خبرآنلاین - مهسا مژدهی: اصطلاح تئوری تاکو اولینبار در سال ۲۰۲۵ در ستون روزنامه فایننشال تایمز متولد شد. این اصطلاح که فرسنگها با دستور پخت آن غذای مکزیکی تندوتیز فاصله دارد، مخفف عبارت کنایهآمیز ترامپ همیشه جا میزند (TACO - Trump Always Chickens Out) است.
مفهوم تئوری تاکو اولین بار توسط رابرت آرمسترانگ، روزنامهنگار ارشد فایننشال تایمز، برای توصیف یک الگوی رفتاریِ بهشدت تکرارشونده در سیاستهای تجاری و خارجی ایالات متحده در دوران دونالد ترامپ مطرح شد.
چرا نظریه تاکو شکل گرفت؟
ترامپ احتمالا میداند که بازارها انتظار دارند او از هرکدام از تصمیماتش عقبنشینی کند. بنابراین هر زمان قیمت نفت بالا میرود، او فقط وانمود میکند که در آستانه توافق است و بازار آرام میشود. قیمتها پایین میآیند و فشار از روی او برداشته میشودبه طور کلی، این تصور که ترامپ در برابر فشار اقتصادی عقبنشینی میکند، بیاساس نیست. پس از اعلام تعرفههای موسوم به روز آزاد توسط ترامپ در آوریل ۲۰۲۵، بازار سهام ظرف چند روز هزاران میلیارد دلار ارزش خود را از دست داد.
سپس سرمایهگذاران اوراق قرضه دولتی آمریکا را فروختند و نرخ بهره به شدت افزایش یافت. فقط ۱۳ ساعت پس از اجرای سیاست جدید تجاری، ترامپ عقب نشست و اعلام کرد تعرفهها برای ۹۰ روز متوقف میشوند. او دلیل این تصمیم را عصبی شدن بازارها عنوان کرد. نرخ بهره کاهش یافت و بورس آمریکا بزرگترین رشد یکروزه سال را تجربه کرد.
کسانی که شرط بسته بودند ترامپ عقب خواهد نشست، سود زیادی به دست آوردند. در ماههای بعد هم این الگو بارها تکرار شد. در والاستریت این باور شکل گرفت که به جای فروش داراییها هنگام تهدیدهای ترامپ، بهتر است افت قیمتها را فرصت خرید بدانند، زیرا او نهایتا عقبنشینی خواهد کرد. این استراتژی به معامله تاکو معروف شد.
چرخه رفتاری تاکو: تهدید، بحران، عقبنشینی و پاداش
در والاستریت، تئوری تاکو صرفا یک تحلیل سیاسی نیست، بلکه به یک استراتژی خرید و فروش فعال تبدیل شده است. معاملهگران یاد گرفتهاند که بیانیههای تند و تهدیدآمیز دولتی را نه کاملا باور کنند و نه کاملا نادیده بگیرندهسته اصلی تئوری تاکو بر یک چرخه چهارمرحلهای و کاملا قابل پیشبینی استوار است که در تصمیمگیریهای کلان اقتصادی و سیاسی دیده میشود.
تهدید اولیه بسیار بزرگ است. مثلا رئیسجمهور ایالات متحده ناگهان تهدیدی تکاندهنده مطرح میکند؛ برای مثال وضع تعرفه ۵۰ درصدی روی کالاهای اتحادیه اروپا، تهدید به الحاق گرینلند یا ضربالاجلهای نظامی شدید یا حتی تهدید به نابودی تمدن ایران.
در مرحله بعد شوک و ریزش بازار اتفاق میافتد و بازارهای بورس، سهام و پیوندهای تجاری به دلیل ترس از جنگ تجاری یا تنش نظامی سقوط میکنند و شاخصها قرمز میشوند.
درست در زمانی که سیستم به نقطه اوج بحران میرسد، واشنگتن تحت فشارهای اقتصادی یا بازخورد منفی بازار، اجرای طرح را به تعویق میاندازد، تعدیل میکند یا به کل کنار میگذارد.
در نهایت بازارها با آرامش خاطر ناگهانی، صعودی انفجاری را تجربه میکنند و همهچیز به حالت عادی (اما با امتیازهای احتمالی گرفتهشده در پشت صحنه) بازمیگردد.
از نظر تحلیلگران، این عقبنشینیها ناشی از کمبود ظرفیت دولت برای تحمل فشارهای بلندمدت اقتصادی، سیاسی و سقوط بورس است. هر زمان که پیامدهای یک تصمیم به مرز آسیب جدی به محبوبیت سیاسی یا شاخصهای والاستریت برسد، تئوری تاکو فعال شده و دکمه عقبنشینی فشرده میشود.
در والاستریت، تئوری تاکو صرفا یک تحلیل سیاسی نیست، بلکه به یک استراتژی خرید و فروش فعال تبدیل شده است. معاملهگران یاد گرفتهاند که بیانیههای تند و تهدیدآمیز دولتی را نه کاملا باور کنند و نه کاملا نادیده بگیرند.
در این مدل رفتاری، سرمایهگذاران باهوش در مرحله دوم (زمانی که بازارها به خاطر یک تهدید تعرفهای سقوط کردهاند)، سهام شرکتهای بزرگ را به قیمتی بسیار ارزان میخرند. آنها بر اساس تئوری تاکو شرط میبندند که این تهدید عملی نخواهد شد. به محض اینکه چند روز یا چند هفته بعد، بیانیههای ملایمتر صادر یا مهلتها تمدید شد، سهام خود را با سودهای کلان میفروشند. این پدیده نشان میدهد که چگونه پیشبینیپذیری یک رفتار به ظاهر غیرقابلپیشبینی، به یک فرمول ریاضی برای سودآوری در بازار تبدیل میشود.
محدودیتهای تئوری تاکو
وقتی در یکی از کنفرانسهای خبری کاخ سفید، خبرنگاران مستقیما درباره تئوری تاکو سؤال کردند، پاسخ رسمی این بود:شما به این میگویید جا زدن؟ این نامش مذاکره استناظران میگویند نظریه تاکو دو ضعف اساسی دارد: اول اینکه چنین نظریهای میتواند خودش را خنثی کند. برای مثال در نمونه ایران که معاملهگران تصور میکنند افزایش قیمت نفت ترامپ را مجبور به پایان جنگ خواهد کرد. اما همین باور مانع افزایش شدید قیمت نفت میشود. ضعف دوم این است که نظریه تاکو به راحتی قابل سوءاستفاده است.
ترامپ احتمالا میداند که بازارها انتظار دارند او از هرکدام از تصمیماتش عقبنشینی کند. بنابراین هر زمان قیمت نفت بالا میرود، او فقط وانمود میکند که در آستانه توافق است و بازار آرام میشود. قیمتها پایین میآیند و فشار از روی او برداشته میشود.
وقتی در یکی از کنفرانسهای خبری کاخ سفید، خبرنگاران مستقیما درباره تئوری تاکو سؤال کردند، پاسخ رسمی این بود:شما به این میگویید جا زدن؟ این نامش مذاکره است.
طرفداران این سبک یا تئوری معتقدند که بالا بردن سقف مطالبات تا مرز دیوانگی (مثلا پیشنهاد یک تعرفه نجومی یا نابودی یک تمدن)، طرف مقابل را شوکه کرده و او را مجبور میکند تا برای پیشگیری از فاجعه، سریعا به پای میز مذاکره بیاید و امتیاز بدهد. بنابراین، از دیدگاه کاخ سفید، عقبنشینی نهایی یک شکست نیست، بلکه یک عقبنشینی تاکتیکی محاسبهشده پس از گرفتن امتیاز اولیه است.
با این حال، منتقدان و استراتژیستهای بینالمللی معتقدند تکرار بیش از حد این الگو، اثر بازدارندگی و اهرم فشار ایالات متحده را دچار فرسایش میکند. وقتی کشورهای رقیب (مانند چین یا اتحادیه اروپا یا حتی ایران) متوجه شوند که واشنگتن آستانه تحمل پایینی برای ریزش بازار بورس خود دارد، در برابر تهدیدها مقاومت بیشتری نشان میدهند، چرا که میدانند در نهایت تاکو رخ خواهد داد.
۴۲/۴۲




نظر شما