به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایلنا، توماج دانشبهزادی بازیگر سینما و تلویزیون که این روزها فیلم سینمایی «لباس شخصی» با نقشآفرینی او در سینماهای کشور در حال اکران است،گفت: نقش حنیف در فیلمنامه «لباس شخصی» پرداختی که الآن شاهد هستیم را نداشت ولی در صحبتهایی با امیرعباس ربیعی و تمرینهایی که در چهار ماه به طول انجامید قرار شد که نقش را پرورش دهم. من در ذهنم یک دیو مهربان خلق کردم و نمیخواستم حنیف به کاراکترهایی تبدیل شود که قابل پیشبینی هستند، کاراکترهایی که یا خیلی مهربان یا سختگیر هستند اما در عین حال دستشان برای تماشاچی رو است؛ به همین دلیل همانطور که گفتم یک دیو مهربان خلق کردم تا تماشاچی نتواند تا آخرین لحظه حدس بزند که او در کدام تیم است، آیا جاسوس است یا خیر و… . یکی از دلایل رفتن به این سمت این بود که او شخصیتی کمحرف بود و بیشتر ریاکشنهای در سکوت داشت که البته برای بازیگر جذاب و سخت است هر چند که در سینمای ایران معمولاً برعکس بوده و اکثراً علاقه دارند که نقششان پر دیالوگ باشد.
دانشبهزادی خاطرنشان کرد: کاراکترم در «لباس شخصی» یک کاراکتر واقعی بود، من دستنوشتههایش را میخواندم، با یک سری آدمها مشورت کردم، فیلمهای امنیتی و جاسوسی زیاد دیدم اما جدا از اینکه او یک شخصیت امنیتی است من بیشتر سعی کردم قیافهشناسی فکری او را کشف کنم و بفهمم ابعاد فکری این آدم به چه شکل است، چه فکری دارد و عقایدش چگونه بر عملش تأثیر میگذارد و اینکه کسی چون او در جایگاه یک فرد امنیتی چه ویژگیهایی باید داشته باشد. در واقع سعی من بر این بود که هم به واقعیت نزدیک باشم و هم اینکه شخصیتی خلق شود که به لحاظ دراماتیک جذاب باشد.
وی افزود: حنیف مرام و اصولی دارد که اتفاقاً او را دوست دارم، کسی که برای رسیدن به هدفش دست به هر کاری نمیزند و شاید بتوان او را نقطه مقابل یاسر دانست. ممکن است آدمهایی چون او در مسیری که پیش میروند دست به اشتباه هم بزنند که تا حدی قابل پذیرش است. ویژگی فکری حنیف اینگونه است که برای رسیدن به هدف دست به هر کاری نمیزند. کسانیکه این شخصیت واقعی در فیلم «لباس شخصی» را میشناسند، در جریان هستند که او پس از کاری که به سرانجام میرساند، از آن موقعیت حرفهای بیرون میآید و چند ماه بعد در جبهه شهید میشود. به نظر من فضای امنیتی پس از حنیف و دوستانی که داشت به دست جریانی میافتد که رسیدن به هدف به هر شکلی برایشان در اولویت است.
این بازیگر تأکید کرد: ما متنهای مختلفی درباره آن دوران میخواندیم، اگر فیلمی با این موضوع وجود داشت میدیدیم و همانطور که گفتم حدود ۴ یا ۵ ماه هر روز ۷ یا ۸ ساعت به سختی تمرین میکردیم تا بتوانیم ویژگیهای رفتاری این آدمها را درک کنیم. این تمرینها برای من به منظور شناخت این شخصیت اهمیت داشت چون به شخصه به دلیل شخصیتی و نوع زیستم با آدمهایی در موقعیت حنیف فاصله دارم یا حتی در مواردی تضادهای ایدئولوژیک عمیقی با او دارم.
دانشبهزادی درباره وفاداری به فضای مدیریتی اوایل انقلاب و آدمهایی که در آن فضا فعالیت میکردند، گفت: به نظرم ما هر چقدر از سیستم ساختاری اصطلاحاً هیئتی فاصله بگیریم و به سیستم ساختارمندی که اتفاقاً حنیف مدنظر داشت در همه زمینههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برسیم، نتیجه بهتری میگیریم. در آن سیستم به نظر من رفتارهای منطقی کمتر است ولی زمانیکه شما وارد ساختارهای نظاممند میشوید این امکان را دارید که ضعفها را ببینید و تا حد امکان خود را ارتقا دهید. در «لباس شخصی» حنیف را نماینده سیستمهای نظاممند میدانم و فکر میکنم ما هرچقدر به سمت ساختارهای نظاممند برویم به نتیجه بهتری میرسیم نه اینکه یک نفر با شناخت، هدف و رویکردی که دارد با نادیده گرفتن ساختارها و سلسلهمراتب دست به عمل بزند.
این بازیگر درباره وفاداری «لباس شخصی» به روایت دقیق از تاریخ معاصر گفت: پیش از حذفیات با امیرعباس ربیعی که صحبت کردم و او تأکید داشت که هر آنچه در این فیلم روایت شده بر اساس تحقیقات مفصل، اسناد موجود و مصاحبههایی که با افراد حزب توده داشته روایت شده است. خیلی از افرادی که فضای آن زمان را میشناختند یا حتی خودشان از اعضای حزب توده بودند، پس از دیدن «لباس شخصی» به من گفتند که فیلم چندان مبتنی بر واقعیت نیست.
وی تصریح کرد: من به امیرعباس ربیعی اعتماد کردم، به نظرم در واقعیت هم همین اتفاقات داخل فیلم رخ داده و امیدوارم کسانیکه معتقدند «لباس شخصی» به واقعیت وفادار نبوده هم امکان فیلمسازی داشته باشند، بتوانند فیلم بسازند و اتفاقاً در این شرایط فیلم معنای خود را پیدا میکند. اگر فیلم در نسخه اولیه به واقعیت وفادار بوده و بر اساس واقعیتهای تاریخی روایت شده، متأسفانه با حذفیاتی که صورت گرفته واقعیت تاریخی در آن تحریف شده است. در واقع آن واقعیتی که من مدنظر داشتم که همه چیز در «لباس شخصی» طبق اسناد روایت شده، در نسخه اکران شدهای که دیدم وجود ندارد و روایت اصیل تاریخی با این حذفیات دچار تحریف شده است.
بازیگر فیلم سینمایی «احمد» درباره اهمیت موضوع نفوذ و پرداختن به آن در سینما با اشاره به توقیف ۷ساله «لباس شخصی»، گفت: اگر یک کودک ۶ یا ۷ساله هم امروز وضعیت موجود را ببیند متوجه وجود نفوذ هست و مسئله کتمانشدهای هم نیست اما ۸ سال پیش که این فیلم ساخته شد، صحبت از نفوذ حرفی تازه بود و به نظرم «لباس شخصی» آن زمان هشدار عمیقی در خود داشت و باید در همه سطوح به آن توجه میشد چراکه اگر نفوذ سالهاست کار میکند، میتوانیم به این نتیجه برسیم که بسیاری از مشکلات علاوه بر اینکه پدید آمده از کوتاهی و ناتوانی مسئولان کشور بوده، توسط نفوذ پر رنگتر و عمیقتر شده است. «لباس شخصی» در زمان ساخت حرفی بسیار بهروز و جلوتر از زمان خود داشت و احتمالاً به همین دلیل هم مورد بیمهری، سانسور و توقیف قرار گرفت.
دانشبهزادی در پایان تصریح کرد: عمر تغییرات در دنیا دیگر ده یا بیست سال نیست، ما هر ماه شاهد تغییرات در سطوح مختلف هستیم، پیشرفتهایی که جهان در زمینههای مختلف دارد هر ماه قابل توجه است و به همین دلیل من فکر میکنم اگر «لباس شخصی» همان ۸ سال پیش که ساخته شد به اکران میرسید، میتوانست به عنوان فیلمی پیشرو و جذاب شناخته شود ولی در این ۸ سال با کمترین مرور میتوانیم متوجه شویم که نه تنها در نگاه مخاطب تغییرات بزرگی به وجود آمده، بلکه جهان هم تغییرات بسیاری داشته است. فکر میکنم فیلم «لباس شخصی» همچنان توسط مخاطب دیده شود ولی واقعیت این است که فیلم با توقیفی که شد به هدر رفت. امیدوارم حداقل مخاطب امروز فیلم را ببیند، ما سعی کردیم به لحاظ سینمایی و دراماتیک اثر خوشساختی خلق کنیم که به عنوان یک تریلر جاسوسی هیجانانگیز موجب رضایت تماشاگرش باشد.
59243







نظر شما