قهرمان‌پور: وقتی بازی حیثیتی می‌شود توافق از برد-برد به برد-باخت تبدیل می‌شود / تصمیم‌های سیاست خارجی نباید گروگان هیجان‌های داخلی شود

کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتگو با خبرآنلاین تاکید کرد: بسیاری از افرادی که در این مدت به خیابان آمدند یا مواضع تند اتخاذ کردند، با نیت صادقانه و از سر دغدغه ملی عمل کردند؛ اما متأسفانه برخی نخبگان سیاسی تلاش کردند از همین احساسات صادقانه مردم به نفع منافع سیاسی خود بهره‌برداری کنند. اینجاست که وقتی فضای داخلی بیش از حد هیجانی می‌شود، تصمیم‌های سیاست خارجی عملاً گروگان آن هیجان‌ها قرار می‌گیرد.

خبرآنلاین - رحمن قهرمان‌پور کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین اظهار داشت: «اگر ایران و آمریکا بتوانند این مرحله دشوار اولیه را پشت سر بگذارند، شاید مراحل بعدی تا اندازه‌ای آسان‌تر باشد. با این حال همچنان تأکید می‌کنم که هیچ تضمینی برای دستیابی به توافق نهایی وجود ندارد؛ زیرا در این پرونده سه بازیگر اصلی حضور دارند: ایران، آمریکا و اسرائیل.»

در ادامه بخشی از مصاحبه رحمن قهرمان‌پور با خبرآنلاین را می‌خوانید؛  

واقعیت امر این است که باید توجه داشته باشیم یک یادداشت موقت یا یادداشت تفاهم، توافق نهایی محسوب نمی‌شود و همین مسئله از اهمیت بالایی برخوردار است. طبیعتاً بخشی از مردم چندان درگیر جزئیات سیاست نیستند و این تفاوت‌ها برای آنان اهمیت چندانی ندارد، اما برای اهل سیاست این موضوع بسیار مهم است؛ زیرا نباید سطح انتظارات جامعه از این یادداشت تفاهم بیش از حد افزایش یابد و اگر در آینده توافق نهایی حاصل نشد، برداشت‌های غیرواقع‌بینانه یا انتظارات نادرست در جامعه شکل بگیرد.

این یک یادداشت تفاهم است و نه توافق نهایی. اما این یادداشت تفاهم چه می‌گوید؟ در واقع بیانگر آن است که دو طرف فعلاً بر سر دو یا سه موضوع اولیه به تفاهم رسیده‌اند. نخست اینکه آتش‌بس موجود ادامه پیدا کند و طرفین به سمت ازسرگیری جنگ حرکت نکنند. دوم اینکه تنگه هرمز باز بماند و آمریکا نیز محاصره بنادر ایران را رفع کند. موضوع سوم این است که مذاکرات میان دو طرف آغاز شود.

به بیان دیگر، بخش اصلی و دشوار ماجرا در شصت روز آینده قرار دارد؛ زمانی که ایران و آمریکا باید درباره موضوعاتی همچون ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی ایران، سطح غنی‌سازی، مسئله محور مقاومت و همچنین رفع تحریم‌های ایران وارد گفت‌وگو شوند و بررسی کنند که آیا امکان دستیابی به یک جمع‌بندی مشترک وجود دارد یا خیر.

بنابراین آنچه اکنون مطرح است، بیشتر یک مقدمه، یک توافق کلی یا یک یادداشت تفاهم برای جلوگیری از وخیم‌تر شدن شرایط و همچنین ایجاد زمینه‌ای برای مذاکره درباره موضوعات اختلافی است.

ایران، آمریکا و اسرائیل معادله را دشوارتر از گذشته کرده‌اند/ عبور از فضای جنگی، مهم‌ترین گام برای آغاز مذاکرات است

ببینید، در سیاست بین‌الملل هیچ‌گونه تضمینی وجود ندارد. اما نکته مهم این است که اگر خوش‌بینانه به موضوع نگاه کنیم، می‌توان گفت که بخش سخت و اولیه بحران تا حدی پشت سر گذاشته شده است.

چرا از شرایط سخت سخن می‌گوییم؟ زیرا فضای جنگی معمولاً فضایی احساسی و عاطفی است. افکار عمومی در چنین شرایطی هیجانی می‌شود، از تجاوز دشمن خشمگین می‌شود، نسبت به تهدید امنیت کشور واکنش نشان می‌دهد و طبیعتاً در یک فضای احساسی قرار می‌گیرد. در چنین فضایی رسیدن به توافقی مبتنی بر عقلانیت، محاسبه هزینه و فایده و ارزیابی سود و زیان بسیار دشوار است.

از این منظر، اگر ایران و آمریکا بتوانند این مرحله دشوار اولیه را پشت سر بگذارند، شاید مراحل بعدی تا اندازه‌ای آسان‌تر باشد. با این حال همچنان تأکید می‌کنم که هیچ تضمینی برای دستیابی به توافق نهایی وجود ندارد؛ زیرا در این پرونده سه بازیگر اصلی حضور دارند: ایران، آمریکا و اسرائیل.

معمولاً در بازی‌هایی که سه بازیگر در آن حضور دارند، یافتن نقطه تعادل و نقطه بهینه بسیار دشوار است و رسیدن به چنین وضعیتی زمان زیادی می‌طلبد.

۴۸ سال بی‌اعتمادی در چند ماه از بین نمی‌رود/ برجام نشان داد توافق هم لزوماً پایدار نمی‌ماند

واقعیت این است که پاسخ من به این پرسش منفی است. دلایل متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد هنوز برای رسیدن به چنین جمع‌بندی‌ای زود است.

نخست اینکه نباید فراموش کنیم ایران و آمریکا در سال ۲۰۱۵ و در قالب برجام به توافقی بسیار مهم دست یافتند، اما همان توافق نیز به دلایل مختلف، از جمله اقدامات اسرائیل، تحولات داخلی آمریکا و همچنین برخی تحولات داخلی ایران، نتوانست تداوم پیدا کند.

از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که حدود ۴۸ سال بی‌اعتمادی میان ایران و آمریکا وجود داشته است. چنین سطحی از بی‌اعتمادی را نمی‌توان ظرف شش یا هفت ماه از میان برداشت.

نکته مهم دیگر این است که برخی نظام‌های سیاسی ماهیتی هویتی دارند. در این نظام‌ها، سیاست خارجی صرفاً از زاویه هزینه و فایده مادی تحلیل نمی‌شود، بلکه هویت و ارزش‌های ایدئولوژیک نقش مهمی ایفا می‌کنند. چنین نظام‌هایی معمولاً جهان را صرفاً از منظر منافع مادی نمی‌بینند، بلکه آن را عرصه‌ای برای تقابل حق و باطل تلقی می‌کنند و حتی مفهوم پیروزی و شکست را نیز به شیوه‌ای متفاوت از محاسبات رایج درک می‌کنند.

در چنین نظام‌هایی، مسئله هویت نقش برجسته‌تری دارد و به همین دلیل حل اختلافات هویتی معمولاً فرآیندی دشوار و زمان‌بر است. حتی امروز نیز می‌بینیم که در داخل جامعه ایران بخشی از نیروهای سیاسی و اجتماعی با هرگونه توافق مخالفت می‌کنند.

ترامپ در آمریکا به تسلیم شدن در برابر ایران متهم شده است

همان‌گونه که عرض کردم، مسئله تنها مخالفت‌ها در داخل ایران نیست. در اسرائیل و حتی در خود آمریکا نیز مخالفان جدی توافق حضور دارند.

در همین چند روز گذشته و هم‌زمان با مطرح شدن بحث تفاهم، در داخل آمریکا برخی منتقدان ترامپ را متهم کردند که در برابر ایران عقب‌نشینی کرده، امتیازات زیادی داده و دستاورد قابل توجهی به دست نیاورده است. دقیقاً مشابه همین ادبیات را می‌توان در ایران نیز مشاهده کرد؛ جایی که مخالفان توافق معتقدند امتیازات زیادی داده شده و دستاورد کافی حاصل نشده است.

در اسرائیل نیز جریان‌های تندرو معتقدند چنین توافقی به سود آنها نیست و باید تمام تلاش خود را برای جلوگیری از نهایی شدن آن به کار بگیرند.

این وضعیت از ویژگی‌های بازی‌های حیثیتی است. در چنین بازی‌هایی، مسئله صرفاً منافع نیست، بلکه حیثیت و اعتبار سیاسی نیز در میان است. به همین دلیل، طرف‌ها معمولاً موضوع را به یک رقابت برد ـ باخت تبدیل می‌کنند، نه یک بازی برد ـ برد.

در حالی که در بسیاری از مذاکرات عادی، هر دو طرف احساس می‌کنند به بخشی از خواسته‌های خود رسیده‌اند، در چنین پرونده‌هایی طرف‌ها نگران آن هستند که هرگونه عقب‌نشینی به معنای شکست تلقی شود. همین مسئله یافتن نقطه تعادل را بسیار دشوار می‌کند.

۲۱۹

کد مطلب 2233754

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 5 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین