قصه از جایی آغاز میشود که خبر آرامآرام جای خود را به متن آماده میدهد؛ متنهایی که گاه بدون حضور خبرنگار در محل، بدون گفتوگو با مردم و بدون بررسی مستقل از کانالها و روابط عمومیها دریافت و با اندکی تغییر منتشر میشوند. کپیکاری اگرچه ممکن است در ظاهر تولید محتوا به نظر برسد اما در حقیقت فاصله گرفتن از ذات خبرنگاری است؛ چراکه خبرنگار قرار نیست تنها انتقالدهنده متن دیگران باشد بلکه باید پرسشگر، مشاهدهگر و روایتگر واقعیت باشد.
از کلمه تا کالای تبلیغاتی؛وقتی رسانهها ویترین میشود
در این میان گاهی مرز میان خبرنگاری، تبلیغات، بازاریابی و روابط عمومی نیز کمرنگ میشود. آگهی و رپرتاژ بهعنوان بخشی از اقتصاد رسانه میتوانند به ادامه حیات رسانه کمک کنند اما زمانی که منطق بازاریابی بر منطق خبر غلبه کند اولویتها تغییر میکند. در چنین شرایطی آنچه بیشتر دیده میشود نه مسئله مردم و نه مطالبه عمومی است بلکه میزان ظرفیت یک سوژه برای جذب آگهی و سفارش است.
وقتی حرفه خبرنگاری با حتی مدیریت رسانه از دستان تحلیلگران و خبرنگاران متخصص خارج شده و به افراد نابلد سپرده میشود نتیجهای جز این نخواهد داشت که رسانهای به جای پیگیری مطالبات مردم به دنبال بازاریابی و تبلیغات باشد؛ در این میان، صدای حقیقت در میان هیاهوی تبلیغات، گم میشود.
خبرنگار حرفهای اما همیشه در موقعیت آسانی قرار ندارد. او باید میان حفظ استقلال حرفهای و تأمین معاش خود تعادل برقرار کند؛ باید خبر را دقیق و منصفانه روایت کند، حتی وقتی میداند پرداختن به برخی موضوعات ممکن است برایش هزینه داشته باشد. بااینحال گاهی همین خبرنگار که سالها تجربه و دانش اندوخته در حاشیه قرار میگیرد و جای او را افرادی میگیرند که الزاماً برای این کار آموزش ندیدهاند و تجربه خبرنگاری ندارند.
این روزها برخی از رسانههای فارس به دست افراد غیرمتخصصی اداره میشود و در زیستبوم رسانهای فارس، شاهد نوعی تخصصزدایی هستیم؛ جایی که برخی رسانهها به جای اتکا به نیروهای حرفهای به مدیریتِ افرادی واگذار شدهاند که مسیر شغلی آنها در گذشته نه از مسیر خبرنگاری بلکه از مسیرهای دیگری آغاز شده و به شکلی توسعهنیافته به جایگاه مدیریت رسیدهاند؛ افرادی که زمانی به دلیل کمبود نیروی متخصص از مرزهای اداری و فنی مانند تایپیستی و ویراستاری به جایگاهِ رسانهای رسیدهاند و با نگاهی غیرخبرنگاری ماهیتِ رسانه را تغییر دادهاند.
اگرچه منشی، تایپیست، ویراستار و فعال حوزه تبلیغات هرکدام نقش مهم و پراهمیت خود را دارند و حضورشان برای یک مجموعه رسانهای ضروری است اما مسئله از جایی آغاز میشود که این نقشها جایگزین خبرنگاری میشوند و مدیریت محتوای خبری بدون شناخت کافی از اصول خبر، اخلاق حرفهای، راستیآزمایی و مسئولیت اجتماعی رسانه انجام میگیرد.
رسانهای که بخش خبری آن بدون خبرنگار حرفهای اداره شود بهتدریج از میدان جامعه فاصله میگیرد. دیگر صدای کارگر، کشاورز، بیمار، دانشآموز، راننده، حاشیهنشین و خانوادهای که با یک مشکل واقعی دستوپنجه نرم میکند بهدرستی شنیده نمیشود. در عوض خبرهای رسمی، متنهای تکراری و گزارشهایی که بیشتر به معرفی خدمات و عملکرد شباهت دارند جای روایتهای میدانی و مطالبهگرانه را میگیرند.
این وضعیت پیش از آنکه مسئلهای فردی باشد یک هشدار صنفی و حرفهای است. اگر رسانهها به ویترین انتشار رپرتاژ و آگهی تبدیل شوند اعتماد عمومی آسیب میبیند. اگر خبرنگار به بازاریاب خبر تقلیل پیدا کند استقلال رسانه زیر سؤال میرود و اگر تجربه و تخصص خبرنگاران حرفهای نادیده گرفته شود نسل تازهای از فعالان رسانهای نیز به جای آموختن گزارشگری، مصاحبه و تحلیل تنها انتشار سریع مطالب آماده را یاد خواهد گرفت.
لذا روز خبرنگار فقط روز تبریک گفتن نیست بلکه فرصتی برای بازنگری در این حرفه است؛ باید از خود بپرسیم رسانه در استان فارس تا چه اندازه به رسالت اصلی خود وفادار مانده است؟ آیا خبرنگار جایگاه واقعی خود را در ساختار رسانه دارد؟ آیا آموزش و تخصص در انتخاب و بهکارگیری نیروها جدی گرفته میشود؟ آیا میان خبر و تبلیغ مرزی روشن وجود دارد و آیا مدیران رسانهها حاضرند برای کیفیت، استقلال و اعتبار خبریهزینه بدهند؟
خبرنگاری شغل آسانی نیست. خبرنگار واقعی باید بخواند، ببیند، بپرسد، تحقیق کند، راستیآزمایی کند و مسئولیت هر واژهای را که منتشر میکند بپذیرد. او نه صرفاً تولیدکننده متن است و نه نیرویی برای پر کردن صفحات. خبرنگار حلقه ارتباطی میان مردم و مسئولان و چشم و گوش جامعه است.
امروز بیش از هر زمان دیگری به رسانههایی نیاز داریم که خبر را از تبلیغ تشخیص دهند، پرسش را فدای سفارش نکنند و به جای کمیت انتشار به کیفیت و اثرگذاری توجه داشته باشند. رسانههایی که در آن همه تخصصها محترم باشند اما هرکس در جایگاه حرفهای خود قرار گیرد؛ خبرنگار خبرنگاری کند، ویراستار ویرایش کند، نیروی تبلیغات مسئول تبلیغات باشد و مدیر رسانه نیز استقلال و شأن حرفهای هر بخش را به رسمیت بشناسد.
روز خبرنگار را باید به خبرنگارانی تبریک گفت که هنوز خبر را مسئولیت میدانند نه صرفاً یک شغل و رسانه را خانه حقیقت میدانند نه بازاری برای معامله توجه و اعتماد مردم.







نظر شما