چرا بسیاری از مربیان باسواد ورزشی، از نظر درآمدی در تنگنا هستند؟

در سال‌های اخیر، دانش فنی مربیان ورزشی در ایران رشد کرده، اما این رشد لزوماً به بهبود وضعیت اقتصادی آن‌ها منجر نشده است. بسیاری از مربیان با وجود دوره‌های تخصصی، تجربه عملی و دانش قابل قبول، همچنان در جذب شاگرد، حفظ مشتری و ساختن یک مسیر شغلی پایدار با مشکل مواجه‌اند. این شکاف از کجا می‌آید؟

در ظاهر، همه‌چیز امیدوارکننده به نظر می‌رسد. منابع علمی بیشتر از گذشته در دسترس‌اند، دوره‌های تخصصی متنوع‌تری برگزار می‌شود و تعداد مربیانی که برای یادگیری وقت و هزینه صرف می‌کنند، کم نیست. با این حال، وقتی از فضای آموزشی فاصله می‌گیریم و وارد واقعیت بازار ورزش می‌شویم، یک مسئله جدی خودش را نشان می‌دهد؛ بخش قابل توجهی از مربیان، با وجود دانش فنی مناسب، از نظر درآمدی وضعیت مطلوبی ندارند.

این موضوع فقط به چند استثنا مربوط نیست. برای بسیاری از مربیان، داشتن مدرک بیشتر یا دانش تخصصی بالاتر، الزاماً به معنای داشتن شاگرد بیشتر یا درآمد بهتر نبوده است. همین‌جا باید به یک نکته مهم توجه کرد؛ اینکه مسیر حرفه‌ای مربیان در ایران، بیش از حد بر آموزش فنی متمرکز شده و بخش مهمی از ماجرا نادیده مانده است که آن هم آموزش کسب‌وکار است.

مربیان ما معمولاً یاد می‌گیرند چگونه برنامه تمرینی بنویسند، بدن را ارزیابی کنند، تکنیک را اصلاح کنند یا عملکرد ورزشی را ارتقا بدهند. اما کمتر کسی به آن‌ها آموزش می‌دهد که چگونه باید خودشان را معرفی کنند، اعتماد مخاطب را به دست بیاورند، خدماتشان را درست قیمت‌گذاری کنند یا شاگرد را در مسیر نگه دارند.

همین خلأ، یکی از دلایل اصلی شکاف بین تخصص و درآمد است.

واقعیت این است که بازار، فقط به دانش واکنش نشان نمی‌دهد. بازار به نحوه ارائه دانش، به کیفیت ارتباط، به میزان اعتماد و به تجربه‌ای که شاگرد از همکاری با مربی دریافت می‌کند هم واکنش نشان می‌دهد. به همین دلیل است که گاهی یک مربی با دانش متوسط‌تر، اما با مهارت ارتباطی بهتر و درک بالاتر از رفتار مخاطب، از مربی باسوادتر درآمد بیشتری دارد. این واقعیت شاید خوشایند نباشد، اما در فضای امروز ورزش ایران کاملاً قابل مشاهده است.

مسئله این نیست که دانش فنی اهمیت ندارد؛ اتفاقاً پایه کار همین دانش است. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که تصور می‌کنیم تخصص، به‌تنهایی برای ساختن یک مسیر حرفه‌ای کافی است. در حالی که مربی امروز خواسته یا ناخواسته، در حال اداره یک کسب‌وکار شخصی است. حتی اگر خودش این نقش را نپذیرد، بازار چنین انتظاری از او دارد.

در چنین شرایطی ناآشنایی با موضوعاتی مثل روانشناسی فروش، تجربه مشتری، نگهداری شاگرد، برند شخصی و مدل‌های درآمدی، فقط یک ضعف جانبی نیست؛ بلکه مستقیماً بر کیفیت رشد حرفه‌ای و ثبات مالی مربی اثر می‌گذارد. بسیاری از مربیان هنوز فروش را معادل تحمیل کردن می‌دانند، در حالی که بخش مهمی از فروش در ورزش، چیزی جز درست معرفی کردن ارزش خدمات نیست. بسیاری هنوز پیگیری شاگرد را کاری اضافی می‌دانند، در حالی که بخش مهمی از ماندگاری شاگرد، از همین احساس دیده شدن و اهمیت گرفتن شکل می‌گیرد.

از طرف دیگر، شرایط اقتصادی هم این مسئله را جدی‌تر کرده است. افزایش هزینه‌های زندگی، اجاره، تجهیزات و مخارج روزمره باعث شده که مدل‌های سنتی کار کردن دیگر مثل گذشته جواب ندهند. مربی‌ای که فقط به حضور در باشگاه و معرفی دهان‌به‌دهان متکی است، در بازار امروز با فشار بیشتری روبه‌رو می‌شود. این فشار فقط مالی نیست؛ به‌مرور می‌تواند به فرسودگی، بی‌انگیزگی و حتی خروج از حرفه منجر شود.

اگر قرار است وضعیت شغلی مربیان بهتر شود، باید این نگاه اصلاح شود که آموزش کسب‌وکار، موضوعی جدا از هویت حرفه‌ای مربی است. اتفاقاً امروز بخشی از حرفه‌ای بودن یک مربی، درک او از بازار، شناخت او از نیاز مخاطب و توانایی‌اش در ساختن یک مسیر درآمدی سالم و پایدار است.

توسعه کسب‌وکار برای مربیان، یک آموزش لوکس یا تزئینی نیست. این موضوع به بقای حرفه‌ای بسیاری از مربیان گره خورده است؛ به‌خصوص آن‌هایی که از نظر فنی توانمندند، اما به دلیل ناآشنایی با قواعد بازار، در عمل دیده نمی‌شوند یا نمی‌توانند از تخصص خود درآمد متناسب بسازند.

شاید وقت آن رسیده باشد که در کنار آموزش‌های فنی، آموزش مهارت‌های کسب‌وکار هم به‌عنوان بخشی ضروری از مسیر حرفه‌ای مربیان دیده شود؛ نه به‌عنوان یک حاشیه کم‌اهمیت، بلکه به‌عنوان یکی از نیازهای جدی و واقعی ورزش امروز ایران.

حسن جلیلی | خبرنگار و کارشناس علوم ورزشی، فعال حوزه توسعه کسب‌وکار مربیان ورزشی

کد مطلب 2238497

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

آخرین اخبار