به گزارش خبرآنلاین روزنامه اعتماد نوشت: این دعوت، دست رد زدن به سینه «هیاهو» و گشودن درِ «عمل» است. اینکه عالیترین مقام اجرایی کشور چنین جسورانه منتقدان را به مشارکت در حل معماهای دشوار کشور دعوت میکند، نشاندهنده بنبستناپذیری دولت و باور به وفاق است.
اما پاسخ جریان اقلیت چیست؟ آیا «ورود به گود» و «حل مشکل» به معنای تهدید تیم دیپلماسی است؟ یا آنکه آنان ترجیح میدهند در حاشیه بمانند و بدون پذیرش مسوولیت هیچ راهحلی، صرفا بر آتش التهاب بدمند؟
نقد اگر به درستی فهم شود، ابزاری برای تعالی است. اما تهدید و ارعاب، نشاندهنده فرار از مسوولیت «حل مشکل» است. هیچ جامعهای با حذف صداهای مختلف به ثبات نمیرسد؛ ثبات تنها در گروی پذیرش قواعد مشترک گفتوگو و تمکین به قانون است. در این میان، تجارب تلخ تاریخی نیز پیش روی ماست.
فراموش نمیکنیم که در دوران دولت یازدهم و در جریان مذاکرات «برجام» تیم دیپلماسی کشور از مسیر آنچه «نقد» گروههای تندرو نامیده میشد، چه ضربات مهلکی دریافت کرد. آن ناهمگونی فرساینده در سیاست داخلی، این پیام غلط و خطرناک را به طرفهای خارجی، بهویژه ایالات متحده، مخابره کرد که دولت در داخل فاقد پشتوانه لازم برای انتظامبخشی به تصمیمات حاکمیتی است.
نتیجه آن تضعیف دست پر ایران در چانهزنیهای نفسگیر و جریتر شدن رقیب در پیمانشکنی بود. امروز نیز تکرار همان سناریوی شکست خورده، تنها به معنای فراهمسازی بستر برای فشار بیشتر خارجی است؛ گویی تندروها ناخواسته جاده صافکن کسانی شدهاند که رویای انزوای ایران را در سر میپرورانند.
تندروی علیه دستگاه دیپلماسی، فراتر از یک مناقشه جناحی، تضعیف منافع ملی است. هرگاه در لحظهای حساس، پیام ناهمدلی از درون کشور به بیرون مخابره شود، قدرت چانهزنی کشور کاهش مییابد. در فضای بینالمللی، انسجام داخلی مهمترین دارایی است. بر همین اساس حمله به تیمی که با ماموریت تأمین منافع ملی و با تأیید رهبری انقلاب وارد گفتوگو شده، عملا تضعیف همان منافع است؛ حتی اگر این حمله در لباس دفاع از اصول عرضه شود.
باید توجه داشت که مخالفت با یک سیاست، با تهدید مجریان آن یکسان نیست. در نظام حقوقی ما، آزادی بیان حقی بنیادین است؛ اما این حق، به هیچ وجه مجوز ارعاب یا تهدید امنیت عمومی نیست. عبور از این حدود، علامت بیمسوولیتی است. در چنین شرایطی، از نهادهای ناظر و مدعیالعموم انتظار میرود با قاطعیت از حریم امنیت روانی جامعه صیانت کنند. پیشگیری از عادیسازی خشونت کلامی، وظیفهای است که قانون بر دوش متولیان نهاده تا جامعه به میدانی برای تسویهحسابهای ساختارشکن تبدیل نشود. ایران امروز بیش از هر زمان دیگر به وفاق و عقلانیت نیاز دارد. هیچ یک از مشکلات کشور با هیاهو حل نخواهد شد. سیاستورزی مسوولانه یعنی ورود به گود و پذیرش بار سنگین حل مساله، نه قربانی کردن منافع ملی در رقابتهای زودگذر جناحی. تاریخ بیش از آنکه نام پرصداها را به یاد بسپارد، داوری خواهد کرد که چه کسانی در بزنگاههای دشوار «بسترسازی برای حل مشکل» را برگزیدند و چه کسانی برای سهمخواهی سیاسی، امنیت سرزمین را به بازی گرفتند.
17302







نظر شما