به گزارش خبرآنلاین، روزنامه ایران نوشت:برای هر یک از این مشکلات نیز راهکارهایی ارائه شده است؛ از توسعه مترو و اتوبوس گرفته تا اسقاط خودروهای فرسوده، بهبود کیفیت سوخت، مدیریت مصرف آب و گسترش فضای سبز. اما به نظر میرسد پیش از همه این مباحث، یک پرسش بنیادی وجود دارد که کمتر درباره آن گفتوگو کردهایم:
ظرفیت تهران چند نفر است؟
این پرسش در واقع به مفهوم «ظرفیت زیستی شهر» بازمیگردد. ظرفیت زیستی به زبان ساده، حداکثر جمعیت و سطح فعالیتی است که یک سرزمین میتواند بدون تخریب منابع طبیعی، افت کیفیت زندگی و ایجاد بحرانهای پایدار در خود جای دهد. این ظرفیت تابع منابع آب، کیفیت هوا، توان اکولوژیک، زیرساختهای حملونقل، انرژی، خدمات شهری و ظرفیت مدیریت محیطزیست است.
امروز بسیاری از نشانهها حاکی از آن است که تهران با محدودیتهای جدی زیستمحیطی و زیرساختی مواجه شده و پرسش از ظرفیت واقعی این کلانشهر، دیگر یک بحث دانشگاهی نیست؛ بلکه ضرورتی برای سیاستگذاری و آیندهنگری است.
ظرفیت شهر نادیده گرفته میشود
تجربه شهرهای بزرگ جهان نشان میدهد بیتوجهی به ظرفیتهای محیطی و منابع پایه، میتواند شهرها را تا آستانه بحرانهای جدی پیش ببرد.
در سال ۲۰۱۸، شهر کیپتاون آفریقای جنوبی به «روز صفر» نزدیک شد؛ روزی که احتمال قطع آب لولهکشی برای میلیونها نفر وجود داشت. در سال ۲۰۱۹ نیز شهر چنای هند با خشک شدن بخش عمده منابع تأمین آب خود مواجه شد. در هر دو مورد، رشد جمعیت، افزایش مصرف و فشار بر منابع طبیعی، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری بحران داشت.
درس مشترک این تجربهها روشن است: اگر ظرفیت یک شهر شناخته و مدیریت نشود، بحران دیر یا زود خود را نشان خواهد داد.
تهران؛ عددها چه میگویند؟
مطالعات طرح جامع تهران در سالهای گذشته، سقف جمعیتپذیری شهر را حدود ۹ میلیون نفر برآورد کرده بودند. این در حالی است که برآوردها نشان میدهد جمعیت شناور و روزانه تهران در بسیاری از روزها به حدود ۱۳ تا ۱۴ میلیون نفر میرسد و میلیونها سفر میان تهران و شهرهای پیرامونی انجام میشود. در سالهای اخیر نیز بسیاری از مدیران و کارشناسان نسبت به عبور تهران از ظرفیت توسعهای خود هشدار دادهاند. از جمله محسن پیرهادی، رئیس فراکسیون مدیریت شهری مجلس که اعلام کرده تهران در عمل بیش از ظرفیت اصولی خود جمعیت پذیرفته است. عباس آخوندی، وزیر پیشین راه و شهرسازی نیز در اظهاراتی مشابه، به فاصله معنادار میان ظرفیت پیشبینی شده و جمعیت فعلی پایتخت اشاره کرده است.
اما شاید تازهترین و جدیترین هشدار را باید در رویدادی جست که در سال ۱۴۰۴ رقم خورد: تهران به «ساعت صفر آب» نزدیک شد. در آبانماه ۱۴۰۴، ذخیره سدهای تأمینکننده آب تهران به کمترین میزان در دهههای اخیر رسید و هشدار داده شد در صورت تداوم شرایط موجود، پایتخت با بحران جدی تأمین آب مواجه خواهد شد. هرچند بارشهای بعدی بخشی از فشار را کاهش داد، اما این رویداد نشان داد مسأله آب در تهران دیگر یک تهدید دوردست نیست، بلکه به یک چالش واقعی و جاری تبدیل شده است.
فراتر از بحث جمعیت و بحران آب، پژوهشهای علمی نیز تصویری نگرانکننده ارائه میکنند. بر اساس پژوهش «تحلیل پیامدهای رد پای بومشناختی کلانشهر تهران بر پایداری آن» که در سال ۱۴۰۴ در نشریه علمی «شهر پایدار» منتشر شده، رد پای بومشناختی کلانشهر تهران ۶.۱۲ هکتار و ظرفیت زیستی آن تنها ۰.۰۱۴۱ هکتار به ازای هر نفر برآورد شده است. پژوهشگران همچنین اعلام کردهاند تهران با کسری بومشناختی گسترده مواجه است و در صورت تداوم الگوی فعلی مصرف، برای تأمین نیازهای خود به محدودهای چند صد برابر مساحت فعلیاش نیاز خواهد داشت.
اما نکته مهم اینجاست که تاکنون ظرفیت زیستی تهران به صورت رسمی، شفاف و الزامآور تعیین و اعلام نشده است. هرچند مطالعات دانشگاهی و پژوهشی ارزشمندی در این زمینه انجام شده، اما هنوز سندی رسمی که مبنای سیاستگذاری توسعه شهری قرار گیرد، وجود ندارد.
با این حال، حتی بدون چنین سندی نیز نشانهها آشکار هستند؛ فرونشست زمین در برخی مناطق جنوب و جنوبغرب تهران، آلودگی هوای مزمن، فشار فزاینده بر منابع آب، ترافیک سنگین و کاهش کیفیت زندگی شهروندان، همگی بیانگر آن هستند که فشار وارده بر منابع طبیعی و زیرساختهای تهران از سطح پایداری فاصله گرفته و ضرورت تعیین ظرفیت زیستی شهر را بیش از پیش آشکار کرده است.
وقتی ظرفیت یک شهر پر میشود
عبور از ظرفیتهای محیطی و زیرساختی، خود را در قالب مجموعهای از بحرانهای به هم پیوسته نشان میدهد. اولین نشانه، آلودگی هواست. افزایش جمعیت به معنای افزایش خودروها، موتورسیکلتها، ساختمانها، مصرف انرژی و سفرهای شهری است. نتیجه طبیعی این روند، افزایش انتشار آلایندهها و کاهش کیفیت هوا خواهد بود.
دومین نشانه، فشار بر منابع آب است. تهران بخش مهمی از نیاز آبی خود را از منابع زیرزمینی تأمین میکند. برداشت بیرویه از سفرههای آب زیرزمینی در کنار خشکسالیهای متوالی، به یکی از عوامل اصلی فرونشست زمین تبدیل شده است. بر اساس گزارشهای رسمی، در برخی مناطق جنوب و جنوبغرب تهران نرخ فرونشست به بیش از ۳۰ سانتیمتر در سال رسیده است؛ رقمی که در میان بالاترین نرخهای ثبت شده در جهان قرار دارد. سومین نشانه، ناکارآمدی تدریجی زیرساختهای حملونقل و خدمات شهری است. هرچند توسعه مترو و سایر زیرساختها ادامه داشته، اما فاصله میان ظرفیت موجود و نیاز واقعی شهر همچنان قابل توجه است.
چهارمین نشانه نیز کاهش کیفیت زندگی شهروندان است؛ از افزایش زمان سفرهای روزانه گرفته تا آلودگی هوا، فشار بر خدمات عمومی و افزایش هزینههای زندگی.
چه کسی باید ظرفیت را تعیین کند؟
در اینجا یک سؤال اساسی مطرح میشود: چه نهادی مسئول تعیین و اعلام ظرفیت زیستی تهران است؟
شورای عالی شهرسازی و معماری؟ سازمان حفاظت محیطزیست؟ وزارت کشور؟ شهرداری تهران؟ یا مجموعهای از این نهادها؟ واقعیت آن است که اگرچه در طرحهای جامع و تفصیلی تهران درباره سقف جمعیتپذیری و ظرفیت بارگذاری شهری ارقامی مطرح شده است، اما تاکنون سندی رسمی و الزامآور که ظرفیت زیستی تهران را بر پایه منابع آب، کیفیت هوا، توان اکولوژیک، پسماند، انرژی و ظرفیت زیرساختی شهر تعیین کند، مبنای سیاستگذاریهای توسعهای قرار نگرفته است.
23302




نظر شما