۰ نفر
۲۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
چرا مردم به رسانه‌ها بی‌اعتمادند؟

محمدمهدی فرقانی ـ استاد باسابقه ارتباطات ـ بر این باور است که «در ایران، نگاه به روزنامه‌نگاری یا تبلیغاتی است و یا امنیتی»؛ او بر لزوم «شکل دادن ساختار حرفه‌ای روزنامه‌نگاری در کشور» تاکید کرد. فریدون صدیقی هم خواستار آن شد دست‌کم در یک روز که به نام خبرنگار است، به اندازه ۵ درصد به خبرنگارها اجازه دهند آزاد بنویسند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، نشست بررسی دلایل بی‌اعتمادی مردم به رسانه‌ها، صبح امروز دوشنبه ـ ۱۹ مرداد ماه ـ با حضور محمدمهدی فرقانی (استاد باسابقه ارتباطات و روزنامه‌نگاری)، فریدون صدیقی (استاد روزنامه‌نگاری) و جلال خوش‌چهره (روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر حوزه رسانه) و اکبر منتجبی (مدیرکل دفتر توسعه آموزش رسانه) برگزار شد.

در این نشست به آسیب شناسی اعتماد از دست رفته مردم به مطبوعات پرداخته شد و سخنرانان در کنار بیان تجربه‌ها، علت و چرایی این بی‌اعتمادی را بیان کردند.

در توضیح این نشست آمده است: «شکاف میان آنچه روزنامه‌نگاران می گویند و می نویسند و آنچه مردم باور می‌کنند، هر روز عمیق‌تر می‌شود. این بحران اعتماد پایه‌های گفت‌وگوی عمومی را سست کرده است. برای درک ریشه‌های این مساله و یافتن راه حل، به بررسی این موضوع می پردازیم.»

چرا مردم به رسانه‌ها بی‌اعتمادند؟

چرا مردم به رسانه‌ها بی‌اعتمادند؟

روزنامه‌نگاری؛ دشوارترین کار در شرایط امروز

دکتر محمدمهدی فرقانی در پاسخ به فرضیه بی‌اعتمادی مردم به رسانه‌ها در سطح جهانی گفت: «سخت‌ترین کار در امروز، روزنامه‌نگاری است؛ به این جهت که از یک طرف با توقعات روزافزون مخاطب روبه‌روست و مردم حق دارند که حقیقت را بدانند و آگاهی و هوشیاری اجتماعی به دست بیاورند. نه‌تنها اطلاعات اولیه، بلکه آگاه شدن از رأی و نظرات متفاوت نیز حق مردم است.
وی ادامه داد: در دنیای امروز و با توجه به مشکلات معیشتی و...، به‌عنوان خبرنگار، یا باید میرزا بنویس باشی یا در جست‌وجوی حقیقت که در این صورت با مشکلات و موانعی روبه‌رو خواهی شد.»

بحران بی‌اعتمادی؛ مسئله‌ای ۲۰۰ ساله در ایران

فرقانی درباره بحران بی‌اعتمادی در ایران گفت: «بحث بحران بی‌اعتمادی، بحث امروز و دیروز ایران نیست و مسئله‌ای ۲۰۰ ساله است. در کشور ما این وضعیت بغرنج‌تر و پیچیده‌تر است. اعتماد یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی است. در جامعه ما سرمایه اجتماعی همیشه پایین بوده است؛ هم در انقلاب مشروطه، هم در دوران قاجار و هم امروز. علت آن این است که در بیشتر موارد، منافع مردم و حکومت یکسان نبوده است. این دوگانه دولت ـ ملت از آغاز تاریخ ایران وجود داشته، مگر در مقاطعی خاص. ما نمی‌توانیم در هیچ حوزه‌ای مرجعیت نداشته باشیم اما فکر کنیم که باید مرجعیت رسانه‌ای داشته باشیم. مرجعیت رسانه به اقتدار ملی و اقتدار حکومت، نه صرفاً قدرت آن، برمی‌گردد. مرجعیت به شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین پیوند دولت و ملت بستگی دارد. نمی‌توانیم در زمینه‌های دیگر مرجعیت نداشته باشیم و بعد توقع مرجعیت رسانه‌ای داشته باشیم. وقتی این دوگانگی به وجود می‌آید، بخواهیم یا نخواهیم، اعتماد از مردم سلب می‌شود.»

رسانه‌های وابسته و فقدان تجربه تاریخی آزادی مطبوعات

این استاد ارتباطات با اشاره به سابقه تاریخی رسانه‌ها در ایران گفت: «رسانه‌ها از ابتدا در دامن حکومت‌ها متولد شده‌اند. در دوران قاجار، افتخار ماهنامه‌ها و هفته‌نامه‌ها انتشار اخبار دارالخلافه و اخبار شاه بود. جز در مقاطع کوتاهی، مانند انقلاب مشروطه، دوران مرحوم دکتر مصدق و دوره کوتاه بهار آزادی، فرصت تجربه تاریخی آزادی را نداشتیم. همیشه مطبوعات تحت نظر، تحت فشار و وابسته بوده‌اند.»

مجوز خبرگزاری‌ها و رقابتی که شکل نگرفت

فرقانی درباره وضعیت خبرگزاری‌ها نیز گفت: «فلسفه مجوز دادن به خبرگزاری‌ها این بود که چند خبرگزاری تأسیس شوند تا با یکدیگر رقابت کنند و با زاویه نگاه‌های متفاوت به مسائل نگاه و آن‌ها را روایت کنند. اما در این مسیر فقط به دولتی‌ها مجوز داده شد و جایی که باید مستقل عمل کنند، نمی‌توانند. این تفاوت‌ها در شرایط خاص و در زمان بحران مشخص خواهد شد.»


شبکه‌های اجتماعی؛ حکمران جدید حوزه خبر

این استاد باسابقه ارتباطات با اشاره به وضعیت رسانه‌ها در جهان اظهار کرد: «در دنیا، مطبوعات نسبت به رادیو و تلویزیون مستقل‌ترند و حالا که فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی به حکمران اصلی حوزه خبر تبدیل شده‌اند، مطبوعات هنوز هم نیمچه استقلالی دارند که در کشور ما همین نیمچه استقلال نیز بسیار آسیب‌پذیر است. در جامعه‌ای که دولت و ملت از هم جدا هستند، سرمایه اجتماعی پایین است و رسانه‌ها به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم وابسته‌اند پس نمی‌توانیم شاهد اعتماد به رسانه‌ها باشیم. این اعتماد در سطح بین‌المللی نیز مخدوش شده است و اکثر مردم به شبکه‌های اجتماعی روی آورده‌اند. اما شبکه‌های اجتماعی نیز بسیار سطحی و گذرا از اخبار عبور می‌کنند و هرگز به عمق نمی‌روند. در نتیجه، اتفاقی که نیل پستمن گفت، رخ می‌دهد و مردم از طریق رسانه‌ها به پاره‌های اطلاعات دست پیدا می‌کنند و از این طریق هیچ‌گاه نمی‌توانند به شناخت و آگاهی برسند.»

وظیفه امروز مطبوعات؛ فراتر از انتشار خبر

فرقانی تأکید کرد: «به نظر من، امروز مهم‌ترین وظیفه مطبوعات پرداختن صرف به خبر نیست، بلکه باید به گزارش‌ها و مصاحبه‌های عمیق بپردازند و اخبار منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی را راستی‌آزمایی کنند.»

بحران‌ها و ضرورت بازسازی مرجعیت رسانه‌ای

او با اشاره به پیامدهای از بین رفتن مرجعیت رسانه‌ای گفت: «از بین رفتن مرجعیت رسانه‌ای باعث می‌شود ما در بحران‌هایی مثل جنگ ۴۰ روزه و جنگ ۱۲ روزه دچار مشکل شویم. ما نیاز به شکل دادن ساختار حرفه‌ای روزنامه‌نگاری داریم و علی‌رغم ۲۰۰ سال سابقه روزنامه‌نگاری، فاقد ساختار حرفه‌ای روزنامه‌نگاری هستیم. متأسفانه نگاه به روزنامه‌نگاری در ایران یا تبلیغاتی است یا امنیتی.»

محمدمهدی فرقانی در پاسخ به سؤالی درباره راه‌های بازگشت اعتماد و مرجعیت رسانه‌ها گفت: «علی‌رغم اینکه من همیشه آدم خوش‌بینی هستم، در این مورد خوش‌بین نیستم و علتش این است که عوامل و زمینه‌های این بی‌اعتمادی همچنان سر جای خود هستند و نه‌تنها تغییر نکرده‌اند، بلکه روزبه‌روز در حال بیشتر شدن و قوی‌تر شدن هستند و روزنامه‌نگار را از هیبت خود می‌اندازند و خارج می‌کنند و او را تبدیل به ابزار تبلیغ و پروپاگاندای خود می‌کنند.

او یادآور شد: اعتماد در شرایط آزادی و استقلال حرفه‌ای شکل می‌گیرد و ما با فعالیت حرفه‌ای روزنامه‌نگاری، فرسنگ‌ها فاصله مقطعی و تاریخی داریم. اعتماد به شکل تدریجی و زمان‌بر شکل می‌گیرد و دفعتاً می‌تواند با یک دروغ، سانسور و فریب فرو بریزد. ما روزنامه‌نگاران جوان و خوش‌فکری داریم که نمی‌توانند به‌تنهایی از پس این مشکلات بربیایند.»

چرا مردم به رسانه‌ها بی‌اعتمادند؟

فریدون صدیقی ـ استاد باسابقه روزنامه‌نگاری ـ در پاسخ به پرسشی درباره بی اعتمادی به رسانه‌ها، گفت: «سال، ۳۶۵ روز است. اگر تعطیلات را هم حساب کنیم، خبرنگار تقریباً ۲۲۰ روز در سال کار می‌کند. به باور من و دوستانم، غالباً ۹۵ درصد خبرنگاران عین هم و شبیه هم می‌نویسند و حرفی برای گفتن ندارند و مرجعیت خود را چندین سال است که از دست داده‌اند. دست‌کم یک روز که اسمش روز خبرنگار است، آن یک روز را به اندازه ۵ درصد به خبرنگارها اجازه دهید آزاد بنویسند.»
او ادامه داد: در وضع موجود، ما دیده نمی‌شویم، خوانده نمی‌شویم و شنیده نمی‌شویم؛ به خاطر اینکه نیستیم. امروز وقتی به دکه می‌روی و به روزنامه‌ها و ماهنامه‌ها نگاه می‌کنی، عملاً روزنامه‌ای وجود ندارد و اغلب مخاطبان آن سالمندان هستند و بیش از تعداد خود روزنامه‌ها، روزنامه‌های باطله موجود است.

صدیقی یادآور شد: در مقطعی در زمان انقلاب، جشنواره‌های مطبوعات برگزار می‌شد و جمعیت زیادی از آن استقبال می‌کردند اما این سال‌ها خبری از این جشنواره‌ها نیست. ما ذره‌ذره جویده شدیم و کنده شدیم و هر گروهی که بر سر کار می‌آمد، با ما مشکل داشت.

چرا مردم به رسانه‌ها بی‌اعتمادند؟

آماری از تعداد نشریات در سال ۹۲

این روزنامه‌نگار باسابقه خاطرنشان کرد: من سال ۱۳۵۱ وارد کیهان شدم و مهدی (محمدمهدی فرقانی)، ۶ ماه بعد از من آمد. ۶ ماه صندلی برای نشستن نداشت و منتظر جای خالی بود تا بنشیند. ۹۰ درصد همکارهایی که در کیهان بودند، صبح کارمند بودند و بعدازظهرها برای کار در روزنامه می‌آمدند. مثلاً کسی که در اتاق اصناف کار می‌کرد و در کیهان می‌نوشت، به‌جز او، کسی حق نوشتن در بخش اصناف و اقتصادی را نداشت.
آماری پیدا کردم که مربوط به سال ۹۲ است و اداره مطبوعات آن را منتشر کرده است. در سال ۹۲، پنج هزار و ۷۲ نشریه امتیاز گرفتند که دو هزار و ۶۰۵ نشریه در حال انتشار بود و از این تعداد، نصف یا هزار و خرده‌ای، بیشتر در تهران بودند.
۱۰۱ روزنامه، ۲۲۶ هفته‌نامه، ۱۴۷ دوهفته‌نامه، ۸۴۷ ماهنامه، ۶۶۱ دوماهنامه، ۱۲۵ فصلنامه، ۳۴ دوفصلنامه و ۲۶ سالنامه؛ این آمار سال ۹۲ است.

من فکر نمی‌کنم از این تعداد کم شده باشد، اما به این اندازه دیده نمی‌شویم؛ چون مردم خودشان را در گزارش‌ها نمی‌بینند و نتیجه آن، مخاطب‌گریزی و بی‌اعتمادی است. رسانه‌های ما واکنشی عمل می‌کنند و کنشی نیستند. معنی این حرف‌ها این نیست که روزنامه‌ها خالی از آدم‌های باتجربه هستند؛ آن‌ها ناچارند با وجود مشکلات زیاد بمانند.»

چرا مردم به رسانه‌ها بی‌اعتمادند؟

روزنامه‌نگارانی با زیست صنفی معلق !

فریدون صدیقی در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: «واقعیت امر این است که در رأس هرم صنوفی که در زیست معلق به سر می‌برند، روزنامه‌نگاران هستند. مردم در جامعه اگر صبح بیدار شوند، به دنبال کارهای روزمره خود هستند، اما زیست عقلانی‌ای در درون هر انسان وجود دارد که به دلیل مشکلات اقتصادی و اجتماعی نمی‌تواند از این زیست عقلانی استفاده کند.
سؤال من این است که چرا آقای اژه‌ای، با وجود تبریک روز خبرنگار، چند روزنامه‌نگار را عفو نکردند؟ چرا وزرا از شکایت‌هایشان صرف‌نظر نمی‌کنند؟
ما قرار است امیدوار باشیم. اگر همه امیدمان را از دست بدهیم، جامعه چه می‌شود؟ من هم مثل دکتر فرقانی امید دارم که یک‌دهم به دودهم تبدیل شود و این رقم ذره‌ذره بیشتر شود.»

چرا مردم به رسانه‌ها بی‌اعتمادند؟

همه می‌خواهند مدیر باشند و سردبیر!

جلال خوش‌چهره ـ روزنامه‌نگار و مدرس روزنامه‌نگاری ـ در پاسخ به سؤالی درباره فرضیه بی‌اعتمادی مردم به رسانه‌ها، گفت: «ما در کشوری هستیم که مدام با بحران‌های مختلف درگیریم. ما در رسانه بحران‌ها را بازتاب داده‌ایم، اما کمتر از بحران رسانه صحبت کرده‌ایم. علی‌رغم صحبت دیگر دوستان و بزرگان و نقش حاکمیت در تضعیف رسانه که خودم هم با آن موافقم، اما رابطه‌ای دیالکتیکی بین ساختار رسانه و حاکمیت وجود دارد که این رابطه باعث می‌شود ما مدام چوب را بر سر حاکمیت بکوبیم که البته حق هم داریم. از وقتی که در هیات علمی دانشگاه‌ها عناصر امنیتی، با وجود سواد ناکافی، وارد شدند، شرایط سخت‌تر شده است. برای انجمن استانی که قرار بود شکل بگیرد، فراخوان داده بودند و بعد من دیدم همه شرکت‌کنندگان در نهایت سردبیر شده‌اند. تعجب کردم که چرا هیچ‌کس خبرنگار نیست و همه سردبیرند. یا برای توزیع اینترنت خبرنگاران، متوجه شدم هشت هزار اینترنت به مدیران مسئول داده شده و چهار هزار به خبرنگاران. تعجب کردم که مگر می‌شود تعداد مدیران از خبرنگاران بیشتر باشد؟!

خوش‌چهره خاطرنشان کرد: بنابراین ما مشکل بزرگی در ساختار رسانه‌ها داریم که از سال ۱۳۸۴ و بعد از تعطیلی فله‌ای مطبوعات، رسانه‌های ما در مناقصه یک‌سری افراد قرار گرفتند. چند سال پیش من مسئول ارزیابی نشریات بودم و باید برای یارانه و کاغذ امتیاز می‌دادیم. به کسانی برخوردم که صاحب چندین روزنامه بودند. طرف ۴۰ روزنامه را کرایه کرده بود و هر ده تا و هشت تا را به یک صفحه‌آرا داده بود تا آگهی‌ها را بگذارد و بعد بقیه محتوا را کپی‌پیست کند و در صفحه‌اش بگذارد.
حتی در کاری متوجه شدم مدیرمسئول روزنامه‌ای، روزنامه‌اش را کرایه داده و ماهانه ۱۵۰ تومان می‌گیرد. بحران اینجاست. طرف در صفحه‌آرایی، هفت روزنامه را می‌بست و ارسال می‌کرد و مشخص است که کسی این روزنامه را نمی‌خواند. ما باید این رابطه را ببینیم. بنابراین باید بحران را از این زاویه هم نگاه کنیم.»

چرا مردم به رسانه‌ها بی‌اعتمادند؟


مخاطب چگونه رسانه را ارزیابی می‌کند؟

این روزنامه‌نگار سپس به طرح پرسش‌هایی پرداخت: «با این وضعیت، ما با چند سؤال روبه‌رو هستیم؛ مخاطبانِ ما، چطور ما را ارزیابی می‌کنند؟ سطح مشارکت ارتباطی آن‌ها با رسانه کجاست؟»

خوش‌چهره در این زمینه خاطرنشان کرد: علی‌رغم حضور نیروهای باتجربه و بامهارت در خبرگزاری‌ها، آن‌ها همچنان با مسئله سیاست‌های ابلاغی و تبلیغی درگیرند. زمانی بود که روزنامه سلام بسته می‌شد، مردم در اعتراض به خیابان‌ها می‌ریختند یا در رژیم گذشته، وقتی مطبوعات اعتصاب کردند، پاشنه آشیل حکومت شدند؛ چرا الآن این اتفاق نمی‌افتد؟
متأسفانه حتی اساتید بزرگ ما افاده‌فروشی می‌کنند و ستون مطالبشان پاراگراف‌بندی ندارد. فونتی که از آن استفاده می‌کنند درست نیست. قرار بود رسانه بین آدمی که پنج کلاس سواد دارد تا کسی که دکترا دارد، ارتباط برقرار کند؛ یعنی همه بتوانند با تیتر و متن ارتباط برقرار کنند. الآن جوری افاده‌چینی می‌کنند که اگر یک فرد معمولی هم بخواهد آن را بخواند، نمی‌تواند و فقط افاده روشنفکری است.

متن‌های این روزنامه‌ها طوری است که اگر امروز تعطیلش کنند، می‌توانند همان محتوا را در مجله چاپ کنند و وقتی مجله را تعطیل کنند، محتوای آن را در فصلنامه چاپ کنند. در چنین شرایطی رسانه‌ها چطور می‌توانند ارتباط دوطرفه خود را با مخاطب حفظ کنند؟»



مشکل رسانه‌ها مصرف‌گرایی مردم نیست

خوش‌چهره درباره این گزاره که بی‌محلی مردم به رسانه‌ها ناشی از مصرف‌گرا شدن جامعه است، گفت: «این بی‌محلی به رسانه به خاطر این است که مردم خیلی مصرف‌گرا شده‌اند؟ من با این گزاره مخالفم. بله، مردم خیلی به سمت فضای مجازی رفته‌اند، اما آیا برای مثال تیراژ واشنگتن‌پست کم شده است؟ مشکل کجاست؟ آیا مردم از محتوای ما ناراضی‌اند؟ یا از شیوه پیگیری مطالباتشان از طرف ما ناراضی‌اند؟

این دوره، دوره تخصصی است. خیلی از روزنامه‌نگارهای ما که به‌نام بودند، آسیب دیده‌اند. من خودم شخصاً به آن‌ها می‌گفتم که نباید درباره همه‌چیز نوشت. من خودم جرأت نمی‌کنم درباره ورزش بنویسم.»

رسانه‌ها مرجعیت خود را از دست داده‌اند

او با بیان اینکه «ما مرجعیت خود را از دست داده‌ایم»، افزود: «مردم به ما اعتماد ندارند. در گذشته هم چنین چیزی بود؛ از یک طرف مردم می‌گفتند ما دروغ می‌نویسیم و از طرف دیگر، حاکمیت به ما نگاه امنیتی داشت. ما در رسانه‌های خود فاقد ایده‌های قوی هستیم. ما باید در نگرش مخاطب خود تأثیر بگذاریم. ما قرار نیست مخاطب را وادار به چیزی کنیم، اما می‌شود زوایای دیگری را که می‌توان از آن موضوع دید، نشان بدهیم. مهم‌ترین مسئله این است که باید قدرت پیش‌بینی را به مخاطب بدهیم.
بعضی از رفتارهایی که باعث از دست رفتن مرجعیت رسانه‌ها شد، به حاکمیت کمک کرد که خبرگزاری‌ها بی‌آزار باشند؛ اما در جایی مثل جنگ و بحران اقتصادی که رسانه‌ها نمی‌توانند روی افکار عمومی تأثیر بگذارند، حاکمیت هم ضرر می‌کند.»

چرا مردم به رسانه‌ها بی‌اعتمادند؟


«شرمنده‌ایم»!

خوش‌چهره در ادامه با اشاره به نحوه پوشش حادثه هواپیمای اوکراینی گفت: «در روزهای حادثه هواپیمای اوکراینی، در یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار به ما ابلاغ شد که بگوییم هواپیما سقوط کرده است. من از همکارانم خواستم تا این کار را نکنند و حداقل تیتر بینابینی بزنید. ۲۴ ساعت بعد که اعلام شد هواپیما مورد هدف قرار گرفته است، تیتر یکِ کثیرالانتشارترین روزنامه این بود: «شرمنده‌ایم»؛ اینجا بود که تیر خلاص را به مخاطب زدیم.

نباید تسلیم شرایط شویم

جلال خوش‌چهره در پاسخ به این سؤال که آیا بازگشت اعتماد و مرجعیت به رسانه‌ها ممکن است، گفت: «ما نباید تسلیم شرایط شویم. نباید امید را از دست بدهیم، اما باید توانایی خودمان را در این شرایط سخت بالا ببریم و اگر این کار را انجام دهیم، برده‌ایم. می‌گویند اگر یک سیاستمدار در شرایط عادی سر کار بیاید، خیلی اتفاق ویژه‌ای رقم نخورده است، ولی در شرایط بحرانی، چرچیلی برای انجام آن کار لازم است. در وضعیت رسانه‌ای خودمان هم اگر ما بتوانیم نوعی خبرنگاری و رسانه‌ای مؤلف باشیم که چرایی و چگونگی خبر را تشریح کند و بیشتر از عناصر خبری دیگر به عنصر «چه» توجه کند و خبرنگار را در متن ببینیم، موفق شده‌ایم.
خیلی از رسانه‌های خارجی از اطلاعات تحریریه‌های ما استفاده می‌کنند، اما ما چون قدرت تشخیص چرایی و چگونگی خبر را نداریم، نمی‌توانیم با آن‌ها رقابت کنیم. جایی وارد رقابت می‌شویم که قدرت پیش‌بینی را به مخاطب خود بدهیم؛ وگرنه با چالش‌های حاکمیتی، ساختار اشتباه و مشکلات خودمان همچنان دچار بحران خواهیم ماند.»

۵۹۲۴۳

کد مطلب 2258961

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین