برای آلمانی‌ها دیوار برلن چیزی شده مانند فاجعه هیروشیما برای مردم ژاپن

وقتی با یک آلمانی صحبت کنید اعم از این‌که حرف شما درباره گرمی و سردی هوا یا ورزش و یا تجارت باشد، ناگهان متوجه می‌شوید که او صحبت را به برلن و «دیوار» آن کشانده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در اردیبهشت ۱۳۴۱، حدود نُه ماه پس از کشیده شدن دیوار برلن، علی بهزادی مدیر مجله «سپیدوسیاه» همراه با دکتر فرزامی، مدیر مطبوعاتی ایرانشاد، به دعوت دولت آلمان غربی برای مدت دو هفته به این کشور مسافرت کردند. خاطرات بهزادی این سفر کوتاه که در «سپید و سیاه» منتشر شد تکان‌دهنده بود. بخش نخست این سفرنامه را به نقل از مجله یادشده به تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۴۱ می‌خوانیم:

روزی که آقای «پودویلس» مشاور مطبوعاتی سفارت آلمان در تهران برنامه مسافرت را به من می‌داد، گفت: «برنامه سفر شما طوری تنظیم شده که بتوانیم از شهرهای مهم و موسسات اقتصادی و فرهنگی آلمان دیدن کنید. در ضمن در این سفر دیوار برلن را هم خواهید دید.»

روز اول ورود ما به خاک آلمان در فرودگاه مونیخ راهنمای ما گفت: «شما سه روز در مونیخ می‌مانید و بعد به برلن خواهید رفت. آن‌جا فراموش نکنید دیوار را حتما ببینید.»

در برلن وقتی خواستم از کارمند هتل چند کارت پستال بخرم، گفت: «اگر تا فردا صبر کنید کارت‌هایی که عکس دیوار روی آن چاپ شده خواهم آورد. این عکس‌ بهترین یادگار برلن است.»

در شهر کلن در یک مهمانی رسمی که عده‌ای از روسا و کارمندان ادارات مربوط به امور ایران و شرق حضور داشتند ضمن صحبت از یک نفر که فارسی را هم خوب صحبت می‌کرد، پرسیدم، آیا اخیرا به برلن رفته است یا نه بلافاصله گفت: «از وقتی که دیوار کشیده شده به برلن نرفته‌ام...»

اگر بگویم در مدت دو هفته اقامت در آلمان صدها بار بجا و بی‌جا، به‌موقع و بی‌موقع و در موارد مختلف کلمه «دیوار» را شنیدم اغراق نگفته‌ام. وقتی با یک آلمانی صحبت کنید اعم از این‌که حرف شما درباره گرمی و سردی هوا یا ورزش و یا تجارت باشد، ناگهان متوجه می‌شوید که او صحبت را به برلن و «دیوار» آن کشانده است.

برای آلمانی‌ها دیوار چیزی شده است مانند فاجعه هیروشیما برای مردم ژاپن و آن‌ها وقتی از برلن و دیوار آن صحبت می‌کنند مثل آن است از جوان معصومی صحبت کنند که گرفتار بیماری علاج‌ناپذیری شده باشد.

برای آلمانی‌ها دیوار برلن چیزی شده مانند فاجعه هیروشیما برای مردم ژاپن

حالا ببینیم «دیوار» چیست و چرا این‌قدر در روحیه مردم این سرزمین اثر گذاشته است.

مسلما شما درباره دیوار برلن مطالبی خوانده و اطلاعاتی دارید ولی من ناچارم برای آن‌که موضوع بهتر روشن شود فهرست‌وار اشاره‌ای به آن بکنم.

روز ۱۳ اوت ۱۹۶۱ [۲۲ مرداد ۱۳۴۰] صبح که مردم برلن از خواب بیدار شدند دیدند دولت آلمان شرقی شبانه تمام کوچه‌ها و خیابان‌هایی را که دو برلن را به هم متصل می‌کرد مسدود کرده است و هنوز مردم از بهت و حیرت خارج نشده بودند که دو سه روز بعد تمام خانه‌ها و مغازه‌های برلن شرقی که در مجاورت منطقه مرزی این دو ناحیه قرار داشت تخلیه کرده پشت در و پنجره‌های آن‌ها را هم (که ساکنین بعضی از آن‌ها حتی فرصت نکرده بودند در موقع تخلیه پرده‌ها و پشت‌دری‌های آن را بردارند) مسدود کردند و به طور خلاصه راه‌هایی که تا آن موقع وسیله عادی رفت و آمد و مبادله کالا و مهم‌تر از همه فرار مردم آلمان شرقی به برلن بود بستند.

عکس‌العملی که آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها و انگلیس‌ها (که برلن غربی در اشغال آن‌هاست) در این باره نشان دادند متفاوت بود.

فرانسوی‌ها همان روز تصمیم گرفتند در منطقه متصرفی خود با تانک دیوار را خراب کنند، آمریکایی‌ها چون دیدند ممکن است کار به جنک بکشد کوتاه آمدند و فقط به اعتراض کتبی اکتفا کردند ولی انگلیس‌ها که بیش از همه از قدرت یافتن آلمان غربی می‌ترسند به آمریکا و فرانسه سفارش کردند که از هرگونه عمل شدید بپرهیزند.

به همین جهت نتیجه این شد دیوار که در روزهای اول مردم برلن غربی تصور می‌کردند موقتی باشد جنبه دائمی پیدا کرد.

چرا دیوار کشیدند؟

حالا بد نیست ببینیم این دیوار چگونه است و اصولا چرا کشیده شده؟

دیواری که ما از نزدیک مشاهده کردیم بی‌شباهت به خطوط دفاعی جنگی نبود. در پشت این دیوار که به ارتفاع دو الی دو متر و نیم و با آجرهای بزرگ سیمانی ساخته شده است یک منطقه ممنوعه به عرض ۲۰ تا ۵۰ متر قرار دارد که بعد از دیوار به ترتیب سیم‌خاردار و سپس موانع آهنی دیگر نصب شده و در پشت آن در فواصل کوتاه سربازهای آلمان شرقی شب و روز کشیک می‌دهند تا کسی به دیوار نزدیک نشود. به این جهت از برلن شرقی هیچ‌کس نمی‌تواند تا فاصله پنجاه متری دیوار نزدیک‌تر شود در حالی که از این طرف مردم تا پای دیوار می‌روند و حتی از طرف دولت در بعضی نقاط سکوهای چوبی نصب شده تا افراد بتوانند به‌راحتی آن طرف مرز را تماشا کنند.

درباره علت نصب دیوار برای آن‌که رعایت بی‌طرفی را کرده باشم نظر هر دو طرف را می‌نویسم تا خواننده خود قضاوت کند.

طبق آماری که دولت آلمان غربی منتشر کرده پس از تقسیم آلمان به طور متوسط روزانه هزار نفر از مردم آلمان شرقی از آن طرف فرار کرده به برلن غربی پناهنده می‌شدند (و باز طبق همین آمار در همان مدت روزانه فقط سه نفر از برلن غربی به آلمان شرقی می‌رفتند) درنتیجه در عرض چند سال عده این فراریان به چند میلیون رسید که اکثر آن‌ها را جوانان هیجده تا بیست‌وپنج‌ساله تشکیل می‌دادند.

و باز به عقیده مقامات آلمان غربی اگر آلمان شرقی این دیوار را نمی‌کشید در عرض چند سال آینده اکثر مردم آلمان شرقی آن کشور را ترک می‌کردند.

دلیلی که دولت آلمان شرقی درباره علت کشیدن دیوار می‌آورد غیر از این‌هاست. آن‌ها می‌گویند چون آلمان غربی قصد داشت به خاک ما تجاوز کند ما ناچار دیوار کشیدیم تا از تحریکات و تجاوز آن‌ها در امان بمانیم و در ناحیه مرزی روی پارچه‌های سرخ‌رنگ

شعارهایی به خطر درشت نوشته‌اند که جملاتی نظیر «هرکس به خاک ما تجاوز کند با دست خود گور خود را می‌کند»، «مرگ بر متجاوزین امپریالیست»، و «ما از کشور سوسیالیستی خود دفاع می‌کنیم» به چشم می‌خورد، در حالی که در مقابل این شعارها که برای تهییج مردم آلمان شرقی نوشته شده، غربی‌ها فقط یک شعار نصب کرده‌اند و آن این جمله کوتاه است: «آزادی دیوار ندارد».

گرچه شاید این شعار غیرانقلابی باعث تحریک مردم نشود ولی درعوض مقامات برلن غربی توانسته‌اند برای ایجاد خشم و عصبانیت مردم صحنه‌هایی هم درست کنند که ازجمله آن‌ها نصب تصاویری از افرادی است که پس از کشیدن دیوار در موقع فرار از آلمان شرقی هدف گلوله سربازان کمونیست قرار گرفته، کشته شده‌اند. ضمنا ما در قسمت‌هایی از دیوار چشم‌مان به دسته‌های گل افتاد که به دیوار نصب کرده بودند. وقتی علت را پرسیدیم معلوم شد این گل‌ها را افرادی آن‌جا گذاشته‌اند که خویشاوندان‌شان در گورستان‌هایی که در برلن شرقی قرار گرفته مدفون هستند و چون پس از نصب دیوار دیگر نمی‌توانند به آن طرف رفته روی مزار منسوبین خود گل بگذارند گل‌ها را روی دیوار در قسمتی که نزدیک گورستان است می‌گذارند.

این‌ها چیزهایی است که مردم برلن غربی را به‌شدت عصبانی می‌کند.

ادامه دارد...

۲۵۹

کد مطلب 2226268

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین