به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نیویورک در بخش بزرگی از قرن بیستم، جایی بود که قدرت در سایهها عمل میکرد.
پنج خانواده بر محلههای کامل حکومت میکردند؛ نامهایی مانند لاکی لوچیانو، باگزی سیگل، مایر لنسکی و فرانک کاستلو به یک اندازه ترس و احترام برمیانگیختند، و جهان زیرزمینیِ شهر با کارآمدیِ خاموشِ یک امپراتوری جنایی در اوج خود، بیوقفه به کار ادامه میداد.
تاریخ، مردانی را که آن جهان را ساختند بهتفصیل ثبت کرده است. اما زنانی که آن را با آنان شریک بودند، تا حد زیادی از روایت کنار گذاشته شدهاند.
او به متمم پنجم استناد میکند! «اسمیتی وایت»، از زنانِ همراهِ مافیا، در سال ۱۹۴۲ بازداشت و در مقر پلیس نگهداری شد؛
پس از آنکه دوستپسرش، «رالف پریسکو»، در جریان یک سرقت ناموفق، با شلیک پلیس کشته شد.
به این زنان، gun moll یا حتی gangster moll نیز گفته میشود. واژه moll از کلمه «Molly» گرفته شده است؛
تعبیر کناییای در قرن هفدهم که برای اشاره به «فاحشه» یا «زن روسپی» به کار میرفت.
به آنها «زنهای همراهِ مافیا» یا «زنِ اسلحهبهدستِ مافیا» (gun moll) میگفتند؛ اصطلاحی عامیانه که برای همراهان زنِ اعضای مافیا، تبهکاران حرفهای و گنگسترها به کار میرفت.
خودِ واژه «moll» ریشهاش به انگلستانِ قرن هفدهم برمیگردد و از «Molly» گرفته شده است؛ یک تعبیر کنایی رایج در آن دوره. وقتی این واژه به خیابانهای نیویورک رسید، بار معنایی کاملاً متفاوتی پیدا کرد.
اینها زنانی بودند که در یکی از خطرناکترین محافل اجتماعیِ تاریخ آمریکا رفتوآمد میکردند، و بسیاری از آنها تماشاگران منفعل نبودند؛ آنها مشارکتکنندگانِ فعال بودند.
ویرجینیا هیل که با لقب «ملکه زنانِ همراهِ گنگسترها» شناخته میشد، دوستدختر باگزی سیگل، گنگسترِ زاده بروکلین، بود.
هیل درست در زمانی که معشوقش در خانه او کشته شد و گلولهای از پنجره با تفنگ به او شلیک شد، به طور اتفاقی خارج از شهر بود.
در اینجا، این زنِ همراهِ مافیا ــ که ادعا میکرد از ارتباطات جناییِ معشوقش بیخبر بوده ــ در جلسات استماع کفاور در سال ۱۹۵۱،
درباره بررسی میزان گسترش جرایم سازمانیافته، شهادت میدهد.
برخی از آنها به عنوان پیک فعالیت میکردند؛ پول نقد را از مرز ایالتها قاچاق میکردند و سرمایهها را به شیوههایی جابهجا میکردند که مردان را دور از سوءظن نگه دارد.
برخی دیگر اطلاعات جمعآوری میکردند، خبر و داده بیرون میکشیدند و به عنوان میانجیهای مورد اعتماد میان خانوادههای جنایتکار عمل میکردند.
او پای مردش ایستاده است! ویرجینیا اورنمارکِ ۱۹ ساله، در حالی که همراه با معشوقهاش فِرد اشمیت ۲۴ ساله،
پس از تفهیم اتهام به جرم قتل یک فروشنده لباس زیر در سال ۱۹۴۴،
با نگاهی تهی به دوربین خیره شدهاند، کاملاً خونسرد و بیتفاوت به نظر میرسد.
ویرجینیا هیل، که شاید مشهورترینِ معشوقههای مافیایی نیویورک بود، دقیقاً به همین دلیل لقب «ملکه معشوقههای گانگسترها» را به دست آورد.
هیل که با باگزی سیگل ارتباط داشت و به عنوان پیک مورد اعتمادِ تشکیلات مافیایی شیکاگو فعالیت میکرد، زیرک، کاربلد و کاملاً در دلِ سازوکارِ جرمِ سازمانیافته جا افتاده بود.
او حتی در برابر «کمیته کِفاور» در سال ۱۹۵۱ شهادت داد؛ جلسات تاریخیِ سنای آمریکا که پرده از گستره واقعی نفوذ مافیای آمریکایی برداشت...
این «معشوقه مسلح» در سال ۱۹۶۱، پس از آنکه او را در حالی یافتند که برای همدستش ویلیام ماتیا
یک تپانچه کالیبر .۳۸ پُر حمل میکرد، توسط واحد مبارزه با مواد مخدر انگشتنگاری شد.
این زنان در دلِ جهانی زندگی میکردند که تقریباً به یک اندازه زرقوبرق و خطر به آنها عرضه میکرد. کتهای خز و شامهای آخرِ شب، در کنارِ احتمال کاملاً واقعیِ خشونت، بازداشت یا بدتر از آن وجود داشت.
زندگیشان از یکسو زیر تأثیر مردانی بود که کنارشان میایستادند، و از سوی دیگر از انتخابهایی شکل میگرفت که در همان دنیا انجام میدادند؛ انتخابهایی که تاریخ بهندرت وقت گذاشته تا آنها را دقیق بررسی کند.
و هیچکس این را بهتر از لاتی کُل، همسر گانگستر ایرلندی وینسنت «سگِ دیوانه» کُل، نمیدانست.
در این تصویر، کُل هنگام تفهیم اتهام در دادگاه در سال ۱۹۳۳، شالش را جلوی صورتش گرفته است.
هالیوود بعدها بسیاری از جنبههای زندگی مافیایی را رمانتیک و عاشقانه جلوه داد، اما واقعیت اغلب بسیار بیثباتتر و خطرناکتر بود.
روابطی که به جرایم سازمانیافته گره میخورد، میتوانست خیلی زود با بازداشتها، خیانت، ناپدیدشدنها و خشونت پیچیده و بحرانی شود.
برخی از معشوقههای مافیایی تلاش کردند خود را از دنیای جرم و جنایت دور نگه دارند، در حالیکه برخی دیگر با وجود خطراتِ پیش رو، به گانگسترهای قدرتمند وفادار ماندند.
داستانهای آنها با بعضی از بدنامترین جنایتها و تحقیقاتِ تاریخ آمریکا درهم تنیده شد.
در اینجا، از این «مُل» در سال ۱۹۵۲ عکس گرفته شده؛ زمانی که پلیس او را برای بازجویی میبرد،
پس از آنکه نَت نلسون، رئیس خوشگذرانِ ناحیه پوشاک، تنها چند ساعت
بعد از آنکه همراه او دیده شده بود، در یک ترور مافیایی به قتل رسید.
عکسهای قدیمیِ گردآوریشده در این مجموعه، نگاهی نادر و بیپرده به زنانی ارائه میدهد که در پسِ دنیای مافیا حضور داشتند.
این تصاویر که در طول چند دهه از پرتلاطمترین دورههای تاریخ جناییِ نیویورک ثبت شدهاند، چیزی را ثبت میکنند که بیشتر روایتهای تاریخی از آن غافل ماندهاند: چهرهها، لحظهها و پیچیدگیِ خاموشِ زنانی که در کنار بدنامترین گانگسترهای آمریکا زندگی میکردند.
با گانگستر اواخر دوران منع الکل، جان (لِگز) دایموند، با مافیا پیوند داشت؛
کسی که در اواخر دهه ۱۹۲۰ توزیعکننده اصلی الکلِ غیرقانونی در منهتن بود.
فقط متعلق به گذشته نیستند.
مجموعه تلویزیونی رئالیتیِ شبکه VH1 با عنوان «Mob Wives» که در سال ۲۰۱۱ پخش آن آغاز شد،
زندگی چند زنِ ساکن استاتن آیلند را دنبال میکند که با مافیا ارتباط دارند.
بیشترِ شوهرها یا پدرهای این «مُلها» به خاطر جرایم مرتبط با مافیا در زنداناند.
هرگز هویت واقعیِ دوستپسرش، لوئیس «پریتی» آمبرگ، از متحدان داچ شولتس، را میدانسته است.
آمبرگ همان صبحی در خودرویی سوخته پیدا شد که
شولتس—یکی از مشهورترین گانگسترهای دهههای ۲۰ و ۳۰ میلادی—نیز هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.
پالما ویتاله، به عنوان شریک عاطفیِ یکی از اعضای مافیا، در حفظ ظاهری بیاحساس و «پوکر فیس» استاد بود.
در اینجا، این «مُل» مافیایی پس از آنکه رسیدگی به پرونده شهادتِ دروغِ او در سال ۱۹۶۱ به تعویق افتاد،
در دادگاه هیچ احساسی بروز نمیدهد.
فلورنس گَریتی و پنج نفر از دوستانش در سال ۱۹۴۸ در جریان یک عملیات جمعآوری پلیس بازداشت شدند.
این «معشوقه مسلح» که در آن زمان با جورج فولی، آدمکش اجیرشده، زندگی میکرد،
گفته بود: «زندگی تا وقتی او را ملاقات نکرده بودم، هیچ صفایی نداشت.»
منبع: rarehistoricalphotos.com
۲۵۹




نظر شما