به گزارش خبرآنلاین، شیرین هانتر عضو شورای روابط خارجی آمریکا در مصاحبه با تابناک در باره تفاهم ایران و امریکا اظهار نظر کرده است.
بخشی از مصاحبه را می خوانید:
*ایران و ایالات متحده به یک یادداشت تفاهم (MOU) دست یافتهاند و پس از امضای آن در ژنو، قرار است مذاکرات ۶۰ روزهای درباره مسئله هستهای آغاز کنند. ترامپ اعلام کرده که ایران میتواند غنیسازی اورانیوم با غنای پایین انجام دهد و در مقابل، تحریمهای ایران تعلیق خواهد شد. آیا این همان فرمول برجام نیست؟
یادداشت تفاهم فقط آغاز یک فرآیند سخت و طولانی مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران است. قطعاً پذیرش غنیسازی سطح پایین توسط آمریکا یک پیروزی برای ایران محسوب میشود. این همچنین مشابه برجام است. اگر آمریکا و ایران هر دو برجام را به طور کامل اجرا کرده بودند، ما آن جنگ و تمام پیامدهای ویرانگر آن را نداشتیم. این اصول در مورد هر توافق آیندهای صادق است.
*ترامپ در ابتدا بر «غنیسازی صفر» و انتقال ذخایر اورانیوم غنیشدهٔ ایران به آمریکا اصرار داشت. او اکنون در هر دو نقطه عقبنشینی کرده است. در چند مصاحبه پیش از این تفاهم، تأکید کرد که اورانیوم غنیشدهٔ ایران میتواند در داخل این کشور و با کمک آمریکا یا آژانس بینالمللی انرژی اتمی نابود شود (رقیق گردد). آیا این به نوعی شکست در اهداف اعلامشده ترامپ برای جنگ با ایران محسوب نمیشود؟
موافقت آمریکا با کنار گذاشتن هدف نابودی مواد هستهای در ایران قطعاً یک امتیاز است، اما نه لزوماً یک شکست. خطرات زیستمحیطی گستردهای نه تنها برای ایران بلکه برای دیگر کشورهای منطقه وجود داشت، بنابراین کنار گذاشتن این هدف توسط آمریکا قابل درک است.
*در حال حاضر انتقادات تندی از ترامپ از سوی برخی مقامات اسرائیلی و چهرههایی در حزب جمهوریخواه مطرح شده است. ترامپ گفته که نتانیاهو باید از این توافق خوشحال باشد، زیرا به ایران اجازه دستیابی به سلاح هستهای نمیدهد. در مقابل، برخی از وزیران راستگرای دولت اسرائیل اعلام کردهاند که در مورد لبنان، خود را ملزم به رعایت توافق آمریکا با ایران نمیدانند. با توجه به این شرایط، رویکرد اسرائیل به این توافق چه خواهد بود؟ آیا به دنبال تضعیف آن خواهد بود؟ اگر چنین است، ترامپ چه اهرمهای فشاری در اختیار دارد؟
دیر یا زود، اسرائیل تلاش خواهد کرد از هر توافق پایدار بین آمریکا و ایران جلوگیری کند، مگر اینکه ایران به نوعی سازش عملی با اسرائیل دست یابد.
با وجود کاهش حمایت از اسرائیل در میان برخی اقشار جمعیت آمریکا، لابی اسرائیل در هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات بسیار قدرتمند است.
همانطور که همیشه گفتهام، ایران در درجه اول باید نگران منافع ملی خود باشد. پیوند دادن مسئله جنگ آمریکا با ایران به لبنان برای ایران آسیبزا خواهد بود. ایران باید خود را از این ارتباطات و تعهدات در خاورمیانه خارج کند. بسیاری از مشکلات ایران در چهل و هفت سال اخیر ناشی از اولویتندادن به منافع ایران بر آرمانهای ایدئولوژیک بوده است.
*برخی معتقدند مهمترین مسئله برای ترامپ در حال حاضر بازگشایی تنگه هرمز است و پس از جام جهانی فوتبال، ترامپ ممکن است به ایران حمله کند. این ادعا از این منظر مورد چالش قرار میگیرد که اگر نیاز به حمله دیگری وجود داشت، ترامپ جنگ را تا رسیدن به اهدافش ادامه میداد. ارزیابی شما چیست؟
بسته شدن تنگه هرمز پیامدهای بسیار منفی برای اقتصاد آمریکا و در نتیجه برای جایگاه سیاسی و آینده ترامپ داشته است؛ بنابراین او مشتاق به باز کردن تنگه است که ممکن است منجر به کاهش قیمت نفت و کاهش فشارهای تورمی شود.
* شاید نکتهای که کمتر به آن توجه شد، اظهار نظر ترامپ مبنی بر این بود که واشنگتن میتواند در ازای دریافت ۲۰٪ از درآمدهای منطقه، نقش «نگهبان منطقهای» را ایفا کند. ارزیابی شما از این اظهارنظر چیست؟ آیا این مبنایی برای نظم منطقهای جدید مبتنی بر پول بسیار بیشتر نسبت به قبل در ازای تأمین امنیت فراهم میکند؟ آیا تجربهٔ جنگ اخیر با این امر تناقض ندارد؟
دیدگاه ترامپ در مورد امور بینالمللی کاملاً معاملهگرایانه است. در حال حاضر آمریکا از اعراب حاشیه خلیج فارس منافع مالی دریافت میکند. پیشنهاد اخیر او همچنین ممکن است راهی برای حذف چین از امور خلیج فارس باشد.
اما تردید دارم که کشورهای منطقه آشکارا با چنین معاملهای موافقت کنند، هرچند به طور غیررسمی ممکن است سرمایهگذاریها و سایر معاملات مالی خود را در آمریکا افزایش دهند.
23302







نظر شما