افسر سابق اطلاعات نظامی اسرائیل: ترامپ نمی‌خواهد بشنود؛ ایران پرچم سفید بالا نمی‌برد/ مرحله خطرناکی در راه است، ماجرا تازه شروع شده....

دنی سیترینوویچ، تحلیلگر مسائل ایران، در یادداشتی با بررسی وضعیت کنونی رویارویی تهران و واشنگتن، ۱۰ نکته را برای درک بهتر این درگیری مطرح کرده و معتقد است انتظار تسلیم ایران در برابر فشار آمریکا با واقعیت‌های حاکم بر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی همخوانی ندارد.

به گزارش خبرآنلاین، دنی سیترینوویچ، افسر ارشد سابق اطلاعات نظامی اسرائیل و رئیس پیشین بخش ایران در واحد تحقیقات و تحلیل سازمان اطلاعات نظامی این رژیم (امان)، که اکنون پژوهشگر ارشد برنامه ایران و محور شیعه در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل است درباره خبر رویترز که به نقل از یک مقام ایرانی نوشت:  ایران اعلام کرده است در پی به بن‌بست رسیدن تلاش‌ها برای مذاکره با آمریکا با هدف پایان دائمی جنگ، موضع نظامی خود را به یک وضعیت «کاملاً تهاجمی» تغییر خواهد داد؛ هم‌زمان، واشنگتن اعلام کرده است که توافق موقت آتش‌بس را تمدید نخواهد کرد. در تحلیلی در شبکه ایکس نوشت: 

۱. ایران تسلیم نخواهد شد

ایران در مواجهه با انتخاب میان تسلیم شدن و تشدید تنش، گزینه دوم را انتخاب خواهد کرد. البته درباره اینکه این تشدید تنش در چه ابعادی، در چه زمانی و با استفاده از چه ابزارهایی انجام خواهد شد، می‌توان بحث کرد، اما اینکه تصور کنیم فشار آمریکا در نهایت تهران را وادار به عقب‌نشینی کامل و تسلیم خواهد کرد، با تصویری که جمهوری اسلامی از خود و مسئله بقای نظام دارد، سازگار نیست.

 ۲. فشار اقتصادی به ایران آسیب می‌زند، اما هزینه آن فقط متوجه تهران نیست

تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی آمریکا خسارت قابل‌توجهی به اقتصاد ایران وارد می‌کنند. با این حال، در تهران بر این باورند که می‌توان بخشی از هزینه این فشار را به اقتصاد جهانی منتقل کرد.

به اعتقاد سیترینوویچ، ایران در درجه نخست می‌تواند از طریق ایجاد اختلال در جریان انرژی و ضربه زدن به ثبات منطقه‌ای، بخشی از هزینه‌ای را که خود متحمل می‌شود به طرف مقابل و اقتصاد جهانی منتقل کند.

 ۳. ایران برای همیشه فشار آمریکا را بدون پاسخ تحمل نمی‌کند

ایران در بلندمدت وضعیتی را نمی‌پذیرد که آمریکا بتواند به اعمال فشار ادامه دهد، بدون آنکه خودش هزینه‌ای برای این فشار بپردازد. 

به نوشته این تحلیلگر، تهران خواهان یک جنگ بی‌پایان نیست، اما رویکرد کنونی ایران اهمیت بیشتری برای ابتکار عمل و اقدام تهاجمی قائل شده است. هرچه فشار و محاصره اقتصادی ادامه پیدا کند، انگیزه ایران برای ایجاد تنش و به وجود آوردن اهرم‌های فشار جدید نیز افزایش خواهد یافت.

 ۴. ترامپ نمی‌تواند روی یک وضعیت میانی باثبات حساب کند

برخلاف آنچه ترامپ امیدوار است، لزوماً نمی‌توان انتظار داشت یک «وضعیت میانی» پایدار میان جنگ و توافق شکل بگیرد.

واشنگتن نمی‌تواند فرض کند که قادر است همزمان فشار حداکثری را ادامه دهد، از دستیابی به توافق خودداری کند و در عین حال هیچ هزینه‌ای نپردازد.

ایران تسلیم نخواهد شد و اگر روند تشدید تنش برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، حتی آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز نیز نمی‌تواند امری بدیهی و تضمین‌شده تلقی شود.

۵. در برابر ایران راه‌حل یک‌ضربتی وجود ندارد

در برابر ایران چیزی شبیه به یک راه‌حل «یک ضربه و تمام» وجود ندارد. افزایش فشار بر چین، تلاش برای تشدید محاصره زمینی ایران یا اعمال دور جدیدی از تحریم‌ها، هیچ‌کدام راه‌حل جادویی برای حل مسئله ایران نیستند.

این اقدامات می‌توانند شرایط را برای تهران بسیار دشوارتر کنند، اما لزوماً به شکست ایران منجر نخواهند شد.

به نوشته سیترینوویچ، هرچه فشار و مشکلات ایران بیشتر شود، گزینه پیش‌فرض تهران این خواهد بود که تلاش کند هزینه‌ای را که رقبایش می‌پردازند افزایش دهد؛ هزینه‌ای که در شرایط کنونی می‌تواند متوجه اقتصاد جهانی نیز شود.

 ۶. دولت آمریکا همچنان در درک منطق تصمیم‌گیری ایران مشکل دارد

به نظر می‌رسد دولت آمریکا هنوز در درک نحوه تفکر و عملکرد ساختار سیاسی ایران با مشکل مواجه است.

اگر رئیس‌جمهور آمریکا انتظار دارد زمانی فرا برسد که فشار آنقدر افزایش یابد که ایران صرفاً پرچم سفید را بالا ببرد، احتمالاً ناامید خواهد شد.

جمهوری اسلامی می‌تواند وارد مصالحه شود، به‌صورت تاکتیکی عقب‌نشینی کند و حتی سیاست‌های خود را تغییر دهد، اما تسلیم شدن علنی در برابر فشار تقریباً در نقطه مقابل همان گفتمانی قرار دارد که این نظام بر پایه آن شکل گرفته است.

 ۷. ناامیدی در واشنگتن افزایش خواهد یافت

سیترینوویچ معتقد است به همین دلیل، احتمالاً در آینده نزدیک شاهد افزایش ناامیدی در واشنگتن و به‌ویژه شخص ترامپ خواهیم بود.

هرچه زمان بگذرد و مشخص شود که وارد کردن خسارت اقتصادی سنگین به ایران الزاماً به تغییر سیاست مورد انتظار آمریکا منجر نمی‌شود، فاصله میان انتظارات کاخ سفید و واقعیت موجود بیشتر خواهد شد.

 ۸. تنگه هرمز و مسئله هسته‌ای را نباید یکی دانست

به نوشته این تحلیلگر، باید میان مسئله تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای ایران تفاوت قائل شد.

حتی اگر توافقی برای ازسرگیری تردد منظم کشتی‌ها در تنگه هرمز به دست آید، این به معنای آن نیست که مسیر برای دستیابی به توافق هسته‌ای نیز هموار شده است.

این دو موضوع از نظر راهبردی به یکدیگر ارتباط دارند، اما یک مسئله واحد نیستند. بنابراین، یک توافق محدود درباره تنگه هرمز لزوماً نشان‌دهنده آمادگی ایران برای پذیرش امتیازهای مهم در پرونده هسته‌ای نخواهد بود.

 ۹. فشار اقتصادی جای استراتژی را نمی‌گیرد

فشار اقتصادی به خودی خود جایگزین یک راهبرد مشخص نیست. این ابزار را نمی‌توان یک راه‌حل آماده برای شرایطی دانست که طرف مقابل نمی‌خواهد از قدرت نظامی استفاده کند.

فشار اقتصادی ابزاری است که باید برای دستیابی به یک هدف سیاسی مشخص مورد استفاده قرار گیرد.

به نوشته سیترینوویچ، اگر پاسخ روشنی برای این پرسش وجود نداشته باشد که آمریکا دقیقاً می‌خواهد به چه چیزی دست پیدا کند، حاضر است چه امتیازهایی را در مقابل بپذیرد و اگر طرف مقابل این خواسته‌ها را رد کرد، واشنگتن چه اقدامی انجام خواهد داد، تحریم‌ها ممکن است به جای آنکه صرفاً یک اهرم فشار باشند، به خودِ سیاست تبدیل شوند.

۱۰. مسئله ایران همچنان با راه‌حل فاصله دارد

در نهایت، مسئله ایران همچنان فاصله زیادی با حل شدن دارد.آمریکا توانایی وارد کردن خسارت بسیار سنگین به ایران را دارد و ایران نیز می‌تواند در واکنش، هزینه‌های سنگینی به آمریکا و طرف مقابل تحمیل کند.

اما به اعتقاد این تحلیلگر، توانایی دو طرف برای وارد کردن خسارت به یکدیگر، به معنای آن نیست که یکی از آنها می‌تواند نتیجه سیاسی مورد نظر خود را بر طرف مقابل تحمیل کند.

سیترینوویچ در پایان هشدار می‌دهد که دقیقاً به همین دلیل، بحران کنونی ممکن است نه آخرین مرحله درگیری میان ایران و آمریکا، بلکه آغاز مرحله‌ای جدید، طولانی‌تر و خطرناک‌تر از این رویارویی باشد.

315

کد مطلب 2261937

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین