به گزارش خبرآنلاین ، اندیشکده چتمهاوس در مقالهای به نوشته لورنس بروئرز نوشت در سال ۲۰۲۳، ارمنستان به طور قطعی قلمرو قرهباغ کوهستانی را به آذربایجان واگذار کرد. مبارزه برای کنترل این منطقه، نیروی محرکه جنبش استقلال ملی ارمنستان در دهه ۱۹۹۰ بود و از دست دادن آن، ملیگرایی ارمنی را از یک پایه کلیدی محروم کرد. با این حال، از دست دادن قرهباغ، کنترل روسیه بر سیاست خارجی ارمنستان را نیز کاهش داده است و قدرت رو به زوال مسکو در قفقاز جنوبی و محدودیتهای حمایت آن را نشان میدهد.
ارمنستان واقعی و سناریوی اوکراین
نیکول پاشینیان، نخستوزیر فعلی و حزب قرارداد مدنی او، تحت پرچم «ارمنستان واقعی» (به جای ارمنستانی با جاهطلبی برای مرزهای گستردهتر) برای توافق نهایی صلح با آذربایجان مبارزه میکنند. آنها امیدوارند که به چهار دهه درگیری با چشمپوشی نهایی از ادعاهای ارضی و ادغام ارمنستان در اتصال منطقهای پایان دهند.
پاشینیان در عین حال سیاست خارجی ارمنستان را با «چرخش» گسترده به سمت غرب، بازتعریف کردهاست.اما این رویکرد منجر شدهاست که هشدارهای زیادی در مورد «سناریوی اوکراین» مطرح شود. بسیار از منتقدان معتقدند که ممکن است ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، همان برخوردی را که با اوکراین به دلیل گرایش به غرب در پیش گرفت، در مقابل ارمنستان نیز در پیش گیرد.
مخالفان پاشینیان شامل گروههایی هستند که به دنبال احیای روابط با روسیه هستند و احزاب کوچکتری که شانس کمی برای عبور از حد نصاب ورود به پارلمان دارند. نظرسنجیها نشان میدهد که حزب «قرارداد مدنی» از نزدیکترین رقیبش بلوک «ارمنستان قوی» به رهبری میلیاردر روسی-ارمنی، سامول کاراپتیان، جلوتر است.
بسیاری از رأیدهندگان هنوز تصمیم نگرفتهاند. اما در یک نظرسنجی در اواسط ماه مه، ۴۵ درصد از این رأیدهندگان گفتند که معتقدند ارمنستان در مسیر درست حرکت میکند. با وجود ترسهای موجه از دستکاری اطلاعات از خارج از کشور، بعید است پیشرفت پاشینیان متوقف شود.
حمایت عمومی از صلح
تابستان سال گذشته رهبران ارمنستان و آذربایجان در نشستی در کاخ سفید با حضور دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، توافقنامه صلحی را کلید زدند (هر چند آن را امضا نکردند). به هر صورت از فوریه ۲۰۲۴ هیچ تلفات نظامی رخ نداده است و آذربایجان و ترکیه هر دو گامهایی را برای از بین بردن محاصره طولانی مدت ارمنستان برداشتهاند.
این پیشرفت بیسابقه همچنان موقت است. امضای این توافقنامه بنا به اصرار آذربایجان به تصویب قانون اساسی جدید ارمنستان منوط شدهاست و باکو خواستهاست که تمام ارجاعات به قرهباغ کوهستانی در قانون اساسی فعلی ارمنستان حذف شود. تصویب قانون اساسی جدید مستلزم برگزاری همهپرسی پس از انتخابات ۱۶ خرداد است.
این امر، این انتخابات را عملاً به یک همهپرسی اولیه در مورد شرایط مذاکره شده توسط پاشینیان و مسیری که او برای ارمنستان در نظر دارد، تبدیل میکند.
ارمنیها قطعاً بهبود امنیت را پس از یک دهه خشونت تقریباً مداوم در خط مقدم، از جمله شکست در برابر آذربایجان در جنگ ۲۰۲۰، حمله آذربایجان به خاک ارمنستان در سپتامبر ۲۰۲۲ و الحاق نظامی قرهباغ توسط باکو در سپتامبر ۲۰۲۳، حس میکنند. لزوم دستیابی به توافق پایدار با باکو به طور گسترده پذیرفته شده است. اما از دست دادن قرهباغ، شکستگیهای شدیدی را در بدنه سیاسی ارمنستان ایجاد کرده است.
این موارد در طول مبارزات انتخاباتی به طرق ناگوار و شومی بروز کردهاند. پاشینیان در جریان مبارزات انتخاباتی با شهروندانی که روایت صلح او را به چالش میکشند، با مجموعهای از برخوردهای تند و تیز روبرو شده است. و ویدئویی از مردان نقابدار که او را به خشونت تهدید میکنند، به صورت آنلاین منتشر شده است. چنین تهدیدهایی در کشوری که شاهد خشونتهای سیاسی مکرر، از جمله ترور یک لایه کامل از رهبری در تیراندازی پارلمان در سال ۱۹۹۹ بوده است، به راحتی قابل درک نیست.
در همین حال، بسیاری از اعضای جامعه مدنی از آنچه که تلاش دولت برای فراموشی از دست دادن قرهباغ کوهستانی و آوارگی گسترده جمعیت آن میدانند، ناراحت هستند. در واقع، برخی ادعا میکنند که لفاظیهای دولت به نفرتپراکنی علیه ارمنیهای سابق قرهباغ تبدیل میشود. با این حال، پاشینیان و هوادارانش چنین ادعاهایی را پوششی برای مقاومت در برابر شرایط صلح با آذربایجان میدانند.
این فضای تبآلود به نگرانیهای فزاینده در مورد مسیر دموکراتیک ارمنستان میافزاید، زیرا قطبی شدن، نگرش «همه یا هیچ» را در مورد وفاداری سیاسی شکل میدهد. لحن صحبتهای بین نخست وزیر و تعداد فزایندهای از حوزههای انتخابیه - بخشهایی از مخالفان، کلیسای حواری ارمنی و ارمنیهای قرهباغ - نگرانیها در مورد جهت فرهنگ سیاسی ارمنستان را تشدید میکند.
به عنوان مثال، در یک بحث داغ در جریان مبارزات انتخاباتی، پاشینیان از یک پناهنده ارمنی قرهباغ پرسید که چرا هنوز زنده است، و تلویحاً گفت که او باید در قرهباغ میماند و میمرد. این مرد بعداً به اتهام اوباشگری دستگیر شد. چنین اقداماتی برای ثبات هرگونه توافق آینده نویدبخش نیست.
حتی اگر «ارمنستان واقعی» به عنوان یک واقعیت ژئوپلیتیکی پذیرفته شود، چگونگی برخورد با ارمنیهای آواره و میراث قرهباغ همچنان یک سوال بیپاسخ است - سوالی که در نهایت باید توسط خود ارمنیها تصمیم گرفته شود.
«گرایش به غرب» یا به جهان؟
ژئوپلیتیک ارمنستان در تضاد با بحث سنجیده در مورد دموکراسی آن است.
«انقلاب مخملی» سال ۲۰۱۸ که پاشینیان را به قدرت رساند، آگاهانه خود را به عنوان یک امر کاملاً داخلی تعریف کرد و اتحاد ارمنستان با روسیه را دست نخورده باقی گذاشت. اما شکست نهایی قرهباغ در سال ۲۰۲۳، پاشینیان را از نیاز به حفظ این اتحاد رها کرد. در عین حال، این باور مخالفان را تقویت کرد که نزدیکی با مسکو تنها راه جلوگیری از فاجعه بیشتر است.
درباره «گرایش» ارمنستان به غرب بسیار گفته شده است. در واقع، بسیاری از نتایج اخیر چند سال پیش غیرقابل تصور بود، زمانی که این کشور اغلب به عنوان یک مشتری مطیع روسیه تلقی میشد.
قابل توجه است که ایالات متحده از طریق مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی (TRIPP) - یک مسیر برنامهریزی شده برای تجارت، ارتباطات و ترانزیت انرژی که از جنوب ارمنستان بین آذربایجان و نخجوان آن عبور میکند - به یک واسطه کلیدی صلح تبدیل شده است. ایروان همچنین چند روز قبل از شروع مبارزات انتخاباتی، میزبان اجلاس جامعه سیاسی اروپا، در کنار اولین اجلاس اتحادیه اروپا و ارمنستان بود. لفاظیهای گرم "انتخاب اروپایی" ارمنستان بر امواج رادیویی و تلویزیونی غالب بود.
با این حال، "چرخش به غرب" خطراتی را نیز برای دموکراسی ارمنستان به همراه دارد. هرچه روسیه بیشتر ارمنستان را به عنوان یک عامل بازدارنده در یک بازی شکار غیرقانونی با اتحادیه اروپا درک کند، بیشتر به قوانین آن بازی متعهد خواهد شد. این امر برای ارمنستان خطرناک است، با توجه به وابستگیهای قابل توجه آن به روسیه برای تامین انرژی و غذا، و همچنان حوالههای قابل توجه کارگران مهاجر ارمنی در روسیه.
برعکس، هرچه اروپا ارمنستان را بیشتر در برابر فشار روسیه آسیبپذیر ببیند، راحتتر میتواند کاستیهای سابقه دموکراتیک پاشینیان را به امید حمایت از «کاندیدای غربی» نادیده بگیرد.
انتخاب بین روسیه و غرب نیز روشی تقلیلگرایانه برای بررسی گزینههای سیاست خارجی ارمنستان است. چندقطبی بودن ذاتی قفقاز جنوبی است و به طور فزایندهای در سیاستهای خارجی کشورهای آن آشکار میشود. هر سه کشور قفقاز جنوبی در حال همگرایی در اتحاد همهجانبه هستند و به دنبال تبدیل شدن به گرههایی در جریانهای اتصال گستردهتر اوراسیا هستند.
ارمنستان روابط خود را در جهات مختلف، از جمله با کشورهای خلیج فارس، آسیای جنوبی و چین، ارتقا داده است. و روابط مهم با روسیه همچنان پابرجاست: عضویت ایروان در سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) به رهبری روسیه دیگر وجود ندارد و بعید است که احیا شود. اما عضویت آن در اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) هنوز مزایای واقعی دارد. و روسیه همچنان بزرگترین بازار صادراتی ارمنستان است.
نظرسنجیها نشان میدهد که اکثریت شهروندان طرفدار عضویت ارمنستان در اتحادیه اروپا هستند. اما این هدف همچنان دور از دسترس است: عضویت ارمنستان در اتحادیه اقتصادی اوراسیا، نامزدی متوقفشده گرجستان برای عضویت در اتحادیه اروپا، و مشغولیت خود اتحادیه اروپا با نامزدی اوکراین و مولداوی، محدودیتهای ساختاری مهمی هستند که باید هنگام صحبت در مورد دامنه فعلی هرگونه «چرخش» غرب به خاطر داشته باشند.
با توجه به اینکه گسترش اتحادیه اروپا فعلاً روی میز نیست، اروپا میتواند با حمایت آرام و مداوم، تقویت نهادهای ارمنستان و درک این موضوع که انتخابهای دوگانه، آزادی عمل ایروان را کاهش میدهد، به ارمنستان کمک کند.
کمپین «ارمنستان واقعی» پاشینیان، حاکی از یک تسویه حساب اجتنابناپذیر با ژئوپلیتیک و ظرفیتهای این کشور است. فرهنگ سیاسی خصمانه و رویکرد تقلیلگرایانه به انتخابهای سیاست خارجی این کشور، همچنان میتواند این دستور کار دردناک اما ضروری را تضعیف کند.
۴۲/۴۲




نظر شما