود. این روند، بیش از آنکه یک فرآیند حرفهای باشد، شبیه واگذاری مسئولیت به رسانهها بدون هیچ حمایتی است، البته شاید به خاطر اتفاقات کانادا بتوان به آقای تاج و فدراسیون حق داد که چنین تصمیمی بگیرند.
آنتالیا؛ اردوی آماده سازی یا دورهمی بیدردسر؟
در نقطه مقابل این سختگیریها، خبر رسیده گروهی نزدیک به تیم ملی به اردوی آنتالیا دعوت شدهاند؛ اردویی که بهعنوان آخرین کمپ پیش از جام جهانی و به مدت ۱۵ روز برگزار شده است. نامهایی که همیشه در هر سفر در لیست فدراسیون قرار دارند و چالش خاصی با مدل مدیریتی فدراسیون و تیمملی ندارند. یک سری سوالات تکراری با بزرگنماییهای خسته کننده! آنچه از فضای این اردوها به بیرون مخابره میشود، بیشتر شبیه یک روایت از پیش طراحیشده است تا پوشش واقعی!نفراتی که در این اردو حضور دارند، عمدتا به بازتاب صحبتهای تکراری کادر فنی و مدیران میپردازند؛ بدون طرح پرسشهای چالشی یا پرداختن به نقاط ضعف. در چنین فضایی، نه خبری از سؤالهای حاشیهای است و نه نقد جدی. ظاهرا همه چیز هماهنگ به نظر میرسد؛ از نوع پرسشها گرفته تا روایتهایی که قرار است به مخاطب منتقل شود.
در خروجی این پوشش رسانهای، یک الگوی ثابت دیده میشود؛ تأکید بر اینکه تیم ملی بهترین اردو را داشته، شرایط ایدهآل است و صعود از گروه تقریباً قطعی به نظر میرسد. حتی نوعی خوشبینی اغراقآمیز در مورد رقبا نیز به چشم میخورد؛ گویی قرار است همه چیز بدون چالش پیش برود. این در حالی است که واقعیت فوتبال، بهویژه در سطح جام جهانی، بسیار پیچیدهتر از این روایتهای سادهسازیشده است. تیمهایی مانند بلژیک، مصر و نیوزیلند رقبایی هستند که نیاز به تحلیل دقیق دارند، نه صرفاً شعارهای امیدوارکننده.
ما قهرمانیم!
مشکل اصلی شاید نه در تعداد خبرنگاران و نه در هزینههای سفر باشد، بلکه در نوع نگاه به رسانههاست. وقتی رسانه بهجای نقش نظارتی و تحلیلی، به بازتابدهنده روایت رسمی تبدیل میشود، طبیعی است که نقاط ضعف دیده نشود و تصمیمات اشتباه اصلاح نشود. فدراسیون فوتبال در آستانه جام جهانی، بهجای ایجاد یک فضای شفاف و پاسخگو، مسیری را انتخاب کرده که بیشتر به مدیریت تصویر شباهت دارد تا مدیریت واقعیت.
جام جهانی جایی برای آزمون و خطا نیست. تیمی که با برنامه، شفافیت و نقد سازنده پیش برود، شانس بیشتری برای موفقیت خواهد داشت. اما اگر مسیر آمادهسازی با حذف صداهای منتقد و ایجاد فضای کنترلشده همراه باشد، نتیجه آن میتواند در زمین مسابقه خود را نشان دهد.
حالا پرسش اصلی اینجاست؛ تیم ملی ایران در مسیر جام جهانی ۲۰۲۶، در حال آماده شدن برای رقابت است یا در حال ساختن تصویری بینقص از خودش؟
257 251



نظر شما