گزارش روزنامه اصولگرا: چرا جوانها و نوجوانها به مسجد تمایل ندارند؟

یک عصر گرم تابستان، اگر از کنار مسجدهای محله‌های مختلف شهر رد شویم، احتمالاً با صحنه‌های متفاوتی روبه‌رو می‌شویم. بعضی مسجدها درهایشان باز است و چند نوجوان گوشه حیاط یا شبستان نشسته‌اند و برخی دیگر در ساعتی که مدرسه تعطیل است و وقت آزاد جوان‌ها و نوجوان‌ها بیشتر از همیشه است، تقریباً خالی‌اند.

به گزارش خبرآنلاین روزنامه جوان نوشت: همین تصویر ساده، یک سؤال قدیمی را دوباره زنده می‌کند که چرا بخشی از نوجوان‌ها و جوان‌ها کمتر از گذشته با مسجد ارتباط دارند و اگر قرار باشد دوباره به مسجد برگردند، از آن چه می‌خواهند. برای پیدا کردن جواب، بهتر است این بار به جای مدیران و مسئولان و کارشناسان، سراغ خود نوجوان‌ها و جوان‌ها برویم. نه اینکه از آنها بپرسیم «چرا مسجد نمی‌روید» و منتظر فهرستی از جواب‌های آماده باشیم، بلکه بپرسیم اگر مسجد محله قرار بود بخشی از زندگی آنها باشد، چه شکلی پیدا می‌کرد. جواب‌ها شبیه هم نیستند. یکی از کمبود برنامه می‌گوید و دیگری از زیاد بودن برنامه‌های رسمی و یکی از رفتار بزرگ‌ترها گلایه دارد و یکی دیگر مسجد را دوست دارد، اما می‌گوید مسجد محله‌شان جایی برای نسل او ندارد. 
 
 حس می‌کنم مسجد بیشتر برای بزرگ‌ترهاست
سارا، ۱۶ ساله، از آن دسته نوجوان‌هایی است که گاهی همراه مادرش به مسجد می‌رود، اما خودش را مسجدی نمی‌داند. وقتی از او می‌پرسیم چرا، قبل از جواب دادن کمی فکر می‌کند و می‌گوید: «من با خود مسجد مشکلی ندارم، ولی وقتی وارد مسجد می‌شوم، بیشتر آدم‌های بزرگ‌تر را می‌بینم و برنامه‌ها هم معمولاً برای آنها طراحی شده است. اگر یک نوجوان هم باشد، باید خودش را با همان فضا وفق بدهد.»
او می‌گوید: اگر قرار باشد بیشتر به مسجد برود، دوست دارد «یک فضای واقعی برای نوجوان‌ها» وجود داشته باشد و توضیح می‌دهد «نه اینکه یک اتاق بدهند و بگویند این هم فضای نوجوانان و بعد باز هم یک بزرگ‌تر بیاید و بگوید چه کار کنید. دوست دارم خودمان هم در تصمیم‌گیری نقش داشته باشیم.»
از نظر او مسجد می‌تواند محلی برای گفت‌وگو و فعالیت‌های مختلف باشد و فقط برنامه‌های مذهبی نداشته باشد. او می‌گوید: «مثلاً دوست دارم با چند نفر از بچه‌های محله یک کار رسانه‌ای انجام بدهیم و از آدم‌های قدیمی محله فیلم بگیریم یا برای بچه‌های کوچک‌تر برنامه برگزار کنیم. اگر قرار باشد فقط بنشینیم و گوش بدهیم، احتمالاً خیلی زود خسته می‌شوم.»

 مشکل من این است که هر وقت می‌روم، امر و نهی می‌شنوم!
امیر، ۱۸ ساله، چند سال قبل بیشتر به مسجد می‌رفته است، اما حالا به گفته خودش «تقریباً فقط در بعضی مناسبت‌ها» سراغ مسجد می‌رود. 
دلیلش را این‌طور توضیح می‌دهد «گاهی آدم حس می‌کند بیشتر از اینکه با او حرف بزنند، دارند به او می‌گویند چه کار نکند. گوشی دستت نباشد، این‌طور ننشین، این‌طور حرف نزن، لباس این‌طور نباشد. خب وقتی یک نوجوان یا جوان هر بار که وارد جایی می‌شود منتظر تذکر باشد، طبیعی است که کمتر برود.»
او تأکید می‌کند که منظورش بی‌قانونی نیست و می‌گوید «هر جایی قانون دارد، اما فرق است بین اینکه قانون داشته باشی و اینکه نوجوان احساس کند از همان اول متهم است.» امیر می‌گوید اگر قرار باشد مسجد برای جوان‌ها جذاب‌تر شود، «باید اول اعتماد شکل بگیرد» و ادامه می‌دهد: «اگر یک جوان را مسئول یک کار کنید، خودش بیشتر مراقب رفتار و کارش است، ولی اگر از اول فکر کنید قرار است خرابکاری کند، هیچ وقت احساس نمی‌کند اینجا برای خودش است.»

 من اگر مسجد بروم، دوست دارم دوستم هم آنجا باشد
محمد، ۱۴ ساله، نگاه ساده‌تری دارد. او بیشتر از هر چیز دنبال جایی برای بودن با دوستانش است و می‌گوید «من مسجد را بد نمی‌دانم، ولی خب دوست‌هایم آنجا نیستند. اگر دوستم باشد، من هم می‌روم.»
وقتی می‌پرسیم در مسجد چه کاری دوست دارد انجام دهد، می‌خندد و می‌گوید: «ورزش، بازی، مسابقه، هر چیزی که با بچه‌ها باشد.»
بعد خودش اضافه می‌کند که مسجد برایش نباید فقط محل کلاس باشد و می‌گوید: «اگر مثلاً عصرها بتوانیم برویم فوتبال یا بازی کنیم و بعد نماز هم بخوانیم، خوب است، ولی اگر فقط بگویند بیا کلاس فلان، شاید نروم.»
برای محمد، مسئله چندان پیچیده نیست. مسجد باید جایی باشد که دوستانش را ببیند و بتواند چند ساعت در آن بماند. 

 برای دخترها هم باید جایی برای ماندن باشد
نگار، ۲۱ ساله، دانشجو است و می‌گوید در کودکی رابطه بیشتری با مسجد داشته است. به گفته او، یکی از تفاوت‌های امروز با گذشته این است که «بعضی مسجدها برای دخترها برنامه دارند، اما کمتر فضایی دارند که دختر جوان بتواند خودش در آن فعالیت کند.»
او می‌گوید: «گاهی برنامه برای دخترها برگزار می‌شود، ولی طراحی برنامه را بزرگ‌ترها انجام می‌دهند و ما فقط شرکت‌کننده هستیم. اگر قرار باشد جوان‌ها جذب شوند، باید بتوانند چیزی را خودشان بسازند.»
نگار معتقد است مسجد می‌تواند برای دختران هم پاتوق اجتماعی باشد، البته به شرطی که «پاتوق را فقط با چند کلاس اشتباه نگیریم.» 
او پیشنهاد می‌کند دخترهای جوان مسجد بتوانند گروه‌های کتابخوانی و فعالیت اجتماعی و خیریه و رسانه‌ای راه بیندازند و می‌گوید: «اگر دخترها قرار باشد فقط برای شرکت در مراسم دعوت شوند، ارتباطشان با مسجد محدود می‌ماند.»

 متولیان مسجد باید بفهمند جوان امروز چه دغدغه‌ای دارد
رضا، ۲۶ ساله، خودش را نه مسجدگریز می‌داند و نه مسجدی و می‌گوید در سال‌های مختلف زندگی‌اش ارتباطش با مسجد کم و زیاد شده است. 
از نظر او، یکی از مشکلات این است که «گاهی متولیان مسجد درباره چیزهایی با جوان حرف می‌زنند که مسئله اصلی زندگی او نیست.» او توضیح می‌دهد: «جوان امروز ممکن است دغدغه کار و آینده شغلی داشته باشد، درباره ازدواج و رابطه و خانواده سؤال داشته باشد، اضطراب داشته باشد، درباره مهاجرت فکر کند و هزار مسئله دیگر داشته باشد. اگر مسجد فقط بخواهد درباره موضوعات کلی با او حرف بزند، ارتباط برقرار نمی‌شود.»
رضا می‌گوید مسجد می‌تواند «محل گفت‌وگو درباره زندگی واقعی» باشد و اضافه می‌کند: «مثلاً یک شب چند جوان بنشینند و درباره کار و مهارت و آینده شغلی حرف بزنند و یک آدم متخصص هم دعوت شود. یک شب درباره مسائل خانواده حرف بزنند. یک شب فیلم ببینند و درباره‌اش بحث کنند. اینها هم می‌تواند بخشی از زندگی مسجد باشد.»

 من مسجد می‌روم، چون آنجا آدم‌هایی هستند که می‌شناسم
در میان این حرف‌ها، علی ۱۹ ساله، نظر متفاوتی دارد. او همیشه به مسجد محله‌شان می‌رود و دلیلش را نه برنامه خاصی می‌داند و نه امکانات. 
او می‌گوید: «من از بچگی آنجا بودم و آدم‌های مسجد را می‌شناسم. وقتی می‌روم، احساس غریبی نمی‌کنم.»
او معتقد است همین حس آشنایی برای یک نوجوان مهم است و می‌گوید: «اگر یک نوجوان وارد مسجد شود و کسی او را نشناسد و فقط بگویند ساکت باش و این کار را نکن، احتمالاً دفعه بعد نمی‌آید. ولی اگر یک نفر اسمش را بداند و احوالش را بپرسد، فرق می‌کند.»
علی حتی معتقد است مسجد می‌تواند جایی باشد که نوجوان «یک بزرگ‌تر قابل اعتماد» پیدا کند و می‌گوید: «گاهی آدم با خانواده‌اش درباره بعضی چیزها راحت نیست و شاید با معلم هم نتواند حرف بزند. اگر در مسجد یک آدم مطمئن باشد که فقط نصیحت نکند و واقعاً گوش بدهد، خیلی چیزها عوض می‌شود.»

 برنامه زیاد داریم، ولی چیزی که خودمان بخواهیم کم داریم
مریم، ۱۷ ساله، برخلاف تصور رایج معتقد است مشکل کمبود برنامه نیست. او می‌گوید: «اتفاقاً بعضی مسجدها برنامه زیاد دارند. مشکل این است که برنامه‌ها را برای ما طراحی می‌کنند، نه با ما!»
او می‌گوید اگر از نوجوان‌ها قبل از برنامه سؤال شود، ممکن است پیشنهادهای متفاوتی داشته باشند و ادامه می‌دهد: «مثلاً شاید ما اصلاً کلاس دیگری نخواهیم. شاید بخواهیم یک اردو برویم یا یک گروه درست کنیم و یک کار اجتماعی انجام بدهیم یا یک فیلم بسازیم.»
از نظر او، «اعتماد» مهم‌تر از جذابیت ظاهری برنامه است و می‌گوید: «اگر به من اعتماد کنند، احتمالاً خودم هم برای مسجد وقت می‌گذارم.»

 گاهی فقط می‌خواهم یک جایی باشد که دور هم بنشینم
شاید ساده‌ترین حرف را یک نوجوان ۱۵ ساله می‌زند که ترجیح می‌دهد نامش در گزارش نیاید. 
او می‌گوید: «گاهی آدم فقط می‌خواهد با دوستش یک‌جا بنشیند و حرف بزند. همه جا هم که نمی‌شود رفت. بعضی جاها باید پول خرج کنی. اگر مسجد طوری باشد که بتوانیم عصر برویم آنجا و کسی هم کاری به کارمان نداشته باشد، خوب است.»
بعد از کمی مکث اضافه می‌کند: «البته اگر یک برنامه هم باشد که دوست داشته باشیم، شرکت می‌کنیم.»
این شاید همان چیزی باشد که در تعریف رسمی از اوقات فراغت کمتر دیده می‌شود و نوجوان همیشه برای بودن در یک مکان، به برنامه مشخص نیاز ندارد. 
گاهی فقط به یک جای امن و آشنا برای بودن نیاز دارد. 

23302

کد مطلب 2262787

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 10
  • نظرات در صف انتشار: 4
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • رضا IR ۰۷:۲۲ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۹
    7 1
    برای این گزارش شما رفتید سراغ ادمای مسجدی.باید از کسایی سوال میکردید که مسجد نمیرن
  • IR ۰۷:۲۶ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۹
    11 1
    جوانان از مسجد چه می خواهند ؟ یا بهتر است بگوییم از واعظ مسجد چه می خواهند ؟ جواب ساده است ! صداقت و یک رنگی ! نه مثل آن واعظ هایی که صحبت از زهد و تقوا ، قناعت و بی رغبتی به مال دنیا صحبت می کنند و خبر زمین خواری آنها در ازگل باعث عزل آنها از ستاد امر به معروف میشود ! یا مثل فلان واعظ که در زمان گرانی گوشت به مردم توصیه می کرد کله جوش و اشکنه بخورند ولی همان واعظ سر رفته اش بره و مرغ بریان سرو میشود ! از این مثال ها بیشمار زیاد است ! حرمت بقعه به متولی آن است
  • IR ۰۷:۴۱ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۹
    4 1
    بی توجهی به خواسته ها و نیازهای جوانان از قبیل شغل، مسکن، ازدواج و ... و بی توجهی به ساحت مقدس خانواده و فرهنگ درون آن و تفکرات پدران و مادران به عدم پذیرش شما و مراکز دینی از طرف آنان می انجامد. حاصل پدری که خود نماز نمی خواند و به مقدسات اهمیتی نمی دهد فرزندی لاقید خواهد بود. این کار با فشار و بگیر و ببند درست نمی‌شود و یک کار فرهنگی ۲۵ ساله می خواهد و الا ساختن کلمات مسخره به جای کلمات خارجی و ایجاد محلی بنام فرهنگستان و گرفتن بودجه های کلان در این رابطه، چیزی به فرهنگ اسلامی جوانان نمی افزاید. بروید چاره ای بیندیشید که الانش هم بسیار و بسیار دیر کرده اید.
  • هادی IR ۰۷:۵۳ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۹
    8 1
    چرا اینقدر بی عقاید، هر چیزی جایی داره، چرا ماست‌ها رو تو قیمه ها قاطی میکنید؟؟؟!!! مگه میشه بری استخر بعد صندلی بزاری مطالعه کنید؟؟ استخر جایی برای شنا کردنه. دانشگاه جایی برای درس خواندن. سالنهای چند منظوره جایی برای ورزش کردن. درمانگاه جایی برای شفای جسم یافتن و مسجد جایی برای عبادت کردن حالا چرا جوانان عبادت نمی‌کنند، برید ببینید در این ۴۷ سال چه کردید
  • IR ۰۷:۵۳ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۹
    4 1
    صدمتاسفانه در همه ی مشاغل و منسب ها به ظاهر چسپیدیم نماز خواندن و ریش گذاشتن در نتیجه ریا زیاد شد و شایسته سالاری پرپر شد نتیجه شم می بینید
  • IR ۰۸:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۹
    3 1
    ...حرفای خوب و علمی شنیده نمیشه خداروشکر که سالهاس پامو اونجا نمیذارم
  • IR ۰۸:۳۶ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۹
    6 1
    مسجد پیش کش...خاطر دنیا پرستی ضربه بدی به بنیان باورهای مردم زد
  • IR ۰۹:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۹
    2 4
    در این خصوص سالها صحبت شده،مثل همه ی مشکلات جامعه نه گوش شنوایی هست نه کسی به فکر حل مشکل!،وقتی هم کسی علت ها را می‌گوید عده ای شروع به توهین و فحاشی می‌کنند!،جواب شما در آیات الهی و احادیث ائمه ع به وفور دیده می‌شود!،به نام دین حکومت کردن مثل حکومت های عادی نیست!،کسی که دم از دین میزند، باید سختی زندگی عادی ترین افراد جامعه را داشته باشد،از پیامبر گرفته تا این اواخر رهبر شهید انقلاب رض خیلی ساده زیست بودند!،در واقع حرف و عمل باید یکی باشد!،چند قرن اسلام در جامعه حاکمیت داشت ولی نتوانست مردم را در صراط دین نگهدارد،شیطان هرگز نمی گذارد چون قسم خورده!،مگر قضیه ای اسپانیا را مطالعه نکرده اید؟،امروز هم دشمنان دین از همان شیوه وارد شده اند!،نه تنها هیچ کاری انجام نمی دهیم بلکه نا خواسته خودمان هم داریم تبلیغ میکنیم!،در کانال دوم تلویزیون آموزش بازی با ورق می‌دهند!،علما هیچ عکس العملی نشان نمی‌دهند و.......
  • IR ۰۹:۴۸ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۹
    1 21
    وقتی شیاطین اینترنت آزاد و ماهواره ها را در اختیار خانواده ها قرار داده و گوشی آنها در دست فرزندانشان است به جای درس دین درس بی دینی یاد می گیرند بعد انتظار دارید به جای اینکه در کنار فرشته ها زندگی کنند کنار شیطان و تحت امر او به زندگی شیطانی عادت می کنند دلهایشان می میرد و رفته رفته برخی الز آنها به جانیان خیابانی یعنی ارازل و اوباش می رسند به جای همراه بودن با خانواده ترک موتور ارازل و اوباش می نشینند و جامعه ای را فاسد می کنند یواش یواش موتور سوار می شوند و با همت هیات دولت مجوز موتور سواری می گیرند با تبلیغات روزنامه ها و سایتهای همسو با دشمن به جای رفتن به مسجد راه بیراهه را یاد می گیرند آنوقت به کسانی که در مسجد هستند برچسب تندرو می زنید آقایان اصلاح طلب مطمئن باشید قعر جهنم جایگاهتان است که جامعه را به این سمت سوق دادید چه شما رسانه ای ها چه مدیران و دولتمردانی که دهه ها در مسند مدیریت دولت بودید
  • IR ۱۰:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۹
    7 2
    جناب مشکل اصلی اینا نسل جدید اکثریتشون اعتقادی به اسلام و دینداری ندارن

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین