شباهت شگفت‌انگیز ترامپ و پوتین در شیوه جنگ / فارن پالیسی: نه کی‌یف ۴ روزه سقوط کرد و نه تهران/ چگونه تجاوز به ایران به پیروزی استراتژیک مسکو تبدیل شد؟

حمله نظامی ایالات متحده به ایران با اهدافی مبهم، نتایجی به همراه داشته که بیش از هر بازیگر دیگری در صحنه بین‌الملل، منافع استراتژیک و اقتصادی مسکو را تامین کرده و واشنگتن را به تقلیدکننده بی‌چون‌وچرای الگوهای رزمی کرملین بدل ساخته است.

به گزارش خبرآنلاین، کر جایلز، پژوهشگر ارشد و نویسنده کتاب سرنگونی آمریکایی در یادداشتی تحلیلی برای نشریه فارن پالیسی نوشت: در تمامی دولت‌های پیشین ایالات متحده، این ایده که واشنگتن جنگی غیرعاقلانه را با اهدافی نامشخص در خاورمیانه آغاز کند تا در وهله نخست رقیب دیرینه‌اش منتفع شود، صرفاً در زمره نظریه‌های توهم توطئه ارزیابی می‌شد.

با این حال، در هر دو بعد اقتصادی و نظامی، منافع حاصل از جنگ دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا علیه ایران برای روسیه، تصویری آینه‌ای از خسارات سنگین واردشده به واشنگتن و شرکای دیرینه‌اش در ناتو به شمار می‌رود.

جهش سرسام‌آور قیمت نفت خام در بازارهای جهانی در پی انسداد تنگه هرمز، تنفسی حیاتی برای اقتصادی بود که در روسیه زیر فشار هزینه‌های نبرد اوکراین کمر خم کرده بود.

در ابتدای سال ۲۰۲۶ میلادی، اقتصاددانان بر این باور بودند که تنگناهای فزاینده مالی ممکن است سرانجام ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه را ناچار به کاهش دامنه نبرد یا ورود جدی به مذاکرات صلح کند.

اما تا ماه مارس، افزایش چشمگیر درآمدهای حاصل از فروش انرژی، پیش‌بینی کسری بودجه مسکو را به یک مازاد درآمدی آشکار تبدیل کرد.

هدیه استراتژیک واشنگتن؛ تعلیق تحریم‌ها و ارسال اطلاعات به تهران

نویسنده فارن پالیسی تصریح کرد با توقف تقریباً کامل صادرات از منطقه خلیج فارس، تقاضای جهانی برای کودهای شیمیایی روسیه به اوج خود رسید.

در همین گیرودار، تصمیم شگفت‌انگیز کاخ سفید برای تعلیق تحریم‌های صادرات نفت روسیه، دلارهای بیشتری را روانه خزانه‌های مسکو کرد و موجب ناامیدی و سردرگمی عمیق شرکای غربی شد.

متحدان واشنگتن همچنین از حجم شلیک مهمات پدافندی علیه ایران به وحشت افتادند؛ اقدامی که به‌سرعت زرادخانه‌های حیاتی مورد نیاز برای دفاع از اروپا و شرق آسیا را خالی کرد.

تنها در سه روز ابتدایی نبرد با ایران، نیروهای آمریکایی بیش از ۸۰۰ موشک رهگیر پاتریوت شلیک کردند؛ رقمی که از مجموع کل موشک‌های پاتریوت تحویل داده‌شده به اوکراین در طول چهار سال جنگ فراتر رفت.

حامیان کی‌یف این رفتار دوگانه را توهینی آشکار به ادعاهای پیشین پنتاگون دانستند که مدعی بود نمی‌تواند مهمات بیشتری به اوکراین ارسال کند زیرا باید ذخایر خود را برای مهار چین حفظ نماید.

اوضاع اوکراین زمانی وخیم‌تر شد که پنتاگون تصمیم گرفت تسلیحات سفارش‌داده‌شده توسط کشورهای اروپایی را لغو کرده و حدود ۷۵۰ میلیون دلار از منابع مالی پرداختی اعضای ناتو برای اوکراین را بدون جلب رضایت آنان، به انبارسازی دوباره مهمات خود اختصاص دهد.

کرملین در پاسخ به این فرصت تاریخی، برای حفظ موقعیت ایران در میدان، همکاری‌های اطلاعاتی و نظامی با تهران را گسترش داد و حتی داده‌های مکانی ناوهای جنگی و پرنده‌های نظامی آمریکا را در اختیار نیروهای ایرانی گذاشت.

دولت ترامپ اما با نادیده گرفتن این تهدیدات و رد گزارش‌های نهادهای اطلاعاتی خود، این همکاری‌ها را بی‌اهمیت قلمداد کرد؛ رویکردی که تکرار بی‌اعتنایی ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش به گزارش‌های دریافت پاداش از سوی طالبان برای هدف قرار دادن سربازان آمریکایی در افغانستان بود.

تقلید کورکورانه از تاکتیک‌های نظامی کرملین علیه شهروندان

این تحلیلگر باسابقه تشریح کرد ایالات متحده نه‌تنها از نظر ژئوپلیتیک به روسیه میدان داد، بلکه شیوه نبرد خود را نیز شبیه به ارتش روسیه بازتعریف کرد.

در حالی که روسای جمهور پیشین آمریکا و فرماندهان ارتش همواره ادعای عمل در چارچوب حقوق بین‌الملل و قوانین جنگ را داشتند، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا شعار «حداکثر کشندگی، نه قوانین سرد و بی‌روح» را ترویج کرد و جایگاه اخلاقی ایالات متحده در منازعات را عامدانه فروریخت.

ترامپ در ماه مارس علناً تهدید کرد که نیروگاه‌های برق ایران را با اولویت بزرگ‌ترین آن‌ها منهدم خواهد کرد و ایران را با بمباران گسترده به «عصر حجر» بازخواهد گرداند.

این تهدیدات شباهت کاملی با عملیات‌های موشکی روسیه علیه شبکه تولید و توزیع انرژی اوکراین داشت؛ دکترین مشخصی که هدف آن شکستن اراده جامعه و ایجاد رعب از طریق نابودی زیرساخت‌های بقای غیرنظامیان است.

هگست حتی عبارت «هیچ رحمی برای دشمنان نیست» (No quarter) را مطرح کرد؛ عبارتی که در ترمینولوژی حقوق نظامی به معنای عدم پذیرش تسلیم و اعدام اسرای جنگی بوده و یکی از مصادیق نقض فاحش قوانین بین‌المللی است.

این دگرگونی هنجاری با کاهش ۹۰ درصدی کادر برنامه کاهش و پاسخ به آسیب‌های غیرنظامی (CHM) در پنتاگون، پایین آوردن آستانه استفاده از نیروی مرگبار و باز گذاشتن دست فرماندهان برای گستره وسیع‌تری از اهداف مدنی تکمیل شد.

علاوه بر این، دلایل اعلامی کاخ سفید برای توجیه تجاوز ظرف سه هفته به ده‌ها عنوان متناقض رسید؛ از انهدام توان هسته‌ای و ضربه به نیروهای نیابتی تا تغییر رژیم در تهران.

این ادعاها در حالی مطرح شد که بر اساس گزارش محرمانه تولسی گابارد، مدیر پیشین اطلاعات ملی آمریکا به کمیته اطلاعاتی سنا، توانمندی غنی‌سازی ایران پیش‌تر آسیب دیده بود و هیچ گامی برای احیای سریع آن گزارش نشده بود.

توهم پیروزی چهار روزه و ضربه بازگشت‌ناپذیر به هژمونی آمریکا

نویسنده فارن پالیسی در بخش پایانی تحلیل خود تاکید کرد شباهت‌های دو رهبر در اشتباهات محاسباتی شگفت‌انگیز بود؛ مسکو تصور می‌کرد کی‌یف ظرف سه روز سقوط خواهد کرد و کاخ سفید نیز پیش از آغاز درگیری به مقامات ترکیه اطمینان داده بود که کار ایران در چهار روز به پایان خواهد رسید.

اما همان‌گونه که نبرد اوکراین افسانه ارتش مدرن و شکست‌ناپذیر پوتین را فروپاشید، جنگ خاورمیانه نیز باور جهانی به قدرت بازدارندگی و اتکاپذیری واشنگتن را نابود کرد.

ارتش آمریکا دریافت که بدون پایگاه‌های فرامنطقه‌ای و جلب همکاری شرکای منطقه‌ای قادر به پیشبرد اهداف خود نیست و در عین حال، ناوگان پیشرفته‌اش در برابر تاکتیک‌های ناهمگون و ارزان‌قیمت مقاومت آسیب‌پذیر است.

پژوهش‌های اندیشکده CSIS نشان می‌دهد که نیروهای آمریکایی تنها در ۳۹ روز اول، نیمی از انبارهای تسلیحات کلیدی خود را مصرف کردند؛ ذخایری که جایگزینی برخی از آن‌ها دست‌کم چهار سال به طول خواهد انجامید.

حذف ساختارهای کارشناسی شورای امنیت ملی و تکیه بر تصمیمات محفلی بسته، به غافلگیری کامل واشنگتن در پیش‌بینی واکنش‌های متقابل تهران از جمله بستن تنگه هرمز و تسلط بر ۲۰ درصد انرژی جهان انجامید.

این جنگ اگرچه صدماتی ساختاری بر پیکره ایران وارد آورد، اما برای ایالات متحده شکستی استراتژیک، خودخواسته و بی‌بازگشت رقم زد.

جایلز در پایان یادآور شد که تنها تمایز بنیادین در این میان، پایگاه اجتماعی دو نبرد است؛ برخلاف عملیات در اوکراین که با حمایت بخش عمده‌ای از جامعه روسیه پیش می‌رود، جنگ علیه ایران صرفاً پروژه جاه‌طلبانه شخص ترامپ است و از همراهی و حمایت اکثریت مردم آمریکا بهره‌ای ندارد.

۴۲/۴۲

کد مطلب 2276912

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 7 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 3
  • IR ۰۷:۳۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۹
    0 0
    ایران و اکراین مرغ های نذری دو قدرت هستن وابستگی ایران بهشرق بعد انقلاب و اکراین به غرب بعد انقلاب شوروی مشهود است،فقط در این مسیر کشورهای ایران و اکراین در حال صدمه و کشته شدن عزیزانشان هستند آمریکل و روسیه عروسک ها و نفوذی های خود را در قالب های مختلف بکار گرفتند تا عمق راهبردشان را حفظ کند اما کشور ایران هم عمق راهبردش را خوب تعریف کرده پول بده و بعد یک دفعه همه چیز را بده سوریه لبنان غزه، ایران سه سر باخت ،پول داد باخت،عمق راهبرد را داد باخت،حخودش هم درگیر شد باخت و با اعتماد به نفس (ماپیروزیم)در حال فتح قلل دیگر هست،ما پیروزید
  • شهروز IR ۰۷:۳۵ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۹
    0 2
    علت اصلی حمله ترامپ به ایران همین جناب پوتین بود . ترامپ وقتی دید نمی‌تونه پوتین رو وادار به صلح یا عقب‌نشینی کنه ، با حمله به ایران به نوعی با پوتین مقابله به مثل کرد .
  • IR ۰۸:۱۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۹
    0 0
    به گفته دکتر بابک ایران از جنگ و افزایش قیمت نفت چون مردم به خرید و فروش نفت دسترسی ندارند سود نبرده و قالیباف عمدی یا سهوی به مرم نگفته به جای دلار و طلا نفت بخرید که از افزایش ناشی از بستن تنگه سود کنند هر چند ممکنه با ترددی که به ترکیه دارد در خارج کارهایی کرده باشه ولی چون علنی نکرده خطرناکه که ایا شخصی با ده نفر سود میکند یا چه و فعلا لو نرفته چه میکند و شفاف نیست درامد کشور
  • IR ۰۹:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۹
    1 0
    اصلا قابل مقایسه نیست اوکراین داره از تمام دنیا کمک میگیره نیروی دفاعی نظامی و نفرات پشتیبانی همه چیز تا برابر روسیه دوام بیاره اما ایران چی چند کشور پرقدرت با هم تلاش کردم اما 200روز گذشته هنوز نتونستن هیچ کاری کنم و این نشانه قدرت این ملت بزرگ و با پیشنه ای اصلا مقایسه نمیشه کرد ایران یه قدرت بلامنازع هستش
  • علی بابابخشی IR ۱۰:۴۰ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۹
    0 0
    یک ماه دیگر آمریکا مجبور خواهد شد که محاصره دریائی رارها وکل نیروهایش را به سرحداد کشورش گسیل دهد چرا که جنگی عظیم بااروپا ومقاومتیهای آزادی خواه رخ خواهد داد که نیروهای آمریکائی قادر به مدیریت آن نیستند سر جزیره ایرلند که ترامپ آن راکلید زد وبزودی شله ور خواهد شد وجهانرا پر تنش ترخواهد کرد این یک تحلیل راهبردی است که تحولات جهانی پیشرو آبستن چنین رویدادی آلرم می ده چراغش فعلا زرد است به سمت نارنجی متمایل شده گویا فطع یقین قرمز هم خواهد شد اگر همه این تحولات در کنارهم قرار گیرند قطعی است مگر نظم نوین فعلی ایرانی که درهمه ابعاد پیشتاز است خصوصا راهبرد نظامی وایدئولوژیک تاب آوری الگو جهانی شده که به سمت قله حرکت کرده نبض اقتصاد جهان را دردست گرفته است

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین