امیرمهدی نادری| خبرآنلاین: جواهر لعل نهرو (متولد ۱۴ نوامبر ۱۸۸۹ در اللهآباد، هند - درگذشته ۲۷ مه ۱۹۶۴ [۶ خرداد ۱۳۴۳] در دهلی نو) اولین و طولانیمدتترین نخستوزیر هند مستقل (۱۹۴۷-۱۹۶۴) بود. او نهتنها دولت پارلمانی را در هند بنیان نهاد، بلکه به خاطر سیاست بیطرفانه (عدم تعهد) خود در امور خارجی شهرت داشت و یکی از رهبران اصلی جنبش استقلال هند در دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ محسوب میشد.
او وکیلی تحصیلکرده و از محرمان نزدیک مهاتما گاندی بود و بیش از هر کس دیگری در تاریخ هند توانست به جایگاه یک شاهزاده مردمی نزدیک شود. نهرو وارث سیاسی و شاید حقیقی مهاتما گاندی و میراثش بود؛ شخصیتی با محبوبیتی کم نظیر در میان همه هندی ها.
نهرو جوان در فضایی با طرفداری از انگلیس پرورش یافت و توسط تعدادی از پرستاران و معلمان بریتانیایی آموزش دید.
یک برهمن کشمیری در دنیای شرق و غرب
نهرو در خانوادهای ثروتمند از برهمنان کشمیری متولد شد که به خاطر شایستگیهای اداری و دانشپژوهیشان مشهور بودند و در اوایل قرن هجدهم به دهلی مهاجرت کرده بودند. او پسر موتیلال نهرو، وکیل مشهور و رهبر جنبش استقلال هند بود که به یکی از یاران برجسته مهاتما گاندی تبدیل شد. نهرو جوان در فضایی با طرفداری از انگلیس پرورش یافت و توسط تعدادی از پرستاران و معلمان بریتانیایی آموزش دید. او بزرگترین فرزند از چهار فرزند بود که دو نفر از آنها دختر بودند. خواهرش، ویجایا لاکشمی پاندیت، بعدها اولین رئیس زن مجمع عمومی سازمان ملل متحد شد.
در سال ۱۹۰۵، او به هارو، یک مدرسه انگلیسی برجسته، رفت و دو سال در آنجا ماند. از هارو به کالج ترینیتی کمبریج رفت و سه سال را در آنجا گذراند و مدرک افتخاری در علوم طبیعی گرفت. پس از ترک کمبریج، و دو سال تحصیل در اینر تمپل لندن، به عنوان وکیل دادگستری واجد شرایط شد.
هفت سالی که نهرو در انگلستان گذراند، او را در دنیایی مبهم و نیمهگمراه رها کرد. چند سال بعد نوشت: «من به ترکیبی عجیب از شرق و غرب تبدیل شدهام، همهجا بیجایم، هیچجا خانهام نیست.» کششها و فشارهای متضادی که تجربه او در خارج از کشور بر شخصیتش وارد میکرد، هرگز به طور کامل برطرف نشدند.
نهرو در سپتامبر ۱۹۱۲ به هند بازگشت و در اکتبر همان سال به عنوان نماینده در جلسه بانکیپور حزب کنگره شرکت کرد. او در ۸ فوریه ۱۹۱۶ [۱۸ بهمن ۱۲۹۴] با کمالا کائول، دختر یک خانواده ارتدوکس برهمن کشمیری، ازدواج کرد. در نوامبر ۱۹۱۷، دخترشان ایندیرا به دنیا آمد که بعدها نخستوزیر هند شد.
نهرو معتقد بود که سیاستهای گاندی «روشی از عمل ارائه میدهد که مستقیم، آشکار و احتمالاً مؤثر بود.
از آشنایی با گاندی تا رهبری کنگره
زندگینامه نهرو، علاقه پرشور او به سیاست هند را در دوران تحصیل در خارج از کشور نشان میدهد. نامههای او به پدرش در همان دوره، علاقه مشترک آنها به آزادی هند را آشکار میکند؛ اما تا زمانی که پدر و پسر با مهاتما گاندی ملاقات نکردند و متقاعد نشدند که راه سیاسی او را دنبال کنند، هیچکدام ایده مشخصی در مورد چگونایی دستیابی به آزادی نداشتند.
نهرو برای اولین بار در سال ۱۹۱۶ در نشست سالانه کنگره ملی هند در لکنو با گاندی ملاقات کرد. گاندی ۲۰ سال از او بزرگتر بود. به نظر نمیرسد که هیچکدام در ابتدا تأثیر قوی بر دیگری گذاشته باشند. ارتباط نزدیک نهرو با حزب کنگره به سال ۱۹۱۹، بلافاصله پس از جنگ جهانی اول، برمیگردد. آن دوره شاهد موج اولیه فعالیتهای ملیگرایانه و سرکوب دولتی بود که در قتلعام امریتسار در آوریل ۱۹۱۹ به اوج خود رسید. طبق یک گزارش رسمی، ۳۷۹ نفر کشته شدند (اگرچه تخمینهای دیگر به طور قابل توجهی بیشتر بود) و حداقل ۱۲۰۰ نفر زخمی شدند، زمانی که فرمانده نظامی محلی بریتانیا به نیروهای خود دستور داد تا به جمعیتی از هندیهای غیرمسلح که در فضایی تقریباً کاملاً محصور در شهر جمع شده بودند، شلیک کنند.
علیرغم کمکهای هند به متفقین در جنگ جهانی اول، ملت از قانون بعدی دولت هند که در ۲۳ دسامبر ۱۹۱۹ [۱ دی ۱۲۹۸] توسط بریتانیا به تصویب رسید، ناامید شد و احساس کرد که این قانون با خواستههای هند برای حکومت داخلی بسیار فاصله دارد. نهرو در این زمان مصمم بود که با مهاتما گاندی که در ژانویه ۱۹۱۵ از آفریقای جنوبی به هند بازگشته بود، همکاری کند. کمپین ساتیاگراها (عدم خشونت) گاندی در مارس ۱۹۱۹ آغاز شد و نهرو کاملاً از آن حمایت کرد. نهرو معتقد بود که سیاستهای گاندی «روشی از عمل ارائه میدهد که مستقیم، آشکار و احتمالاً مؤثر بود.»
هرگز نتوانست نوشتههای کارل مارکس را به عنوان کتاب مقدس وحیانی بپذیرد. با این حال، از آن زمان به بعد، معیار تفکر اقتصادی او مارکسیستی باقی ماند و در صورت لزوم با شرایط هند تطبیق داده شد.
وقتی در اواخر سال ۱۹۲۱، رهبران و اعضای برجسته حزب کنگره در برخی استانها غیرقانونی اعلام شدند، نهرو برای اولین بار به زندان رفت. در طول ۲۴ سال بعدی، او هشت دوره دیگر بازداشت را سپری کرد که آخرین و طولانیترین آن در ژوئن ۱۹۴۵، پس از تقریباً سه سال حبس، به پایان رسید. در مجموع، نهرو بیش از نه سال را در زندان گذراند.
اقامتهای بعدی او در زندان به او این امکان را داد تا مارکسیسم را عمیقتر مطالعه کند. او که به ایدههای آن علاقه داشت اما از برخی از روشهایش - مانند گروهبندیهای سختگیرانه و شکار مرتدان توسط کمونیستها - بیزار بود، هرگز نتوانست نوشتههای کارل مارکس را به عنوان کتاب مقدس وحیانی بپذیرد. با این حال، از آن زمان به بعد، معیار تفکر اقتصادی او مارکسیستی باقی ماند و در صورت لزوم با شرایط هند تطبیق داده شد.
در ژوئن ۱۹۲۰، نهرو با جمعیتی از دهقانان که هشتاد کیلومتر تا اللهآباد راهپیمایی کرده بودند تا سیاستمداران را با شرایط وحشتناک زندگیشان آشنا کنند، ملاقات کرد. نهرو کمکم متوجه شد که در روستاها میتوان پایگاهی برای حمایت سیاسی از یک جنبش ملی ایجاد کرد، نه اینکه عمدتاً به شهرها متکی باشد. او بهسرعت در میان دهقانان به عنوان سیاستمداری که علیرغم پیشینه اشرافی، واقعاً نگران مشکلات آنها بود، بسیار محبوب شد. نهرو اکنون خود را با گسترش سیاستهای ساتیاگراهای گاندی در سراسر روستاها مشغول کرد.
دوره کارآموزی سیاسی او در حزب کنگره از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۹ به طول انجامید. در سال ۱۹۲۳ او به مدت دو سال دبیرکل حزب شد و در سال ۱۹۲۷ نیز دو سال دیگر این سمت را برعهده گرفت. علایق و وظایف او، او را به سفرهایی در مناطق وسیعی از هند، بهویژه در استانهای متحد زادگاهش (ایالت اوتار پرادش فعلی) سوق داد، جایی که اولین مواجهه او با فقر و تحقیر شدید دهقانان تأثیر عمیقی بر ایدههای اساسیاش برای حل آن مشکلات حیاتی گذاشت. اگرچه نهرو به طور مبهم به سوسیالیسم گرایش داشت، اما رادیکالیسم او در هیچ قالب مشخصی قرار نگرفته بود. نقطه عطف تفکر سیاسی و اقتصادی او، سفرش به اروپا و اتحاد جماهیر شوروی در طول سالهای ۱۹۲۶-۱۹۲۷ بود؛ هرچند که دانش او را در مورد نظریه و عمل کمونیستی به طور قابل توجهی افزایش نداد.
نهرو در بازگشت به هند در دسامبر ۱۹۲۷، خود را وقف کار سیاسی کنگره کرد و دو سال بعد را در آن غرق شد. در پاسخ به این سوال داغ که آیا هند باید به دنبال جایگاه در امپراتوری بریتانیا یا استقلال کامل باشد، نهرو در کنگره مدرس در دسامبر ۱۹۲۷، قطعنامهای را ارائه داد که «کنگره هدف مردم هند را استقلال ملی کامل اعلام میکند.» تلاشهای خستگیناپذیر او با انتخاب به ریاست کنگره در سال ۱۹۲۹ پاداش داده شد. در جلسه سالانه کنگره در دسامبر همان سال، نهرو قطعنامه اصلی را مطرح کرد که کنگره اکنون طرفدار استقلال کامل هند است. این قطعنامه با اکثریت قاطع تصویب شد.
مشکل نهرو این بود که او هم به اصول عدم خشونت گاندی و هم به سوسیالیسم گرایش داشت.
مبارزه برای استقلال هند
پس از جلسه لاهور در سال ۱۹۲۹، نهرو به عنوان رهبر روشنفکران و جوانان کشور ظهور کرد. گاندی با زیرکی او را به ریاست حزب کنگره، بالاتر از برخی از بزرگانش، ارتقا داده بود، به این امید که نهرو جوانان هند را - که در آن زمان به سمت آرمانهای چپ افراطی گرایش داشتند - به جریان اصلی جنبش کنگره جذب کند. گاندی همچنین بهدرستی محاسبه کرده بود که با مسئولیت بیشتر، خود نهرو تمایل به حفظ راه میانه خواهد داشت. پس از راه یافتن به شوراهای داخلی حزب کنگره و نزدیکتر شدن به گاندی مردم در اواسط دهه ۳۰ نهرو را جانشین طبیعی گاندی میدانستند؛ اتفاقی که تا سال ۱۹۴۲ رسمی نشد.
مشکل نهرو این بود که او هم به اصول عدم خشونت گاندی و هم به سوسیالیسم گرایش داشت. با این حال، نزدیکیاش به گاندی، او را پیوسته از قدرت اخلاقی نهفته در اصول عدم خشونت خود آگاه میکرد.
درگیری مستقیم با دولت بریتانیا با راهپیمایی معروف گاندی در سال ۱۹۳۰، راهپیمایی به سوی دریا برای تولید نمک، که نقض انحصار دولتی بود، آغاز شد. گاندی و نهرو هر دو بخش عمدهای از چند سال بعد را در زندانهای بریتانیا گذراندند؛ نهرو تقریباً چهار سال در دوره ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۵ در زندان بود. او در مدت زندان چند کتاب و مقالات بسیاری را نوشت.
پیمان گاندی-ایروین در مارس ۱۹۳۱ که بین گاندی و لرد ایروین (بعدها لرد هالیفاکس) نایبالسلطنه بریتانیا امضا شد، آتشبس بین دو شخصیت اصلی هند را اعلام کرد. این پیمان، یکی از مؤثرترین جنبشهای نافرمانی مدنی گاندی را که سال قبل با عنوان راهپیمایی نمک آغاز شده، و در جریان آن نهرو دستگیر شده بود، به اوج خود رساند.
امیدها مبنی بر اینکه پیمان گاندی-ایروین مقدمهای برای دورهای آرامتر از روابط هند و بریتانیا باشد، به حقیقت نپیوست؛ لرد ویلینگدون (که در سال ۱۹۳۱ جایگزین ایروین به عنوان نایبالسلطنه شد) گاندی را در ژانویه ۱۹۳۲، اندکی پس از بازگشت او از لندن، زندانی کرد. گاندی به تلاش برای راهاندازی یک جنبش نافرمانی مدنی دیگر متهم شد؛ نهرو نیز دستگیر و به دو سال زندان محکوم شد.
هند رسماً در ۱۵ آگوست ۱۹۴۷ [۲۳ مرداد ۱۳۲۶] به استقلال رسید. جنگ بین مناطقی که به پاکستان مستقل مسلمان و هند هندو اختصاص داده شده بود، صدها هزار نفر را مجبور به مهاجرت کرد و منجر به مرگ بسیاری شد.
مصائب کنگره
نهرو تا فوریه ۱۹۳۷، از تمام استانهای هند بازدید کرده بود و این به او چشمانداز وسیعی از مشکلات کشور داد. انتخابات بعدی قدرت کنگره را تقویت کرد. کنگره اکنون با ناآرامیهای فزایندهای از سوی اتحادیه مسلمانان به رهبری محمدعلی جناح روبهرو بود.
مسئله مهم بعدی که کنگره با آن مواجه شد، اعلام بریتانیای کبیر در ۳ سپتامبر ۱۹۳۹ [۱۱ شهریور ۱۳۱۸] مبنی بر اعلان جنگ علیه آدولف هیتلر بدون رضایت هند بود.
در ابتدا، گاندی معتقد بود که هرگونه حمایتی که از بریتانیا میشود باید بدون قید و شرط باشد و باید ماهیتی غیرخشونتآمیز داشته باشد. نهرو معتقد بود که عدم خشونت جایی در دفاع در برابر تجاوز ندارد و هند باید از بریتانیای کبیر در جنگ علیه نازیسم حمایت کند، اما فقط به عنوان یک کشور آزاد. اگر نمیتواند کمک کند، نباید مانع شود.
نهرو به عنوان عضوی از کمیته کاری، اعتراضی را ترتیب داد، اما این اعتراض برخلاف قوانین اضطراری مصوب دولت بود و در ۳۱ اکتبر ۱۹۴۰ [۹ آبان ۱۳۱۹] نهرو بلافاصله دستگیر و به چهار سال زندان محکوم شد. با وجود شدت سرکوب بریتانیا، نهرو و پانصد نفر از همکاران کنگره در اوایل دسامبر ۱۹۴۱ آزاد شدند.
سر استافورد کریپس در ۲۲ مارس ۱۹۴۲ [۲ فروردین ۱۳۲۱] با پیشنهاد مصالحهای از سوی دولت اعلیحضرت وارد هند شد. در ازای حمایت کامل هند از تلاشهای جنگی، هند پس از جنگ به استقلال دست مییافت. نهرو و گاندی پس از شورشهایی که در اوت ۱۹۴۲ پس از رد این پیشنهاد رخ داد، دستگیر شدند و سه سال در زندان ماندند.
نهرو پس از آزادی، به تلاش برای استقلال کامل ادامه داد. دولت انگلیس در دسامبر ۱۹۴۵ حمایت خود را از استقلال هند اعلام کرده بود، اما افزایش مقاومت مسلمانان در برابر الحاق به یک کشور هندو، مذاکرات را به طور فزایندهای دشوار کرد. نهرو در اوت ۱۹۴۶ به عنوان رئیس کنگره برای تشکیل کابینه موقت دعوت شد. در اوایل سال ۱۹۴۷، دولت بریتانیا قصد خود را برای خروج از هند تا ژوئن ۱۹۴۸ اعلام کرد و اصطکاک بین اتحادیه مسلمانان به رهبری جناح و کنگره افزایش یافت.
هند رسماً در ۱۵ آگوست ۱۹۴۷ [۲۳ مرداد ۱۳۲۶] به استقلال رسید. جنگ بین مناطقی که به پاکستان مستقل مسلمان و هند هندو اختصاص داده شده بود، صدها هزار نفر را مجبور به مهاجرت کرد و منجر به مرگ بسیاری شد. نخستوزیر نهرو و گاندی تلاش کردند تا خونریزی را متوقف کنند، اما تا حد زیادی ناموفق بودند. خود گاندی در ۲۵ ژانویه ۱۹۴۸ [۴ بهمن ۱۳۲۶] ترور شد.
نهرو و بیشتر معاصرانش معتقد بودند که تنها صنعتی شدن در مقیاس بزرگ میتواند اقتصاد را واقعاً تغییر دهد و هند را قادر سازد تا در صحنه جهانی نقش داشته باشد.
نخستوزیری: ساخت دموکراسی هند و برنامههای پنجساله
مشکلات نهرو به عنوان نخستوزیر در سالهای ۱۹۴۸-۱۹۴۷ بلافاصله با مشکل ادعاهای متضاد هند و پاکستان بر کشمیر افزایش یافت و درگیریهایی در امتداد مرز مورد مناقشه رخ داد. هند همچنین تنش فزایندهای را با چین، بهویژه پس از حمله چین به تبت در اکتبر ۱۹۵۰، تجربه کرد.
مشکلات داخلی هند پس از استقلال بسیار زیاد بود. برای بهبود اقتصاد، دولت نهرو در اول آوریل ۱۹۵۱ [۱۱ فروردین ۱۳۳۰] اولین برنامه پنجساله خود را با تأکید بر افزایش تولیدات کشاورزی آغاز کرد. دولت همچنین یک برنامه توسعه اجتماعی برای افزایش سطح زندگی در روستاها ایجاد کرد...
نهرو و بیشتر معاصرانش معتقد بودند که تنها صنعتی شدن در مقیاس بزرگ میتواند اقتصاد را واقعاً تغییر دهد و هند را قادر سازد تا در صحنه جهانی نقش داشته باشد و همچنین به شهروندان خود کمک کند.
او در سخنرانی خود در جلسه کنگره سال ۱۹۵۱ در دهلی نو، دیدگاه خود را اینگونه بیان کرد:
«تنها راه برای ساختن آینده، کنار گذاشتن یا پسانداز کردن هر سال و استفاده از این پسانداز برای نوعی پیشرفت است. این میتواند کشاورزی بهبود یافته، پروژههای بیشتر دره رودخانه، کارخانههای بیشتر، خانههای بیشتر، آموزش بیشتر یا خدمات بهداشتی بهتر باشد. منابع ما محدود است و حداکثر چیزی که میتوانیم امیدوار به پسانداز آن باشیم در این طرح مشخص شده است. به دلیل این محدودیت منابع، ما باید در هر مرحله انتخابهای سختی انجام دهیم و اولویتها اهمیت پیدا میکنند.»
اهمیت نهرو در چشمانداز تاریخ هند این است که او ارزشها و شیوههای تفکر مدرن را وارد کرد و آنها را با شرایط هند تطبیق داد.
دموکراسی هند: میراثی ماندگار
در طول ۳۵ سال از سال ۱۹۲۹، زمانی که گاندی نهرو را به عنوان رئیس جلسه کنگره در لاهور انتخاب کرد، تا زمان مرگش به عنوان نخستوزیر در سال ۱۹۶۴، نهرو - علیرغم شکست در درگیری کوتاه با چین در سال ۱۹۶۲ - همچنان بت مردم خود باقی ماند. رویکرد سکولار او به سیاست در تضاد با نگرش مذهبی و سنتگرایانه گاندی بود، که در طول زندگی گاندی به سیاست هند رنگ و بوی مذهبی داده بود. تفاوت واقعی بین نهرو و گاندی نه در نگرش آنها به دین، بلکه در نگرش آنها به تمدن بود. در حالی که نهرو با اصطلاحاتی که به طور فزایندهای مدرن میشدند صحبت میکرد، گاندی به شکوه هند باستان اشاره میکرد.
اهمیت نهرو در چشمانداز تاریخ هند این است که او ارزشها و شیوههای تفکر مدرن را وارد کرد و آنها را با شرایط هند تطبیق داد. نهرو، جدا از تأکید بر سکولاریسم و وحدت اساسی هند، علیرغم تنوع قومی و مذهبی آن، عمیقاً به دنبال پیشبرد هند به عصر مدرن اکتشافات علمی و توسعه فناوری بود. یکی از دستاوردهایی که او بهویژه به آن افتخار میکرد، اصلاح قانون مدنی باستانی هندو بود که سرانجام بیوههای هندو را قادر ساخت تا از برابری با مردان در امور ارث و دارایی برخوردار شوند.
در حالی که نهرو آگاهانه بر هندی بودن خود پافشاری میکرد، هرگز هاله هندو و فضای شخصیتی گاندی را از خود ساطع نکرد. به دلیل دیدگاه سیاسی و اقتصادی مدرن خود، او توانست روشنفکران جوان هند را به جنبش مقاومت بدون خشونت گاندی علیه بریتانیا جذب کند و بعداً پس از کسب استقلال، آنها را به دور خود جمع کند. تربیت غربی نهرو و سفرهایش به اروپا قبل از استقلال، او را با شیوههای تفکر غربی خو داده بود.
نهرو اختلافات خود را با گاندی در مورد بسیاری از مسائل اساسی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پنهان نکرد. او با بیزاری گاندی از صنعتی شدن موافق نبود و برنامههای پنجساله اولیه هند پس از استقلال را به سمت تولید سنگین سوق داد. اگر نهرو عدم خشونت گاندی را پذیرفت، این کار را نه به عنوان یک اصل، بلکه به این دلیل انجام داد که عدم خشونت را به عنوان یک سلاح سیاسی مفید و سیاستی مناسب برای هند در شرایط سیاسی حاکم میدانست.
نهرو در طول نخستوزیری خود، مانند یک غول در صحنه سیاسی هند قدم میزد؛ اما هرگز اراده سیاسی خود را تحمیل نکرد.
در طول ۱۷ سال حضورش در دفتر نخستوزیری، او سوسیالیسم دموکراتیک را به عنوان ستاره راهنما مطرح کرد و تأکید داشت که هند باید هم به دموکراسی و هم به سوسیالیسم دست یابد. او با کمک اکثریت قاطعی که حزب کنگره در طول دوران نخستوزیریاش در پارلمان داشت، به سمت این هدف پیش رفت. چهار ستون سیاستهای داخلی او دموکراسی، سوسیالیسم، وحدت و سکولاریسم بود.
نهرو در طول نخستوزیری خود، مانند یک غول در صحنه سیاسی هند قدم میزد؛ اما هرگز اراده سیاسی خود را تحمیل نکرد. او وزرای ارشد را انتخاب نکرد، بلکه به سازمانهای حزبی در سطح ایالت اجازه داد تا رهبران خود را انتخاب کنند. وقتی دادگاهها برنامههای اصلاحات ارضی او را به چالش کشیدند، به جای انتقاد از قضات، اصلاحات قانون اساسی را انتخاب کرد.
همانطور که سروپالی گوپال، برجستهترین زندگینامهنویس نهرو، به یاد میآورد، ساختن دموکراسی کار سختی بود: «در طول سالهای نخستوزیریاش، روزانه حدود ۲۰۰۰ نامه دریافت میکرد... نهرو هر شب چهار تا پنج ساعت را صرف دیکته کردن پاسخها میکرد و سالهایی بود که نخستوزیر... بیست ساعت در روز کار میکرد و حتی صبحانه هم به عنوان وعده غذایی خصوصی نمیخورد. این تعهد او بود. امروزه، شهروندان با خوشحالی به نقاط ضعف مختلف دموکراسی هند اشاره میکنند، اما بنای دموکراسی و آزادی که ما به عنوان یک جمهوری دموکراتیک مستقل از آن برخورداریم، بدون تعهد تزلزلناپذیر نهرو به چنین نهادهایی امکانپذیر نبود. این یک میراث ماندگار است. در غیر این صورت، قدرت به همه اقشار مردم نمیرسید و دموکراسی ما را به یک دموکراسی گسترده تبدیل نمیکرد.»
بزرگترین سهم نهرو، ایجاد چشماندازی روشن برای ارتقای هند از قرن هجدهم به قرن بیستویکم بود.
منابع
Britannica
Ebsco.com
۲۵۹




نظر شما