به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت:
ـ سکانس اول: خارجی، شب، در اجتماع مردم یک کارگردان مشهور میکروفن را در دست میگیرد و میگوید: گوش کنید در جنگ صفین هم عدهای شمشیر زیر گلوی امام گذاشتند که باید صلح کنی آنهم وقتی که کار داشت تمام میشد. حالا هم شمشیر زیر گلوی رهبر گذاشتهاند برای صلح، این شمشیر اما شمشیر استعفاست... عدهای هم شعارهای تند سر میدهند. منظور گوینده هم از شمشیر و استعفا و فردی که تهدید به استعفا میکند روشن است.
ـ سکانس دوم: داخلی، شب ـ استودیو
کارشناس دعوت شده صدا و سیما از ضرورت ادامه جنگ میگوید هر چند صحبتی از پزشکیان و دولت حداقل با ذکر نام و مستقیم در کار نیست اما اینجا هم همان مقصود و مراد به ذهن متبادر میشود.
ـ سکانس سوم: روز، داخلی، جلسه دولت
همان آدم که متهم به فشار و شمشیر و سازش و تسلیم است. ابتدا با قاطعیت از حقانیت دفاع ملت صحبت میکند و در تجلیل از قهرمانی نیروهای مسلح و البته از ضرورت حفظ انسجام ملی و اتحاد و بعد زبان به گلایه میگشاید و تذکر به صداوسیما و برخی تندروهایی میدهد که در اجتماعات شبانه حقایق را بگویند و از مشکلات جنگ و تحریم و خرابی و جبران خسارات و کمبودها و ناترازیها و ... هم. و در یک کلام بیان حقیقت و واقعیتهای موجود در رسانهها و اجتماعات و ارائه تصویر درست از واقعیتها به جای قلب آن.
ـ سکانس چهارم ـ روز ـ داخلی ـ سوپرمارکت
مردی دبهای ماست برمیدارد و به کنار صندوق میآید تا حساب کند. کارت میدهد و رمز کارت و رسید میگیرد. با تعجب به فیش نگاه میکند: آقا همین هفته پیش ۲۵۰ هزار تومان بود کی شده ۳۰۰ هزار تومان؟ و فروشنده میگوید: قیمتها چند روز یکبار عوض میشود... مرد با ناراحتی از سوپر خارج میشود.
ـ سکانس پنجم: تحریریه روزنامه ـ روز، داخلی
خبرنگاران در حال گپ و گفتاند. روزنامههایی روی میز پهن است. یکی دو نفر هم خبرهای سایتها را میخوانند.
یکی میگوید: راستی مگر قرار نبود میزان کالابرگ را زیاد کنند، پس چی شد؟
دیگری میگوید: این مقاله چه اشاره درستی به کمیِ افزایش حقوق دارد. واقعاً باید حقوقها را دو برابر کرد.
و آن دیگری: و ببین، وزیر نیرو گفته امسال با توجه به خرابیهای جنگ و گرمای هوا ناگزیر خاموشی داریم.
و باز آن دیگری: مجموع خسارات جنگ را ۲۵۰ میلیارد دلار تخمین میزنند. با این حساب حتی اگر همه ۲۴ میلیارد دلار از پولهای بلوکه شدهی ما را هم که بدهند درد زیادی دوا نمیکند و ...
ـ سکانس ششم، هفتم، هشتم... و دهها سکانس دیگر... و مشکل اما، گسیختگی فیلمنامه است انگار. همه باید از یک روایت استفاده کنند و از یک انسجام برخوردار باشند و در خدمت روایت درست. ولی انگار برخی ساز خود را میزنند و اشکال کار در همین است. اشکالات دیگری هم هست.
مثلا اینکه: صداوسیما که نباید به میلیونها نفر حقوق بدهدیا برق و آب و گاز مملکت را تامین کند. و آن کارگردان مشهور هم نمیداند که اصولا قیاسش خندهآور است. بگذریم که هیچ سندی هم ارائه نمیدهد برای حرف بیربطش.
با اینکه سینمایی است، تغافل میکند که در لوکیشن دیگری به سر میبرد. و قیاس دو صحنه جنگ با هیچ چسبی به هم نمیچسبد و جور در نمیآید. خدا کند که واقعاً هیچ نیت غیرخدایی در کار او و صداوسیما نباشد و واقعاً پای دفاع از نظام و پرچم و ایران در کار باشد .وگرنه خیلی نامردی میخواهد که کسی پزشکیان را نعوذ بالله با متحجران و سارقان عصر علی (ع) و نفوذیهای لشکر شام در یک ردیف بگذارد.
مومن انقلابی و دلسوز ایران عزیز آن است که اولا نیتش در بیان هر حرف و انجام هر عملی خدایی باشد و حفظ انسجام و بیان واقعیت، و ثانیاً درباره بهترین تصمیم و اقدام در جهت حفظ نظام و کشور و منافع ملی اندیشه کند. و جامعالاطرف نظر دهد، نه از سر احساس و هیجان بیمنطق و شور بیپشتوانهی شعور . ثالثاً حقیقت را بگوید و بیحب و بغض و از خود خداپنداری و خود حقیقتانگاری بپرهیزد. تهمت نزند، غیبت نکند و ...خیلی از بایدها و نبایدها را در نظر بگیرد.
17302







نظر شما