به گزارش خبرآنلاین محمد مسجدجامعی در روزنامه اطلاعات نوشت:
ایران بهعنوان یک کشور، با توجه به حجم، وزن تاریخی، وزن تمدنی، وضعیت موجود، مساحت، ظرفیتهای انسانی و همه مؤلفههای دیگر، باید سیاستی در شأن کلیت خودش داشته باشد. اینکه مدام بگوییم ما با هم رفیق هستیم، برادریم، اخوت اسلامی داریم، بیش از آنکه در عمل تأثیر مثبت داشته باشد، گاه نتیجه معکوس میدهد.
شما نباید بیش از اندازه در پی لبخند به طرف مقابل باشید و تصور کنید چون از این حرفها خوشش میآید، پس رابطه بهدرستی پیش میرود. در چنین وضعی، طرف مقابل دیگر شما را آنگونه که باید و در آن حجم و جایگاهی که واقعاً دارید، تحویل نمیگیرد و احترام لازم را برای شما قائل نمیشود. یک مشکل بزرگ همینجاست.
ترکیه با اینکه همسایه این کشورها نیست، اما در قبال همه آنها، با وجود اینکه همکاری میکند و با آنها کار میکند، در عین حال بسیار محکم برخورد میکند؛ برای مثال، یک بار وزیر خارجه امارات، عبدالله بنزاید گفت: «فخرالدین پاشا، آخرین حاکم عثمانی در مدینه، مرتکب جنایت و سرقت اموال آنها شده است» که با واکنش کالین، سخنگوی ریاستجمهوری ترکیه مواجه شد. سپس او توییتی را بازنشر کرد که ترکها اموال و داراییهای ساکنان شهر پیامبر(ص) را دزدیده و با قطار (که در آن زمان بین مدینه و دمشق برقرار بود) به شام و استانبول بردند و آنها اجداد اردوغان بودند.
به محض اینکه این حرف را زد، مقامات ترکیه، از سخنگو گرفته تا شخص رئیسجمهور، واکنشی بهشدت تند نشان دادند. اردوغان در سخنانی خطاب به او گفت: «حد و حدود خود را بدان. زمانی که فخرالدینپاشا برای دفاع از مدینه رفته بود، اجداد تو کجا بودند؟!» همزمان با این موضعگیری، دولت ترکیه نام خیابانی را که سفارت امارات در آنکارا در آن قرار داشت، به «فخرالدین پاشا» تغییر داد. کشوری مانند ترکیه متناسب با وزن، حجم، موقعیت و تاریخش واکنش نشان میدهد. همین صراحت و قاطعیت، طرف مقابل را به انفعال وامیدارد.
اما حالا برخورد ما را ببینید؛ در جریان ادعاهای مربوط به جزایر، مدام میگوییم: «آقا، سوءتفاهم شده است!» چه سوءتفاهمی؟ مسئلهای که از منظر تاریخی، حقوقی و جغرافیایی روشن است، نباید با ادبیاتی بیان شود که گویی خود ما نسبت به موضعمان تردید داریم. دفاع از منافع ملی و حقوق تاریخی کشور، نیازی به تندروی ندارد، اما مستلزم صراحت، اعتماد به نفس و ایستادگی بر مواضع اصولی است.
به هر حال، این نوع گفتگو و تعامل و این حجم از مجامله و تعارفات بیمورد، گاهی نگرانکننده است. در یکی از سفرهای رسمیام به یکی از این کشورها، آنقدر مقام مسئول وزارت خارجه در برابر طرف مقابل مجامله و تعارف کرد که وقتی بیرون آمدیم، به او گفتم: «شما حق نداری به عنوان مقام رسمی، این مقدار تعارف کنی و عملاً خودت را کوچک نشان دهی و طرف مقابل را بزرگ و حکیم و دانشمند!»
ما باید بپذیریم که رفتار، گفتار و سیاست ما میباید متناسب با «حجم و وزن» واقعیمان تنظیم شود. این به معنای زیادهخواهی نیست؛ اما هر کشوری میباید متناسب با جایگاهش رفتار کند. سیاست خارجی ما باید با توجه به «کلیت ایران» و با توجه به تمامی ابعاد تمدنی و تاریخی آن تعریف و تنظیم شود؛ نه بر اساس بخشی از تاریخ. متأسفانه برخیها ایران را فقط از یک مقطع خاص به بعد میشناسند و به کلیت آن اشراف ندارند.
لذا در پاسخ به آن سؤال درباره آینده، چنانکه گفته شد، چون در وسط یک جریان هستیم، پاسخ قطعی دشوار است؛ اما به طور کلی معتقدم اگر قرار است رابطه خوبی با همسایگان جنوبی داشته باشیم، این رابطه صرفاً با تعارف و مجامله و شعارهای برادری به دست نمیآید. ما باید خودمان را آنگونه که واقعیتِ تاریخی و اهمیتِ راهبردی ماست، به دیگران بقبولانیم و در همان چارچوب با آنها رفتار و عمل کنیم.
17302





نظر شما