ریحانه اسکندری: پاییز ۱۴۰۵ با پایان یافتن دوره پنجساله ریاست پیمان جبلی بر سازمان صداوسیما همراه است؛ دورانی که بیش از هر زمان دیگری با صفت «خالصسازی»، ریزش مخاطب، گافهای زنجیرهای مجریان و حواشی تخصیص بودجههای نجومی در یادها خواهد ماند. ما پیش از این در گزارشی جامع با عنوان «تاراج اعتماد در ساختمان شیشهای؛ آیا صداوسیما هنوز "ملی" است؟» به بررسی کارنامه ۵ ساله پیمان جبلی و نداشتن مرجعیت خبری تلویزیون پرداختیم؛ گزارشی که در آن تاکید شد ملی بودن یک رسانه، عنوانی تشریفاتی نیست، بلکه حاصل اعتمادسازی، پذیرش تکثر آرا و پاسخگویی به مطالبات آحاد جامعه است.
در راستای همان پرونده و برای تحلیل بیشتر ابعاد این بحران، به سراغ امیدعلی مسعودی، استاد دانشگاه و کارشناس حوزه رسانه رفتیم تا استانداردهای علمی «رسانه ملی» و فاصله صداوسیمای کنونی با این شاخصها را به بحث بگذاریم.
مالکیت عمومی و مسئولیت در قبال مطالبات جامعه
مسعودی در ابتدای این گفتگو به تشریح مفاهیم پایه و الزامات «ملی بودن» یک رسانه پرداخت و گفت: «وقتی از رسانه ملی سخن میگوییم، نخستین مؤلفه بحث مالکیت آن است. سازمان صداوسیما از وجه مالکیت متعلق به همه مردم است؛ زیرا هزینههای جاری و امکانات آن از محل درآمدهای عمومی کشور و بودجهای تامین میشود که توسط مجلس شورای اسلامی به تصویب میرسد. از اینرو مالکیت آن به آحاد جامعه تعلق دارد و بر اساس قانون اساسی نیز زیر نظر مقام معظم رهبری اداره میشود و رئیس آن هم از سوی ایشان منصوب میگردد.»
او در ادامه با اشاره به دومین مؤلفه استاندارد ملی بودن افزود: «موضوع دوم، رویکرد رسانه در قبال جامعه و میزان پاسخگویی آن به نیازهای مردم است. رسانه ملی باید سنخیت مستقیمی با انتظارات جامعه داشته باشد و مشخص شود تا چه اندازه در برآورده ساختن نیازهای اطلاعرسانی آحاد مردم در قالب خبر، تفسیر، گزارش و ارتباط مستمر موفق عمل کرده است. بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) فرمودند رسانه باید مثل یک دانشگاه عمل کند. اکنون نیز باید بررسی شود که صداوسیما در ابعاد آموزشی و اطلاعرسانی تا چه حد به این افق نزدیک شده است.»
محدودیتهای ساختاری در برابر چالشهای مدیریتی
این استاد علوم ارتباطات با پذیرش محدودیتها و چالشهای موجود در رسانه ملی اظهار داشت: «هر رسانهای در کنار نقاط قوت، جنبههای منفی و نقاط ضعفی نیز دارد. انتقاداتی به رسانه ملی وارد است که بخشی از آن ریشه در محدودیتهاست و بخشی هم ناشی از عدم توانمندی مدیریتی؛ وگرنه اعضای رسانه ملی ما از خبرنگاران تا مدیرانشان خیلی زحمت میکشند. اما اینکه برآیند عملکرد چقدر توانسته نیاز مخاطبان را برآورده کند، نیازمند ارزیابی علمی و مراجعه به پژوهشهای انجامشده در این حوزه است.»
اعتماد عمومی؛ حلقه مفقوده انحصار رسانهای
مسعودی در واکنش به نتایج بررسیها و آمارهای موجود درباره عدم تکثر سیاسی در برنامههای صداوسیما و غلبه یک جریان خاص گفت: «یکی از شاخصهای ارزیابی رسانه که در پژوهشها هم شاهد آن هستیم، عنصر "اعتماد" میان رسانه و مخاطب است. مسئله اصلی، صرفا تعداد میلیونی بینندگان نیست، بلکه میزان اعتمادی است که مخاطب به شما دارد. یکی از شرایط اعتمادسازی این است که تمام گروهها، احزاب و صاحبان دیدگاههای مختلف که در چارچوب نظام جمهوری اسلامی فعالیت میکنند و انتقادات دلسوزانه دارند، امکان بیان نظرات خود را داشته باشند. انحصار رسانه به یک گروه خاص، ضریب اعتماد عمومی را بشدت کاهش میدهد.»
عصر ارتباطات تعاملی و فرصتسوزی در برابر رسانههای بیگانه
او با سنجش عملکرد صداوسیما در قبال رسانههای بیگانه و تعاملی شدن فضای رسانهای تصریح کرد: «با پیشرفت فناوری و همهگیری تلفنهای هوشمند، فاصله زمانی و مکانی از میان رفته و امکان سانسور مطلق یا قطع ارتباط وجود ندارد. در چنین شرایطی رسانه ملی میتواند و باید از ظرفیتهای فضای مجازی برای ارتباط با مردم استفاده کند. متأسفانه تو همان تحقیقاتی که انجام شده، پژوهشها نشان داد بعد از حوادث سال ۱۳۸۸ با اینکه ریزش مطلق مخاطب رخ نداد، اما میزان اعتماد اکثریت مخاطبان کاهش یافت و در مقابل، رسانههای بیگانه از این خلاء برای اعتمادسازی به نفع خود بهره بردند.»
ضرورت احترام به مخاطب و مرزبندی با فشارهای بیرونی
این کارشناس رسانه درخصوص مباحث مطرحشده حول قانون مطبوعات و قوانین مرتبط با مصوبات امنیتی تاکید کرد: «در زمان جنگ یا شرایط ویژه، محدودیتهایی برای انتشار اسناد امنیتی وجود دارد و همه به آن واقف هستیم؛ اما در عین حال، قوانین موجود در قانون مجازات اسلامی و قانون مطبوعات برای برخورد با تخلفات کفایت میکند. ما در رسانه ملی، مطبوعات و خبرگزاریها موظف به احترام به مردم هستیم و وظیفه اصلی همه رسانهها، خدمت به جامعه از طریق اطلاعرسانی شفاف و آموزش است.»
سقوط استانداردهای اجرا و جای خالی منشور اخلاقی
مسعودی در بخش دیگری از این گفتگو، به افت مرجعیت رسانه ملی بر اثر بروز خطاهای متعدد، حاشیههای مجریان و حذف چهرههای شاخص اشاره کرد و گفت: «یکی از پایههای اعتمادسازی، نظم، احترام به مهمان و تعامل حرفهای است. مجری رسانه باید اهل گفتگو و تعامل باشد، نه درگیری با مهمان؛ چراکه مهماننوازی از اصول فرهنگ ایرانی و اسلامی ماست. بروز رفتارهای خارج از عرف و خطاهای متوالی، افکار عمومی را جریحهدار کرده و سوژه لازم را به دست رسانههای بیگانه میدهد تا اعتماد مردم را نسبت به رسانه ملی کاهش دهند.»
این استاد دانشگاه درباره لزوم وجود چارچوبهای تخصصی برای انتخاب و آموزش نیروها در صداوسیما افزود: «رسانههای معتبر جهان دارای منشور اخلاقی مشخصی هستند. اگر صداوسیما منشور اخلاقی جامع و شفافی را مبنا قرار دهد، بسیاری از این مشکلات پیش نمیآید. خطاهای انسانی و املایی در رسانه طبیعی است، اما تکرار مداوم رفتارهای مغایر با اصول حرفهای، نیازمند برخورد طبق همان منشور اخلاقی است.»
تورم بدنه انسانی و راهکار برونسپاری در مدیریت بودجه
مسعودی در پاسخ به پرسشی درباره بودجه کلان صداوسیما و عدم همخوانی آن با خروجی کیفی سازمان تصریح کرد: «متورم شدن بدنه نیروی انسانی صداوسیما تا سقف ۵۰ هزار نفر، بار مالی عظیمی به سازمان تحمیل کرده است. پیشنهاد همیشگی من برونسپاری پروژههاست. صداوسیما میتواند با الگوبرداری از مدل های نوین و پلتفرمها، بسیاری از ساختهای تولیدی را برونسپاری کند. متأسفانه امروز برنامههایی نظیر تئاترهای تلویزیونی و نمایش اصلاً وجود ندارد و شبکههای متعدد بدون تکثر محتوایی، ساختارهای مشابهی پیدا کردهاند.»
او با اشاره به لزوم حمایت از بخشهای استراتژیک در کنار اصلاح ساختار داخلی یادآور شد: «با توجه به تغییرات نرخ ارز، بخش برونمرزی رسانه ملی شدیداً تحت فشار است و هر چقدر در آن بخش هزینه شود، ضرر نکردهایم؛ اما در بخش داخلی، مدیریت هزینهها، کاهش بدنه دیوانسالار و اصلاح ساختار تولید یک ضرورت حیاتی است.»
کارنامه پنجساله پیمان جبلی در ترازو
مسعودی در پایان این گفتگو، در ارزیابی خود از عملکرد پنجساله پیمان جبلی بر مسند ریاست صداوسیما گفت: «من آقای جبلی را از سالهای دور میشناسم و او را فردی حرفهای و باسابقه رسانهای میدانم که خود سابقه خبرنگاری و پوشش رویدادهای مهم بینالمللی را داشته است. با این حال، سیاستهای کلی رسانه توسط شورای نظارت و مجموعه ساختار کلان نظام تدوین میشود و مدیریت سازمان باید همان سیاستهای ترسیمشده را اجرا کند. آقای جبلی در این دوره با چالشها و محدودیتهای سنگینی روبهرو بود که مهمترین آنها، اداره یک بدنه عظیم و متورم انسانی است. اداره چنین حجم عظیمی از نیروها با بودجه موجود، چالش مدیریتی بسیار پیچیدهای است که هر مدیری را با مسئله مواجه میکند.هر چند قطعا انتقادات به این دوره وجود دارد.»
۵۹۲۴۴





نظر شما