ژاندارک به جرم ارتداد در آتش سوزانده شد؛ ۸ خرداد ۸۱۰ خورشیدی

ژاندارک به عنوان منبع الهام‌بخشِ نظامی، به تغییر قطعی روند جنگ‌های صدساله به نفع فرانسه کمک کرد. تا سال ۱۴۵۳، شارل هفتم تمام خاک فرانسه به جز کاله (Calais) را بازپس گرفته بود؛ منطقه‌ای که انگلیسی‌ها درنهایت در سال ۱۵۵۸ از آن چشم‌پوشی کردند. در سال ۱۹۲۰، ژاندارک، یکی از بزرگترین قهرمانان تاریخ فرانسه، توسط کلیسای کاتولیک روم به عنوان یک قدیس مسیحی شناخته شد. روز یادبود او ۳۰ مه است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در ۳۰ مه ۱۴۳۱ [۸ خرداد ۸۱۰ خورشیدی]، در شهر روآن واقع در نرماندی که تحت کنترل انگلیسی‌ها بود، ژاندارک، دختر روستایی که ناجی فرانسه شد، به جرم ارتداد در آتش سوزانده شد.

ژاندارک در سال ۱۴۱۲، به عنوان دختر یک کشاورز مستاجر در دومرمی، در مرز بین دوک‌نشین‌های بار و لورن متولد شد. در سال ۱۴۱۵، جنگ صدساله میان انگلستان و فرانسه وارد مرحله سرنوشت‌سازی شد؛ زمانی که هنری پنجم، پادشاه جوان انگلستان، به فرانسه حمله کرد و مجموعه‌ای از پیروزی‌های قاطع را علیه نیروهای پادشاه شارل ششم به دست آورد. تا زمان مرگ هنری در اوت ۱۴۲۲، انگلیسی‌ها و متحدان بورگوندیایی فرانسوی آن‌ها، آکیتن و بخش اعظم شمال فرانسه، ازجمله پاریس، را تحت کنترل خود داشتند. شارل ششم که مدت‌ها ناتوان بود، یک ماه بعد درگذشت و پسرش شارل که از سال ۱۴۱۸ نایب‌السلطنه بود، خود را برای تکیه بر تخت سلطنت آماده کرد. با این حال، شهر رنس که شهر سنتی تاج‌گذاری پادشاهان فرانسه بود، در تصرف آنگلوساکسون‌های بورگوندیایی قرار داشت و دوفن (ولیعهد فرانسه) همچنان بدون تاج‌گذاری باقی مانده بود. در همین حال، هنری ششم، پادشاه انگلستان که فرزند خردسال هنری پنجم و کاترین والوا (دختر شارل ششم) بود، از سوی انگلیسی‌ها به عنوان پادشاه فرانسه معرفی شد.

روستای دومرمی، زادگاه ژاندارک، در مرز میان فرانسه تحت حاکمیت دوفن و فرانسه تحت کنترل آنگلوساکسون‌های بورگوندیایی قرار داشت. در میان این فضای بی‌ثبات، ژاندارک شروع به شنیدن «صداهایی» از سه قدیس مسیحی کرد: سنت مایکل، سنت کاترین و سنت مارگارت. زمانی که او حدود ۱۶ سال داشت، این صداها او را ترغیب کردند تا به دوفن برای فتح رنس و درنتیجه رسیدن به تخت سلطنت فرانسه کمک کند. در مه ۱۴۲۸، او به واکلور، یکی از دژهای دوفن، سفر کرد و از رؤیاهایش به فرمانده پادگان گفت. آن فرمانده که حرف‌های این دختر روستایی جوان را باور نکرد، او را به خانه بازگرداند. در ژانویه ۱۴۲۹، او دوباره بازگشت و این بار فرمانده که تحت تأثیر تقوا و عزم راسخ او قرار گرفته بود، پذیرفت که به او اجازه عبور به سمت دوفن در شینون را بدهد.

با لباس‌های مردانه و در همراهیِ شش سرباز، در فوریه ۱۴۲۹ به قلعه دوفن در شینون رسید و اجازه دیدار یافت. شارل خود را در میان درباریانش پنهان کرد، اما ژاندارک بلافاصله او را شناخت و از مأموریت الهی‌اش آگاهش ساخت. شارل چندین هفته ژاندارک را در پواتیه به دست الهی‌دانان بازجویی سپرد؛ آنان نتیجه گرفتند که با توجه به وضعیت بسیار بحرانی او، دوفن بهتر است از این دختر عجیب و کاریزماتیک بهره بگیرد.

شارل یک نیروی کوچک در اختیار او گذاشت و ژاندارک در ۲۷ آوریل ۱۴۲۹ [۷ اردیبهشت ۸۰۸] به سوی اورلئان حرکت کرد؛ شهری که از اکتبر ۱۴۲۸ در محاصره انگلیسی‌ها بود. در ۲۹ آوریل، هنگامی که یک یورشِ فرانسوی‌ها توجه نیروهای انگلیسی را در سمت غربی اورلئان منحرف کرده بود، ژاندارک بی‌آن‌که با مقاومتی روبه‌رو شود از دروازه شرقی وارد شهر شد. او تدارکات و نیروی کمکیِ بسیار لازم را به شهر رساند و فرانسوی‌ها را به مقاومتی پرشور برانگیخت. او شخصاً در چند نبرد فرماندهی حمله را برعهده داشت و در ۷ مه با تیری زخمی شد. پس از آن‌که زخم خود را به‌سرعت پانسمان کرد، به میدان نبرد بازگشت و فرانسوی‌ها پیروز شدند. در ۸ مه، انگلیسی‌ها از اورلئان عقب‌نشینی کردند.

در پنج هفته بعد، ژاندارک و فرماندهان فرانسوی، فرانسوی‌ها را در رشته‌ای از پیروزی‌های شگفت‌انگیز بر انگلیسی‌ها رهبری کردند. در ۱۶ ژوئیه، ارتش سلطنتی به رِنس رسید؛ شهری که دروازه‌هایش را به روی ژاندارک و دوفن گشود. روز بعد، شارل هفتم تاج‌گذاری کرد و پادشاه فرانسه شد؛ در حالی که ژاندارک در نزدیکی او ایستاده و پرچم خود را برافراشته بود: تصویری از مسیح در مقام داوری. پس از مراسم، او در برابر شارل زانو زد و با شادی، برای نخستین بار او را «پادشاه» خطاب کرد.

در ۸ سپتامبر، پادشاه و ژاندارک به پاریس حمله کردند. در جریان نبرد، ژاندارک پرچم خود را تا پای خاکریزها پیش برد و از مردم پاریس خواست شهر را به پادشاه فرانسه تسلیم کنند. او زخمی شد، اما همچنان نیروهای پادشاه را تشویق و تهییج می‌کرد تا این‌که شارل فرمان داد محاصره ناموفق پایان یابد. همان سال، او چند عملیات کوچک دیگر را نیز رهبری کرد و شهر سن-پیر-لو-موآتیه را تصرف کرد. در دسامبر، شارل به ژاندارک، والدینش و برادرانش لقب اشرافی اعطا کرد.

در مه ۱۴۳۰، بورگوندی‌ها کمپینی را محاصره کردند و ژاندارک در تاریکی شب مخفیانه وارد شهر شد تا به دفاع از آن کمک کند. در ۲۳ مه، هنگامی که در حال رهبری یک یورش علیه بورگوندی‌ها بود، اسیر شد. بورگوندی‌ها او را به انگلیسی‌ها فروختند و در مارس ۱۴۳۱، در روآن، در برابر مقامات کلیسایی به اتهام ارتداد محاکمه شد. به گفته دادگاه، جدی‌ترین جرم او این بود که به جای پذیرش اقتدار کلیسا، الهام مستقیم از خدا را ملاک قرار داده بود. پس از آن‌که از تسلیم شدن در برابر کلیسا سر باز زد، حکم او در ۲۴ مه خوانده شد: باید به مقامات غیرروحانی تحویل داده می‌شد و اعدام می‌گردید. ژاندارک که از اعلام حکم به وحشت افتاد، پذیرفت توبه کند و در عوض به زندانِ ابد محکوم شد.

به او دستور داده شد که لباس زنانه بپوشد و او نیز اطاعت کرد، اما چند روز بعد، زمانی که قضات به سلولش رفتند، او را دیدند که دوباره لباس مردانه به تن کرده است. وقتی از او بازجویی شد، به آن‌ها گفت که سنت کاترین و سنت مارگارت او را به خاطر تسلیم شدن در برابر کلیسا برخلاف اراده آن‌ها، ملامت کرده‌اند. او به عنوان «مرتدِ بازگشته» شناخته شد و در ۲۹ مه دستور داده شد که به مقامات غیرروحانی تحویل داده شود. در ۳۰ مه، ژاندارکِ ۱۹ ساله در میدان «ویو-مارشه» در شهر روآن، در آتش سوزانده شد. پیش از آن‌که پشته هیزم آتش زده شود، او از کشیشی خواست تا صلیبی را بالا نگه دارد تا او ببیند و با صدای بلند دعا بخواند، آن‌قدر بلند که صدایش از میان غرش شعله‌های آتش شنیده شود.

ژاندارک به عنوان منبع الهام‌بخشِ نظامی، به تغییر قطعی روند جنگ‌های صدساله به نفع فرانسه کمک کرد. تا سال ۱۴۵۳، شارل هفتم تمام خاک فرانسه به جز کاله (Calais) را بازپس گرفته بود؛ منطقه‌ای که انگلیسی‌ها درنهایت در سال ۱۵۵۸ از آن چشم‌پوشی کردند. در سال ۱۹۲۰، ژاندارک، یکی از بزرگترین قهرمانان تاریخ فرانسه، توسط کلیسای کاتولیک روم به عنوان یک قدیس مسیحی شناخته شد. روز یادبود او ۳۰ مه است.

منبع: www.history.com

۲۵۹

۲۵۹

کد مطلب 2226289

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین