به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، نوجوانی که در دنیای واقعی از ترس طردشدن، «چشم» میگوید و نمیتواند در جمع دوستان، به یک پیشنهاد خطرناک یا غیرعادی «نه» بگوید، چگونه در فضای مجازی در مقابل باجگیری، شایعه و محتوای سمی و غیراخلاقی آسیبپذیر نباشد؟
بنابر روایت فارس، سید سجاد نجفی پژوهشگر حوزه فضای مجازی، با اشاره به ریشههای روانشناختی و با تأکید بر ضرورت تربیت نسلی پرسشگر و هوشیار، در مورد مهارت «نه گفتن» در فضای مجازی میگوید.

ترس از نه گفتن به قیمت قربانی شدن
یکی از مباحثی که اخیراً در حوزه روانشناسی خانواده خیلی به آن پرداخته شده، طرحواره «اطاعت» است؛ یعنی الگویی که در آن افراد از ترس طردشدن یا ناراحت کردن دیگران، نمیتوانند «نه» گفته و مدام «چشم» میگویند. این موضوع ارتباط بسیار عمیقی با فضای مجازی و نوجوانان دارد.
بگذارید یک جمله کلیدی بگویم: اگر فرزند ما در دنیای واقعی «نه» گفتن را یاد نگرفته باشد، در فضای مجازی هم «نه» نخواهد گفت. دقیقاً همان طرحوارهای که روانشناسان از آن صحبت میکنند، ترس از طردشدن، ترس از ناراحت کردن دیگران، ترس از قضاوتشدن، در فضای مجازی به شکلی چندبرابر و خطرناکتر ظاهر میشود.
نوجوانی که مهارت نه گفتن را یاد نگرفته باشد، وقتی بزرگتر و وارد فضای مجازی میشود، همان الگو را تکرار میکند. او نمیتواند به یک لینک ناشناس «نه» بگوید، نمیتواند به یک پیام مشکوک «نه» بگوید، نمیتواند به یک پیشنهاد دوستی از یک فرد ناشناس «نه» بگوید، چون از کودکی یاد گرفته که «نه» یعنی درگیری، یعنی ناراحتی، یعنی طردشدن. بنابراین ترجیح میدهد «چشم» بگوید و بعداً قربانی شود.
فرزندانمان را برای نه گفتن دیجیتال آماده کنیم
فرض کنید فرزند ما در جمع از همسالان خود حضور داشته باشد و در این جمع حرفهای رکیک و خارج از عرف گفته شود، اگر ما از قبل ارزشهایی را در فرزند خود نهادینه کرده باشیم، خودبهخود بر اساس آنها به حضور در این جمع نه میگوید، بدون اینکه تحتفشار گروه قرار بگیرد .
بهعنوانمثال فرض کنیم در مدرسه یکی از همسالان، به فرزند ما پیشنهاد یک کار غیراخلاقی بدهد، چطور باید قدرت نه گفتن داشته باشد؟ ما همین الگوها را باید در فضای مجازی تکرار کنیم. مثلاً یک پیام مشکوک، یک خبر فیک، یک پیشنهاد فریبنده، یک درخواست دوستی از فرد ناشناس یا حتی شناخته شده، یک لینک یک مطلب محرک در اکسپلور، دیدن صفحات و خواندن کامنتهایی که خارج از عرف و فرهنگ ماست و بسیاری مطالب دیگر.
فرزند ما باید توان نه گفتن داشته باشد، فرقی نمیکند فضای مجازی همان تأثیر فضای حقیقی و حتی بیشترش هم دارد بنابراین باید فکری کنیم. اگر این مهارت از کودکی در خانواده تمرین نشود، در بزرگسالی هم در برابر این تهدیدها آسیبپذیر خواهیم بود. فرزند ما باید آگاه شود که هر انتخابی میتواند تبعات مثبتی و یا منفی داشته باشد و بداند که در فضای مجازی هم مثل فضای حقیقی انتخابهای ما همینطور است.
انتخاب دیدن یک صفحه، انتخاب خواندن یک کامنت، انتخاب کلیککردن روی یک لینک حتی انتخاب استفاده از یک اپلیکیشن شبکه اجتماعی. اینها انتخاب ماست، اما نتایجی که برای ما به همراه دارد بهتبع این انتخاب، شاید موردپسند یا به نفع ما نباشد.
پس اصل اول این است: «نه گفتن» در فضای مجازی را از دنیای واقعی شروع کنید و به فرزندتان یاد بدهید در جمع دوستان، در مدرسه، در مواجهه با یک پیشنهاد اشتباه، با اعتمادبهنفس «نه» بگوید. این تمرین، او را برای «نه گفتن» دیجیتال آماده میکند.

«نه» نگفتن و ماجرای تلخ باجگیری اینترنتی
گفتیم «نه نگفتن» در فضای مجازی میتواند به قربانی شدن ختم شود. یک مثال تلخ و واقعی که خیلی از نوجوانان را گرفتار کرده، ماجراهای باجگیری اینترنتی است.
این موضوع در دنیای غرب بهقدری افزایشیافته است که در ارتباط با آن فیلم و سریال هم ساختهاند. تصور کنید یک نوجوان یکلحظه غفلت میکند، روی یک لینک ناشناس کلیک میکند یا در یک گروه ناشناس عضو میشود. بعد هکرها از او اطلاعات یا تصاویر خصوصی به دست میآورند و شروع به باجگیری میکنند. به او میگویند اگر فلان کار را نکنی، مثلاً این بسته مواد مخدر رو برای ما به این آدرس نبری، این اطلاعات را برای همه میفرستیم یا به پدرت میگوییم که فلان کار را کردی.
نوجوانی که «نه» گفتن را یاد نگرفته، بهجای اینکه به خانواده یا پلیس اعتماد کند و بگوید «نه، من تسلیم نمیشوم»، بهخاطر شرم و ترس از قضاوت، تسلیم میشود و کارهایی میکند که هیچوقت فکرش را هم نمیکرد. این دقیقاً همان طرحواره اطاعت در فضای مجازی است. همان ترسی که در خانواده باعث میشود کودک «چشم» بگوید، در فضای مجازی باعث میشود نوجوان تسلیم باجگیرنده شود.

آسیب های چشم گفتن به جامعه
یکی دیگر از چالشهای نوجوانان، فشار برای نمایش یک زندگی عالی در شبکههای اجتماعی و دریافت تأیید دیگران است. این موضوع هم ریشه در همان طرحواره اطاعت دارد. اینجا هم همان «چشم گفتن» به جامعه است. جامعهای را در نظر بگیرید که همه افراد بر اساس امتیازی که از دیگران میگیرند، ارزیابی میشوند. هر کس امتیاز بالاتری داشته باشد، به امکانات بیشتری دسترسی دارد.
افراد در این جامعه، برای دیدهشدن و رسیدن به امتیاز بالا، دست به هر کاری میزند؛ حتی به قیمت ازدستدادن هویت واقعی خودشان. او به همه «چشم» میگوید تا تأیید بگیرد. این تأییدهای ساختگی نهتنها فرد را به آرامش نمیرساند، بلکه فروپاشی عاطفیاش را تسریع میکند. در واقع مبنای شبکههای اجتماعی برای اینکه ترافیک بیشتری ایجاد کنند تا درآمد بیشتری داشته باشند سوءاستفاده از همین نیاز کاذب افراطی افراد است. نیاز به دیدهشدن افراطی و حس توفق و بالاتر بودن از دیگران.
گرداندگان شبکههای اجتماعی از همین موضوع برای به بردگی کشاندن فرزندان ما استفاده میکنند. چطور؟ با الگوریتم. الگوریتمها تعیین میکنند چه کسی بیشتر دیده شود. اگر الگوریتم طوری تنظیم شود که مثلاً محتواهای مربوط به زیبایی و بیوتی بیشتر دیده شود، کاربران مجبور میشوند برای اینکه بیشتر دیده شوند، محتواهای این مدلی تولید کنند. به همین ترتیب، یک جامعه شکل داده میشود.

این همان چیزی است که نوجوانان ما هر روز در اینستاگرام تجربه میکنند. آنها خودشان را با اینفلوئنسرها مقایسه میکنند، برای لایک و کامنت بیشتر، از ارزشهای خودشان میگذرند و زندگیهای غیرواقعی نمایش میدهند. روانشناسان معتقدند که «این اطاعت گاهی تبدیل به خشم پنهان میشود و یکدفعه فوران میکند.»
دقیقاً همان چیزی که در زندگی واقعی نوجوانان میبینیم؛ آنها بعد از ماهها نمایش زندگی عالی و «چشم» گفتن به جامعه، یکدفعه فرومیریزند و دچار افسردگی یا رفتارهای پرخطر میشوند. چون تحمل این فشار درونی را نداشتند.
نظارت و آموزش نه گفتن در عین حفظ حریم خصوصی فرزندان
از دغدغههای والدین، مرز بین نظارت بر فضای مجازی فرزندان و حریم خصوصی آنهاست. حالا چطور میتوانیم این تعادل را حفظ کنیم و درعینحال به فرزندان «نه» گفتن را یاد بدهیم؟مادری را فرض کنید که هیچ مسئولیتی به عهده ندارد و فقط یک دختر دارد که میخواهد لحظهلحظه زندگی مجازی او را کنترل کند. آیا اصلاً چنین چیزی امکان دارد؟
در دنیای واقعی خیر. اما فرض کنیم بتواند این کار را انجام دهد. نتیجه چه میشود؟ این دختر احساس خفگی میکند، از مادرش فرار میکند و رفتارهای پرخطر میکند و مخفیکاری را به اوج خود میرساند. بنابراین نظارت بیش از حد، بهجای اینکه نتیجه مثبت داشته باشد، به شورش و بیاعتمادی منجر میشود. این روش نظارت و کنترل نه اینکه بهطورکلی با آن مخالف باشیم، اما بخشی کوچک و البته مهم است. اما مهمتر از آن، نهادینهکردن ارزشها در فرزندمان است.
اگر ارزشها درونی باشند، چه ما باشیم چه نباشیم او انتخاب درستی میکند. معروف است از قدیم میگویند «دخترم را طوری تربیت کردم اگر توی یک فوج سرباز بره باز هم سالم در میاد.»
این همان درونی کردن ارزشهاست، یعنی بدون ناظر بیرونی، بهخاطر حالا اعتقادات مذهبی، یا بهخاطر اینکه از تبعات رفتارهای غلط آگاه شده است، انتخابهای درستی در فضای مجازی میکند و قدرت نه گفتن به مسائل غلط را دارد. بنابراین اگر بهجای نظارت بیرویه، به فرزندانمان مهارت «نه گفتن» را یاد بدهیم، چه میشود؟
اگر از همان کودکی در خانواده، به آنها یاد بدهیم که «نه» گفتن ترس ندارد، میتوانند نظر مخالف خود را با احترام بیان کنند، لازم نیست برای آرامکردن دیگران از خودشان بگذرند، آنوقت در فضای مجازی هم میتوانند در برابر لینک ناشناس، پیشنهاد قمار، باجگیری و هر تهدید دیگری «نه» بگویند.

تمرین مهارت نه گفتن در خانه؛ سه قدم ساده اما اساسی
قدم اول: گفتوگوی بدون قضاوت در خانه فضایی باشد که فرزند بتواند بدون ترس از قضاوت، نظر خود را بگوید، او «نه» گفتن را یاد میگیرد. پس با او گفتوگو کنید، نه اینکه برایش تصمیم بگیرید. این میتواند از مسائل ساده مثل انتخاب یک لباس برای بیرون رفتن از خانه شروع شود. ما فقط محدودیتها را با دلیل و برهان برای او مشخص و انتخاب را به خود او واگذار میکنیم.
قدم دوم: تمرین «نه» در موقعیتهای کوچکاز همان کارهای روزمره شروع کنید. به فرزندتان یاد بدهید اگر به یک فیلم پیشنهادی یا یک کلیپ در شبکه اجتماعی علاقه ندارد، «نه» بگوید. اگر به یک غذا علاقه ندارد، «نه» بگوید، ممکنه از نظر جسمی به این غذا نیاز داشته باشد، اما به لحاظ روانی اجازه بدهیم نه بگوید. این «نه»های کوچک، بهمرور تبدیل به یک مهارت بزرگ میشود. در فضای مجازی هم همین است؛ ابتدا یاد بگیرد به یک پیام تبلیغاتی «نه» بگوید، بعد به یک لینک ناشناس، بعد به یک درخواست دوستی از فرد ناشناس. مثل یک واکسن تدریجی عمل میکند.

قدم سوم: اعتماد بهجای کنترل
توضیح دادیم که کنترل بیش از حد نتیجه معکوس دارد. پس بهجای نصب اپلیکیشنهای نظارتی یا چککردن مداوم گوشی فرزندتان، به او اعتماد کنید، اما با آگاهی.
به او یاد بدهید که هر مشکلی در فضای مجازی پیش آمد، اولین راهحل، اعتماد به خانواده است، نه فرار یا تسلیمشدن. بگویید: «اگر اشتباهی کردی، من قضاوتت نمیکنم، کمکت میکنم». بنده معتقدم باید به فرزندان اجازه اشتباههای کوچک بدهیم. بله بهترین حالت این است که هیچکس هیچ اشتباهی مرتکب نشود. اما اگر فرزند ما اشتباه کوچکی کرد، به او یاد دهیم تا از اشتباهش درس بگیرد نه او را سرزنش کنیم. در این صورت او به هزاران مشکل از جمله پنهانکاری، از جمله پناهبردن به افراد خارج از خانواده و.... دچار میشود.







نظر شما