خبرآنلاین- گزارش فارن پالیسی- مترجم: مهسا مژدهی: پس از پیروزی دوباره دونالد ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴، متحدان اروپایی آمریکا در ابتدا آماده بودند که در برابر خواستههای او انعطاف نشان دهند و سبک خاص رهبری جهانیاش را بپذیرند. کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، با عجله راهی کاخ سفید شد و از طرف پادشاه چارلز سوم، پیشنهادی بیسابقه برای دومین سفر رسمی دولتی به ترامپ داد؛ چون میدانست رئیسجمهور آمریکا شیفته تشریفات سلطنتی و زرقوبرق است. دیگر رهبران هم از استارمر پیروی کردند؛ از جمله مارک روته، دبیرکل ناتو، که در اجلاس ناتو در سال ۲۰۲۵ به شکلی عجیب ترامپ را «بابا» خطاب کرد.
ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوریاش حقیقتا این فرصت را داشت که جهان را مطابق تصویر ذهنی خودش شکل دهد و جایگاه آمریکا را بهعنوان رهبر بیرقیب جهان آزاد بازسازی کند. اما در عوض، او همچنان به متحدان حمله کرده و نقش سنتی کاخ سفید در جهان را پس زده است. اروپاییها هم حالا متقابلا واکنش نشان میدهند.
اروپاییها در ابتدا از بابت اینکه میتوانند ترامپ را راضی نگه دارند، خوشحال به نظر میرسیدند. آنها در آن زمان هنوز فکر میکردند به آمریکا نیاز دارند. پس از پایان جنگ سرد، اروپا دههها در نوعی رخوت و آسودگی درباره دفاع خود زندگی کرد؛ جایی که داشتن موضعی عمدتا تابع و طرفدار آتلانتیک منطقی به نظر میرسید. اروپا به نوعی پایگاه سیاست خارجی آمریکا تبدیل شد و در ازای آنکه واشنگتن امنیتش را تامین کند، دسترسی ترجیحی به بازار آمریکا را در اختیارش گذاشت.
اما حالا این محاسبه دیگر چندان قطعی نیست. اگر آمریکا ناگهان ۵ هزار نیرو از آلمان خارج کند یا بدون دلیل روشن تعرفههای تجاری وضع کند، چنین رابطه راحت و وابستهای چه ارزشی دارد؟ آیا واقعا ارزش دارد برای راضی نگه داشتن ترامپ این همه چاپلوسی کرد؛ آنهم وقتی او برای تحقیر مخاطب شوخیهای مربوط به خشونت خانگی میکند(همان کاری که با امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، انجام داد) یا وقتی ادعا میکند یک پادشاه بیطرف سیاسی در خفا با او موافق بوده که ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد؛ همانطور که درباره پادشاه چارلز گفت؟
جدایی یکشبه ممکن نیست
تلاش متحدان برای راضی نگه داشتن ترامپ فقط به حرف و ژست محدود نبوده است. بازگشت ترامپ به کاخ سفید باعث شد اعضای ناتو هزینههای دفاعیشان را بهشدت افزایش دهند. کشورهای اروپایی هزینههایی را که آمریکا برای اوکراین کاهش داد، جبران کردند؛ حتی وقتی این کار عملا به معنای سرازیر شدن پول به شرکتهای تسلیحاتی آمریکایی بود. بریتانیا نیز یک توافق بزرگ دارویی با ترامپ امضا کرد که سالانه بیش از ۴ میلیارد دلار برای سیستم درمان عمومی این کشور هزینه خواهد داشت. و با وجود تمام شکایتهای ترامپ از متحدان ناتو، بهویژه در اروپا، پایگاهها و منابع نظامی اروپا در عملیات آمریکا علیه ایران مورد استفاده قرار گرفت؛ در حالی که کاخ سفید حتی رهبران اروپایی را هم در جریان جزئیات قرار نداده بود.
همه دلایل اصلی چه عملی و چه اقتصادی، برای راضی نگه داشتن ترامپ هنوز وجود دارند. اروپا نمیتواند یکشبه زیرساخت امنیتیای را که واشنگتن فراهم کرده جایگزین کند و همچنین نمیتواند بهسادگی روابط تجاری خود با آمریکا را به سمت دیگری منحرف کند. اما میتواند آرامآرام وابستگی بیش از حدش به آمریکا را کاهش دهد؛ با گرفتن تصمیمهای بلندمدتی که «حاکمیت راهبردی» را به اروپا، در حالی که در ظاهر همچنان ترامپ را راضی نگه میدارد، برگرداند.
به همین دلیل است که اروپا بهتدریج در حال ترک بیسروصدای اتحاد فراآتلانتیک است.
برخی از کشورهایی که همیشه نماد وفاداری به اتحاد آتلانتیک بودند، اخیرا برای قراردادهای بلندمدت و زیرساختی بهجای شرکتهای آمریکایی، سراغ تامینکنندگان اروپایی رفتهاند. بانک مرکزی هلند خدمات ابری آمازون را کنار گذاشته و اپراتور آلمانی متعلق به لیدل را انتخاب کرده است. وزارت دفاع دانمارک نیز بهجای سامانه پاتریوت آمریکا، سامانه دفاع هوایی فرانسوی-ایتالیایی SAMP/T را خریداری کرده است.
همانطور که ممتاز اشاره میکند، این تصمیمها بیشتر از آنکه ناشی از اعتمادبهنفس باشند، نتیجه بیاعتمادیای هستند که ترامپیسم نسبت به قابلیت اتکای آمریکا ایجاد کرده است. اما این به آن معنا نیست که اروپا بدون اعتمادبهنفس حرکت میکند. وقتی با مقامهای اروپایی یا ناتو صحبت میکنید، روشن است که آن فضای بحران دائمی که در دوره اول ترامپ و سال نخست دوره دومش وجود داشت، کمکم کمرنگ شده؛ چون کشورهای اروپایی بیش از گذشته به توانایی خود برای شکل دادن به آینده امنیتیشان اعتماد پیدا کردهاند.
نظم بینالمللی دوباره ساخته خواهد شد
نمونهاش ائتلاف مشتاقان است؛ پروژهای به رهبری بریتانیا و فرانسه که گروهی از قدرتهای میانهرو و همفکر را گرد هم آورده تا از مبارزه اوکراین علیه روسیه حمایت کنند. آنچه در قالب این ائتلاف رخ میدهد، همکاری ۳۵ کشور از جمله کشورهای غیراروپایی مانند استرالیا، ژاپن و کانادا، حول هدفی مشترک و با محوریت امنیت اروپاست. مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، در نشست اخیر جامعه سیاسی اروپا گفت: نظم بینالمللی دوباره ساخته خواهد شد، اما این بار از دل اروپا ساخته میشود.
نظم جدید اروپاییای که کارنی توصیف میکند، احتمالا اوکراینِ پس از جنگ را هم در بر خواهد گرفت. شاید اوکراین همچنان به کمک مالی نیاز داشته باشد، اما نیروهای مسلح این کشور اکنون احتمالا باتجربهترین و کارآمدترین ارتش جهان هستند و بنابراین بخش مهمی از هر اتحاد آینده اروپایی خواهند بود.
کارنی و شرکایش در این ائتلاف، این واقعیت را بهتر از دولت آمریکا درک کردهاند. حتی در ابتدای امسال و پس از حملات ترامپ به ایران، متحدان آمریکا همچنان تلاش میکردند او را داخل بازی نگه دارند. هنوز هم همین کار را میکنند، اما با اشتیاق و امید کمتر و مهمتر از همه، با مقصدی متفاوت؛ مقصدی که آنها را اینقدر وابسته و آسیبپذیر در برابر آمریکا باقی نگذارد.
ما همین حالا هم شاهد همکاری کشورهای این ائتلاف در پروژههایی مثل جنگنده نسل بعدی ژاپن هستیم؛ پروژهای که در آن توکیو بهجای آمریکا به سراغ شرکای اروپایی رفت. در همین حال، طرح ۱۵۰ میلیارد یورویی اتحادیه اروپا برای وامهای تسلیحاتی نیز سرانجام در حال شکل گرفتن است و لهستان و لیتوانی احتمالاً نخستین کشورهایی خواهند بود که توافقهایی به ارزش حدود ۵۰ میلیارد یورو امضا میکنند.
تغییرات ژئوپلیتیک معمولا با سرعت یک نفتکش عظیم و سنگین اتفاق میافتند. حالا ده سال پس از نخستین پیروزی شوکهکننده ترامپ، تمام آن جنجالها، انفجارهای خبری و بحرانهای پیاپی، بهآرامی اما پیوسته مسیر آن نفتکش را تغییر دادهاند. و بازگرداندن دوباره آن به مسیر قبلی، بهویژه در اروپا، کار بسیار دشواری خواهد بود.
۴۲/۴۲




نظر شما