۰ نفر
۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۵
نابینا، نقطه و گسترش امکان سوژگی

مانایی و استمرار دانش، در معنای عام آن، ناگزیر از چرخه‌ای از خلق، تثبیت، جریان‌یابی و انباشت است؛ چرخه‌ای که برای تداوم حیات خود به سازوکاری اتصال‌بخش، ثبت‌کننده و مبتنی بر نوعی قرارداد مشترک نیاز دارد تا میان خالق، اثر و مخاطب ارتباط برقرار کند.

در این چرخه، مرز میان خالق و مخاطب نیز ثابت نیست؛ هر یک می‌تواند به فراخور جایگاه خود، هم‌زمان در موقعیت بهره‌گیری، بازآفرینی و خلق دانش قرار گیرد. پاسخ حیات بشری به بخش مهمی از این ضرورت چیزی نبود جز «خط».

کارگشایی خط اما به ثبت و استمرار دانش محدود نماند. خط به اثر امکان داد از حضور بالفعل خالق خود فراتر رود و کنش انسان را استمرار بخشد؛ میدان کنش را از محدودیت زمان، مکان و مخاطب حاضر فراتر برد و دامنه اثر آن را به کسانی رساند که چه‌بسا هیچ‌گاه در حضور خالق قرار نمی‌گرفتند. امر مکتوب نیز می‌توانست بارها موضوع کنش قرار گیرد؛ بازیابی، نقد و بازآفرینی شود و خود مبنای خلقی دیگر واقع گردد. بدین‌ترتیب، خط نه‌فقط به استمرار دانش، بلکه به گسترش سوژگی، عاملیت، میدان کنش و دامنه اثر انسان یاری رساند. به‌واسطه چنین تحولات بنیادی است که خط را آغاز تاریخ دانسته‌اند. در امتداد این تاریخ بلند، عنصری به‌غایت کوچک حامل امکانی همسو شد.

«نقطه»، کوچک‌ترین جزء بریل است؛ اما شاید بتوان یکی از بزرگ‌ترین دگرگونی‌ها در موقعیت معرفتی فرد نابینا را از همین واحد کوچک خواند. اهمیت این دگرگونی را نمی‌توان تنها در امکان دسترسی به امر مکتوب خلاصه کرد. نقطه و نوع برساخت آن در بریل، رابطه مستقیم فرد نابینا با ابژه مکتوب را تسهیل، تسریع و تعمیق کرد و این رابطه را از دریافت نشانه به تولید، بازبینی و مداخله در آن امتداد داد. آنچه در ذهن فرد شکل می‌گرفت، می‌توانست به دست خود او صورتی مکتوب پیدا کند، در برابرش به ابژه‌ای قابل بازیابی و ارزیابی بدل شود، تغییر یابد و به دیگری انتقال پیدا کند. بدین‌ترتیب، نقطه فقط راهی برای رسیدن متن به فرد نابینا نگشود؛ میدان کنش او بر امر مکتوب و با امر مکتوب را گسترش داد.

در همین جابه‌جایی است که دسترسی از عاملیت متمایز می‌شود. دسترسی امکان مواجهه با یک ابژه را فراهم می‌کند؛ عاملیت، امکان کنش بر آن، تولید آن و اثرگذاری از رهگذر آن را نیز دربرمی‌گیرد. در چنین نسبتی به واسطه برساخت نقطه در بریل، فرد نابینا تنها مخاطب امر مکتوب یا کاربر یک امکان دسترس‌پذیر نیست؛ می‌تواند در برابر آن به‌مثابه فاعل شناسا قرار گیرد و خود نیز چیزی را به جهان مکتوب بیفزاید. نقطه و برساخت بریلی آن، سوژگی فرد نابینا را ایجاد نکرد، اما امکان سوژگی مستقل او در برابر ابژه مکتوب را به‌شکلی بی‌سابقه گسترش داد.

نمود تاریخی این دلالت را می‌توان به شکلی عینی در یکی از مهم‌ترین کانون‌های جریان‌ساز آموزش نابینایان نیز جست‌وجو کرد. اسناد مدرسه پرکینز نشان می‌دهد درحالی‌ که بوستون لاین تایپ (Boston Line Type) ، مبتنی بر حروف برجسته رومی، همچنان از حمایت نهادی برخوردار بود، دانش‌آموزان نابینا بی‏توجه به نظام رسمی مدرسه، برای یادداشت‌برداری و مکاتبه از بریل استفاده می‌کردند؛ نظامی که امکان خواندن و نوشتن را با ابزارهایی ساده در اختیار خود کاربر قرار می‌داد. در این رفتار کاربران (دانش‏آموزان نابینا)، می‌توان نمود گسترش امکان سوژگی و عاملیت در برابر امر مکتوب را دید: آنان صرفاً دریافت‌کننده محتوای فراهم‌شده از سوی نهاد نبودند، بلکه ترجیح می دادند که بتوانند خود نیز در میدان کنش اندیشگانی شکل‌گرفته در مدرسه و فراتر از آن، به‌مثابه فاعل شناسا کنش کنند، تأثیر بپذیرند و تأثیر بگذارند.

این تحول، جایگاه فرد نابینا را در حیات دانش نیز تغییر می‌داد. او دیگر صرفاً در انتهای مسیر انتقال دانش قرار نمی‌گرفت؛ می‌توانست در خلق، بازآفرینی، جریان‌یابی و انباشت آن نیز مشارکت کند. کنش اندیشگانی او امکان تثبیت می‌یافت و از حضور بالفعلش فراتر رفته، استمرار پیدا کند، به مخاطبانی دیگر برسد و خود منشأ کنش و تولیدی تازه شود. بدین معنا، نقطه امکانی را گسترش داد که خط در مقیاسی عام‌تر برای فرد بینا فراهم کرده بود: استمرار کنش، گسترش میدان آن و افزایش دامنه اثر.

از این رهگذر، در کنار نسبت تاریخی سه گانه «چشم ـ خط ـ دانش»، نسبت دیگری نیز قوام یافت: «انگشت ـ نقطه ـ دانش». این دو نسبت همسان نیستند؛ منطق ادراکی، امکانات و محدودیت‌های هر یک متفاوت است. اما در میدان خلق، جریان‌یابی و انباشت دانش می‌توانند همسو باشند. فرد نابینا با امکان‌ها و محدودیت‌های خاص شیوه لمسی، در همان میدانی حضور می‌یابد که در آن اندیشه به ابژه مکتوب بدل می‌شود، در گردش قرار می‌گیرد، بر دیگری اثر می‌گذارد و مادهِ آفرینشی تازه می‌شود.

در این میان، کارگشایی نقطه نیز در قلمرو دانش محصور نماند. عاملیت در حیات اندیشگانی با امکان تحصیل، ارتباط، کنش حرفه‌ای، تولید فرهنگی و حضور در دیگر عرصه‌های اجتماعی پیوند خورد و از این رهگذر یکی از بسترهای گسترش میدان کنش فرد نابینا را فراهم ساخت. بریل یگانه عامل تحولات اجتماعی زندگی نابینایان نبود؛ اما دشوار است تاریخ گسترش حضور آموزشی، حرفه‌ای و اجتماعی آنان در دو سده اخیر را تصور کنیم و نقش بی‌بدیل نظامی را نادیده بگیریم که مبنای اصلی آن بر نقطه استوار بود و از رهگذر همین نقطه، امکان سوژگی و کنش مستقل را در میدان‌های مختلف گسترش داد.

کارگشایی برساخت نقطه در بریل را می‌توان در ماندگاری کم‌نظیر آن نیز دید؛ با گذشت نزدیک به دو قرن و به‌رغم رواج فناوری‌های ویژه در دهه‌های اخیر، نقطه همچنان مبنای اصلی بازنمایی و مواجهه مستقیم با متن در بریل است. فناوری صورت تحقق آن را دگرگون کرده، اما نه مبنای نقطه‌ای آن را.

اما نزدیک به دو قرن حضور نقطه در تجربه مکتوب افراد نابینا، معنایی فراتر از کارکرد فنی نیز بر آن نشانده است. نشانه‌ها ضرورتاً در کارکرد نخستین خود متوقف نمی‌مانند؛ یک عنصر می‌تواند در امتداد تکرار تاریخی، تجربه جمعی و شبکه دلالت‌هایی که پیرامون آن شکل می‌گیرد، از کارکرد اولیه خود فراتر رود و حامل لایه‌ای ثانویه از معنا شود. نقطه نیز از رهگذر پیوند تاریخی خود با استقلال مکتوب، ثبت و مبادله اندیشه، آموزش و مشارکت در دانش، ظرفیت چنین دلالتی را یافته است.

از این منظر، نقطه را می‌توان نمادی از مشارکت و عاملیت فرد نابینا در حیات اندیشگانی دانست. برساخت نقطه در بریل، امکان سوژگی فرد نابینا در برابر ابژه مکتوب را به‌نحو مؤثری گسترش داد و میدان تازه‌ای برای اعمال این سوژگی فراهم ساخت؛ میدانی که در آن اندیشه می‌توانست صورت مکتوب پیدا کند، بازیابی و بازآفرینی شود، از حضور بالفعل صاحب خود فراتر رود و در گستره‌ای وسیع‌تر به کنش و اثر ادامه دهد. دلالت این تحول نیز در حیات اندیشگانی متوقف نماند؛ گسترش سوژگی و عاملیت در این میدان، خود یکی از بسترهای توسعه میدان کنش فرد نابینا در آموزش، حیات حرفه‌ای، تولید فرهنگی و دیگر عرصه‌های اجتماعی شد.

شاید از همین رو، کوچک‌ترین جزء بریل بتواند حامل معنایی بسیار بزرگ‌تر از اندازه خود باشد. در این خوانش نمادین، نقطه دلالت بر مسیری تاریخی دارد که از مشارکت و عاملیت فرد نابینا در حیات اندیشگانی آغاز می‌شود و، از رهگذر گسترش میدان کنش و دامنه اثر، به حضور و نقش‌آفرینی فعال‌تر او در حیات اجتماعی امتداد می‌یابد.

* نویسنده و پژوهشگر و فعال فرهنگی و اجتماعی حوزه نابینایان 

۲۴۲۲۴۲

کد مطلب 2261190

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین