به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در تاریخ ملتها گاهی واژهای ظهور میکند که از مرز زبان عبور میکند و به قدرت تبدیل میشود. واژهای که دیگر صرفاً یک ذکر یا شعار نیست، بلکه معماری روح جمعی یک ملت میشود. واژهی اللهاکبر در انقلاب اسلامی ایران، از همین جنس بود؛ حقیقتی که آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای رهبر معظم انقلاب در پیام اخیر خود بار دیگر آن را از دل تاریخ بیرون کشیدند و به مثابه راز پیروزی ملت ایران بازخوانی کردند. ایشان یادآور شدند که ملت مسلمان ایران با سلاح اللهاکبر قیام کرد، رژیم طاغوت پهلوی را ساقط نمود، دست طمعکار آمریکای مستکبر را از این سرزمین برید و نفوذ صهیونیسم را قطع کرد. این تعبیر، صرفاً بازگویی یک خاطره تاریخی نبود بلکه بازتعریف فلسفه قدرت در انقلاب اسلامی بود.
بنابر روایت تسنیم، جهان مدرن قدرت را معمولاً در زرادخانهها، بانکها، رسانهها و فناوریهای پیچیده جستوجو میکند. در منطق قدرت مدرن، ملتی که فاقد شبکه عظیم نظامی و اقتصادی باشد، محکوم به تبعیت است. اما انقلاب اسلامی، معادله دیگری را وارد تاریخ کرد؛ معادلهای که در آن، ایمان به قدرت تبدیل میشود و ذکر الهی، کارکردی تمدنی پیدا میکند. اللهاکبر در انقلاب اسلامی، صرفاً یک ندای مذهبی نبود بلکه اعلام فروپاشی بت ترس بود. مردمی که سالها زیر سایه هیمنه پهلوی، آمریکا و نظام سلطه به حقارت تاریخی عادت داده شده بودند، ناگهان به نقطهای رسیدند که فریاد زدند: هیچ قدرتی بزرگتر از خدا نیست و همین جمله، ستون فقرات ترس را شکست.
تمام نظامهای سلطه، پیش از آنکه بر خاک کشورها حکومت کنند بر روان ملتها مسلط میشوند. استعمار، پیش از اشغال جغرافیا، ذهن انسان را اشغال میکند. همچنین رژیم پهلوی نیز فقط یک حکومت سیاسی نبود بلکه کارخانه تولید انسان وابسته و مرعوب بود، انسان تحقیرشدهای که پیشرفت را فقط در تقلید از غرب میدید و آمریکا را قدرتی شکستناپذیر تصور میکرد. اللهاکبر در چنین فضایی یک انفجار معرفتی بود؛ بازگشت انسان ایرانی به عظمت فراموششده خویش بود. ملتی که خدا را بزرگتر از آمریکا دید دیگر نمیتوانست برده آمریکا باقی بماند و راز هراس نظام سلطه از انقلاب اسلامی نیز دقیقاً در همین نقطه نهفته است. باید به این نکته نیز اشاره کرد که آمریکا از موشکها تنها به اندازهای میترسد که توازن قوا را بر هم بزنند اما از ایمانی میترسد که انسان مرعوب را به انسان تاریخی تبدیل کند زیرا قدرتهای استکباری میدانند هر ملتی که به این ادراک برسد که قدرت حقیقی بیرون از اراده الهی وجود ندارد، دیگر به آسانی تسلیم نخواهد شد.
واژه اللهاکبر در حقیقت، پایان اسارت روانی ملتهاست. از همین رو، سخن رهبر انقلاب اسلامی صرفاً ناظر به گذشته نبود بلکه این سخن، هشداری برای اکنون و آینده نیز هست چرا که زیرا میدان نبرد تغییر کرده اما ماهیت سلطه تغییر نکرده است. اگر دیروز استعمار با ارتش و کودتا وارد میشد، امروز با رسانه، عملیات روانی، تحقیر هویتی، آشوب ادراکی و فروپاشی امید وارد میشود. باید بپذیریم که دشمن امروز بیش از آن که به دنبال اشغال سرزمینها باشد در پی تصرف ادراک ملتها است و در چنین شرایطی، واژه اللهاکبر همچنان یک سلاح راهبردی است؛ نه فقط در معنای شعاری بلکه بهعنوان یک دستگاه معرفتی و روحی است.
الله اکبر یعنی هیچ رسانهای بزرگتر از حقیقت نیست، یعنی هیچ قدرت اقتصادی و نظامی، مطلق و شکستناپذیر نیست، یعنی ملت میتواند در سختترین فشارها نیز احساس بنبست نکند و این همان نقطهای است که قدرت نرم جمهوری اسلامی از آن متولد میشود که هر جا این باور زنده بماند پروژه تحقیر ملت ایران شکست خواهد خورد و هر جا این باور تضعیف شود راه نفوذ دشمن باز میشود.
امروز نیز جهان اسلام و حتی بسیاری از ملتهای مستقل، بیش از هر زمان دیگری به این منطق نیاز دارند. جهان معاصر گرفتار نوعی بتپرستی مدرن شده است که عبارتند از بت رسانه، بت سرمایه، بت قدرتهای جهانی و بت فناوری. انسان امروز، در میان این بتهای جدید دوباره احساس ضعف و تنهایی میکند. اللهاکبر در چنین جهانی، فقط یک شعار دینی نیست بلکه اعلام آزادی انسان از بردگی قدرتهای مصنوعی است و این همان پیامی است که انقلاب اسلامی به جهان عرضه کرد؛ اینکه انسان میتواند بدون تکیه بر قدرتهای سلطهگر، بر پای خویش بایستد.
در پایان باید افزود که شاید بزرگترین خطای تحلیلگران سیاسی این باشد که گمان میکنند انقلاب اسلامی فقط با حوادث سیاسی پیروز شد. در حالی که پیش از سقوط رژیم پهلوی اتفاق بزرگتری بنام فروپاشی ترس در جان مردم رخ داد. ملتی که دیگر از آمریکا نمیترسید، طبعاً از شاه نیز عبور کرد و سلاح اللهاکبر زبان این عبور تاریخی بود؛ ذکری که مردم را از رعیت قدرتها به صاحبان تاریخ تبدیل کرد امروز نیز بقای انقلاب اسلامی، بیش از هر چیز، وابسته به زنده ماندن همین حقیقت است. بنابراین اللهاکبر تنها به یک شعار آیینی تقلیل یابد، کارکرد تمدنی خود را از دست خواهد داد؛ اما اگر بهعنوان روح استقلال، عزت و توحید در متن جامعه باقی بماند همچنان میتواند بزرگترین سلاح ملت ایران باشد. سلاحی که نه فقط یک رژیم بلکه هیمنه یک نظم سلطه را به چالش کشید و هنوز نیز قادر است معادلات جهان را تغییر دهد.




نظر شما