سیما پروانه گهر- رسول جلیلی، عضو شورای عالی فضای مجازی که در روزهای اخیر دوباره با اظهارنظر جدید خود مبنی بر این که اینستاگرام از اف 35 خطرناک تر است در صدر اخبار و توجهات قرار گرفته است حالا یکبار دیگر نقشی نو در عرصه فیلترینگ و اینترنت انداخت.
نام بر اساس شنیده ها رسول جلیلی در کنار سه نفر دیگر به عنوان ۴ شاکلی اصلی برای جلوگیری از فعالیت ستادی که مصوبه اش قرار بود اینترنت را دوباره وصل کند ، دیده می شود. ساعاتی پیش دیوان عدالت اداری اعلام کرد که با شکایت وصول شده به این دیوان ستاد ساماندهی فضای مجازی که اخیرا توسط مسعود پزشکیان ایجاد شده و روز گذشته مصوبه ای برای برقراری دوباره اینترنت را داشت، غیرقانونی است و مصوبات نیز قابل اجرا نمی باشد.
تصمیم رسول جلیلی برای شکایت از این ستاد البته نخستین باری نیست که نامش را در زمره مدافعان فیلترینگ قرار می دهد. رفتارها و دیدگاه های او به اندازه ای در این زمینه عیان و عریان بوده که مشخصا در فضای مجازی و رسانه ای از او به عنوان «پدر فیلترینگ» یاد می شد.
رسول جلیلی بدون هیچ قرابت خانوادگی با سعید جلیلی هم نام خانوادگی یکسانی با او دارد هم آیینه تمام نمای سعید جلیلی در حوزه اینترنت است. حالا هم به عنوان پیاده نظام او در زمینه فضای مجازی سعی دارد تا محکم ترین سد را در مسیر رفع فیلترینگ بسازد.
رسول جلیلی متولد سال ۱۳۴۴ در شهرستان اقلید استان فارس است. کارشناسی اش را در رشته مهندسی کامپیوتر از دانشگاه فردوسی مشهد و ارشد همین رشته را از دانشگاه صنعتی شریف گرفته است. مدرک دکترای علوم کامپیوتر با گرایش سیستمهای توزیع شده را البته خارج از کشور و از از دانشگاه سیدنی استرالیا دریافت کرد. بعد از اتمام دوره دکتری به عنوان عضو هیات علمی دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف مشغول به کار شد
در طی بیش از سه دهه فعالیت در حوزه کامپیوتر علاوه بر تدریس و هدایت پروژههای پژوهشی در حوزههای امنیت سایبری داده، سیستمهای عامل امن و شبکههای کامپیوتری، مسوولیتهای اجرایی متعددی را برعهده داشته است. پرخبرترین این مسئولیت ها یکی ریاست دانشگاه صنعتی شریف بود و دیگری عضویت در شورای عالی فضای مجازی.
او از پاییز ۱۴۰۰ تا آبان ۱۴۰۲ ریاست دانشگاه صنعتی شریف را برعهده داشت؛ دورهای که با چالشهای اجتماعی و دانشجویی شدیدی همراه بود. آبان سال ۱۴۰۲ رسانه ها نوشتند که «پیرو اتفاقات رخ داده در مراسم فارغ التحصیلی رییس پردیس بینالمللی کیش دانشگاه شریف نیز استعفا کرد».
در آن زمان نیز سخنگوی وزارت علوم درتوییتی اعلام کرده بود: وزیر علوم دستور پیگیری و بررسی و اعلام نتیجه ظرف ۴۸ ساعت را صادر کرده است. با متخلفین در هر سطحی برخورد قانونی و جدی انجام خواهد شد.دانشگاه صنعتی شریف نیز پس از آن در اطلاعیهای اعلام کرد: «مراسم دانشآموختگی ۸۱ نفر از دانشجویان پردیس بینالملل دانشگاه صنعتی شریف در جزیره کیش، روز پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۲، برگزار شد. متأسفانه، در بخش پایانی مراسم، هنگام اهدای جوایز و گرفتن عکس دستهجمعی، مواردی از عدم رعایت شئونات و قوانین مشاهده شد که در شأن خانواده بزرگ دانشگاه صنعتی شریف نبود و منجر به امتناع رئیس و معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه از مشارکت در اهدای بخشی از جوایز و ترک سالن همایش از سوی رئیس دانشگاه شد.*
رسول جلیلی و شرکت امن افزار گستر شریف
بنیانگذار مجموعههای فناوری است و یکی از بنیانگذاران شرکتهای دانشبنیان در حوزه امنیت است. مدیر شرکت امن افزار گستر شریف که در حال حاضر عضو حقیقی شورای عالی فضای مجازی نیز به شمار میرود مدیریت مرکز امنیت شبکه دانشگاه صنعتی شریف، همکاری با مرکز صنایع نوین و توسعه فناوری SMS ایرانی، در کارنامه فعالیتهای جلیلی به چشم میخورد. تاکنون بیشترین فعالیتش در بخش امنیت در فضای فناوری اطلاعات بوده است.
او پیش از این گفته بود که «امنیت فتا (فضای تولید و تبادل اطلاعات) باید به نسبت خود فتا ارزیابی شود. اگر در کشوری به فتا و کاربری فناوری اطلاعات و ارتباطات بهای زیادی داده شده است یا میشود، بالطبع، زندگی روزانه مردم در گرو عملکرد صحیح و ایمن عناصر این فضا است و هرگونه اختلالی در این امر، باعث خسارت میشود. این خسارت قابل ارزیابی کمی است و بر این اساس، تخصیص اعتبار برای امنیت فتا یا بازخواست مسوولان این بخش، توجیهپذیر است.»
دی ماه سال گذشته مناظرهای در تلویزیون میان سه نفر از فعالان و مدیران عرصه ارتباطات برگزار شد. رسول جلیلی و مهدی انجیدنی، مدیرعامل ویراستی و پیامرسان ایگپ به عنوان موافقان حفظ فیلترینگ و حمید فتاحی معاون وزیر ارتباطات و رییس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی به عنوان مخالف در گفتوگوی ویژه خبری حاضر شدند. بخشی از اظهارات جلیلی در این برنامه بازتاب زیادی داشت.
این عضو حقیقی شورای عالی فضای مجازی گفت: « همه مباحث اقتصادی، فرهنگی و آموزشی اگر تحت حکمرانی قانونمند نباشند و محافظت نشوند مردم ضرر میکنند. به عبارتی موضوع اصلی نفع مردم است. ما تجربیات چندگانهای با سکوهایی که حکمرانیشان دست دشمن بوده، داشتهایم. یک مورد هم پیجرهایی بود که در لبنان آن اتفاق عجیب و غریب را شکل داد؛ یا سال ۹۸ یک فرمان، یک اپلیکیشن را از روی گوشی میلیونها ایرانی حذف کرد و این اتفاق دست هیچ کس نبود. اینها نشان میدهند تصمیم را ما نمیگیریم؛ صاحب سکو و حکمران فضای مجازی میگیرد»
داستان اف ۳۵ و فیلترینگ و عقب نشینی جلیلی
دو هفته پیش از این جلیلی در خلال یک مصاحبه تصویری گفته بود: «اینستاگرام از اف-۳۵ خطرناکتر است.» کمتر از دو روز بعد اما حجم واکنشها به اظهاراتش باعث شد تا بازنشر وسیع این جمله را ناشی از «تقطیع سخنانش» بخواند و حتی اندکی نیز از شدت و حدت تاکید بر لزوم بسته ماندن اینترنت تاکید کند.
یکی از اصلیترین واکنشها از جانب حسامالدین آشنا بود، مشاور حسن روحانی در دوران ریاستجمهوری که با انتقاد از اظهارات جلیلی تاکید کرد : « اگر واقعا این سکوها مثل اف-۳۵ هستند، چرا صدها مقام دولتی، وزرا، نمایندگان مجلس و حتی نهاد رهبری در آنها حساب کاربری دارند و فعالانه از آنها استفاده میکنند؟ چرا پیج اینستاگرام وزارت خارجه ایران فعال است؟ چرا بسیاری از خبرگزاریهای رسمی در تلگرام کانال دارند؟ مگر با دشمنی که موشک اژدری شلیک میکند، همکاری رسانهای میکنیم؟ این تناقضها نشان میدهد که تشبیه سکوها به سلاح نظامی، یک اغراق سیاسی است، نه یک تحلیل عینی. هدف از این اغراق، مشروع سازی فیلترینگ گسترده و قطع اینترنت به اسم «دفاع ملی» است. اما تجربه سه سال اخیر نشان داده که فیلترینگ نه امنیت آورده، نه اقتصاد را نجات داده، نه اعتماد مردم را جلب کرده است».
مهمتر از صحبت های آشنا اما کمپینی بود که در خبرگزاری فارس به راه افتاد.کمپینی با محتوای «درخواست از دکتر رسول جلیلی برای استعفا از شورای عالی فضای مجازی» انتشار این کمپین به خودی خود حائزاهمیت بود اما وقتی بیش از پیش مهم میشود که ببینیم حتی در خبرگزاری فارس و از جانب مخاطبان این خبرگزاری اظهارات جلیلی خلاف منافع عمومی تعبیر و درخواست استعفای وی مطرح میشود.
این درخواست در خبرگزاری فارس بیست و هشتم اردیبهشت و با امضای «جمعی از ملت آگاه ایران» با تاکید اولیه بر اینکه « ادعای رضایت عمومی از فیلترینگ، با واقعیت تلخ نارضایتی گسترده از محدودیتهای اینترنتی در تضاد است.فیلترینگ نه تنها راهحلی برای مشکلات نیست، بلکه با دور زدن آسان توسط ابزارهای فنی، دسترسی را نابرابر و ناامن میسازد»، نوشت:درخواست امضاکنندگان این نامه و کمپین استعفای رسول جلیلی از شورای عالی فضای مجازی است و از قوه قضاییه خواسته می شود که «تمامی مدارک و مستندات مربوط به حضور در هیاتمدیره شرکت «امنافزار گستر شریف» و ارتباط آن با منافع شخصی یا خانوادگی، در کنار وظایف ایشان در شورای عالی فضای مجازی، مورد رسیدگی دقیق قرار گیرد»
بعد از انتشار این واکنشها اما رسول جلیلی در مطلبی که در شبکه ویراستی منتشر کرده از مواضع قبلی خود نوعی عقبنشینی را نشان داده و نوشته است: «عدهای از مخاطبین تقطیع شده عرایضم در برنامه ۱۰۰ دقیقهای شیوه مورخ ... را دیدهاند و احتمالا «ویراست» هفت روز پیش بنده را نخواندهاند. خلاصهاش این است که: ۱- دسترسی به اینترنت برای رفع نیازهای آحاد جامعه، با احراز هویت و قبول مسوولیت، بایستی فراهم گردد و قطعی فعلی بایستی در اسرع وقت مرتفع گردد. ۲- آویزان بودن برخی کسب و کارهای خُرد به سکوهای دشمن به نفع هیچکس نیست. بایستی مقررات، مشوقها، جبران خسارت و امکاناتی برای انتقال آنها به دیگر سکوها فراهم شود. رفع حکمرانی دشمن بر فضای مجازی ما نباید با بستن اینترنت بینالملل عجین باشد.»
شورای عالی فضای مجازی و آغاز ایدئولوژی سازی فیلترینگ
رسول جلیلی از سال ۱۳۹۰ یعنی از بدو تاسیس شورای عالی فضای مجازی به عنوان عضو حقیقی این نهاد عالی سیاستگذاری منصوب شد و این عضویت در دورههای بعدی نیز تمدید گردید. او به عنوان یکی از چهرههای شاخص در شورای عالی فضای مجازی، نمادی از تداوم نگاههای «بسته» به حکمرانی سایبری در ایران است. حضور او در این شورا صرفاً محدود به یک کرسی تصمیمگیر نیست، بلکه حاصل شبکهای از ارتباطات استراتژیک، باورهای ایدئولوژیک و تسلط بر ساختارهای امنیتی-فنی است که در کنار هم، مانعی نفوذناپذیر در برابر هرگونه تغییر در سیاستهای محدودکننده اینترنت ایجاد کردهاند. تحلیل عملکرد او نشان میدهد که چگونه ساختار شورای عالی فضای مجازی، نه به عنوان بستری برای توسعه تکنولوژی، بلکه به عنوان «سدی» در برابر باز شدن فضای مجازی عمل کرده است.
اصلیترین ابزار جلیلی برای تداوم فیلترینگ، استفاده از مفهوم «امنیت ملی» به عنوان یک چتر حمایتی است. در ادبیات او و همفکرانش، فضای مجازی به جای یک فرصت اقتصادی یا اجتماعی، به عنوان یک میدان نبرد بیوقفه نگریسته میشود. با اتکا به عضویت در شورای عالی فضای مجازی، او توانسته است سیاستهای «فیلترینگ هوشمند» یا در واقع محدودسازیِ سیستماتیک را با برچسبهای حفاظتی و صیانتی تطهیر کند. او با بهرهگیری از تریبونهای این شورا، به جای همراهی با مطالبات جامعه برای دسترسی آزاد، بر «استقلال سایبری» پافشاری کرده و هرگونه تلاش برای تسهیل دسترسی را به مثابه «نفوذ دشمن» یا «تضعیف امنیت» تعبیر کرده است.
ساختار شورای عالی فضای مجازی، که ترکیبی از قوای سهگانه و نهادهای نظامی و امنیتی است، به جلیلی این اجازه را میدهد که تصمیماتِ سختگیرانه خود را از قالبهای قانونی عبور دهد. او در این ساختار، میانِ بخشهای مختلف حاکمیتی پل میزند و با استفاده از وزن سیاسی خود، به اجماعسازی علیه پلتفرمهای خارجی میپردازد. در واقع، شورای عالی فضای مجازی برای افرادی با دیدگاه جلیلی، به جای آنکه مرکزی برای ترسیم نقشه راهِ گذار به اقتصاد دیجیتال باشد، به اتاق فرمانِ محدودیت تبدیل شده است. ارتباطات نزدیک او با نهادهای تصمیمگیر، مانع از آن میشود که فشار افکار عمومی یا اعتراضات جامعه مدنی به این سد نفوذ کند؛ چرا که جلیلی و جریان متبوعش، منشأ مشروعیت خود را نه در رضایت کاربران، بلکه در سلسلهمراتب حکمرانیِ بالادستی میبینند.
علاوه بر این، اتکای او به ساختارهای بومیسازیِ اجباری، یکی دیگر از بازوهای قدرت اوست. او با اصرار بر مدلهای داخلیِ شکستخورده یا فاقد محبوبیت، عملاً راه را بر هرگونه توافق یا عقبنشینی از فیلترینگ بسته است. از منظر جلیلی، فیلترینگ نه یک تصمیم موقت، بلکه یک «ضرورتِ ساختاری» است که باید تداوم یابد تا مدلِ حکمرانی مطلوبش تثبیت شود.
تداوم شیوع فیلترینگ، نتیجه مستقیمِ جایگاهِ قدرتمندِ اشخاصی مانند رسول جلیلی در شورای عالی فضای مجازی است که با استفاده از «رانتِ تصمیمگیری»، توانستهاند مطالبهگریِ عمومی و پیگیری های دولت بر اساس این مطالبات عمومی را خنثی کنند. تا زمانی که این شورا به عنوان سنگری برای حراست از دیدگاههای بسته و امنیتیسازیِ تکنولوژی عمل کند، مکانیسمهای بازدارنده در برابر فیلترینگ کارکرد خود را از دست خواهند داد. قدرت جلیلی در این است که توانسته است یک «گفتمان محدودیتساز» را به یک «سیاستِ حاکمیتی» تبدیل کند که عبور از آن، به معنایِ رویارویی با تمامِ ارکانِ تصمیمساز کشور است.
چرا باید جلیلی را پدربزرگ فیلترینگ بدانیم نه پدر آن
با توجه به نقش کلیدی رسول جلیلی در شورای عالی فضای مجازی و تأثیر عمیق او بر سیاستهای محدودکننده اینترنت در ایران، عنوان «پدر فیلترینگ» دیگر نمیتواند به طور کامل گستره نفوذ او را منعکس کند. او نه تنها بانی بسیاری از تصمیمات فیلترینگ در دوران خود بوده، بلکه با اتکا به دیدگاههای ایدئولوژیک و اتصالات عمیق در ساختارهای قدرت، توانسته است بستری دائمی و مقاوم برای تداوم و تشدید این محدودیتها ایجاد کند.حالا در یک قدم فراتر او نامش در میان ۴ شاکی از تصمیم دولت پزشکیان برای بازگرداندن اینترنت عادی برای مردم عادی است
حالا دیگر رسول جلیلی صرفاً یک تصمیمگیرنده لحظهای نیست؛ او معمار یک اکوسیستم فیلترینگ است که با بهرهگیری از ساختار پیچیده شورای عالی فضای مجازی و توسل به بوروکراسی که میتوان با شکایت به دیوان عالی ستاد دولت را درگیر دست انداز کند، میخواهد گفتمان محدودیتسازی را از یک پدیده گذرا به یک اصل نهادینهشده در حکمرانی اینترنت ایران تبدیل کرده است.
این رویکرد ریشهدار و پایدار، که حتی پس از خروج احتمالی او از مناصب فعلی نیز میتواند اثرات خود را حفظ کند، جلیلی را به جای «پدر»، به «پدربزرگ فیلترینگ» ایران ارتقا میدهد؛ کسی که نه تنها آغازگر بوده، بلکه فرزندان فکری این سیاستها را نیز برای آینده تربیت کرده و مسیر سنگ اندازی در مسیر دولت را فتح الباب کرده است.



نظر شما