به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، بعضی سؤالها از دل کتابها متولد نمیشوند؛ از دل اتفاقات روزگار به وجود میآیند. برای جمعی از دختران نوجوان حاضر در این نشست نیز ماجرا از همینجا آغاز شده بود. روزهایی در دل جنگ، بیشتر از همیشه به صهیونیست و یهودیت فکر میکردند و به اخبار جنگ صهیونیستها با لبنان و فلسطین که بیش از هر زمان دیگری در فضای رسانهای جریان داشت. ذهن آنها را با پرسشهای متعددی درگیر کرد.
«یهودیها چه کسانی هستند؟»
«صهیونیستها چه فرقی با یهودیان دارند؟»
«آیا هر یهودی صهیونیست است؟»
«هولوکاست واقعاً چه بوده است؟»
بنابر روایت فارس جلسهای برگزار کرد که با حضور یکی از پژوهشگران حوزه یهودشناسی؛ دکتر نیره قوی عضو هیئتعلمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی، با حضور بچههایی که این پرسشها و دغدغهها برایشان پیشآمده بود. جلسهای که قرار نبود یک سخنرانی یکطرفه باشد. قرار بود نوجوانها سؤال کنند و استاد نیز به زبان ساده، اما تحلیلی، پاسخ دهد.
نخستین پرسش؛ یهود یا صهیونیسم؟
گفتوگو از یک پرسش ساده اما بنیادین آغاز شد. اولین سؤال را لیلا پرسید.
«آیا یهودیت و صهیونیسم یکی هستند؟ وقتی درباره فلسطین و اسرائیل صحبت میکنیم، دقیقاً باید یهود را بشناسیم یا صهیونیسم را؟ اصلاً این دو با هم تفاوتی دارند؟»
استاد پاسخ داد: «این مهمترین سؤال جلسه است. اگر یهودیت و صهیونیسم را یکی بدانیم، دیگر نباید بین آنها تفاوتی قائل شویم. اما اگر معتقد باشیم تفاوت دارند، باید مشخص کنیم این تفاوت در کجاست؛ در مبانی فکری؟ در اهداف؟ در عملکرد؟ یا در روشها؟
پیش از هر چیز باید بدانیم که یهودیت یک دین است؛ دینی که قدمت آن به قرنها پیش از میلاد مسیح میرسد. پیروان این دین حضرت موسی(ع) که خودشان آن را «موشه ربنو» (ازآبگرفته شده) مینامند؛ پیامبر خود میدانند و کتاب مقدسشان تورات است.
اما صهیونیسم یک جریان سیاسی و فکری است که عمر آن به حدود یک قرن و نیم اخیر بازمیگردد. دولت اسرائیل نیز تنها از سال ۱۹۴۸ میلادی بهعنوان یک کشور در نقشه سیاسی جهان ظاهر شده است؛ بنابراین از همان ابتدا باید میان یک دین تاریخی و یک جریان سیاسی معاصر تفاوت قائل شویم.»
چرا در نقشههای قدیمی خبری از اسرائیل نیست؟
یکی دیگر از دانشآموزان پرسید: «اگر اسرائیل امروز وجود دارد، چرا در نقشههای قدیمی جهان نامی از آن دیده نمیشود؟»
استاد برای پاسخ، به تاریخ مراجعه کرد:
«اگر نقشههای صدسال پیش جهان را بررسی کنید، کشوری به نام اسرائیل پیدا نمیکنید. در آن منطقه سرزمینی به نام فلسطین وجود دارد که حتی در بسیاری از منابع تاریخی یهودیان نیز قدمتی چندهزارساله برای آن ذکر شده است.
در متون دینی یهود بیشتر با عنوان "بنیاسرائیل" یا "قوم اسرائیل" روبهرو میشویم، نه یک دولت مدرن به نام اسرائیل. فلسطین کشوری است که حداقل ۳۰۰۰ سال در منابع خود یهودیها قدمت دارد. دولت کنونی اسرائیل محصول تحولات سیاسی قرن بیستم است و پس از جنگ جهانی دوم و بعد از تشکیل سازمان ملل تأسیس شده. هر جای کتاب مقدس را باز کنیم از مردم، ملت و کشور فلسطین صحبت شده اما راجع به اسرائیل از لغت قوم استفاده شده است.»
چرا شناخت ساختار فکری اهمیت دارد؟
در ادامه جلسه، استاد بحث را از یک موضوع تاریخی به یک روش فکری منتقل کرد.
«برای شناخت هر جریان فکری، صرف دانستن چند خبر یا چند روایت تاریخی کافی نیست. باید ببینیم آن جریان چگونه فکر میکند و ساختار فکریاش چیست.
هر نظام فکری را میتوان از چند زاویه بررسی کرد:
- مبانی
- منابع
- اصول
- قواعد و احکام
- روشها
- نهادهای اجتماعی و سیاسی
اگر این اجزا را نشناسیم، نمیتوانیم درباره هیچ مکتب یا جریانی قضاوت دقیقی داشته باشیم؛ چه اسلام باشد، چه یهودیت و صهیونیسم.»
مهمترین منبع یهود
«تورات» و «تلمود» است. تلمود به دو بخش «میشنا و گمارا» تقسیم میشود. تلمود، تورات شفاهی است.
فاطمه که آن طرف میز نشسته بود پرسید:
«مبانی و منابع مگر یکی نیستند؟»
استاد لبخندی زد و توضیح داد:
«خیر. مبانی یعنی پایههای فکری یک مکتب؛ مثلاً یک دین الهی بر پایه اعتقاد به خدا شکل میگیرد. اما منابع، متونی هستند که آن مبانی از آنها فهمیده میشوند. برای مثال، در اسلام قرآن و روایات از مهمترین منابع به شمار میروند. در یهودیت نیز تورات و متون تفسیری خاخامها نقش مهمی دارند. خاخامها هرچه استنباط کنند آن میشود احکام؛ بنابراین ابتدا باید ببینیم یک جریان چه مبانیای دارد و بعد بررسی کنیم این مبانی را از چه منابعی استخراج میکند.»
آیا صهیونیسم از دل یهودیت بیرونآمده است؟
این سؤال بارها در طول جلسه مطرح شد.
استاد در پاسخ گفت: «صهیونیستها خودشان را جدا از یهودیت معرفی نمیکنند. آنها معمولاً خود را یهودی میدانند و بسیاری از استدلالهایشان را نیز از متون دینی یهود استخراج میکنند. اما این موضوع بهتنهایی برای یکی دانستن کامل یهودیت و صهیونیسم کافی نیست و نیازمند بررسی دقیقتر مبانی، تفاسیر و عملکردهای تاریخی آنهاست.
خاخامها، احکامشان را از چارچوبهای دین یهود استخراج میکنند. در تفکر صهیونیستی از تورات این قاعده را استخراج کردهاند که میشود مال و اموال غیریهودی را گرفت و مصادره کرد یا از چارچوب «یهود قوم برتر است»
حکم اینکه یهودیها میتوانند غیریهودیها را بکشند و از نیل تا فرات شروع به کشتار کردهاند. با این که منابع یهودی دین الهی است اما معتقدند که یهوه خدای ویژه یهود است چون قوم برگزیدهاند و حاکم همه دنیا هستند.
معتقدند یهوه این را با آنها گفته است. البته در پرانتز بنویسید که تحریف شده است، من حداقل صد جا را در تورات به شما نشان میدهم که تحریف شده است.»
«مثلاً در تورات شفاهیشان میگویند خانمها اصلاً نباید درس بخوانند یا وقتی پدر، فرزند پسر داشته باشد دخترها ارث نمیبرند. زن را جنس دوم میدانند.»
نوجوانان حاضر در جلسه، با پرسشهایی وارد کلاس شده بودند؛ اما مهمتر از پاسخها، روشی بود که برای پرسیدن آموختند. آنها یاد گرفتند پیش از هر قضاوتی، ابتدا باید ساختار یک تفکر را شناخت؛ مبانی آن را فهمید، منابعش را بررسی کرد و سپس درباره آن به نتیجه رسید.
آیا «اِستر» واقعاً پیامبر بود؟ یا این جزء تحریفات صهیونیستی است؟
این سؤال آغازگر یکی از پرچالشترین بخشهای جلسه بود؛ بخشی که استاد تأکید کرد برای پاسخدادن به آن باید میان واقعیتهای تاریخی، روایتهای رسانهای و بهرهبرداریهای سیاسی تفاوت قائل شد؛ موضوعی که قرار شد در ادامه نشست بهتفصیل درباره آن گفتوگو شود.




نظر شما