۲ نفر
۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۹

خبرآنلاین گزارش می‌دهد:

رویای چهارفصل استعفای پزشکیان/ چرا رییس دولت چهاردهم استعفا نمی‌دهد و چرا نباید استعفا بدهد؟

رویای چهارفصل استعفای پزشکیان/ چرا رییس دولت چهاردهم استعفا نمی‌دهد و چرا نباید استعفا بدهد؟

چرایی فشار مداوم جریان تندروی اصولگرا بر دولت مسعود پزشکیان با هدف استعفای او ریشه در انگیزه های مختلفی دارد. خبرانلاین به بررسی این موضوع پرداخته است.

خبرآنلاین- در حالی که فضای سیاسی ایران با چالش‌های پیچیده اقتصادی و سیاست خارجی دست‌وپنج نرم می‌کند، طرح دوباره موضوع «استعفای مسعود پزشکیان» به یکی از کلیدواژه‌های ثابت در رسانه‌های طیف تندرو و نمایندگان منتسب به حلقه سعید جلیلی و طیفی از جبهه پایداری تبدیل شده است. در طول مرداد 1403 تا خرداد 140 ماه ریاست جمهوری پزشکیان این چهارمین بار است که مساله استعفای رییس دولت چهاردهم مطرح می شود. گویندگان نیز عموما ریشه ها و تبارهای سیاسی مشترکی دارند . البته اینبار تلویزیونی اینترنشنال نیز وارد گود شده و مدعی رسیدن خبری به دستش از استعفای مسعود پزشکیان شده است.

مرور این دست از شایعات پیرامون تهدید به استعفا در مواجهه با پرونده‌های امنیتی-نظامی گرفته تا جریان‌سازی‌های مجازی، همگی نشان از یک راهبرد سیستماتیک دارد. اما چرا جریان رادیکال، برخلاف رویه مرسومِ «حمایت از دولت مستقر»، بر طبل استعفای رئیس‌جمهوری می‌کوبد که در پارادایم ساختار قدرت، خود را سرباز نظام معرفی کرده است.

 دولتِ «وفاق» در برابر دولتِ «خالص‌ساز»

مشخصا نوع رفتارهای جریان رقیب پزشکیان باید زیر سایه این رقابت تعریف شود اما شیوه و شدت مخالفت این جریان که عموما در چهارچوب طیف های رادیکال اصولگرا تقسیم بندی می شوند، به‌ویژه جبهه پایداری و طیف نزدیک به سعید جلیلی، با دولت مسعود پزشکیان در مدت 22 ماه ریاست‌جمهوری او، دارای ابعاد ویژه‌ای است که آن را از رویه‌های متعارف در تاریخ جمهوری اسلامی متمایز می‌کند. علی‌رغم گذشت نزدیک به دو سال از آغاز به کار دولت پزشکیان و مواجهه کشور با رخدادهای پیچیده سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه‌ای، این جریان با یک اراده مستمر و سیستماتیک، تلاش می‌کند تا رئیس‌جمهور مستقر را از میدان به در کند. این سطح از اصرار بر استعفای یک رئیس‌جمهور، آن هم از سوی جناحی که در ظاهر باید بخشی از حامیان کلیت نظام محسوب شود، اگرچه در ظاهر قابل فهم از منظر رقابت‌های قدرت است، اما در سابقه سیاسی کشور، به این شکلِ پایدار و عمومی، مسبوق به سابقه نیست.

جریان تندروی اصولگرا، به ویژه در سال‌های پس از انتخابات ۱۳۹۸ و ۱۴۰۰-مجلس و ریاست جمهوری- با بهره‌گیری از فرصت‌های سیاسی و نهادی، یک پروژه بلندمدت را برای یکدست‌سازی حاکمیت دنبال می‌کرد. هدف اصلی این پروژه، حذف تدریجی یا به حاشیه راندن کامل رقبای سیاسی از طیف اصلاح‌طلب و حتی اصولگرایان میانه‌رو از تمامی سطوح قدرت، به ویژه نهادهای انتخابی بود. خالص‌سازی نه تنها یک هدف سیاسی، بلکه یک ضرورت ایدئولوژیک برای این جریان محسوب می‌شد؛ اعتقاد بر این بود که تنها با حضور نیروهای "خالص" و همسو با گفتمان انقلابیِ مورد نظر آن‌ها، می‌توان کشور را از چالش‌ها عبور داد و به آرمان‌ها دست یافت. این پروژه به معنای کنترل کامل بر مجلس، دولت، قوه‌قضائیه و سایر نهادها بود تا هیچ صدای مخالفی یا رویکرد متفاوتی در مسیر برنامه‌های آن‌ها خلل ایجاد نکند.

ورود مسعود پزشکیان به صحنه ریاست‌جمهوری، ناقض تمامی پیش‌بینی‌ها و برهم‌زننده کامل این نقشه راه بود. او نه تنها یک فرد از خارج دایره تنگ خالص‌سازی بود، بلکه با شعار «وفاق ملی» و تأکید بر بهره‌گیری از نیروهای متخصص، تکنوکرات و حتی اصلاح‌طلبان میانه‌رو، دقیقا در نقطه مقابل گفتمان "خالص‌سازی" قرار گرفت. پزشکیان با سبقه عملگرایی و رویکرد نسبتاً مستقل خود، توانست آرای بخش‌های وسیعی از جامعه را که از پروژه خالص‌سازی و حذف سیاسی خسته شده بودند، به خود جلب کند. از منظر جریان تندرو، حضور او به معنای «بازگشت رقبا به عرصه اجرایی» بود؛ بازگشتی که می‌توانست نتایج چندین سال تلاش برای "پاکسازی" صحنه سیاسی را خنثی کند.

از این رو، خروج پزشکیان از صحنه قدرت، از دیدگاه این جریان، صرفاً یک ترجیح سیاسی یا رقابت انتخاباتی نیست، بلکه به یک ضرورت استراتژیک برای بازگشت به پروژه خالص‌سازی و حفظ دستاوردهای آن تبدیل شده است. آن‌ها بیم آن دارند که دولت پزشکیان با رویکردهای متفاوت خود در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاست خارجی، نه تنها مسیر یکدست‌سازی را متوقف کند، بلکه با ایجاد گشایش‌هایی، به تقویت مجدد جریان‌های رقیب در افکار عمومی و نهادهای مدنی منجر شود. بنابراین، فشارهای مداوم برای استعفا، از هشتگ‌سازی در فضای مجازی تا خبرسازی‌های هدفمند رسانه‌ای، همگی راهبردهایی هستند که با هدف بی‌ثبات‌سازی و ناکارآمد جلوه دادن دولت پزشکیان به کار گرفته می‌شوند تا در نهایت، با خارج کردن او از پازل قدرت، مسیر برای بازسازی و تداوم پروژه خالص‌سازی هموار گردد. این استراتژی، نشان‌دهنده عمق تقابل گفتمانی و هراس از تغییر مسیری است که با روی کار آمدن پزشکیان آغاز شده است.

تلاش برای بی‌اعتبار کردن جایگاه ریاست‌جمهوری

طیف تندرو اصولگرا با درک دقیق این واقعیت که ابزارهای قانونی برای برکناری رئیس‌جمهور، نظیر طرح «عدم کفایت» در مجلس، در شرایط کنونی کشور عملاً در دسترس نیست یا حداقل هزینه‌های سیاسی بسیار بالایی دارد، به سراغ یک استراتژی پیچیده‌تر و زیرکانه‌تر رفته است: استراتژی «خسته کردن» و «فرسایش». این رویکرد، برخلاف تلاش برای حذف مستقیم، به دنبال ایجاد یک وضعیت انفعال دائمی و تحلیل بردن انرژی دولت پزشکیان است تا در نهایت، جایگاه ریاست‌جمهوری را بی‌اعتبار و عملاً فلج سازد.

نخست، باید دلایل عدم انتخاب گزینه عزل مستقیم را بررسی کرد. برکناری رئیس‌جمهور از طریق مجلس (عدم کفایت) یا سایر نهادها، مستلزم روندهای حقوقی و سیاسی پیچیده‌ای است که نیازمند اجماع گسترده‌ای در ساختار قدرت است. چنین اقدامی، به ویژه پس از مشارکت نسبتاً بالای مردم در انتخاب پزشکیان، می‌تواند به بی‌ثباتی سیاسی، افزایش نارضایتی عمومی و ایجاد بحران مشروعیت دامن بزند. نظام سیاسی ایران، حتی در شرایط یکدست‌سازی، تمایلی به باز کردن چنین زخم‌های عمیقی ندارد، چرا که اثرات آن می‌تواند از کنترل خارج شود. بنابراین، جریان تندرو به جای انتخاب یک راه حل رادیکال و پرهزینه، به سراغ روشی نرم‌تر اما فرساینده‌تر رفته است.

استراتژی «خسته کردن» اما تنها تخصصی است که این جریان در دست دارد و البته با اهرم های مختلفی مساله را پیگیری میکند؛ نخست این که رسانه‌های وابسته به این جریان، اعم از خبرگزاری‌ها، روزنامه‌ها و کانال‌های تلگرامی، به طور مداوم به تولید و انتشار شایعات بی‌اساس درباره دولت و شخص رئیس‌جمهور می‌پردازند. این شایعات، از «تهدید به استعفا» در مواجهه با پرونده‌های امنیتی-نظامی گرفته تا «عدم توانایی در مدیریت بحران‌ها» یا «سازش با غرب»، هدفشان ایجاد یک فضای مه‌آلود و آشفته در افکار عمومی است. هدف اصلی، زیر سوال بردن توانایی و مشروعیت دولت از طریق تکرار و تکثیر اخبار منفی است.

دوم فضای مجازی، به ویژه پلتفرم‌هایی مانند ایکس (توییتر سابق) و تلگرام، به صحنه اصلی عملیات روانی تبدیل شده است. هشتگ‌سازی‌های هدفمند، انتشار محتوای تقطیع شده و خارج از متن، و راه‌اندازی کمپین‌های تخریبی، از جمله تاکتیک‌هایی است که توسط این جریان به کار گرفته می‌شود. این اقدامات نه تنها به تحریف واقعیت‌ها می‌انجامد، بلکه با ایجاد یک فشار دائمی از «پایین»، دولت را مجبور به موضع‌گیری و دفاع می‌کند.

اهرم‌های پارلمانی و سیاسی نیز در این مسیر به کار می آید. نمایندگان همسو در مجلس نیز نقش کلیدی ایفا می‌کنند. طرح سوالات مکرر، ایراد نطق‌های انتقادی تند، مخالفت با لوایح و طرح‌های دولت، و حتی تلاش برای ایجاد موانع در مسیر برنامه‌های اجرایی، همگی با هدف تحت فشار قرار دادن وزرا و شخص رئیس‌جمهور صورت می‌گیرد. این فشار از بالا، دولت را درگیر چانه‌زنی‌های بی‌وقفه و اتلاف زمان و انرژی می‌کند.

نتیجه این فشار همه‌جانبه از منظر طراحان آن تحلیل رفتن انرژی مدیریتی دولت است. وقتی رئیس‌جمهور و کابینه‌اش مدام درگیر پاسخگویی به شایعات، دفاع از خود در برابر اتهامات و خنثی کردن عملیات روانی باشند، شاید فرصت و توان لازم برای پرداختن به چالش‌های اصلی کشور، از جمله اصلاحات اقتصادی، تنش‌زدایی در سیاست خارجی، بهبود وضعیت معیشت و مسائل اجتماعی، از آن‌ها سلب می‌شود. دولت به جای پیشبرد برنامه‌ها و ابتکار عمل، به یک «دولت واکنشی» تبدیل می‌شود که فقط در حال پاسخگویی به حملات است. این وضعیت «انفعال دائمی»، مانع از شکل‌گیری هرگونه دستاورد ملموس می‌شود و دولت را در یک چرخه معیوب از ناکارآمدی ساختگی گرفتار می‌کند.

البته استعفای پزشکیان در این استراتژی، هدف نهایی نیست، بلکه یکی از نتایج محتمل است. هدف اصلی، «بی‌اعتبار کردن جایگاه ریاست‌جمهوری» است. این جریان می‌خواهد افکار عمومی را به این نتیجه برساند که حتی اگر یک رئیس‌جمهور با حمایت مردمی و با شعارهای وفاق ملی هم روی کار بیاید، قادر به حل مشکلات نیست و در نهایت به یک مهره ناکارآمد و بی‌اختیار تبدیل می‌شود. با این کار، نه تنها مشروعیت دولت فعلی زیر سوال می‌رود، بلکه امید به نقش‌آفرینی مؤثر نهاد ریاست‌جمهوری و فرایند انتخابات نیز تضعیف می‌شود. دولت، در عمل، به یک «دولتِ فلج» تبدیل خواهد شد؛ دولتی که اگرچه در مسند قدرت است، اما فاقد اقتدار اجرایی و توانایی لازم برای پیشبرد اهداف خود است. این فلج‌سازی، زمینه را برای بازگشت دوباره گفتمان خالص‌سازی و حذف رقبا در انتخابات آینده فراهم می‌کند و نشان می‌دهد که «تنها راه» برای اداره کشور، همان مسیر یکدست‌سازی است که این جریان در پی آن است.

آزمون تاب‌آوری در بزنگاه‌های امنیتی

شایعات اخیر پیرامون تهدید پزشکیان به استعفا در صورت عدم پذیرش آتش‌بس، نشان‌دهنده تلاش تندروها برای «امنیتی کردن» فضای دولت است که تلاش می کند رئیس‌جمهور را در مقابل نهادهای بالادستی قرار دهد. اگر پزشکیان در مسائل سیاست خارجی و نظامی موضعی متفاوت با تندروها بگیرد، بلافاصله از سوی این جریان به «تضعیف توان دفاعی» یا «وادادگی» متهم می‌شود. این رسانه‌ها با پیوند زدن استعفا به موضوعات حساس ملی، سعی دارند هزینه‌ انتخاب‌های سیاسی رئیس‌جمهور را بالا ببرند تا او یا ناچار به تمکین مطلق شود و یا با استعفا، «خلاء قدرت» ایجاد کند.

 هراس از «عادی‌سازی» و بن‌بست ایدئولوژیک جریان تندرو

یکی از عمیق‌ترین و استراتژیک‌ترین دلایل هراس جریان تندرو از دولت مسعود پزشکیان، نه تنها به رقابت‌های داخلی قدرت بازمی‌گردد، بلکه ریشه‌هایی در تضاد بنیادین گفتمانی در حوزه سیاست خارجی دارد. پزشکیان با رویکردی عملگرایانه، به دنبال بازگرداندن «عادی‌سازی» و کاهش تنش‌ها در روابط بین‌الملل، به‌ویژه با غرب است. این گرایش به عادی‌سازی، برای جریان پایداری و طیف‌های همسو با آن، نه یک خطای تاکتیکی، بلکه تهدیدی وجودی برای بقای ایدئولوژیک آن‌ها محسوب می‌شود.

برای جریان تندرو، بقا و مشروعیت‌بخشی به گفتمانشان، پیوند ناگسستنی با حفظ وضعیت «تنش پایدار» با غرب دارد. این تنش، به آن‌ها اجازه می‌دهد تا همواره یک «دشمن خارجی» را به عنوان منشأ اصلی مشکلات کشور معرفی کنند و از این طریق، نیروهای داخلی را تحت لوای «مقاومت» و «ایستادگی» بسیج کنند و تمامی چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را به «توطئه دشمن» و «فشارهای خارجی» نسبت دهند و از مسئولیت‌پذیری مستقیم شانه خالی کنند.

علاوه بر این بتوانند هرگونه صدای مخالفی که به دنبال تعامل و تنش‌زدایی باشد را به «سازش‌کاری»، «غرب‌گرایی» و «عدم درک مصالح انقلاب» متهم کنند و در سایه تنش و شرایط بحرانی، کنترل بر نهادهای کلیدی و حفظ انحصار قدرت را تسهیل کنند.

پزشکیان: تهدیدی برای تنش

ظهور پزشکیان و تمایل او به دیپلماسی فعال و کاهش فشارهای اقتصادی از طریق تعامل، دقیقاً این روایت ایدئولوژیک را به چالش می‌کشد. اگر دولت پزشکیان بتواند با گشایش در سیاست خارجی، بخشی از تحریم‌ها را برطرف کند، مسیر مذاکرات را احیا کند، یا حداقل ثبات اقتصادی نسبی را بازگرداند، جایگاه اجتماعی جریان تندرو بیش از پیش تضعیف خواهد شد. مردم، که از سال‌ها فشار اقتصادی و انزوای بین‌المللی خسته شده‌اند، طبیعتاً دستاوردهای احتمالی دولت پزشکیان را به رویکرد تعاملی او نسبت خواهند داد. این موفقیت، به طور مستقیم گفتمان «مقاومت در انزوا» و «اقتصاد مقاومتی با درهای بسته» را به زیر سوال می‌برد و نشان می‌دهد که راه دیگری هم برای اداره کشور وجود دارد.

از این رو، جریان تندرو به این نتیجه رسیده است که برای حفظ نفوذ و جلوگیری از هرگونه تغییر مسیر بنیادین، دولت پزشکیان باید پیش از دستیابی به هرگونه دستاورد ملموس در عرصه خارجی یا اقتصادی، زمین‌گیر شود. خبرسازی‌های بی‌وقفه درباره استعفا، شایعه‌پردازی‌های هدفمند و کمپین‌های رسانه‌ای برای بی‌ثبات‌سازی دولت، همگی ابزارهایی هستند برای تحقق این هدف. هدف اصلی، سلب اعتماد سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی نسبت به ثبات و کارآمدی دولت است تا مانع از ورود سرمایه و بهبود اوضاع اقتصادی شوند. همچنین، با تزریق مداوم ناامیدی و بی‌ثباتی به افکار عمومی، می‌خواهند مانع از شکل‌گیری حمایت مردمی از رویکردهای پزشکیان در سیاست خارجی شوند.

 ایجاد آلترناتیو در سایه

جریان سعید جلیلی با وجود شکست در انتخابات، همچنان خود را «دولتِ در سایه» می‌داند. استعفای پزشکیان می‌تواند به این جریان اجازه دهد تا با ادعای «عبور از بحران»، دوباره به عنوان منجی وارد صحنه شود. آن‌ها با استفاده از هشتگ‌سازی و القای ناکارآمدی دولت فعلی، سعی دارند پایگاه رای خود را حفظ و سازماندهی کنند. برای این طیف، یک دولتِ مستعفی یا مستاصل، بسیار بهتر از یک دولتِ اصلاح‌گر است که روزبه‌روز بر مقبولیتش افزوده می‌شود.

اصرار جریان تندرو بر استعفای پزشکیان، فراتر از یک مخالفت سیاسی ساده است. این یک «جنگ فرسایشی» است که هدف آن سلب مشروعیت عملکردی از دولت است. در این میان، استفاده از اهرم‌های رسانه‌ای –حتی با استفاده از منابع بیرونی مانند اینترنشنال– نشان می‌دهد که این جریان برای رسیدن به هدفِ «بازپس‌گیری کامل قوه مجریه»، حاضر است از هر شکافی برای فشار به رئیس‌جمهور استفاده کند. پزشکیان در لبه تیغ حرکت می‌کند؛ او باید میان «وفاق» که شعار اصلی‌اش است و «تندروی» که راهبرد اصلی رقبایش است، تعادلی شکننده برقرار کند و هر چندماه یکبار این اطمینان را به جامعه بدهد که استعفا نمی‌دهد و البته نباید هم «استعفاء» بدهد.

کد مطلب 2227821

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 5 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین