ایرانِ پس از جنگ از نگاه مشهورترین کارتونیست یمن/ کمال شرف: ایران را پس از جنگ، منسجم‌تر از همیشه دیدم/ کاریکاتور سلاحی برای دفاع از حقیقت است

کمال شرف، کاریکاتوریست ۴۷ ساله یمنی، در سال‌های اخیر به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های هنر مقاومت در جهان عرب تبدیل شده است. او تنها در چهارده ماه پس از حماسه هفتم اکتبر (طوفان‌الأقصی)، نزدیک به ۵۰۰ اثر هنری در حمایت از فلسطین، غزه و جبهه مقاومت خلق کرد؛ رکوردی کم‌نظیر که از تعهد مستمر او به آرمان فلسطین حکایت دارد. 

عطا نویدی: کمال شرف که آثارش بارها در حمایت از فلسطین، یمن، لبنان و ایران در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شده و در عین حال با سانسور گسترده پلتفرم‌های غربی نیز روبه‌رو بوده است، پس از جنگ اخیر ایران نیز به تهران سفر کرد و در چندین نمایشگاه هنری مرتبط با جنگ و مقاومت حضور یافت.

کمال شرف در گفت‌وگو با خبرآنلاین، از مشاهدات خود از ایران پس از جنگ، نقش کاریکاتور در نبرد روایت‌ها، سانسور آثارش در شبکه‌های اجتماعی، مسئولیت اخلاقی هنرمندان و باورش به هنر به‌عنوان «سلاحی برای دفاع از حقیقت» سخن می‌گوید. او معتقد است یک کاریکاتور، اگر بر پایه حقیقت و عدالت خلق شود، می‌تواند فراتر از مرزهای زبان و جغرافیا، بر افکار عمومی جهان تأثیر بگذارد.

در ادامه گفتگوی خبرآنلاین را با این کاریکاتوریست یمنی می‌خوانید.

شما این روزها در چندین نمایشگاه مرتبط با جنگ اخیر شرکت کرده‌اید. لطفاً درباره این نمایشگاه‌ها و همچنین ارزیابی خود از ایران پس از جنگ توضیح دهید. ایران امروز را چگونه می‌بینید؟

این افتخار را  داشتم در چندین نمایشگاه در جمهوری اسلامی ایران که به جنگ اخیر اختصاص داشت، شرکت کنم. همچنین در یک نمایشگاه بزرگ درباره جنگ نسل‌کشی علیه مردم غزه حضور داشتم. این فعالیت‌ها محدود به یک نمایشگاه یا یک برنامه نیست و همچنان ادامه دارد. در این سفر، ایران را کشوری منسجم‌تر از گذشته دیدم. احساس کردم فاصله‌ها و اختلاف‌هایی که پیش‌تر میان اقشار مختلف جامعه وجود داشت، تا حد زیادی از میان رفته است. مردم بیش از گذشته به یکدیگر نزدیک شده‌اند و بسیاری از شکاف‌های اجتماعی ترمیم شده است.

افرادی را دیدم که پیش از این در شمار هواداران انقلاب اسلامی قرار نداشتند، اما امروز برای رهبر انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، اشک می‌ریزند. از نظر من، این یکی از مهم‌ترین تحولات و یک پیروزی بزرگ در عرصه داخلی ایران است.

چه زمانی احساس کردید که کاریکاتور می‌تواند ابزاری قدرتمند برای انتقال پیام‌های سیاسی باشد. این باور از کجا شکل گرفت؟

شروع واقعی این مسیر برای من، پرداختن به موضوع غزه و نسل‌کشی بود و بعد از آن آثاری درباره‌ی جنگ علیه مردم خلق کردم. آثارم از طریق شبکه‌های اجتماعی در سطح جهان منتشر شد و واکنش‌هایی که از مخاطبان دریافت می‌کردم، بسیار قابل توجه بود.

دیدن نظرها و پیام‌های مردم از ملیت‌ها و زبان‌های مختلف، به من نشان داد که یک کاریکاتور تا چه اندازه می‌تواند بر مخاطب تأثیر بگذارد. همین بازخوردها ایمان مرا به قدرت این هنر بیشتر کرد. از ابتدا باور داشتم که کاریکاتور، با وجود سادگی ظاهری، هنری بسیار قدرتمند است. شاید با چند خط ساده ترسیم شود، اما می‌تواند اندیشه‌هایی عمیق و پیام‌هایی بزرگ را منتقل کند.

ایرانِ پس از جنگ از نگاه مشهورترین کارتونیست یمن/ کمال شرف: ایران را پس از جنگ، منسجم‌تر از همیشه دیدم/ کاریکاتور سلاحی برای دفاع از حقیقت است

 شما آثار متعددی درباره جنگ ایران و اسرائیل خلق کرده‌اید. مهم‌ترین پیامی که تلاش داشتید منتقل کنید چه بود؟

برای من مهم بود که قدرت جمهوری اسلامی ایران و تأثیر واقعی حملات ایران به سرزمین‌های اشغالی را به تصویر بکشم؛ زیرا رسانه‌های اسرائیلی بسیاری از واقعیت‌ها را پنهان می‌کردند. ایران توانست بازدارندگی بسیار مهمی ایجاد کند؛ چه در جنگ دوازده‌روزه و چه در جنگ بعدی. حجم ویرانی‌هایی که در تل‌آویو مشاهده می‌شد، برای هر انسان آزادی‌خواهی در جهان امیدبخش بود؛ نه فقط برای عرب‌ها یا مسلمانان، بلکه حتی برای بسیاری از مردم غرب که معتقدند رژیم اسرائیل دشمن انسانیت و نماد خشونت است.

به همین دلیل، در آثارم هم قدرت ایران در مقابله با اسرائیل را برجسته می‌کردم و هم جنبه انسانی این نبرد را نشان می‌دادم. این دو محور همواره در آثار من درباره غزه، ایران و حتی یمن حضور داشته است.

همچنین معتقدم باید انسجام داخلی، پیوند میان مردم و رهبری و همبستگی جامعه را به تصویر کشید. در کنار آن، لازم است جنبه انسانی فجایع و کشتارهایی که اسرائیل و آمریکا در جریان جنگ اخیر علیه ایران رقم زدند نیز بازتاب داده شود.

آیا هنگام انتشار این آثار با فشار یا سانسور مواجه شدید؟

نه در یمن؛ اما در شبکه‌های اجتماعی بارها با سانسور روبه‌رو شدم. برخی از آثارم توسط اینستاگرام و شبکه‌ی «ایکس» حذف شدند؛ به‌ویژه کاریکاتورهایی که به جنایت مدرسه «میناب» می‌پرداختند. در یکی از این آثار، مادری ایرانی را تصویر کرده بودم که کیف مدرسه فرزند شهیدش را در آغوش گرفته بود؛ در حالی که در سوی دیگر تصویر، زنی آمریکایی کودک خود را در آغوش داشت و با آرامش لبخند می‌زد.

این اثر در سراسر جهان بسیار دیده شد، اما هم‌زمان با حملات گسترده کاربران صهیونیست نیز روبه‌رو شدم.

اثر دیگری نیز کشیدم که در آن، گیسوان دختران شهید را به شکل طناب‌های دار برای جنایتکاران به تصویر کشیده بودم. این کاریکاتور به طور کامل از اینستاگرام، فیس‌بوک و ایکس حذف شد، زیرا ادعا کردند که «مروج خشونت» است.

از نظر من، عجیب بود که خود جنایت و کشتار واقعی پذیرفته می‌شود، اما تصویری که آن جنایت را محکوم می‌کند، خطرناک‌تر تلقی می‌شود.

از نظر شما، یک کاریکاتور سیاسی برای اینکه اثری ماندگار و تأثیرگذار باشد، باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

پیش از هر چیز، هنرمند باید به یک آرمان و مسئله‌ی عادلانه پایبند باشد. این مهم‌ترین اصل است. دوم اینکه، من تلاش کرده‌ام بخش بزرگی از آثارم کاملاً بدون متن باشند؛ یعنی فقط خطوط، تصویر و صحنه سخن بگویند. همین ویژگی باعث شده بسیاری از آثارم بدون نیاز به ترجمه، در نقاط مختلف جهان منتشر شوند و از مرز زبان، جغرافیا و فرهنگ عبور کنند.

عامل مهم دیگر، کار جدی روی ایده است. هنرمند باید زمان زیادی صرف شکل‌گیری ایده کند و سپس آن را با ساده‌ترین بیان و عمیق‌ترین مفهوم ارائه دهد. همچنین انتخاب خطوط، فرم‌ها و ترکیب‌بندی‌ای که به دل مخاطب بنشیند، اهمیت فراوانی دارد. در کنار همه این‌ها، من عمیقاً باور دارم که توفیق الهی نیز در موفقیت یک اثر نقش اساسی دارد.

هنگامی که می‌خواهید یک کاریکاتور خلق کنید، ابتدا به تصویر آن فکر می‌کنید یا به پیامی که قرار است منتقل کند؟

همیشه نخست به پیام فکر می‌کنم. موضوع ممکن است روشن باشد، اما پرسش اصلی این است که از کدام زاویه باید به آن نگاه کرد و کدام لحظه یا تصویر می‌تواند آن پیام را بهتر منتقل کند.

ابتدا باید هدف مشخص شود؛ اینکه دقیقاً می‌خواهیم چه پیامی را منتقل کنیم. پس از آن، ایده شکل می‌گیرد و تلاش می‌کنم ساده‌ترین راه را برای رساندن عمیق‌ترین معنا پیدا کنم. گاهی یک رویداد واحد، ظرفیت انتقال چندین پیام متفاوت را دارد. بنابراین برای هر پیام، ایده‌ای مستقل طراحی می‌کنم، هرچند همه آن‌ها از یک حادثه واحد الهام گرفته باشند.

ایرانِ پس از جنگ از نگاه مشهورترین کارتونیست یمن/ کمال شرف: ایران را پس از جنگ، منسجم‌تر از همیشه دیدم/ کاریکاتور سلاحی برای دفاع از حقیقت است

اگر قرار باشد با اثرتان تنها یک پیام درباره جنگ به مردم جهان منتقل کنید، آن پیام چه خواهد بود؟

جنگ، تجاوزی علیه انسانیت است. جنگ، کرامت انسان را هدف قرار می‌دهد؛ گذشته، حال و آینده او را نابود می‌کند و آثارش تا نسل‌ها باقی می‌ماند. با این حال، باور دارم که درنهایت، حق و عدالت پیروز خواهد شد؛ هر اندازه که جنگ وحشیانه و ویرانگر باشد. جنگ‌هایی که امروز در منطقه شاهد آن هستیم، بیش از هر چیز نشان می‌دهند کسانی که جهان را اداره می‌کنند، تا چه اندازه از انسانیت فاصله گرفته‌اند. به باور من، آمریکا، اسرائیل و قدرت‌های غربی عامل اصلی بسیاری از جنگ‌هایی هستند که امروز در نقاط مختلف جهان جریان دارد.

 آیا فکر می‌کنید کاریکاتور می‌تواند بر سیاستمداران و تصمیم‌گیرندگان نیز اثر بگذارد و حتی در توقف جنگ‌ها نقش داشته باشد؟

تجربه چندین ساله من نشان داده است که کاریکاتور تأثیر بسیار عمیقی بر آگاهی عمومی دارد؛ البته به شرط آنکه هنرمند اثری دقیق، حرفه‌ای و صادقانه خلق کند و به عدالتِ آرمانی که از آن دفاع می‌کند ایمان داشته باشد.

هنرمند باید پیام خود را کاملاً روشن و مستقیم به دل مخاطب برساند. اگر چنین باشد، بدون تردید اثرگذار خواهد بود. من نمونه‌های بسیاری دیده‌ام؛ چه در آثار خودم و چه در آثار دیگران. البته مخاطب اصلی کاریکاتور، مردم هستند، نه سیاستمداران. سیاستمداران معمولاً تصمیم‌های خود را از پیش گرفته‌اند و همان مسیر را دنبال می‌کنند، اما کاریکاتور می‌تواند آگاهی جمعی مردم را تغییر دهد. یکی از نشانه‌های این تأثیر، حضور آثار کاریکاتور در تظاهرات مردمی سراسر جهان است. در اعتراضات مربوط به غزه یا جنگ ایران، بارها دیدم که مردم پلاکاردهایی را در دست داشتند که بر روی آن‌ها آثار من یا دیگر کارتونیست‌ها چاپ شده بود. این یعنی آن آثار توانسته‌اند اندیشه‌ای را تقویت کنند، پنجره‌ای تازه پیش روی مخاطب بگشایند و در شکل‌گیری آگاهی عمومی سهمی داشته باشند

ایرانِ پس از جنگ از نگاه مشهورترین کارتونیست یمن/ کمال شرف: ایران را پس از جنگ، منسجم‌تر از همیشه دیدم/ کاریکاتور سلاحی برای دفاع از حقیقت است

در جنگ اخیر ایران و اسرائیل، چه نکاتی بیش از همه توجه شما را جلب کرد و الهام‌بخش آثار شما شد؟ آیا یمنی بودن شما و زیست در منطقه‌ی حادثه‌خیز خاورمیانه در این نگاه تأثیر داشت؟

من همواره گفته‌ام که وقتی درباره فلسطین، یمن، لبنان، عراق یا ایران سخن می‌گویم، در حقیقت از یک وطن واحد حرف می‌زنم. دشمن نیز همه ما را یک جبهه واحد می‌بیند. اسرائیل و آمریکا میان این کشورها تفاوتی قائل نیستند؛ همه را در یک صف قرار می‌دهند. بنابراین، وقتی درباره ایران کاریکاتور می‌کشم، احساس نمی‌کنم درباره کشوری بیگانه سخن می‌گویم؛ بلکه آن را مسئله‌ای متعلق به خود می‌دانم. از نگاه من، حزب‌الله لبنان همان جایگاهی را دارد که انصارالله در یمن دارد، و فلسطین نیز بخشی از دغدغه و هویت ماست. این روحیه باعث شده است که تحولات ایران را با دقت دنبال کنم و تقریباً هر روز درباره آن اثر خلق کنم. در طول جنگ، جزئیات را با دقت دنبال می‌کردم. یکی از موضوعاتی که برایم بسیار مهم بود، نمایش انسجام مردم ایران بود؛ زیرا رسانه‌های اسرائیلی دائماً تلاش می‌کردند چنین القا کنند که جامعه ایران از هم گسیخته است و مردم با حکومت دشمنی دارند. آن‌ها سعی می‌کردند چنین تصویری ارائه دهند که حکومت ایران نظامی سرکوبگر است و مردم منتظرند کسی از بیرون بیاید و آن‌ها را نجات دهد. اما آنچه من دیدم، کاملاً متفاوت بود.

به همین دلیل، در بسیاری از آثارم تلاش کردم وحدت و همبستگی مردم ایران را به تصویر بکشم. همچنین نشان دهم که یکی از اهداف اصلی این جنگ، دست‌اندازی به منابع و ثروت‌های ایران و سوءاستفاده از برخی شعارهای مربوط به آزادی و اصلاحات برای ضربه زدن به کشور است.

در آثارم میان کسانی که به کشور خود خیانت می‌کنند و مردم عادی تفاوت قائل شده‌ام. ممکن است میان ایرانیان اختلاف نظرهای سیاسی وجود داشته باشد، اما انسان وطن‌دوست هرگز حاضر نمی‌شود به کشور خود آسیب بزند، مأمور پلیس را به قتل برساند، زیرساخت‌های کشورش را تخریب کند یا راه را برای سلطه دشمن هموار سازد.

 از نظر شما، یک کارتونیست چه مسئولیت اخلاقی‌ای بر عهده دارد؟

مهم‌ترین وظیفه هنرمند این است که به آرمان عادلانه خود خیانت نکند. متأسفانه بسیاری از هنرمندان، به‌ویژه در جهان عرب، مسیر خود را بر اساس آنچه مورد پسند رسانه‌ها و محافل غربی است انتخاب می‌کنند؛ زیرا این مسیر امکان انتشار بیشتر، درآمد بهتر و شهرت گسترده‌تر را برای آنان فراهم می‌کند. اما در این صورت، حقیقت را قربانی کرده‌اند.

حتی برخی هنرمندان فلسطینی و عرب نیز آثاری خلق می‌کنند که با واقعیت همخوانی ندارد، صرفاً به این دلیل که با روایت غالب رسانه‌های غربی سازگار باشد و بتوانند آثارشان را در نشریات و مجلات غربی منتشر کنند.

اما من معتقدم پایبندی به حقیقت و دفاع از یک آرمان عادلانه، در نهایت ارزش واقعی هنرمند را نشان می‌دهد.

برخلاف تصور رایج، در غرب نیز افراد بسیاری هستند که حقیقت را جست‌وجو می‌کنند و حاضر نیستند صرفاً بر اساس پیش‌داوری‌ها قضاوت کنند. همان‌گونه که در جوامع ما دیدگاه‌های گوناگون وجود دارد، در غرب نیز انسان‌های آزاده و منصف کم نیستند. به همین دلیل، هنرمند باید با صداقت و وجدان حرفه‌ای کار کند؛ فارغ از اینکه چه خطرها یا هزینه‌هایی در انتظار او باشد.

به یاد دارم یکی از همکاران عربم که همراه من در یک پایگاه اینترنتی هلندی فعالیت می‌کرد ــ سایتی که آثار کارتونیست‌های سراسر جهان را منتشر می‌کرد ــ به من توصیه کرد از تندی مواضعم بکاهـم، به‌ویژه حمایت آشکارم از مقاومت فلسطین را کمتر نشان دهم. او می‌گفت اگر چنین نکنم، ممکن است از آن مجموعه اخراج شوم و دیگر امکان انتشار آثارم در روزنامه‌های غربی را از دست بدهم؛ زیرا بسیاری از روزنامه‌ها از طریق همان سایت آثار هنرمندان را خریداری می‌کردند و دستمزد مناسبی نیز می‌پرداختند. اما من حاضر نشدم مواضع خود را تغییر دهم.

نتیجه، برخلاف انتظار، کاملاً متفاوت بود. آثارم همچنان خریداری می‌شد؛ چه درباره غزه، چه لبنان و چه ایران.

آخرین اثری که از من خریدند، کاریکاتوری از دونالد ترامپ بود. در آن تصویر، ترامپ اعلام آتش‌بس را به نام خود اعلام می‌کرد، گویی همه چیز به تصمیم او بستگی دارد؛ اما هم‌زمان در شن‌های روانی که بر روی آن «ایران» نوشته شده بود فرو می‌رفت و در حالی که هنوز میکروفون را در دست داشت، آرام‌آرام در آن فرو می‌رفت.

آیا تاکنون برای آثارتان جوایزی نیز دریافت کرده‌اید؟

بله، جوایز متعددی در یمن، کشورهای عربی و همچنین از ایران دریافت کرده‌ام؛ به‌ویژه برای آثاری که درباره غزه خلق کرده‌ام.

همچنین مفتخر شدم از سوی سید عبدالملک بدرالدین الحوثی مورد تقدیر قرار بگیرم. هنرمندان و نقاشان فلسطینی نیز از آثارم تجلیل کردند. از سوی جنبش جهاد اسلامی فلسطین نیز مورد تقدیر قرار گرفتم. آخرین جایزه‌ای که دریافت کردم، جایزه مسیر درست تاریخ بود؛ جایزه‌ای که عنوان آن برگرفته از یکی از بیانات رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، است.

البته باید بگویم که من هیچ‌گاه انگیزه اصلی خود را کسب جایزه قرار نداده‌ام. واقعیت این است که بسیاری از جوایز معتبر جهانی معمولاً از هنرمندانی حمایت می‌کنند که در جبهه فکری دیگری قرار دارند. اگر جایزه‌ای دریافت کنم، آن را مایه دلگرمی می‌دانم؛ اما اگر هم جایزه‌ای نباشد، مسیرم را ادامه می‌دهم. برای من هنر صرفاً یک حرفه یا یک فعالیت هنری نیست؛ هنر، بیان حقیقت است؛ سخنی است که باید با آن همراه بود و از آن دفاع کرد.

از نگاه من، هنر همچنین وظیفه ثبت لحظه‌های تاریخی را بر عهده دارد. هنرمند باید رویدادهای زمانه خود را صادقانه ثبت کند تا برای تاریخ باقی بماند.

شما پس از پایان جنگ به ایران سفر کردید. این سفر چه تأثیری بر ذهن شما گذاشت؟ ایران پس از جنگ را چطور دیدید؟ آیا ایده‌های تازه‌ای برای خلق آثار جدید پیدا کردید؟

بله، ایده‌های زیادی در ذهنم شکل گرفته است؛ هرچند به دلیل کمبود وقت هنوز فرصت اجرای آن‌ها را پیدا نکرده‌ام. یکی از نخستین ایده‌هایم تصویری است از دو زن ایرانی؛ یکی بدون حجاب و دیگری با حجاب کامل. هر دو در کنار یکدیگر پرچم ایران را در دست گرفته‌اند.

این تصویر، بازتاب چیزی است که در ایران دیدم. احساس کردم بسیاری از فاصله‌هایی که پیش‌تر میان گروه‌های مختلف جامعه وجود داشت، در دوران جنگ از میان رفته است. در روزهای جنگ، در راهپیمایی‌ها و تجمعات مردمی، تنها نیروهای مذهبی یا هواداران انقلاب حضور نداشتند؛ حتی بسیاری از کسانی که پیش‌تر منتقد یا مخالف بودند نیز در کنار دیگر مردم ایستاده بودند و در فضای همبستگی ملی مشارکت داشتند.

ایده دوم من از مراسم تشییع میلیونی شهدا الهام گرفته است. حضور آن جمعیت عظیم، حتی برای بسیاری از ناظران خارجی نیز شگفت‌آور بود. تصور من این است که رهبر انقلاب را در تمام مراحل زندگی‌اش به تصویر بکشم؛ از دوران جوانی و مبارزه گرفته تا امروز یعنی در سال‌های کهنسالی. سپس همه آن جمعیت میلیونی را به گونه‌ای ترسیم کنم که گویی هر یک، تصویری از او در یکی از مراحل زندگی‌اش هستند.

پیام این اثر آن است که اندیشه و روحیه او در میان اقشار مختلف جامعه زنده است و تنها به یک فرد محدود نمی‌شود. ایده سوم نیز درباره دست رهبر انقلاب است؛ دستی که همیشه با انگشتر شناخته می‌شود و در بسیاری از آثارم از آن استفاده کرده‌ام. در ذهنم این صحنه شکل گرفته است: در تصویر نخست، ایران در معرض بارانی از موشک‌ها قرار دارد. سپس این دست در برابر کشور قرار می‌گیرد و ضربه را به جای ایران بر خود می‌گیرد. در تصویر پایانی، همان دست همچون سپری مشت شده ایران را دل دستش می‌گیرد و از آن محافظت می‌کند.

این‌ها ایده‌هایی هستند که در ذهن دارم و امیدوارم در آینده فرصت اجرای آن‌ها را پیدا کنم.

۵۹۵۹

کد مطلب 2244240

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 10
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۱۶:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۱۹
    1 1
    خدا خیرت بدهد ان شاءالله کمال شرف

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین