بازگشت بزرگ بسکتبال ایران؛ روییدن یک گل در کویر ناکامی

ارزش واقعی مدال بازیهای آسیایی ناگویا در این است که ثابت کرد بسکتبال ایران هنوز تمام نشده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ مدت‌هاست که بسکتبال ایران دیگر آن تیمی نیست که از نامش در آسیا هراس داشته باشند. سال‌هایی که ایران یکی از قدرت‌های بلامنازع قاره بود و حضورش در جمع مدعیان اتفاقی عادی به شمار می‌رفت، حالا به خاطره تبدیل شده است. بعد از خداحافظی نسل طلایی و به‌ویژه حامد حدادی، بسکتبال ایران نه‌تنها از آن روزهای درخشان فاصله گرفت، بلکه در بسیاری از مسابقات برای رسیدن به حداقل‌های گذشته هم با مشکل مواجه شد.

کار به جایی رسید که حتی در جام ملت‌های آسیا نیز نتوانستیم خودمان را به جمع هشت تیم برتر برسانیم و در پنجره‌های انتخابی جام جهانی، مقابل تیم‌هایی که زمانی برای بسکتبال ایران حریفان درجه دوم محسوب می‌شدند، به دردسر افتادیم و حتی شکست‌هایی را تجربه کردیم. همین روند باعث شد امیدها نسبت به آینده این رشته روزبه‌روز کم‌رنگ‌تر شود. نسلی که قرار بود جایگزین ستاره‌های بزرگ گذشته شود، هنوز نتوانسته بود نشانه‌ای جدی از بازگشت ایران به سطح اول آسیا ارائه کند.

در چنین شرایطی، شکست سنگین و ناامیدکننده برابر کره جنوبی، آن هم مقابل قهرمان جام، آخرین ضربه به خوش‌بینی‌ها بود. کمتر کسی تصور می‌کرد تیم ملی بتواند تنها چند روز بعد ورق را برگرداند و در دیدار رده‌بندی مقابل چینِ بزرگ و مدعی، نمایشی ارائه کند که حاصلش یک مدال برنز ارزشمند باشد. اما بسکتبال ایران برگشت، درست در زمانی که شاید کمتر کسی انتظارش را داشت.

این برنز شاید در مقایسه با طلاهای سال‌های نه‌چندان دور افتخار بزرگی به نظر نرسد، اما برای بسکتبالی که مدت‌هاست در کویر ناکامی به دنبال نشانه‌ای از حیات می‌گردد، چیزی شبیه روییدن یک گل جذاب در دل کویر است. مدالی که بیش از ارزش فلز آن، پیامش اهمیت دارد: هنوز می‌توان امیدوار بود.

تیم ملی مقابل چین فقط برای کسب برنز بازی نکرد، برای بازگرداندن بخشی از اعتبار ازدست‌رفته بسکتبال ایران جنگید. تیمی که پس از یک شروع خوب، در کوارتر دوم مسیر مسابقه را تغییر داد، در کوارتر سوم کنترل بازی را به دست گرفت و در کوارتر پایانی چهره یک تیم برنده را به نمایش گذاشت.

شاگردان مانولوپولوس در بازی رده بندی نشان دادند که اگر برنامه وجود داشته باشد، اگر بازیکنان جوان فرصت پیدا کنند و اگر به نسل جدید اعتماد شود، فاصله ایران با قدرت‌های بزرگ آسیا آن‌قدرها هم که تصور می‌کردیم، زیاد نیست.

مبین دوباره پرتاب‌هایش را به درون سبد فرستاد، ارسلان کاظمی زیر حلقه جنگید و تجربه‌اش را به رخ کشید، حیدری از استعدادش پرده برداشت و جمشیدی برای هر توپ تا آخرین توانش جنگید. از پیتر گرگوریان و متین آقاجانپور تا مهدی جعفری، سالار منجی و دیگر بازیکنان، این تیم امروز تصویری متفاوت از بسکتبال ایران ارائه کرد، تصویری که مدت‌ها بود ندیده بودیم.

شاید نباید برای یک مدال برنز بیش از اندازه هیجان‌زده شویم و آن را با طلاهای نسل طلایی مقایسه کنیم. اما نباید ارزش این برنز را هم دست‌کم گرفت. ارزش واقعی این مدال در این است که ثابت کرد بسکتبال ایران هنوز تمام نشده است. این مدال می‌تواند نقطه شروع باشد البته فقط اگر آن را به یک اتفاق مقطعی تبدیل نکنیم.

بازگشت به روزهای اوج، با یک برد مقابل چین یا یک مدال برنز اتفاق نمی‌افتد. نیاز به برنامه‌ریزی، کار پایه، کشف و پرورش استعدادها، میدان دادن واقعی به پدیده‌های جوان، اردوهای منظم، مسابقات تدارکاتی باکیفیت و البته تداوم دارد. اگر قرار باشد بعد از این مدال دوباره همه‌چیز به روال گذشته برگردد، این برنز هم خیلی زود به یک خاطره تبدیل خواهد شد. اما اگر از این موفقیت برای ساختن آینده استفاده شود، داستان می‌تواند متفاوت باشد.

شاید بسکتبال ایران هنوز برای بازگشت به قله راه زیادی در پیش داشته باشد، اما امروز یک نشانه مهم دریافت کردیم. بعد از سال‌ها ناکامی، بعد از روزهایی که حتی عبور از مرحله گروهی و رسیدن به جمع هشت تیم برتر آسیا به آرزو تبدیل شده بود، یک نسل جدید نشان داد که می‌تواند مقابل یکی از قدرت‌های سنتی قاره بایستد و پیروز شود. این برنز شاید مدال طلا نباشد، اما می‌تواند بذر بازگشت به روزهای طلایی باشد؛ به شرط آنکه این بار، قدرش را بدانیم.

253 258

کد مطلب 2277770

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 12 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین