به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در ماه محرم شایسته است نگاهی دوباره به یکی از خلأهای مهم در مجالس دینی بیندازیم؛ جایگاه کودکان. این یادداشت پنجمین بخش از مجموعه یادداشتهایی است که به بررسی مفهوم، اهداف و شیوههای عملی «هیئت کودک» میپردازد. در این مسیر میکوشیم تا با مرور تجربیات زیسته و نگاه کارشناسان، زمینههای عملی برای حضور معنادار کودکان در هیئتها را بررسی کنیم.
بنابر روایت ایکنا، اهداف و قواعد هیئت کودک، این بار نوبت به دیدن تصویر عملی این فضاهاست. هیئت کودک تنها یک نظریه زیبا نیست؛ در شهرهای مختلف ایران، از تهران و شیراز تا شاهرود، بندرعباس، باغملک و ...، تجربههای ارزشمندی در این عرصه شکل گرفته است. پنجمین شماره از مجموعه «گام اول در راه حسین(ع)» روایتی است از هفت سناریوی اجرایی که هر کدام با امکانات متفاوت، مسیر خود را برای انس کودکان با فضای حسینی پیدا کردهاند.
سناریوی اول: حسینیه کودک شهید چمران(تهران)
این حسینیه با رویکردی متفاوت و مبتنی بر مبانی تربیت اسلامی و الگوهای نوین آموزشی، الگویی ویژه طراحی کرده است. محور اصلی فعالیتها در این مجموعه، بازی است. عمده فعالیتهایی که کودکان در فضاهای مختلف، اردوها و مناسبتها انجام میدهند، حول محور بازی میگردد و حتی بخشی از پذیرایی نیز با بازی تلفیق شده است.
ساختار جلسات در این حسینیه به این شکل است:
شروع با محبت و انس: کودکان ابتدا تحویل مربیان داده میشوند. کودکانی که احساس وابستگی شدیدی به مادر دارند، تا زمان رفع نیاز، مادر در کنارشان حضور دارد.
بازیهای انتخابی: سفرهها یا میزهای مختلفی با فعالیتهای گوناگون(از گِل بازی گرفته تا نقاشی، دستورزی و کاردستی) چیده میشود. کودکان از بین این گزینهها انتخاب میکنند و هیچ اجباری برای انجام یک فعالیت مشترک وجود ندارد. ۵۰ تا ۶۰ درصد بازیها باید حرکتی باشند، چون کودکان روی بازیهای نشسته تمرکز کافی ندارند.
دستورزی خلاقانه: ابزارهایی مانند نشاسته، گل، ماکارونی پخته، آرد و... در اختیار کودکان قرار میگیرد تا با دست خود کار کنند. الگوی آماده به آنها داده نمیشود؛ بلکه با یک داستان یا عامل درگیرکننده، خودشان با خلاقیتشان کاردستی را میسازند. انتظار نداریم چیزی مطابق با واقعیت و انتظار ما بسازند.
نقاشی آزاد: کاربرگ با خطوط از پیش تعیین شده وجود ندارد. گاهی کاغذ به کودکان داده میشود، گاهی رولهای بزرگ کاغذ روی دیوار نصب میگردد و گاهی کاغذ روی زمین یا دیوار قرار میگیرد تا کودکان با دست و پا نقاشی کنند.
مراسم هیئتی: بعد از فعالیتها(نیم تا سه ربع)، نوبت به مراسم اصلی میرسد. پرده قصه یا تخته نقاشی، فضای قصهگویی را ایجاد میکند. هر شب یک داستان از داستانهای محرم تعریف میشود.
سلام و مداحی: کودکان با همدیگر زیارتنامه کودکانهای را میخوانند و سپس مداحی آغاز میشود. اشعار تکراری و حفظشدنی است و نوبت به خود کودکان هم میرسد که مداحی کنند.
پذیرایی و پایان: پذیرایی انجام میشود و والدین برای بردن کودکان میآیند.
سناریوی دوم: هیئت کودکانه نورباران
بازیهای یخشکن: ابتدا با بازیهای ساده، اضطراب اولیه کودکان از بین میرود و آمادگی لازم برای حضور در فعالیتها ایجاد میشود.
نمایش: از روایاتی مانند حدیث کساء، با زاویهای مناسب برای کودکان استفاده میشود. برای نمونه، به جای پرداختن به همه ابعاد، روی «مهربانی حضرت زهرا(س)» تمرکز میشود. کودکان با الگوی سلام کردن، اجازه گرفتن و تشکر کردن از امام حسن و امام حسین(ع) آشنا میشوند.
حلقههای گفتوگو: تمام درسها و پیامهایی که کودکان از داستان و نمایش دریافت کردهاند، در حلقههای گفتوگو با حضور مربیان تکرار و تثبیت میشود. سپس کودکان با ساخت کاردستی(مانند کاردستی خانواده خودشان) همان الگو را زندگی میکنند و اجرا مینمایند. شعرهایی مانند «اجازه آی اجازه، این که میگم یه رازه...» نیز در همین حلقهها آموزش داده میشود.
سناریوی سوم: حسینیه کودک هیئت الشهدای شاهرود
در این حسینیه، دو رویکرد اصلی وجود دارد:
مربیمحور: دعوت از مربیان برجسته و شناختهشده(مانند عمو غزالی) برای اجرای برنامه.
محتوامحور با غرفهبندی تخصصی: هر غرفه برنامه و درسنامه اختصاصی خود را دارد. مادران نیز در این فضا مشارکت میکنند و مهارتهای خود(مانند کیکپزی) را به سایر مادران آموزش میدهند. همچنین با کمک والدین، بستههای حمایتی برای خانوادههای کمبرخوردار تهیه و توزیع میشود.
سناریوی چهارم: هیئت کودک فتاح(شیراز)
این هیئت بر این باور است که کودکان از لحظه ورود تا خروج باید لذت، آگاهی و رشد را تجربه کنند.
سه مرحله اصلی برنامه به این ترتیب است.
لذت و تفریح: در ابتدا، کودکان از حداکثر جاذبههای بصری بهرهمند میشوند تا آمادگی لازم برای دریافت مفاهیم را پیدا کنند.
کاردستی، قصه و بازی: پس از کسب آمادگی، محتوای اصلی با استفاده از قالبهایی مثل کاردستی، قصهگویی، بازیهای فکری و حرکتی به کودکان منتقل میشود تا در جانشان نهادینه شود.
بیان محتوای اصلی: گُل مباحث بدون طول و تفصیل، در قالب یک یا دو جمله در انتهای برنامه در اختیار کودکان قرار میگیرد.
سناریوی پنجم: حسینیه کودک شاندرمن(گیلان)
این تجربه در فضایی ساده و با حداقل امکانات آغاز شد: یک موکت شش متری و چند برگه نقاشی پرینت شده. در شبهای اول، مربی برگههایی از تصاویر مرتبط با عاشورا و مداد رنگی میآورد و کودکان آزادانه رنگآمیزی میکردند.
ساختار برنامه پس از تکامل:
فضاسازی: با تغییر مکان به حسینیه مسجد جامع شاندرمن، بخش زنانه مسجد در اختیار هیئت کودک قرار گرفت و قسمتی از دیوار برای نصب کتیبه قصه خالی شد.
آشنایی و احوالپرسی: کودکان در یک حلقه نیمدایره مینشستند. مربی خود را معرفی میکرد و سپس نام هر کودک را میپرسید و دیگر کودکان به او «خوش اومدی» میگفتند.
پردهخوانی: روی پارچه کتانی با مداد شمعی، تصویری از خاندان پیامبر به شکل یک باغ کشیده شد که باغبانشان امام حسین(ع) بود. شبهای بعد، کودکان تصاویر پرندهها و گلها را رنگ میکردند و هنگام پردهخوانی، شخصیتها(مانند جناب حر به شکل یک پرنده) را تشخیص میدادند.
سوال و جایزه: هر شب از قصه گفته شده سوال پرسیده میشد و به دو نفر جایزه کتاب داده میشد.
همخوانی شعر و کاردستی: در طی قصهگویی، وسایل کاردستی پشت سر کودکان چیده میشد و بعد از پایان قصه، مربی فعالیت را توضیح میداد. فعالیتهایی مثل ساخت شمع مقوایی، تکهچسبانی، رنگآمیزی و... انجام میشد.
سناریوی ششم: هیئت کودک بندرعباس
فراهم کردن اسباببازی: ابتدا اسباببازیهایی در فضا پهن میشود تا کودکان کمکم جمع شوند.
شعر مقدماتی برای نظم گرفتن: مربی شعری با ریتم شاد میخواند: «قطارم قشنگه، توش پر پلنگه، هو هو چی چی، هو هو چی چی...» همه کودکان از کنار اسباببازیها بلند میشوند، دختر و پسر تفکیک میشوند و صف یا حلقه تشکیل میدهند.
همخوانی شعر سلام بر امام حسین: یک شعر ساده و تکراری از همان شب اول آموزش داده میشود و تا شب آخر تکرار میگردد تا کودکان آن را حفظ کنند و در خانه نیز تکرار نمایند.
آموزش مفاهیم قرآنی: سوره حمد با نگاه تدبری و متناسب با سن کودکان آموزش داده میشود. برای نمونه، مربی روی دست کودکان علامتی میکشد و از آنها میپرسد: «دست برای چیه؟» پاسخ میدهند: «دست برای نوازشه، نه برای کتک زدن. پا برای راه رفتنه، نه برای لگد زدن.» این مفاهیم در شبهای بعد مرور و با بازی تثبیت میشود.
دعای سلامتی امام زمان(عج): در پایان، دعای سلامتی امام زمان با صوت پخش میشود و کودکان همراهی میکنند.
سناریوی هفتم: هیئت کودک شهرستان باغملک
بررسی میدانی فضا و مخاطبان: قبل از شروع، تیم اجرایی چند روز را صرف آشنایی با محله، مسجد، همسایگان و روحیات کودکان میکند. این بررسی میدانی، بخشی از اصول کار آنهاست.
برخورد با کمبود امکانات: در این محله، بسیاری از خانوادهها عروسک در اختیار نداشتند. تیم اجرایی یک پویش جمعآوری عروسک راه انداخت و پارچههای مشکی اضافی از خیاطیها جمعآوری شد. سپس کودکان با عروسکهایشان، چادر یا شال مشکی دوختند.
فضاسازی با کمک کودکان: اتاق با پیشنهاد و کمک خود کودکان تزئین شد، حتی اگر مطابق سلیقه مربیان نبود.
استقبال بدون اجبار: هیچ اجباری برای آمدن کودکان به فضای هیئت وجود نداشت. با صبوری و هدیه کوچک در ورودی، کودکان خودشان کنجکاو شدند و کمکم آمدند.
سلام بر امام حسین(ع): مربیان هر شب میرفتند و سلام میدادند. کمکم خود کودکان هم این کار را انجام میدادند. حتی شبهای بعد، خود کودکان پذیرایی ساده(مثل شربت) را از حیاط میآوردند و بین هم تقسیم میکردند.
کتیبهخوانی و روضه: هر شب قصه یکی از وقایع عاشورا با تمرکز بر یک قهرمان گفته میشد. کمکم کتیبهخوانی و روضه به خود کودکان سپرده شد.
کاردستی متناسب با داستان: اگر قهرمان داستان نیاز به کلاه داشت، کودکان کلاه درست میکردند. شب آخر، کودکان مدال خادمی امام حسین(ع) را به گردن میانداختند.
پذیرایی توسط کودکان: مواد خام(مثل خرما، آرد، روغن) در اختیار کودکان قرار میگرفت و خودشان وسایل پذیرایی را آماده میکردند.
هدیه پایانی: مدال کوچک، سنجاق یا نشانی که از آن روز به یادگار بماند، به کودکان داده میشد. در شب آخر، یک پک از فعالیتهای انجام شده در طول محرم به عنوان هدیه پایانی تقدیم میگردید.
جمعبندی؛ هر هیئتی میتواند آغازگر باشد
این هفت سناریو نشان میدهد که هیئت کودک الزاماً به بودجه کلان یا امکانات لوکس نیاز ندارد. از یک موکت شش متری و چند برگه نقاشی در گیالن تا حسینیه مجهز شهید چمران در تهران، اصل موفقیت در شناخت کودک، صبوری، خلاقیت و عشق به این مسیر است. هر هیئتی در هر نقطه از ایران، با هر امکاناتی، میتواند گام اول را برای «شروع عاشقی از کودکی» بردارد.







نظر شما