به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در روزگاری که مطبوعات ایران به طنزهای اجتماعی و خلاقیتهای زبانی آغشته بود، اسماعیل میرکمیل، خواربارفروشی از میدان فوزیه (امام حسین فعلی)، با سرِ براق و روحیهای کنایهآمیز، تشکیلاتی راه انداخت که در ظاهر شوخی و در باطن نقدی بر مناسباتِ زمانه بود. او که از ۱۵ سالگی موهایش را از دست داده بود، نه تنها طاسی را نقص ندانست، بلکه آن را «نشانهی نبوغ، هوش و سند افتخار» معرفی کرد.
اعضای این اتحادیه با مرامنامهای مکتوب، مطالباتِ درخشان و خندهداری داشتند؛ از درخواستِ معافیت مالیاتی برای طاسها گرفته تا مطالبهی اضافه حقوق برای کارمندان بیمو! آنها کلاهفروشی را گناه و سلمانیها را دشمن میدانستند و با شعار «مرگ بر زلفهای کرنلی»، بازارِ شانههای پلاستیکی را کساد میخواستند. اوجِ این شوخطبعی آنجا بود که به عملِ «تراشیدنِ سرِ مجرمان توسط پلیس» معترض بودند، چرا که آن را توهین به مقامِ شامخِ کچلهایِ محترم میدانستند!
متن کامل این گزارش را از اینجا بخوانید.
۲۵۹








نظر شما