به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در تاریخ هر حادثهای، همیشه یک نفر زودتر از دیگران سخن میگوید؛ یک نفر که پیش از آنکه روایتها شکل بگیرند و صداها زیاد شوند، قلم به دست میگیرد و آنچه را دیده و احساس کرده ثبت میکند. در ماجرای قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ نیز شعر فارسی چنین راوی پیشگامی دارد؛ شاعری که نخستین مرثیه برای شهدای این قیام را سرود و نامش در تاریخ ادبیات انقلاب ماندگار شد.
بنابر روایت فارس، این شاعر محمدحسین بهجتی یزدی، مشهور به «شفق» است؛ روحانی مبارزی که شعر را ابزاری برای مبارزه میدانست. او از سالهای آغازین نهضت امام خمینی(ره) در کنار جریان مبارزه قرار داشت و بارها هزینه این همراهی را پرداخت.
پیش از قیام ۱۵ خرداد، یکی از قصاید شفق در حمایت از نهضت امام خمینی(ره) و در واکنش به ماجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی در میان مردم دستبهدست شد. انتشار گسترده این شعر چنان بازتابی داشت که ساواک شاعر را بازداشت کرد. با این حال، این فشارها نتوانست او را از ادامه راه بازدارد.

چندی بعد و در پی کشتار مردم در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، شفق شعری با عنوان «خونهای جوشان» سرود؛ اثری که از آن به عنوان نخستین شعر سرودهشده برای شهدای ۱۵ خرداد یاد میشود. او در این شعر، ایران پس از آن واقعه خونین را به تصویر میکشد؛ سرزمینی که افقش سرخ شده و دامنش رنگ خون گرفته است:
«افق امروز چرا سرختر است
سینهاش خونین است
میخراشد رخ و خون میریزد
دامنش رنگین است»
این شعر در روزگاری سروده شد که هنوز امکان روایت آزادانه آنچه در خیابانهای تهران، قم و ورامین گذشته بود، وجود نداشت. شفق با زبان شعر، اندوه و خشم مردمی را بیان کرد که عزیزان خود را در آن روز از دست داده بودند.
سالهای بعد شاعران بسیاری از ۱۵ خرداد گفتند و هر کدام تصویری از آن واقعه در شعر فارسی به یادگار گذاشتند، اما نام محمدحسین بهجتی یزدی از این جهت در تاریخ ماندگار شد که نخستین شاعر این میدان بود؛ کسی که پیش از دیگران، صدای شهدای ۱۵ خرداد را به شعر تبدیل کرد.




نظر شما