به گزارش خبرآنلاین، دیوید گراهام، در آتلانتیک نوشت: یکی از ترجیعبندهای مورد علاقه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در سخنرانیهای اخیرش، مقایسه نحوه نگاه جهانیان به ایالات متحده در دوره خود با زمان پیشینیان است. ترامپ ماه گذشته در نشستی با متحدان خود در ترکیه مدعی شد: «دو سال پیش آنها به ما احترام نمیگذاشتند و ما را مسخره میکردند. ناتو به ما میخندید؛ اما اکنون دیگر خبری از خنده نیست.»
واقعیت اما این است که وضعیت از خندیدن هم فراتر رفته و رهبران جهان تصمیم گرفتهاند سخنان رئیسجمهور آمریکا را بهطور کامل نادیده بگیرند. ترامپ تمایل دارد خود را پیرو تئودور روزولت نشان دهد، اما بر خلاف اصول روزولت که میگفت «آرام سخن بگو و چماقی بزرگ حمل کن»، ترامپ با صدای بلند سخن میگوید و ابزار قدرتمندی در دست ندارد.
ترامپ این هفته دو موضعگیری انجام داد که در گذشته میتوانست بازارهای جهانی و فضای سیاسی را تکان دهد. او در گفتگو با تری ینگست، خبرنگار فاکس نیوز درباره مذاکرات مربوط به تنگه هرمز گفت: «اگر عمان مانعتراشی کند، آنها را به شدت بمباران خواهیم کرد.» در یک شرایط عادی، چنین تهدیدی علیه عمان که از قدیمیترین متحدان آمریکا در خلیج فارس و میانجی تاریخی با ایران است، یک بحران دیپلماتیک ایجاد میکرد؛ اما این سخنان واکنش رسمی از سوی مسقط یا سایر متحدان منطقهای همراه نداشت، زیرا ترامپ پیشتر در ماه مه نیز تهدید مشابهی را مطرح کرده بود.
تناقض در گامهای عملی و افول قدرت بازدارندگی
علت اصلی ضربه خوردن به اعتبار ترامپ، پیشبینیناپذیری و رفتارهای متناقض خود اوست. او در حالی مسقط را تهدید میکرد که همزمان در شبکه تروت سوشیال، تصویر گرافیکی منتشر کرد که در آن تنگه هرمز به عنوان «قلمرو جدید ایالات متحده» اعلام شده بود. با این حال، الحاق یک آبراه بینالمللی نیازمند حضور گسترده نظامی است، در حالی که گزارشهای روزنامه واشنگتن پست نشان میدهد پنتاگون حتی در حال بررسی کاهش حضور نظامی خود در منطقه است. همچنین ادعاهای مکرر ترامپ مبنی بر نزدیک بودن توافق با ایران، پس از چند بار تکذیب، دیگر حتی بازارها را هم فریب نمیدهد.
این روند نادیده گرفته شدن، تغییر بزرگی نسبت به دور اول ریاستجمهوری اوست. ترامپ در اوت ۲۰۱۷ با تهدید کره شمالی به «آتش و خشم»، موضعی تهاجمی گرفت و از واکنش سراسیمه رسانهها و رهبران جهان لذت میبرد؛ امری که برخی آن را پیروی از «نظریه مرد دیوانه» ریچارد نیکسون میدانستند. اما با گذشت زمان، افکار عمومی و رهبران جهان نسبت به این تهدیدهای مکرر دچار بیحسی و بدبینی شدهاند.
پیامدهای بیاعتباری تهدیدهای کاخ سفید برای امنیت بینالمللی
بیتوجهی رهبران جهان به تهدیدهای ترامپ، اگرچه از التهابهای کاذب خبری میکاهد، اما واجد پیامدهای خطرناکی است:
-
احتمال وقوع محاسبات اشتباه: وقتی تهدیدها جدی گرفته نشوند، ممکن است رقبای آمریکا دست به اقداماتی بزنند که پاسخ واقعی واشنگتن را به همراه داشته باشد؛ همانطور که در ماجرای ونزوئلا و دستگیری نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا رخ داد.
-
کاهش همکاریهای بینالمللی: ترامپ برای پیشبرد طرحهای اقتصادی خود، از جمله آنچه «کوبندهترین عملیات اقتصادی تاریخ» نامیده، به همکاری متحدانی مانند کشورهای خلیج فارس و قدرتهایی چون چین نیاز دارد؛ اما ادعاهای توخالی گذشته مانع از جلب حمایت آنها شده است.
-
ضعف در دیپلماسی منطقهای: عدم همراهی پکن در موضوع تنگه هرمز، با وجود سفر ترامپ به این کشور و فشار بر شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، نمونهای از ناکارآمدی این سیاست است.
تنزل وزن سیاسی سخنان رئیسجمهور آمریکا نه تنها به جایگاه این کشور آسیب میزند، بلکه نظم بینالمللی را نیز متزلزل میکند. ایالات متحده تنها با بهکارگیری دقیقتر ادبیات دیپلماتیک و تطبیق دادن عمل با کلام میتواند اعتبار از دسترفته خود را بازیابد؛ مسیری که اتخاذ آن در مقطع کنونی بسیار بعید به نظر میرسد.
۴۲/۴۲





نظر شما