آیا ترکیه واقعا مسئله کردها را حل کرده است؟/ پایان پ‌ک‌ک یا آغاز فصل تازه مبارزه کردها؟

چرایی این تصمیم اوجالان همچنان محل گمانه‌زنی است و همین موضوع، آینده روند صلح را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است. حاتیپ دیکل، یکی از اعضای هیئت کردها در مذاکرات صلح سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵، به مارکوس گفته است که اوجالان در ابتدا حاضر نبود از پ‌ک‌ک بخواهد سلاح‌هایش را زمین بگذارد، مگر آنکه توافقی رسمی با ترکیه حاصل شود. منطق او روشن بود: در چنین درگیری‌هایی، معمولا سلاح آخرین چیزی است که کنار گذاشته می‌شود.

خبرآنلاین- گزارش فارن پالیسی- مترجم مهسا مژدهی: در ۱۰ اوت امسال، پارلمان ترکیه لایحه‌ای را تصویب کرد که بر اساس آن، برای اعضای خلع‌سلاح‌شده حزب کارگران کردستان، پ‌ک‌ک، عفو محدودی در نظر گرفته می‌شود. پ‌ک‌ک پس از نزدیک به چهار دهه شورش مسلحانه علیه دولت ترکیه، سال گذشته و در پی دستور عبدالله اوجالان، بنیانگذار زندانی این گروه، اعلام کرد که فعالیت خود را متوقف می‌کند.

اوجالان که خودش مشمول این عفو نخواهد شد، از تصویب این لایحه استقبال کرده و آن را آغاز روند دموکراتیک‌سازی دانسته است؛ روندی که به گفته او اهمیتی هم‌اندازه تاسیس جمهوری ترکیه دارد.

همزمان، رئیس پارلمان ترکیه پایان مسئله دیرینه کردها در این کشور را اعلام کرده است. او با اعلام انحلال سازمان تروریستی، وعده داده بود که لایحه عفو می‌تواند زمینه‌ساز وحدت و همبستگی در ترکیه شود.

اما آیا واقعا می‌توان گفت مسئله کردها در ترکیه حل شده است؟

کتابی درباره آینده پ‌ک‌ک و جنبش کردها

برای پاسخ به این پرسش، کتاب جدید آلیزا مارکوس با عنوان خیزش و انقلاب: حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) و مبارزه کردها در ترکیه و سوریه  نقطه شروع مناسبی است.

مارکوس که پیش‌تر به‌عنوان خبرنگار در خاورمیانه فعالیت می‌کرد، سابقه نگارش یکی از مهم‌ترین روایت‌های تاریخی درباره پ‌ک‌ک تا زمان دستگیری اوجالان در سال ۱۹۹۹ را دارد. کتاب جدید او داستان این جنبش را تا زمان حاضر دنبال می‌کند و نشان می‌دهد پ‌ک‌ک چگونه اهداف خود را تغییر داد تا همچنان در تحولات منطقه‌ای نقش داشته باشد. این کتاب همچنین سرنخ‌هایی درباره نگاه کنونی اوجالان و مسیری که ممکن است پ‌ک‌ک در آینده طی کند، ارائه می‌دهد.

مهم‌ترین نکته‌ای که مارکوس بر آن تأکید می‌کند این است که انحلال پ‌ک‌ک به معنای ناپدید شدن جنبش کردها در این کشور نیست. از نگاه اعضای این جنبش، توافق سیاسی فعلی با دولت ترکیه تنها مرحله دیگری از مبارزه برای دستیابی به حقوق کردهاست.

اوجالان سال‌هاست استدلال می‌کند که زمان آن رسیده است مسئله کردها به جای مبارزه مسلحانه، از مسیر یک راه‌حل مسالمت‌آمیز در چارچوب یک ترکیه دموکراتیک دنبال شود. مارکوس پیش‌بینی می‌کند که پ‌ک‌ک ممکن است اکنون به یک سازمان یا مجموعه‌ای از سازمان‌های صلح‌طلب تبدیل شود که اهداف کردها را از راه‌های غیرخشونت‌آمیز دنبال می‌کنند.

او به «بسه هوزات»، یکی از اعضای رهبری پ‌ک‌ک در شمال عراق، اشاره می‌کند که در آغاز نمادین روند خلع سلاح در ژوئیه ۲۰۲۵ گفته بود: هدف فقط پایین آمدن اعضای پ‌ک‌ک از کوه‌ها نیست؛ آنها می‌خواهند در خط مقدم سیاست دموکراتیک در آمد، آنکارا و استانبول حضور داشته باشند.

چرا اوجالان بدون توافق رسمی با ترکیه سلاح‌ها را کنار گذاشت؟

اما آیا چنین تغییری واقعا امکان‌پذیر است؟ در سال ۲۰۲۵، اوجالان بدون آنکه توافق قبلی و رسمی با دولت ترکیه وجود داشته باشد، با خلع سلاح و انحلال پ‌ک‌ک موافقت کرد.

اکنون او با کنار گذاشته شدن اعضای ارشد رهبری پ‌ک‌ک از عفو هم کنار آمده است. بر اساس این لایحه، شورشیانی که به ترکیه بازگردانده می‌شوند، بسته به مدت محکومیتشان، بین پنج تا ۱۰ سال از فعالیت سیاسی محروم خواهند بود.

اما چرایی این تصمیم اوجالان همچنان محل گمانه‌زنی است و همین موضوع، آینده روند صلح را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است. حاتیپ دیکل، یکی از اعضای هیئت کردها در مذاکرات صلح سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵، به مارکوس گفته است که اوجالان در ابتدا حاضر نبود از پ‌ک‌ک بخواهد سلاح‌هایش را زمین بگذارد، مگر آنکه توافقی رسمی با ترکیه حاصل شود. منطق او روشن بود: در چنین درگیری‌هایی، معمولا سلاح آخرین چیزی است که کنار گذاشته می‌شود.

چرا اوجالان پس از یک دهه از این شرط عقب نشست؟ اوجالان همواره می‌دانست که بدون تهدید جنگ، انگیزه چندانی برای دولت ترکیه وجود ندارد که به مسئله کردها توجه کند.

با این حال، در نهایت شرایط پ‌ک‌ک او را مجبور کرد مسیر خود را تغییر دهد؛ زیرا این گروه به بن‌بست رسیده بود. مبارزه مسلحانه پ‌ک‌ک سال‌ها بود که رو به افول گذاشته بود و این گروه نمی‌توانست با برتری فناوری نظامی ترکیه مقابله کند. یکی از مهم‌ترین عوامل، استفاده گسترده ترکیه از پهپادهای نظامی بود که عملاً فعالیت پ‌ک‌ک را در مناطق کوهستانی شمال عراق محدود کرده بود.

شکست قیام کردها در سال ۲۰۱۵

شکست فراخوان پ‌ک‌ک برای قیام مردمی در جنوب شرق ترکیه در سال ۲۰۱۵ نیز نقطه عطف مهمی بود. پ‌ک‌ک که از موفقیت خود با حمایت آمریکا در مبارزه با داعش در سوریه جسارت بیشتری پیدا کرده بود و از رویکرد دولت ترکیه ناراضی بود، جنگی را برای به دست گرفتن کنترل آشکار چند شهر کردنشین آغاز کرد. اما واکنش شدید ارتش ترکیه باعث ویرانی بخش بزرگی از این شهرها شد.

حتی برخی کردهایی که با پ‌ک‌ک همدلی داشتند، این گروه را مسئول چنین سرنوشتی دانستند. در نتیجه، پ‌ک‌ک بخش قابل توجهی از قدرت بالفعل خود در مناطق شهری را از دست داد.

با در نظر گرفتن این پیشینه، آنچه امروز ممکن است نوعی تسلیم پ‌ک‌ک به نظر برسد، بهتر است تلاشی از سوی اوجالان برای جبران اشتباهات گذشته و بازسازی نفوذ این جنبش تلقی شود.

به نظر می‌رسد اوجالان پذیرفته است که بسیاری از اهداف بلندمدت جنبش کردها در شرایط کنونی دست‌نیافتنی هستند. ترکیه در آینده قابل پیش‌بینی همچنان از اعطای کامل حقوقی که پ.ک.ک به‌دنبال آن است، خودداری خواهد کرد.

از سوی دیگر، دولت رجب طیب اردوغان که با مخالفان اصلی خود برخورد کرده و همچنان شماری از سیاستمداران و مقام‌های منتخب کرد را در زندان نگه داشته است، بعید است قدرت را به کردها واگذار کند یا فعالیت‌های مسالمت‌آمیز برای احقاق حقوق کردها و پیشبرد اصلاحات دموکراتیک را تحمل کند.

با این حال، شاید این مسئله برای اوجالان تعیین‌کننده نباشد. زمانی که آنکارا به درخواست‌های قبلی او برای به رسمیت شناختن حقوق کردها در چارچوب یک ترکیه دموکراتیک پاسخ نداد، اوجالان راهبرد دیگری را مطرح کرد؛ راهبردی که تلاش می‌کند خارج از نهادهای سرکوبگر دولتی عمل کند.

از نگاه او، کردها نباید منتظر بمانند تا ترکیه خواسته‌هایشان را برآورده کند. آنها باید در سطح محلی قدرت به دست آورند، نهادهای دموکراتیک را از پایین به بالا ایجاد کنند و شوراها و پارلمان‌های محلی شکل دهند.

مارکوس در کتاب خود می‌نویسد که ایده اوجالان در اصل این بود که هدف از یک دولت مستقل کردستان باید به یک مردم کرد مستقل تغییر پیدا کند.

بازگشت نیروهای پ‌ک‌ک به ترکیه چه معنایی دارد؟

احتمالا اوجالان بر این باور است که نیروهای مسلحی که اکنون بر اساس قانون عفو می‌توانند به خانه بازگردند، می‌توانند پیشگام این روند رهایی سیاسی کردها باشند. فعالیت سیاسی مسالمت‌آمیز همچنین می‌تواند به کردها اجازه دهد ائتلاف‌های قدرتمندتری با احزاب ترکیه‌ای ایجاد کنند.

مبارزه مسلحانه اگرچه کردها را بسیج کرد، اما از سوی دیگر باعث شد خواسته‌های کردها در نگاه بخش بزرگی از جامعه ترکیه مشروعیت خود را از دست بدهد. اگر هیچ دستاورد دیگری هم وجود نداشته باشد، روند صلح می‌تواند در بلندمدت زمینه را برای پذیرش بیشتر مطالبات کردها فراهم کند.

اما سؤال اصلی همچنان باقی است:

چه کسی از روند سیاسی فعلی میان اوجالان و اردوغان سود بیشتری خواهد برد؟ آیا اوجالان راهی پیدا کرده است تا برای مطالبات کردها فضای سیاسی ایجاد کند و زمینه را برای تضعیف حکومت اقتدارگرای اردوغان فراهم آورد؟ یا اینکه اردوغان سرانجام توانسته کردها را وادار کند از مبارزه خود دست بکشند و در نتیجه، سلطه سیاسی خود را بیش از گذشته تحکیم کند؟

مارکوس چندان به موفقیت آسان این روند خوش‌بین نیست. کتاب او نشان می‌دهد که تغییر مسیر پ‌ک‌ک و تبدیل آن به جنبشی که اعضای خود را صرفاً برای فعالیت‌های غیرخشونت‌آمیز بسیج کند، کار ساده‌ای نخواهد بود. از سوی دیگر، هنوز مشخص نیست که آیا ترکیه در نهایت اجازه فعالیت جدی برای طرح مطالبات سیاسی کردها را خواهد داد یا حتی حاضر خواهد شد این مطالبات را بپذیرد.

ملی‌گرایی ترکی؛ بزرگ‌ترین مانع صلح با کردها

در واقع، دلایل زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد هم اوجالان و هم اردوغان ممکن است در مورد نتایج روند سیاسی فعلی دچار اشتباه محاسباتی شده باشند.

بزرگ‌ترین مانع در مسیر وحدت ترک‌ها و کردها همواره سلطه تفکر ملی‌گرایانه ترک بوده است.

نکته متضاد ماجرا اینجاست که دولت باغچلی، متحد فوق‌ملی‌گرای اردوغان و رهبر حزب حرکت ملی، بیش از هر کس دیگری برای پیشبرد روند صلح تلاش کرده است. اردوغان اما همواره نسبت به اقداماتی که می‌تواند واکنش منفی ملی‌گرایان ترک را برانگیزد، محتاط‌تر بوده است. به همین دلیل، با وجود تلاش‌های باغچلی، ملی‌گرایان ترک همچنان با مطالبات کردها مخالف‌اند. اردوغان که خواهان انتخاب مجدد است، بعید است حاضر شود خطر رویارویی با تفکرات برتری‌طلبانه ملی‌گرایان را بپذیرد.

ملی‌گرایی حتی در اردوگاه مخالفان دولت هم همچنان عامل اختلاف است.

جنبش چپ‌گرای کرد و چپ‌های ترکیه در موضوعاتی مانند حقوق کارگران، فمینیسم، محیط زیست و سکولاریسم دیدگاه‌های مشترکی دارند و از نظر تئوریک می‌توانند یک نیروی مترقی و گسترده در برابر جریان راست اقتدارگرای حاکم ایجاد کنند.

اما در طول تاریخ، تلفیق سیاست طبقاتی چپ با ملی‌گرایی ترک و کرد بسیار دشوار بوده است.

دوران کالکان، یکی از اعضای رهبری پ‌ک‌ک، اخیرا از اینکه چپ و دیگر نیروهای دموکرات نتوانسته‌اند سلطه «ملی‌گرایی شوونیستی» را بشکنند و حمایت اجتماعی لازم برای صلح را ایجاد کنند، ابراز تأسف کرده است.

پ‌ک‌ک چگونه متولد شد؟

پ‌ک‌ک از دل همین شکاف‌ها در دهه ۱۹۷۰ متولد شد. مارکسیست‌های ترک از متحدان کرد خود می‌خواستند مبارزه طبقاتی را در اولویت قرار دهند و تحقق مطالبات قومی را تا زمان استقرار سوسیالیسم به تعویق بیندازند. اوجالان با این رویکرد همراه نشد و مبارزه‌ای انقلابی، مستقل و عمدتاً کردی را برای ایجاد یک کردستان مستقل و سوسیالیستی آغاز کرد. اما امروز او به نقطه‌ای تقریبا متفاوت بازگشته است و از نوع دیگری از انقلاب سخن می‌گوید: تحول دموکراتیک ترکیه.

جنبش کردها برای آنکه شانسی واقعی برای موفقیت داشته باشد، باید بتواند با نیروهای مترقی ترکیه ائتلاف کند.

اما توافق میان اوجالان و اردوغان این کار را دشوارتر کرده است. نیروهای مترقی ترکیه نگران‌اند که اوجالان در چارچوب این توافق از انتخاب مجدد اردوغان حمایت کند و به تثبیت بیشتر قدرت اقتدارگرای او کمک کند. به همین دلیل، اکثریت نمایندگان جریان چپ میانه و مخالف دولت در پارلمان به لایحه عفو رأی منفی دادند.

 شاید این دولت ترکیه باشد که بیش از همه دچار توهم شده است؛ این تصور که سرانجام توانسته مطالبات سیاسی کردها را شکست دهد. ترکیه ممکن است از نظر نظامی پیروز شده باشد و اوجالان را وادار کرده باشد صلحی را بر اساس شروط آنکارا بپذیرد، اما جنبش کردها در نتیجه مبارزه پ‌ک‌ک هویت خود را بازپس گرفته است.

این میراثی است که اوجالان برای کردها به جا گذاشته و ترکیه ناچار است با آن روبه‌رو شود.

اگر دولت اردوغان مطالبات کردها برای به رسمیت شناخته شدن و برابری را حل نکند، ترکیه هرگز به وحدت و همبستگی واقعی دست نخواهد یافت.

۳۱۲/۴۲

کد مطلب 2262586

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 11 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین