تشییع ششروزه قائد شهید در حالی با حماسه میلیونی و بیخلل در شهر مشهد پایان یافت که حملات ناگهانی و اخیر آمریکا به سواحل کشور، نهتنها اراده تودههای مردم را سست نکرد، بلکه اقتدار و نظم پدافند غیرعامل مردمی را به اثبات رساند.
جهان در روزهای گذشته شاهد صحنهای تاریخساز شد که کمتر کشوری در تاریخ معاصر جهان و بهویژه منطقه پرآشوب خاورمیانه به خود دیده بود. تشییع رهبر جمهوری اسلامی ایران، نه یک مراسم سادهی داخلی یا آیینی معمولی، بلکه رویدادی ششروزه، فراملی و شگفتانگیز بود که با درنوردیدن مرزهای جغرافیایی دو کشور ایران و عراق، در پنج شهر استراتژیک و کلیدی مذهبی و سیاسی جهان تشیع یعنی تهران، قم، نجف، کربلا و امروز در مشهد طنینانداز شد.
این جغرافیای وسیع و چندمرکزیِ تشییع، نشاندهنده ابعاد عمیق و فراملی شخصیتی بود که عروجش خیزشی عظیم را در پهنه ژئوپلیتیک مقاومت ایجاد کرد. آنچه این حماسه مواج انسانی را از هر تشییع دیگری در خاورمیانه و جهان متمایز کرد، همزمانی بیسابقه و دراماتیک آن با سایه سنگین و هولناک جنگ و تنشهای ژئوپلیتیک بود.
رهبر جمهوری اسلامی ایران در نخستین ساعات حمله نظامی همهجانبه آمریکا و اسرائیل به خاک ایران، در کنار چند تن از اعضای خانوادهاش به شهادت رسید؛ رویدادی که در نگاه طراحان غربی این تهاجم، قرار بود به فروپاشی اراده ملی و انفعال کانونهای تصمیمگیری در کشور منجر شود.
این تشییع ششروزه فراتر از یک مراسم عزای ساده، به بستری برای نمایش پدیداریِ پایداری، بازتولید اقتدار و ایستادگی همهجانبه نظامی تبدیل شد که در میانهی یکی از سختترین و بیسابقهترین بحرانهای امنیتی و نظامی تاریخ خود، توانست میلیونها انسان مصمم را به صحنه بکشاند.
علیرغم اینکه برخی شبکهها یا کانالهای خبری اجباری بودن حضور در این مراسم برای کارمندان یا سایر مردم را علت میلیونی شدن آن ذکر کردند، به عنوان یک مطلع میگویم از طرف هیچ اداره، نهاد، ارگان یا سازمان دولتی و خصوصی هیچ اجباری مبنی بر اجباری بودن حضور برای این مراسم در کار نبوده است و هر کسی هم نامنویسی یا شرکت کرده است صرفاً با اختیار خودش بوده است و بس. هر چند حضور میلیونی مردم عراق و حماسهای که در شهرهای نجف و کربلا آفریدند، آبی بود بر روی آتش و هیچ دوربینی نمیتوانست عظمت این مراسم را پنهان کند.
مقامهای عراقی نیز پیش از این با انتشار ارقامی شگفتانگیز اعلام کردند که در نجف و کربلا مردم با حضور چند میلیونی در این آیین فراملی مشارکت داشتند؛ آماری که نشاندهنده یک همافزایی فرامرزی در پهنه عقیدتی منطقه است. امروز نیز در ساعات پایانی خاکسپاری در مشهد مقدس، غلظت و چگالی جمعیت عزادار حماسهای بیبدیل در جهان معاصر آفرید.
این حضورِ بیباکانه و حماسی تودهها، درست در زمانی رخ داد که تهدیدهای سخت استکبار جهانی با حملات فیزیکی به سواحل کشور درآمیخته بود؛ اما تودههای میلیونی با درک عمیق از اهمیت تاریخی لحظه، بزرگترین پدافند غیرعامل و مردمی را در کف خیابانهای پایتخت و مشهد مقدس رقم زدند. یکی از شگفتانگیزترین ابعاد این رویداد، نظم فولادین و هماهنگی بینظیر آن بود؛ به طوری که علیرغم شرایط بحرانی جنگی و حملات پیدرپی هوایی دشمن، کوچکترین خلل، بینظمی یا ناامنی در مراحل مختلف تشییع در عراق و نهایتاً در مشهد مقدس پدید نیامد و آیین تدفین با وقار و انضباطی تمامعیار به سرانجام رسید.
در میانه این اقیانوس انسانی، مهمترین پرسش جامعهشناختی و سیاسی که ذهن تحلیلگران بینالمللی را به خود مشغول کرد این بود که آیا آنچه در خیابانهای تهران، قم، نجف و کربلا به وقوع پیوست و امروز در مشهد خاتمه یافت، صرفاً بدرقه و وداع عاطفی با یک رهبر دینی و سیاسی بود یا تجلی یک «اجماع صخرهگون ملی و مانور بیبدیل بازدارندگی» در برابر طراحان تهاجم؟
حضور بیسابقه و میلیونی مردم در بحبوحه حملات مستقیم غربی، پیامی صریح، قاطع و غیرقابلتفسیر را به افکار عمومی جهانی و اتاقهای فکر غرب مخابره کرد. تهاجم شبانه و ناگهانی به بنادر و نیروگاههای ساحلی کشور با نیت تضعیف روحیه ملی، نه تنها پایگاه اجتماعی نظام را متلاشی نکرد، بلکه آن را در قامت یک اجتماع عظیم، یکپارچه و آرمانخواه بازتولید نمود.
در این خوانش تاریخی، این تشییع ششروزه به مثابه تجلی عینی «پدافند غیرعامل مردمی» و مظهر انسجام همهجانبه عمل کرد; بیعتی خیابانی و میلیونی که در بستر حماسه و مقاومت، امنیت ملی را به پشتوانهای پولادین مجهز کرد و سندی عینی از بلوغ سیاسی تودهها را در سختترین آزمون تاریخی به ثبت رساند.
این خیزش شگفتانگیز مردمی، غولهای رسانهای بینالمللی و جریانهای خبری غربی و وابسته به آنها را مقهور خود ساخت. ابهت اقیانوس انسانی مصلای تهران و حرم مطهر رضوی به حدی انکارناپذیر بود که شبکههای خبری بزرگ غربی، راهی جز تسلیم در برابر حقیقت عینی خیابانها نداشتند. آنها ناگزیر شدند تصاویر هوایی زنده و خیابانهای مملو از جمعیت عزادار را روی آنتن ببرند.
برخی گزارشها از پوشش تصویری فوقالعاده گسترده و حتی انتشار فیلمها و تصاویر ماهوارهای خیرهکننده توسط خبرگزاریهای بینالمللی همچون رویترز حکایت داشت؛ تصاویری که برای اثبات بزرگی و وسعت چگالی جمعیت منتشر شد و بهروشنی به جهان ثابت کرد که داستان این حضور حماسی، از حد یک رویداد داخلی و قابلچشمپوشی بسیار فراتر رفته است. تصاویر ماهوارهای رویترز از مراسم تشییع، سندی انکارناپذیر از اقیانوس مواج انسانهایی شد که پایتخت و مشهد مقدس را در سایه تهدیدات و حملات مستقیم استکبار به لرزه درآورده بودند.
ملت بزرگ ایران با این حرکت منسجم، فرمول بازدارندگی راهبردی را نه در اتاقهای تاریک جنگ، بلکه در میدانهای باز و خیابانهای پایتخت و مشهد مقدس بازنویسی کرد. تودههای مردم نشان دادند که در سایه بلوغ فکری و بصیرت، هرگونه فشار خارجی، ترور و تهاجم نظامی ناگهانی، برخلاف تصورات واهی طراحان غربی، نه تنها به انفعال منجر نمیشود، بلکه به عاملی برای انسجام صخرهگون، وحدت کلمه و تجدید پیمان همگانی با آرمانهای اصیل کشور بدل میگردد.
تشییع فراملی و ششروزه قائد شهید، فراتر از یک سوگواری، نقطه عطفی در معادلات قدرت منطقه است و ثابت کرد که ساختار جمهوری اسلامی ایران تکیه بر ایمان و قلبهای مردمی دارد که در تلاطم سختترین طوفانها و حملات نظامی، بزرگترین حماسههای تاریخی را میآفرینند.







نظر شما