توضیح اخیر دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری، بهروشنی نکتهای مهم را آشکار ساخت؛ اینکه انتشار بیانیههای رسمی در این نهاد عالی، همواره از مسیرهای تعریفشده و در چارچوب سازوکارهای مشخص صورت میگیرد و اقدام برخی افراد تحت عنوان «جمعی از اعضای خبرگان» امری غیرمرسوم و خارج از رویههای جاری این نهاد بوده است.
همین مسئله، پرسشهایی جدی و قابل تأمل را در افکار عمومی ایجاد کرده است.
در شرایطی که کشور بیش از هر زمان نیازمند آرامش، همدلی و انسجام درونی است، چرا برخی افراد از جایگاهی چنین حساس، مسیری را برمیگزینند که نتیجه طبیعی آن ایجاد برداشتهای متفاوت، شکلگیری دوگانگی در افکار عمومی و افزایش شکاف اجتماعی است؟
آیا در این مقطع خطیر، مصالح کلان کشور اقتضا نمیکند که همه جریانها و چهرههای اثرگذار، بیش از هر چیز مراقب پیامدهای سیاسی، اجتماعی و روانی مواضع خود باشند؟
سؤال مهمتر آن است که مگر روند مذاکرات و تصمیمگیریهای کلان کشور خارج از چارچوبهای رسمی نظام در حال انجام است؟ آیا کسی میتواند باور کند که چنین مذاکرات حساسی، بدون اشراف، نظارت و هدایت عالیترین سطوح نظام در حال پیگیری باشد؟
بدیهی است که در جمهوری اسلامی، مسائل راهبردی و تصمیمهای بزرگ در حوزه سیاست خارجی، امنیت ملی و منافع کشور، خارج از چارچوبهای مشخص نظام و بدون ملاحظه خطوط قرمز تعیینشده پیش نمیرود. از همین رو، طرح مواضعی که بهگونهای شائبه بیاعتمادی به فرآیندهای رسمی کشور را در اذهان عمومی ایجاد کند، نیازمند تأملی جدی است.
این پرسش نیز بهطور طبیعی مطرح میشود که اگر همواره بر رعایت خطوط قرمز تأکید میشود، آیا عبور از سازوکارهای قانونی، ایجاد التهاب رسانهای و ارسال پیامهای متناقض به جامعه و حتی به بیرون از کشور، خود نوعی عبور از خطوط قرمز وحدت و انسجام ملی نیست؟
امروز کشور بیش از هر چیز نیازمند عقلانیت، همبستگی و اعتماد متقابل میان مردم و مسئولان است. دشمنان این سرزمین بیش از هر چیز بر شکافها حساب باز کردهاند؛ بر هر صدای متعارض، هر دوگانگی و هر نشانهای از گسل درونی.
در چنین شرایطی، انتظار ملت از نخبگان، علما و مسئولان، نه افزودن بر نگرانیها، بلکه کمک به تقویت آرامش، انسجام و اعتماد عمومی است.
مردم ایران در این سالها هزینههای سنگینی برای حفظ امنیت، استقلال و اقتدار کشور پرداختهاند. طبیعی است که امروز با حساسیت، دقت و نگرانی، تحولات را دنبال کنند و از خود بپرسند:
آیا زمان آن نرسیده که همه سلایق، اختلافها و برداشتهای شخصی، در برابر مصلحت بزرگتر یعنی «ایران» و «وحدت ملی» به حاشیه برود؟
فشرده سخن آنکه، در بزنگاههای تاریخی، آنچه کشورها را از بحرانها عبور میدهد نه صرفاً قدرت سخت، بلکه وحدت درونی، عقلانیت در تصمیمسازی و اعتماد عمومی است.
امروز بیش از همیشه باید مراقب بود؛
مراقب سخنها، مواضع، پیامها و پیامدها.
زیرا در شرایط حساس کنونی، هر سخن نسنجیده میتواند به اندازه یک تصمیم اشتباه، برای منافع ملی هزینهساز باشد.
ایران امروز بیش از هر چیز به وحدت، تدبیر و همدلی نیاز دارد.
و این مسئولیتی است که بر دوش همه، بهویژه خواص و نخبگان، سنگینی میکند.
گفتنی است که این درد نامه در پی بیانیه ده بندی تعدادی از نمایندگان محترم مجلس خبرگان رهبری
که بدون مجود از دبیرخانه محترم این مجلس منتشر گردیده است ، نگاشته شده است !
* عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران
در شرایطی که کشور در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد و هر تصمیم در حوزه سیاست خارجی، امنیت ملی و منافع راهبردی میتواند آثار بلندمدت بر سرنوشت ایران داشته باشد، آنچه بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد، حفظ انسجام ملی، وحدت در سطوح عالی تصمیمسازی و پرهیز از هرگونه رفتاری است که به شکاف و دوگانگی در جامعه دامن بزند.
کد مطلب 2235895






نظر شما