پشت پرده قمارخانه‌های تهران در سال  ۱۳۴۲

«چند شب پیش در منزل اسکندر امیری صحبت شما بود، امیری می‌گفت که باج به فلک نمی‌دهم قمارخانه دارم که دارم بگذار در مجله آسیای جوان هرچه می‌خواهند برعلیه من بنویسند این نوشته‌ها به نفع من تمام می‌شود چون معروف‌تر می‌شوم.»

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در اواخر بهار ۱۳۴۲، تهران شاهد نبردی نابرابر اما جسورانه بود. مجله «آسیای جوان» در حرکتی پیشرو، پرده از چهره کریه قمارخانه‌هایی برداشت که زیر نقاب فریبنده «کلوب‌های تفریحی»، ریشه خانواده‌های بسیاری را می‌سوزاندند. آن‌چه در ابتدا قرار بود پروژه‌ای کوتاه باشد، با موجی از نامه‌های نادم و سوزناک مردم، به یک کارزار تمام‌عیار تبدیل شد.

نامه‌هایی که به دفتر مجله می‌رسید، حکایت از دردهای عمیق داشت. نامه خانم «ملیحه» هنوز هم پس از دهه‌ها، روایتگر اشک‌های چکیده‌ای است که کاغذ را سیاه کرده بود؛ فریادی از سر استیصال برای نجات همسری که در گرداب قمارخانه «جلال فروردین» غرق شده بود. در سوی دیگر، قمارخانه‌دارهای پرمدعایی چون «اسکندر امیری» بودند که با تهدید خبرنگاران و ارسال پیغام‌هایی مبنی بر «درز گرفتن موضوع»، گمان می‌کردند قدرت‌نمایی و قلدری راهی برای بقاست. اما افشاگری‌های یکی از مشتریان سابق، نقاب از چهره این‌ها برداشت؛ آن‌ها نه بازیکن، بلکه «مفت‌بر» بودند که با تقلب‌های سازمان‌یافته، هست و نیست قربانیان خود را به تاراج می‌بردند.

خبرنگاران «آسیای جوان» در پاسخ به این تهدیدها، عقب‌نشینی نکردند. آن‌ها با انتشار اسامی مکان‌هایی نظیر باشگاه‌های «کسری»، «خشایار» و «رنگین‌کمان»، مبارزه‌ای بی‌امان را آغاز کردند. این گزارش‌ها صرفاً نقدِ یک ناهنجاری نبود، بلکه هشداری بود به جامعه تا بداند پشت پرده آن چراغ‌های رنگارنگ کلوب‌ها، چه سرنوشت‌های شومی نهفته است.

متن کامل این گزارش را از این‌جا بخوانید.

۲۵۹

کد مطلب 2239710

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 7 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین