حسین علیزاده؛ هفت دهه جست‌وجو برای کشف دوباره موسیقی ایرانی/ «نی‌نوا» چگونه متولد شد؟

از «تونل سحرآمیز» بازار تهران تا صحنه‌های بزرگ موسیقی جهان، زندگی حسین علیزاده روایتی از عبور یک هنرمند از دل سنت، بدون توقف در مرزهای آن است؛ موسیقیدانی که تار و سه‌تار را از کوچه‌های قدیمی تهران با خود به تالارهای آکادمیک و ارکسترهای بزرگ برد، در ساختارهای موسیقی ایرانی دست به تجربه و آفرینش زد و در سینما، آموزش و نهادسازی نیز ردپایی ماندگار بر جای گذاشت. به بهانه زادروز او، نگاهی داریم به زندگی و کارنامه هنرمندی که برای ماندگار شدن، هیچ‌گاه به ماندن در چارچوب‌ها رضایت نداد.

ریحانه اسکندری: حسین علیزاده، متولد اول شهریور ۱۳۳۰، از آن دسته هنرمندانی است که نمی‌توان تاریخ موسیقی معاصر ایران را بدون نام و اندیشه او روایت کرد؛ موسیقیدانی که در بیش از هفت دهه فعالیت، مرزهای موسیقی ایرانی را بارها جابه‌جا کرد و از دل سنت، به تجربه‌های تازه در آهنگ‌سازی، نوازندگی، آموزش و موسیقی فیلم رسید. او نه‌تنها تار و سه‌تار را به زبان شخصی خود بدل کرد، بلکه با نگاهی پژوهشگرانه به ردیف، ساختارهای موسیقی ایرانی را به چالش کشید و در پیوند دادن موسیقی ایرانی با ارکستراسیون، موسیقی معاصر و سینما نقشی ماندگار ایفا کرد. به بهانه زادروز این آهنگساز و نوازنده برجسته، مروری داریم بر زندگی و کارنامه هنرمندی که همچنان یکی از مهم‌ترین صداهای زنده موسیقی ایران است.

زیست‌نامه شخصی؛ از «تونل سحرآمیز» بازار تا تالارهای آکادمیک

حسین محمد علیزاده در نخستین روز از شهریورماه سال ۱۳۳۰ در محله قدیمی سید نصرالدین، واقع در قلب بازار تهران، به دنیا آمد. او فرزند دوم خانواده‌ای پرجمعیت و هشت‌نفره بود. پدرش، خیاطی شریف و زحمت‌کش اهل ارومیه، در دوران جنگ جهانی دوم پس از رهایی از دشواری‌های سربازی به تهران مهاجرت کرده بود و مادرش، بانویی اهل اراک و ساکن تهران، به تدریس قرآن در محله می‌پرداخت. رشد در همسایگی بازار تهران و گذر روزانه از خیابان خیام، تصویری رنگارنگ، پرحرکت و لبریز از ریتم‌های زندگی روزمره را در ذهن کودکانه علیزاده حک کرد؛ فضایی زنده که خود بعدها از آن به عنوان «تونل سحرآمیز» دوران خردسالی‌اش یاد نمود.

ورود علیزاده به جهان موسیقی حاصل یک تصادف خجسته آموزشی بود. هوشنگ ظریف، نوازنده نامدار تار، که برای تدریس موسیقی به مدرسه ابتدایی آنان آمده بود، متوجه استعداد فوق‌العاده و شور درونی این نوجوان شد و او را برای ورود به هنرستان موسیقی تهران هدایت کرد. علیزاده پس از گذراندن دوره هنرستان، وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و به فراگیری تخصصی ردیف و تکنیک‌های نوازندگی پرداخت. او زوایای تار و سه‌تار و ظرایف مکاتب گوناگون را نزد برجسته‌ترین اساتید عصر خویش از جمله هوشنگ ظریف، علی‌اکبر شهنازی، حبیب‌الله صالحی، احمد عبادی، نورعلی برومند، محمود کریمی، عبدالله دوامی، یوسف فروتن و سعید هرمزی آموخت.

در ابعاد زیست شخصی و خانوادگی، علیزاده همواره زیستی اصیل، آرام و عاری از حواشی داشته است. دو فرزند او، صبا علیزاده (نوازنده برجسته کمانچه و فعال در عرصه موسیقی الکتروآکوستیک) و نیما علیزاده (نوازنده تار و رباب و عکاس حرفه‌ای)، راه پدر را در مسیر هنر ادامه داده و در اجراهای متعدد و آلبوم‌های گروه «هم‌آوایان» به عنوان نوازنده با او همکاری داشته‌اند.

حسین علیزاده؛ هفت دهه جست‌وجو برای کشف دوباره موسیقی ایرانی/ «نی‌نوا» چگونه متولد شد؟

نهادسازی، تجربه آلمان و گروه‌نوازی‌های جریان‌ساز

نگاه حسین علیزاده به هنر موسیقی، هرگز محدود به کُنج خلوت تک‌نوازی نبود. او از نخستین سال‌های دهه ۱۳۵۰ ارزش تربیت نسل‌های نوپای جامعه و ایجاد نهادهای مدنی پایداری‌بخش را درک کرد. حضور او به عنوان مربی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، یکی از درخشان‌ترین فصل‌های کاری‌اش را رقم زد. علیزاده در کانون، با همکاری هنرمندانی چون شیدا قرچه‌داغی، متدهای نوینی برای آموزش موسیقی به کودکان پایه ریخت و با تنظیم سرودها و ترانه‌های محلی ایرانی و جهانی برای ارکسترهای کودک، نقش مهمی در ارتقای ذائقه شنیداری نسل جوان ایفا نمود.

هم‌زمان با فعالیت در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، علیزاده در شکل‌گیری دو گروه تاریخی «شیدا» و «عارف» نقشی کلیدی داشت. او در سال ۱۳۵۵ به همراه پرویز مشکاتیان گروه عارف را بنیاد نهاد تا بستری تازه برای اجرای چندصدایی، تصنیف‌سازی‌های اجتماعی و عبور از تک‌صداییِ سنتی فراهم سازد.

اشتیاق عمیق به درک مبانی نظری ساختارشناسانه و پولیفونی غربی، علیزاده را در اوایل دهه ۱۳۶۰ به آلمان کشاند. او در دانشگاه آزاد برلین به تحصیل در رشته آهنگ‌سازی پرداخت. قطعه ارکسترال «عصیان»، که به عنوان پروژه دانشگاهی او ارائه شد، نشان‌دهنده جسارت وی در برهم‌زدن قاعده‌های تک‌صدایی و حرکت به سوی فرم‌های پیچیده سمفونیک بود.

پس از بازگشت به کشور در سال ۱۳۶۷، علیزاده گروه‌های عارف و شیدا را بازسازی کرد و جریان پویایی از اجراهای صحنه‌ای را کلید زد. در اواخر دهه ۱۳۷۰ تا سال ۱۳۸۴، همکاری تاریخی او در قالب یک چهارنوازی کلاسیک همراه با محمدرضا شجریان، کیهان کلهر و همایون شجریان، فصل نوینی در اجرای کنسرت‌های فراملی گشود. حاصل این همکاری درخشان، خلق آلبوم‌های ماندگاری بود که استانداردهای تازه‌ای از بداهه‌خوانی و همنوازی هم‌تراز را به جهانیان نشان داد. علیزاده همچنین از مؤسسان اصلی و نخستین مدیرعامل خانه موسیقی ایران بوده و سال‌ها مسئولیت سخنگویی شورای عالی این نهاد مدنی را بر عهده داشته است.

شاهکارهای آهنگ‌سازی؛ از حماسه «نی‌نوا» تا اوج‌گیری در سینما

کارنامه آهنگ‌سازی حسین علیزاده مجموعه‌ای خیره‌کننده از قطعات ارکسترال، آلبوم‌های ابداعی و موسیقی‌های متن سینمایی است.

در مهرماه سال ۱۳۶۲، علیزاده آلبوم ماندگار «نی‌نوا» را توسط مؤسسه فرهنگی هنری ماهور منتشر ساخت. این اثر، که یک کنسرتو برای ساز نی و ارکستر زهی است و نیِ آن با مهارت جمشید عندلیبی نواخته شد، در دستگاه نوا و گوشه‌های جامه‌دران و نهفت سیر می‌کند. نی‌نوا با تلفیق هوشمندانه فواصل ایرانی و هارمونی زهی، به نغمه‌سرای الگوهای روحی، رنج‌ها و پایداری جامعه ایران در سال‌های جنگ تبدیل شد و چنان استقبالی یافت که ارکسترهای گوناگون داخلی و بین‌المللی تا به امروز بارها آن را بازاجرا کرده‌اند.

از دیگر آثار آلبومی و جاودانه او می‌توان به قطعات «سواران دشت امید» (۱۳۵۶) و «حصار» (۱۳۵۶) اشاره کرد که شور اجتماعی هنر او را به تصویر کشیدند. آلبوم «ترکمن» (۱۳۶۷) با بداهه‌نوازی سه‌تار، تکنیک‌های مضراب‌زنی، ریزهای سریع و ریتم‌های شتابان را در سه‌تار دگرگون ساخت. اثری چون «راز نو» (۱۳۷۵) نیز فرم تک‌صدایی آواز سنتی را شکست و با بهره‌گیری از هم‌آوایی خوانندگانی مانند افسانه رثایی، محسن کرامتی و علی صمدپور، پولیفونی آوازی را در موسیقی سنتی تثبیت کرد. همچنین آلبوم «آوای مهر» (۱۳۷۰) اثری ارکسترال بود که در رثای آسیب‌دیدگان ززلزله مهیب رودبار و منجیل خلق شد.

در عرصه سینما، علیزاده یکی از پرافتخارترین چهره‌های موسیقی متن ایران به شمار می‌رود. پیوند دراماتیک نغمات او با تصویر، چهار سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن را از جشنواره فیلم فجر برای فیلم‌های «گبه» (۱۳۷۴)، «زشت و زیبا» (۱۳۷۷)، «آواز گنجشک‌ها» (۱۳۸۷) و «ملکه» (۱۳۹۰) برای او به ارمغان آورد.

موسیقی فیلم «دلشدگان» (۱۳۷۰) به کارگردانی علی حاتمی و با صدای محمدرضا شجریان، هویتی جاودان به تاریخچه سازسازی و موسیقی ایرانی در هنر هفتم بخشید. آثار سینمایی دیگری همچون «زمانی برای مستی اسب‌ها»، «لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند»، «نیوه‌مانگ»، سریال‌های «زیر تیغ» و «در چشم باد»، و فیلم «آتابای» بخش دیگری از درخشش اوست. جالب توجه آنکه ریدلی اسکات، کارگردان پرآوازه هالیوود، در فیلم «پادشاهی بهشت»  در سال ۲۰۰۵ از بخشی از موسیقی متن علیزاده استفاده کرد.

حسین علیزاده؛ هفت دهه جست‌وجو برای کشف دوباره موسیقی ایرانی/ «نی‌نوا» چگونه متولد شد؟

بدعت‌های ساختاری؛ مقام «داد و بیداد» و سازهای ابداعی

نگاه پژوهشی علیزاده سبب شد تا او تنها به اجرای ردیف موجود قناعت نکرده و دست به ابداعات ساختاری بزند.

یکی از برجسته‌ترین مبتکرات نظری وی، ابداع مقام «داد و بیداد» است. او با پیوند زدن گوشه «داد» از دستگاه ماهور و گوشه «بیداد» از دستگاه همایون، یک فضای مدال جدید و سیال را پدید آورد که امکان پرش‌های ملودیک میان دو دستگاه متفاوت را بدون ایجاد فرودهای ناگهانی فراهم می‌سازد. آثار برجسته‌ای مانند آلبوم «راز نو» و آلبوم «زمستان است» بر پایه همین مقام ابداعی شکل گرفته‌اند.

در حوزه سازسازی، علیزاده جهت جبران کمبود صدای بم و طنین‌های تنوع‌یافته در ارکستر ایرانی، دو ساز جدید را وارد گردونه اجرا کرد:

شورانگیز، سازی تلفیقی از تار، سه‌تار و تنبور است که کاسه‌ای بزرگ‌تر از سه‌تار دارد و صفحه رویی آن ترکیبی از پوست و چوب است. این ترکیب پوستی-چوبی طنین صدایی پرحجم‌تر و کمی بم‌تر ایجاد می‌کند. علیزاده در آلبوم‌هایی مانند «ماه و مه» و «نوای نور» از این ساز بهره جسته است.

سلانه نیز سازی زهی از خانواده تنبور و بربط است که ایده آن توسط علیزاده مطرح و زیر نظر او توسط سیامک افشاری ساخته شد. سلانه با دسته‌ای بلند و سیم‌های واخوان متعدد، طنینی عمیق میان صدای تار و عود تولید می‌کند و هدف آن دستیابی به صداهای بم‌تر و ایجاد تنوع در ریتم‌های هارمونیک بوده است.

سلوک اخلاقی، نشان شوالیه و افتخارات جهانی

شخصیت اجتماعی حسین علیزاده به همان اندازه آثار موسیقایی‌اش، منحصربه‌فرد و الهام‌بخش است. او سه بار نامزد دریافت جایزه معتبر گرمی برای آلبوم‌های «بی تو به سر نمی‌شود»، «فریاد» و «به تماشای آب‌های سپید» شده است. همچنین در سال ۱۳۹۶ (۲۰۱۷)، جایزه دوسالانه موسیقی جهانی آسیا از سوی بنیاد مرکز موسیقی جهان در کره جنوبی به وی اهدا شد.

اما ماندگارترین موضع‌گیری اخلاقی علیزاده در آذرماه سال ۱۳۹۳ رخ داد. هنگامی که دولت فرانسه نشان «شوالیه هنر و ادب» را به او اهدا کرد، علیزاده با نگارش نامه‌ای سرگشاده و نغز، از دریافت این نشان انصراف داد. او در نامه تاریخی خود با اشاره به اینکه هنرمند در دیار خود ساخته می‌شود تا جهانی را بپروراند، قاطعانه نوشت که ضمن قدردانی از مسئولان فرانسه، خود را بی‌نیاز از دریافت هر نشانی دانسته و تا آخر عمر به نام «حسین علیزاده» بدون هیچ پیشوند یا پسوندی قناعت خواهد کرد. این رفتار معرفت‌شناسانه، موجی از احترام و شگفتی را در محافل فرهنگی جهان برانگیخت.

علیزاده در مواضع فکری خود، موسیقی را سرچشمه اصلی شجاعت خویش دانسته و بیان داشته است که هنر، پناه‌گاه و منبع جسارت او در تمام تنگناهای تاریخی بوده و اگر قرار باشد موسیقی شهید داشته باشد، او در صف اول آن خواهد ایستاد.

حسین علیزاده؛ هفت دهه جست‌وجو برای کشف دوباره موسیقی ایرانی/ «نی‌نوا» چگونه متولد شد؟

میراث آموزشی و فرجام سخن

بخش عظیمی از پایداری آموزشی موسیقی سنتی در چهار دهه گذشته، مدیون تالیفات حسین علیزاده است. مجموعه کتاب‌های «ده قطعه برای تار» (در شش جلد)، «دستور تار و سه‌تار» (دوره‌های مقدماتی و متوسطه)، «ردیف مقدماتی تار و سه‌تار»، «مبانی نظری موسیقی ایرانی» و کتاب تصنیف‌های «بوسه‌های باران»، بدنه اصلی آموزش در هنرستان‌ها و دانشگاه‌های کشور را تشکیل می‌دهند. وی همچنین در مهرماه ۱۴۰۳، مجموعه «دستگاه‌های موسیقی ایرانی به روایت حسین علیزاده» را منتشر کرد تا خوانشی جامع و مدرن از ردیف ارائه دهد.

حسین علیزاده ثابت کرد که ردیف موسیقی ایرانی نه یک موزه دست‌نخورده و متروک، بلکه یک زبان زنده، پرتحرک و پویاست که توانایی گفتگو با هنر سمفونیک جهانی، ارکستراسیون مدرن و سینما را دارد. او به عنوان هنرمندی بی‌نیازمند به القاب، همچنان در قله خنیاگری ایران ایستاده است و صدای سازش، طنین پایداری، نوآوری و عشق به انسان را در حافظه تاریخی این سرزمین زنده نگه می‌دارد.

۵۹۲۴۴

کد مطلب 2264184

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =