پس از بارها تلاش، ابتدا تصورم این بود که اپلیکیشن معرفیشده توسط بانک ایراد و باگ دارد و حتی مراجعه به بانک هم گرهی را که در کارم افتاده بود باز نکرد. به پیشنهاد یکی از همکاران، تلاش کردم ابتدا در سامانه هدی که مربوط به سازمان ثبت احوال است، هویتم را احراز کنم. اما باز هم با اخطار «عدم موفقیت در ثبت چهره» متوجه شدم انگار ماجرا فراتر از یک باگ ساده اپ و خطای اینترنت بوده و باید با مراجعه به دفتر پیشخوان دولت، برای تغییر عکس کارت ملی درخواست جدیدی ثبت میکردم؛ پیشنهادی که توسط متصدیان همان بانک معروف مطرح شد و دلیلش را هم حساسیت بالای اپلیکیشنشان اعلام کردند.
مراجعه به دفتر پیشخوان دولت نیز کار سخت و زمانبری بود. برخورد و مواجهه با مسئولانی که پشت باجه نشسته بودند و نگاه از بالا به پایینشان برای راه انداختن کار مراجعین، یک طرف؛ صف طولانی و شلوغی خستهکننده هم طرف دیگر. اما ماجرا وقتی اذیتکنندهتر میشود که روی میز هر فردی که پشت میز نشسته بود، دستگاه کارتخوانی قرار داشت و به هر بهانهای از مراجعین پول دریافت میکردند. ۳۷۰ هزار تومان برای گرفتن عکس جدید، انگشتنگاری و رسیدی که از این به بعد هویت شما را تأیید میکند. ۵۹۹ هزار تومان برای ارائه بارکدی که وقتی رسید کاغذیِ تأیید هویت گم شد، بتوانید آن را در کمتر از یک ساعت پیدا کرده یا اعلام مفقودی کنید. ۵۰ هزار تومان برای اسکن کاغذ تا برگهایش کمرنگ نشود یا خدای ناکرده مخدوش نشود.
اما بخش عجیب و شاید طنز تلخ ماجرا، زمانی است که از مسئولی که کارهای مربوط به شناسنامه و کارت ملی را انجام میداد، درباره زمان تحویل کارتم سؤال کردم؛ کارتی که مهمترین مدرک برای تأیید هویت و انجام تمامی کارهای اداری و خدماتی است. «۴ سال دیگر صادر میشود.» جملهای بود که گویی برای آن مسئول، با تکرار هر دقیقه و هر روز به مراجعین، بیاهمیت و ساده به نظر میرسد؛ اما برای من که تمامی زندگیام به همان کارت خلاصه میشود، کابوسی بیش نبود. از میان صحبتهایش با مراجعهکننده دیگری که برای تعویض شناسنامه آمده بود، متوجه شدم که آن هم ۲ سال دیگر از سوی سامانه ثبت احوال صادر میشود.
دیگر نه آن یک میلیون تومانی که به بهانههای مختلف برای ثبت درخواست تعویض عکس کارت ملی پرداخت کرده بودم اهمیتی داشت و نه آن خستگی ناشی از منتظر ماندن در آن صف طولانی. دیگر در ذهنم فقط ۴ سالی عبور میکرد که هنوز نیامده، اما تمام هویتم را به یک رسید کاغذی خلاصه کرده است. اگر در طول این ۴ سال باز هم تغییری در چهرهام رخ دهد، چند سال دیگر باید در انتظار بمانم تا کارت شناسایی داشته باشم؟ چگونه قرار است ۴ سال، برگهای موقت و کاغذیای که بهراحتی مخدوش میشوند، جای مهمترین مدرک هویتی من را پر کنند؟ سؤالهایی که جوابی برایشان پیدا نکردم و فقط به این فکر کردم که شاید قرار است با همین برگکاغذها کمکم بیهویت زندگی کنیم؛ چون هیچ اداره و سازمانی بدون داشتن مدرک معتبر شناسایی، کاری را انجام نمیدهد.
* روزنامه نگار
29215




نظر شما