نرگس کیانی: «آگهی فیلمهای سینمایی، کتاب و مطبوعات در بخش اداره بازرگانی باید با تخفیف ۷۰ درصد محاسبه شود تا کالاهای فرهنگی به خوبی به جامعه معرفی گردد و اقتصاد حوزه فرهنگی کشور از گردش مطلوب برخوردار شود.» این بخشی از ابلاغیه دوم اسفند ۱۳۷۲ صادرشده از سوی علی لاریجانی، دبیر فقید شورای عالی امنیت ملی در دوران ۱۰ سالهٔ مدیریت سازمان صداوسیماست. البته تنها تبلیغ «فیلمهای سینمایی، کتاب و مطبوعات» نبود که از تخفیف برخوردار میشد. این تخفیف، آنطور که منصور لشکریقوچانی، مدیرعامل یکی از شرکتهای فعال در کنسرسیوم پیامهای بازرگانی سازمان صداوسیما میگوید، فراتر از اینها میرفت. درواقع این تخفیف ضمن این که گاهی به ۸۰ یا ۹۰ درصد هم میرسید هر کار فرهنگی را که به فرهنگسازی در جامعه منجر شود شامل میشد. بهعنوان مثال آگهیهای بازرگانی کمیته امداد که پیامشان ترویج آداب صدقهدادن بود یا سری آگهیهای «قورقوری و صدف» که با وجود تجاریبودن، لزوم رعایت بهداشت فردی ازجمله مسواکزدن را ترویج میکردند. این تهیهکننده سینما میگوید آن زمان چیزی که اهمیت داشت نخست کیفیت آگهیهای بازرگانی بود و در کنار آن وجه اطلاعرسانی، مهم به شمار میآمد و بعد از آن مبلغی که سفارشدهنده میپرداخت. او تصریح می کند این در حالی است که هرچه از دوران ریاست علی لاریجانی در صداوسیما فاصله گرفتیم اهمیت کسب درآمد از آگهیهای بازرگانی بیشتر و بیشتر شد و وجه اطلاعرسانی در رتبه دوم نشست و کیفیت به رتبه سوم سقوط کرد.

وقتی میشد به خاطر کیفیت آگهی، تخفیف گرفت
همکاری منصور لشکریقوچانی، تهیهکننده «قاتل اهلی» (مسعود کیمیایی- ۱۳۹۵) با سازمان صداوسیما در زمان ریاست علی لاریجانی شروع شد. این همکاری در دوره عزتالله ضرغامی و محمد سرافراز، مدیران بعدی سازمان ادامه پیدا کرد. سرانجام اما اهمیت روزافزون کسب درآمد بهجای توجه به کیفیت آگهیها، قوچانیلشکری را از همکاری با صداوسیما دلزده کرد و به سینما کوچاند.
او در تکمله ابلاغیه علی لاریجانی (قائلشدن تخفیف ۷۰ درصدی برای آگهی فیلمهای سینمایی، کتاب و مطبوعات) به تخفیفی که برای تبلیغات کمیته امداد امام خمینی(ره) در زمینه امور خیریه در نظر گرفته میشد اشاره میکند و میگوید: «این تخفیفها در مورد امور فرهنگی، حتی اگر سفارشدهنده شرکتی تجاری بود، بعضا تا ۹۰ درصد هم اعمال میشد. بهعنوان مثال ما چنین تخفیفی را برای یکی از آگهیهای شرکتمان در زمینه ترویج آداب صدقه گرفتیم. در این آگهی، خودرویی به عوارضی میرسید اما زن و مرد سرنشین گرم جروبحث بودند و از کنار صندوق صدقات عبور میکردند. در خودرو بعدی، جز زن و مرد، زنی کهنسال هم نشسته بود. او با رسیدن به عوارضی از پسرش میخواهد برای خودرویی که عبور کرده است هم صدقه بیندازد تا سلامت به مقصد برسند.»
کیفیت آگهیهای بازرگانی در آن مقطع زمانی به گونهای بود که جز کمک به اقتصاد کشور، میزان تماشاگران تلویزیون را نیز افزایش میداد. درواقع کیفیت، در گرفتن تخفیف اثرگذار بود. تهیهکننده «عصر یخبندان» (مصطفی کیایی- ۱۳۹۳) ضمن اشاره به این نکته، ادامه میدهد: «درواقع هرچه کیفیت آگهی بالاتر بود میتوانست تخفیف بیشتری بگیرد. به عنوان مثال ما برای سری آگهیهای «قورقوری و صدف» اگرچه طبیعتا تجاری محض بود تخفیف گرفتیم. چراکه دکتر لاریجانی بر این نکته آگاه بودند که این آگهیها جز وجه تجاریشان، در زمینه فرهنگسازی هم موثرند. «دوست من سلام» یا «دوستت دارم مادر» آگهی دیگری بود که علیرغم تجاری بودن به واسطه تکریم مقام مادر، از تخفیف برخوردار شد. در آن روزها کیفیت آگهیهای بازرگانی در کنار وجهه اطلاعرسانی، به قدری اهمیت داشت که جناب آقای حسن خجسته، معاون صدا در نهمین جشنواره بینالمللی و اولین اجلاس جهانی رادیو در اصفهان (تیر ۱۳۸۷)، اقدام به برگزاری جشنواره آگهیهای رادیویی کرد. ما با یک آگهی رادیوییمان، رتبه نخست و با آگهی رادیویی دیگرمان، رتبه دوم را کسب کردیم. زندهیاد رضا حداد نیز در رتبه سوم قرار گرفت.»
صداوسیمای لاریجانی به آگهی بازرگانی فقط به چشم منبع درآمد نگاه نمیکرد
او ضمن اشاره به این نکته که «آن زمان صداوسیما به آگهیهای بازرگانی فقط به چشم منبع درآمد نگاه نمیکرد. درواقع این طرز تفکر در سطح مدیریت وجود داشت که آگهی باید از کیفیت ساخت مناسبی هم برخوردار باشد. طرز تفکری که بهتبع در شورای ممیزی هم دیده میشد. برای همین اعضای شورا خود را ملزم به بررسی کیفی و آنچه آگهی منتقل میکرد میدانستند، نه صرفا بایدها و نبایدهای آگهی. برای همین بود که آگهیها علاوه بر افزایش درآمد صاحبان صنایع، به واسطه کیفیتشان موجب افزایش تماشاگران تلویزیون نیز میشدند. درنتیجه یا تخفیف ویژه میگرفتند یا با همان مبلغ اولیه، از تعداد دفعات پخش بیشتری برخوردار میشدند. این تخفیفهای ویژه در زمان مدیرانی که پس از علی لاریجانی به صداوسیما آمدند، بر مبنای هزینهای که صاحبان صنایع انجام میدادند به آنها تعلق میگرفت. به عبارت دیگر هر کدام از صاحبان صنایع اگر هزار تومان بیشتر میپرداختند امتیاز بیشتری میگرفتند. نتیجه، افزایش تصاعدی امتیازات، حتی گاهی اوقات تا اعداد و ارقامی عجیب و غریب، مثلا هزار درصد، دو هزار درصد، سه هزار درصد و حتی بعضا چهار هزار و سه هزار میلیاررد درصد، اضافه پخش بود. درواقع هماکنون آنچه جای کیفیت را گرفته مبلغی است که سفارشدهنده آگهی میتواند پرداخت کنند. به عبارت دیگر، میزان هزینهکرد سفارشدهنده است که در کنار وجه اطلاعرسانی آگهی اهمیت پیدا کرده است. در حالی که آن زمان این مسئله؛ هزینهای که سفارشدهنده میتواند پرداخت کند پس از وجوه کیفیت و اطلاعرسانی در رتبه سوم قرار میگرفت.»

اتاق فکرهایی با حضور کیومرث پوراحمد، حمید نعمتالله، رامبد جوان و....
منصور لشکریقوچانی دلیل موفقیت شرکت خود و شرکتهای دیگر را در ساخت آگهیهای تبلیغاتی بهیادماندنی اتاق فکرهای ۵۰، ۶۰ نفری میداند که پشت کار قرار داشتند. او در این مورد میگوید: «در اتاق فکر ما کسانی حضور دارند که هر کدام ستارهای در حوزه کاری خود شدند؛ از رامبد جوان تا حمید نعمتالله، شاهرخ دولکو، حسام فرهمند، بهرنگ توفیقی، زندهیاد کیومرث پوراحمد و... ما معمولا پنجشنبهها چندین ساعت در فضایی دوستانه دور هم مینشستیم و در مورد چگونگی ساخت آگهی برای صنایعی که سفارش ساخت تبلیغات بازرگانی داده بودند گپوگفت میکردیم. وجود همین اتاق فکر بود که موجب میشد مردم همانگونه که بازیگران سریالها را دنبال میکردند، بازیگران آگهیهای بازرگانی را هم دنبال کنند. به عنوان مثال، صدف حاجیکریمی بازیگر آگهیهای «قورقوری و صدف» آنقدر در دل مردم جا باز کرده بود که از نیمه اسفند به این سو، اجازه او را از مدرسهاش میگرفتیم و مقابل فروشگاههای فروشنده محصولی که تبلیغ میکرد مستقر میشدیم تا به خریداران امضاء بدهد. ضمن این که فضا به گونهای بود که اگر کسی ایدهای خلاقانه داشت، میتوانست مطمئن باشد که ایدهاش مورد توجه قرار خواهد گرفت. این همه، قطعا حاصل نوع نگاه ریاست سازمان علی لاریجانی بود.»
تغییر نوع نگاه در سازمان صداوسیما، الویت پیداکردن صنایع برحسب میزان شهرت و نامآوریشان بدون توجه به کیفیت آگهی ساختهشده و ترجیح کسب درآمد بر هر چیز دیگر سرانجام منصور لشکریقوچانی را از صداوسیما دلزده و بهعنوان تهیهکننده روانه سینما کرد تا «خط ویژه» (مصطفی کیایی- ۱۳۹۲)، «کوچه بینام» (هاتف علیمردانی- ۱۳۹۳) و... را بسازد. او در پایان تاکید میکند: «فراموش نکنید این نوع نگاه، با تاثیری که بر کاهش میزان مخاطب گذاشت، نخست خود سازمان صداوسیما را زمین زد. درواقع آسیب نخست به سازمان رسید و بعد به مخاطب. نکتهای که ظاهرا سالیان سال است به چشم مدیران صداوسیما نمیآید و مغفول مانده است.»
۵۹۲۴۲
نظر شما