سعید آقایی؛ سپاهان فصل را بد شروع نکرده؛ بلکه فاجعهبار شروع کرده. تیمی که قرار بود یکی از مدعیان اصلی قهرمانی باشد، حالا بعد از چند هفته نخست لیگ با مجموعهای از علامتهای سئوال های نگرانکننده مواجه شده؛ از شکست در بازیهای بزرگ گرفته تا نمایشی که حتی برای هواداران خودش هم قابل دفاع نیست.
مشکل سپاهان فقط باختن نیست؛ سپاهان دیگر حتی شبیه تیمی که قرار است برای قهرمانی بجنگد هم بازی نمیکند. هفته گذشته نوبت تراکتور بود؛ یک شکست دیگر در یکی از مهمترین بازیهای فصل. این هفته هم استقلال آمد و همان داستان تکرار شد. سپاهان در دو بازی بزرگ، دو شکست متوالی را تجربه کرده و بار دیگر همان نقطه ضعف قدیمی محرم نویدکیا خودش را نشان داده؛ تیمی که در مسابقات بزرگ، آن شخصیت لازم برای ایستادن مقابل رقیب را ندارد.
اما شکست مقابل استقلال یک تفاوت بزرگ با یک باخت معمولی داشت. سپاهان حتی یک ضربه در چارچوب هم نداشت و حتی به دروازه استقلال نزدیک هم نشد. یک نمایش نومیدکننده که از تیمی که به نظر می رسید فقط در نام به سپاهان مدهی شباهت دارد. تیمی با این همه ادعا، امکانات، هزینه و انتظاری که از آن وجود دارد، در یک بازی خانگی مقابل استقلال عملاً نتوانست دروازه حریف را تهدید کند. این دیگر صرفاً یک نتیجه بد نیست؛ این یک هشدار جدی درباره کیفیت فوتبال سپاهان است.
شاید مهمترین بخش ماجرا را خود محرم نویدکیا بهتر از هر کسی توصیف کرد. سرمربی سپاهان پس از بازی آنقدر از عملکرد تیمش عصبانی و ناامید بود که گفت: «سپاهان جایی نیست که ببازی و بروی و هیچ اتفاقی نیفتد» و حتی صریحتر از این هم گفت: «اگر میتوانستم هر ۱۱ بازیکن را عوض میکردم.» وقتی سرمربی یک تیم پس از چنین مسابقهای به این نقطه میرسد، یعنی مشکل دیگر فقط نتیجه نیست؛ مشکل درون زمین است. تیمی که نه میسازد، نه میجنگد، نه موقعیت ایجاد میکند و نه حتی نشانهای از بازگشت به بازی دارد. این همان جایی است که باید درباره خود نویدکیا هم سؤال کرد.
محرم برای سپاهان یک چهره معمولی نیست؛ اسطوره باشگاه است و بخش بزرگی از اعتبار فوتبالیاش با همین باشگاه گره خورده. اما همین جایگاه نمیتواند تا ابد سپر انتقادها باشد. اسطوره بودن با مربی موفق بودن یکی نیست. نویدکیا باید پاسخگوی تیمی باشد که خودش ساخته و مسئولیت نتایج و کیفیت فوتبالش را بپذیرد.
البته نمیتوان از شرایط سپاهان هم به سادگی عبور کرد. تیم نسبت به سالهای گذشته بخش قابل توجهی از ستارههایش را از دست داده و آن کیفیت و عمق گذشته در ترکیب دیده نمیشود. سپاهان دیگر آن تیم پرستارهای نیست که روی نیمکت هم چندین بازیکن باکیفیت داشته باشد. اما همین مسئله، کار نویدکیا را سختتر و البته مسئولیت او را سنگینتر میکند. سرمربی بزرگ دقیقاً در چنین شرایطی باید تفاوت ایجاد کند؛ باید از داشتههایش بهترین تیم ممکن را بسازد، نه اینکه تیمش در بازیهای بزرگ بدون واکنش از زمین خارج شود.
شکست برابر تراکتور را شاید میشد یک لغزش دانست به ویژه اینکه سپاهان از منظر فنی فوتبالی به مراتب بهتر از تراکتور نشان داد و تیم برتر زمین بود. شکست مقابل استقلال هم به تنهایی پایان دنیا نیست. اما وقتی دو شکست متوالی مقابل مدعیان با افت محسوس کیفیت بازی همراه میشود و تیم حتی یک شوت در چارچوب ثبت نمیکند، دیگر نمیتوان همهچیز را به بدشانسی و ابتدای فصل حواله داد. سپاهان فعلاً نه در نتیجه موفق است و نه در نمایش. مهمتر اینکه نشانهای از یک تیم مدعی در آن دیده نمیشود.
محرم فصل سختی را آغاز کرده؛ فصلی که برخلاف دوران بازیاش، دیگر قرار نیست اعتبار گذشته برایش امتیاز جمع کند. او باید خیلی زود پاسخ این سؤال را پیدا کند که چگونه میخواهد سپاهانِ خالیشده از ستاره را دوباره به تیمی تبدیل کند که در بازیهای بزرگ نترسد و نبازد. سپاهان میتواند ببازد؛ فوتبال است و شکست بخشی از آن. اما همانطور که خود نویدکیا گفته، سپاهان جایی نیست که ببازی و بروی و هیچ اتفاقی نیفتد.
فعلاً اما دقیقاً همین اتفاق در حال رخ دادن است و اگر قرار باشد این روند ادامه پیدا کند، شاید خیلی زودتر از آنچه تصور میشود، بحران سپاهان از زمین فوتبال به نیمکت محرم هم برسد.
253 258




نظر شما