به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، هر وقت تاریخ طولانی و پرفرازونشیب ایران را ورق میزنیم، سطر به سطر آن پر است از نامهایی که مثل ستونهای استوار تختجمشید یا قلههای همیشهبرفی دماوند و البرز ایستادگی و ریشه داشتن را معنا کردهاند.ما سالها در کتابهای ادبیات و تاریخ درباره «آرش کمانگیر» خواندهایم؛ مردی که تمام جان، نفس و هستیاش را در چله کمان گذاشت و تیر را رها کرد تا مرزهای این خاک حتی یک وجب کم نشود. ما درباره «سیاوش» خواندهایم که با سری برافراشته از دل کوه آتش گذشت تا پاکی، حقانیت و اصالت این وطن تا ابد حفظ شود.
برای سالها، شاید فکر میکردیم اینها فقط قصههایی لالاییوار برای خوابیدن هستند، اما امروز، داستانها و اسطورهها از روی کاغذهای کاهی بلند شدهاند و در خیابانهای همین شهر با پیکری غرق در نور قدم میزنند. قهرمانی که امروز بر دوش میلیونها ایرانی بدرقه میشود، تجسمی عینی و بسیار فراتر از آن اسطورههای باستانی است. راستش را بخواهید، مقایسه این قهرمانان با اسطورههای تاریخی و باستانی نوعی جفا در حق بزرگمردانی است که نه در افسانهها، بلکه در واقعیت سخت روزگار ما حماسه آفریدند؛ مجاهدانی که بالاتر از آرش و هر قهرمان افسانهای دیگر، نهتنها جان گرانبهای خود بلکه آرامش، آسایش و امنیت خانواده عزیزشان را هم فدای امنیت و استقلال این خاک کردند.

رهبر شهید مرزبانی مقتدر بود که نه فقط با سلاح و ابزار که با ایمان، اراده و حضور بیبدیلش، سپری محکم برای تکتک خانههای ایران ساخت تا مرزهای این سرزمین در میان طوفانهای سهمگین در آرامش بماند.
شاید بپرسید ارتباط میان این تاریخ حماسی و حضور امروز ما چیست؟ پاسخ در قلب همین پیوند تاریخی نهفته است؛ پیوندی که رسالت بزرگی را بر دوش نسل جدید میگذارد.
اگر در خانه فرزند نوجوانی دارید یا به عنوان خواننده این مطلب نوجوان هستید روی سخن مستقیماً با شماست؛ شمایی که در آغاز راه هستید. اگر امروز در میان سیلی از جمعیت ایستادهاید و خودتان نیز موجی از این امواج خروشان و زنده هستید، باید یک حقیقت بزرگ را بدانید؛ شما فقط تماشاگر این مراسم نیستید بلکه به عنوان یک نوجوان بیدار و هوشیار، نقطه اصلی این حماسه و وارث واقعی این مسیر هستید. به اطرافتان نگاه کنید. این پرچمهای سهرنگ و بیرقهای سرخ «یالثارات الحسین» و «یالثارات الخامنهای» که در دست همسنوسالهای خودتان در باد تکان میخورند دیگر فقط تکههای پارچه نیستند؛ آنها از یکسو تجلی همان «درفش کاویانی» و ایستادگی ملی هستند و از سوی دیگر، متصل به پرچم سرخ خونخواهی سیدالشهدا (ع) که در دستان منجی عالم، حضرت ولیعصر (عج) قرار دارد؛ پرچمی که اهتزاز آن مقدمهساز ظهور و استقرار عدالت جهانی است.
این سیل جمعیتی که شما امروز موجی از آن هستید و پیش روی جهان جریان دارد، یک پیام روشن برای تمام دنیا مخابره میکند؛ ایران هرگز از قهرمان خالی نمیشود. وقتی دشمنان و بدخواهان گمان میکردند با رفتن یک قهرمان، این خاک خسته و بیدفاع میشود، حضور میلیونی شما نشان داد که رویشهای جدیدی در راه است. مام میهن همواره قهرمانپرور است؛ دیروز با اساطیر شاهنامه و امروز با شهدای شاخص و زندهای همچون دانشمندان شهید، مصطفی احمدیروشن، داریوش رضایینژاد، مجید شهریاری و فرماندهان دلاوری چون شهید حاجیزاده و سردار دلها حاج قاسم سلیمانی. اینها ثابت کردند که قهرمانی در رگهای این نسل جاری است.
حضور شما در همین موقعیتهای حال، مانند همین وداع و تشییع باشکوه، اولین قدم در ایفای نقش تاریخیتان است. مهمترین درس این وداع حماسی این است که بدانیم در هر موقعیت و جایگاهی که هستیم، اگر با ایمان به خدا به وظیفه فردی، علمی و اخلاقی خود عمل کنیم و مسئولیتمان را به بهترین شکل انجام دهیم، خداوند راه پیش رو و آینده ما را روشن و هموار خواهد ساخت.

هر کدام از شما نوجوانان که امروز با چشمانی بیدار و دلی پرامید در این مسیر قدم برمیدارید، یک آرش، یک کاوه، یک حججی و یک مدافع تازه برای آینده این مرز و بوم هستید. این لشکر بیپایان که خیابانها را پر کرده است، ارتش رویشهای جدید ایران است؛ نسلی که ریشه در خاک دارد و شاخههایش به سمت خورشید قد میکشد.
روانشناسی رشد و قهرمانان
اما در پس این حضور پرشکوه، یک درس بزرگ برای زندگی و آیندهتان نهفته است. در روانشناسی رشد و مهارتهای زندگی، ما مفهومی داریم که عمیقاً با این روزها گره خورده است.
بزرگی یک قهرمان ملی در این نیست که فقط نامش در کتابهای تاریخ بنشیند یا عکسش بر دیوارها بماند؛ بزرگی او در این است که به ما یاد داد چطور بیادعا، قوی و خستگیناپذیر باشیم. شما به عنوان یک نوجوان ایرانی که امروز این شکوه را به چشم میبیند، مهارتی که باید از این حماسه در وجودتان نهادینه کنید، مهارت «امیدواری فعال» است.
مهارت «امیدواری فعال»
امیدواری فعال یعنی منتظر نمانیم تا معجزهای از بیرون رخ دهد، بلکه خودمان آستین بالا بزنیم و معجزه خلق کنیم. قهرمان ما تا آخرین نفس برای اعتلای این خاک دوید و حالا، این پرچم به دست شما سپرده شده است. نوبت شماست که در میدان قهرمان باشید.
قوی شدن شما در میدانی که اکنون در آن ایستادهاید معنا پیدا میکند. درس خواندنتان، مهارتآموزیتان در دنیای فناوری و علم و تلاش بیوقفهتان برای ساختن فردای ایران، دقیقاً همان تیری است که آرش در کمان میگذاشت. هر بار که یک مسئله سخت علمی را حل میکنید، هر بار که یک مهارت جدید یاد میگیرید و هر بار که برای پیشرفت خودتان و جامعهتان قدمی برمیدارید، دارید مرزهای قدرت ایران را فرسنگها جلوتر میبرید.
به ریشهها افتخار کنید
از سوی دیگر، ایستادن پای وطن یک انتخاب درونی است. افتخار کردن به این ریشه عمیق و این هویت اصیل به شما چنان قدرت روانشناختی و عزتنفسی میدهد که هیچ طوفانی در آینده نتواند شما را از مسیر پیشرفت منحرف کند. کسی که ریشههایش را میشناسد، از بادهای تند نمیترسد.
مهارت «والایش» یا تصعید
در روانشناسی، مکانیزم دفاعی بسیار پیشرفته و مفیدی وجود دارد که به آن «والایش» یا تصعید میگویند. وقتی ما با یک فقدان بزرگ ملی روبهرو میشویم یا در میان این موج عظیم جمعیت قرار میگیریم، قلبمان پر از هیجان، غرور و اندوه میشود. مهارت مهمی که امروز به عنوان یک نوجوان باید یاد بگیرید، مدیریت این هیجان و تبدیل آن به «سوخت حرکت» است.
آدمهای معمولی اجازه میدهند هیجاناتشان بعد از چند روز فروکش کند، اما قهرمانان آینده، این انرژی عظیم را به یک موتور محرک برای رشد شخصی تبدیل میکنند. برای تمرین این مهارت، کافی است این دو گام را در زندگیتان پیاده کنید:
گام اول (جهتدهی به انرژی): از خودتان بپرسید «من چه سهمی در پر کردن جای خالی این قهرمان دارم؟» این انرژی عظیم را به یک هدف مشخص گره بزنید. اگر او در میدان امنیت و فداکاری ایستاد، شما در میدان علم، فناوری، هنر یا ورزش بایستید.
گام دوم (قانون استمرار): تصمیم بگیرید از امروز، روزانه فقط ۳۰ دقیقه بیشتر برای یادگیری یک مهارت جدید یا پیشرفت در درسهایتان وقت بگذارید. همین ۳۰ دقیقههای مستمر، همان قدمهای کوچکی است که در نهایت، شما را به یک پشتوانه محکم برای خانواده و یک اسطوره زنده برای کشورتان تبدیل میکند.
پس امروز، در میان این سیل خروشان جمعیت، سرتان را بالا بگیرید. نفس عمیقی بکشید و به خودتان ببالید. شما در کشوری نفس میکشید که قهرمانانش برای آرامش و لبخند شما از جان میگذرند و مردمش قدرشناسترین بدرقهکنندگان تاریخاند. این شکوه، این همبستگی و این ریشههای عمیق، شناسنامه شماست. شناسنامهای که با خطی از جنس حماسه نوشته شده و حالا صفحات سفید آیندهاش منتظر قلم توانای شماست تا زیباترین فرداها را برای ایران رقم بزنید.
منبع:فارس







نظر شما