به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فریدون توللی پس از گفتوگوهای دراز و دوستانه با نیما یوشیج، سرانجام راهی جداگانه در پیش گرفت. او در دیباچه مجموعه شعر «رها» (۱۳۲۸) و سپس دوازده سال بعد در مقدمه «نافه»، به تفصیل از عقاید ادبی خود دفاع کرد و مرزبندی مشخصی با پیشگام شعر نو ترسیم نمود.
مهمترین اصل و باور ادبی توللی بر حفظ ارکان سنتی استوار بود؛ او با صراحت اعلام کرد: «بحر و وزن و ایقاع را از پایههای اساسی و نازدودنی شعر فارسی میدانم.» با این حال، او شکستن بحور و تلفیق اوزان را به طور کامل نفی نمیکرد، بلکه این کار را تنها به یک شرط روا میدانست: «عظمت اندیشه و احساس شاعرانه در شعر دلخواه، چنان باشد که سراینده از بیم فداشدن پاسی از آن، دست به شکستن بحور و ضوابط دیرین زند.»
توللی برای تبیین این دیدگاه و ضرورتِ مشروطِ گسستن از موازین عروضی، تمثیلی گیرا و تصویرگون ارائه میدهد: «اگر همان گونه که اناری شاداب و خندان، پوست خود را از درشتی و بسیاری دانه میشکافد، یا الزام به تندرست برکشیدن نوزادی فربه و گرانبار، پزشک باوجدان را ناچار به انجام روش سزارین میکند، اوزان عروضی را از پرمایگی شعر بشکنیم، این کار نه تنها از دید من رواست، بلکه ضروری و واجب نیز مینماید.»
برای مطالعه متن کامل این گزارش اینجا کلیک کنید.
۵۹۲۴۴




نظر شما